آیا نظام سیاسی آمریکا ترامپ را تحمل میکند؟
شعارهای انتخاباتی و ساختار شکنانه ترامپ در آمریکا هم بی سابقه بوده و هم با استقبال گسترده در این کشور روبرو شده است.

1- شعارهای انتخاباتی و ساختار شکنانه ترامپ در آمریکا هم بی سابقه بوده و هم با استقبال گسترده در این کشور روبرو شده است و این استقبال خود نشانه شدت و گستره احساس سرخوردگی و ناکامی مردم و شکاف سیاسی در این کشور است.
باراک اوباما با شعار «تغییر» در سیاستهای داخلی و خارجی به جای مانده از دولت جرج بوش پسر در انتخابات سال 2008 به پیروزی دست یافت.
در حوزه سیاست خارجی گفتگو با ایران و دست برداشتن از یک جانبه گرایی در مناسبات بین المللی و توقف سیاست های جنگ طلبانه جرج بوش پسر و راستگراهای مسیحی و کاهش نیروهای نظامی در جهان و بودجه نظامی، تعطیلی زندان گوانتانامو و ... مهمترین شعارهای انتخاباتی وی بود.
هر چند دولت اوباما در زمینه گفتگو با ایران و چند جانبهگرایی و سیاستهای جنگ طلبانه به موفقیتهایی دست یافته است ولی در همین دولت مناقشه آمریکا با روسیه در زمینه اوکراین، سوریه و ... و مناقشه با چین در زمینه تجارت و دریای چین و ... به اوج رسیده است تا اندازهای که و برخی صاحبنظران جهان درباره آغاز جنگ سرد جدید و حتی جنگ جهانی سوم هشدار میدهند.
در حوزه داخلی نیز اوباما وعده داد پنج میلیون شغل سبز ایجاد کند، کسری بودجه را مهار کند و بدهی های دولت فدرال را کاهش دهد، مالیات طبقه متوسط را افزایش ندهد، آزادی های مدنی را تقویت کند، به حریم خصوصی افراد احترام گذاشته شود. اما آن طور که محافل رسانهای و کارشناسی آمریکا تصریح میکنند این وعدهها نیز غالبا عملی نشده است.
2- در هر حال نکته قابل توجه این است که آیا نظام سیاسی آمریکا درنهایت پیروزی ترامپ در انتخابات را با وجود این شعارهای ساختار شکنانه تحمل میکند؟ در جواب میتوان چند گمانه را مطرح کرد:
الف) ممکن است شعارهای انتخاباتی و ساختار شکنانه ترامپ تصنعی و برای رای آوری باشد و او پس از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا وعدهها و شعارهای انتخاباتی خود را به فراموشی بسپارد و یا با کمی تغییر - نه تغییر راهبردی - سیاستهای گذشته آمریکا را دنبال کند. این رویهای است که در چند دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دنبال شده و همین موضوع ظاهرا مهمترین عامل تشدید احساس سرخوردگی و ناکامی در این کشور در سالهای گذشته است. اگر در این انتخابات باز هم شعارهای انتخاباتی تصنعی باشد معلوم نیست حاکمیت بتواند در دوره بعد پیامدهای شکاف سیاسی بازتشدید شده در این کشور را مهار کند، همانطوری که در همین دوره انتخابات نیز بسیاری نگران پیامدهای شکاف سیاسی موجود در این کشور هستند.
ب) گزینه دیگر این است که شعارهای انتخاباتی وی تصنعی نباشد و انتقادات وی از نظام سیاسی آمریکا جدی باشد. در این صورت احتمالا پیروزی وی در انتخابات منتفی است و بنابراین او با طرح اتهاماتی - مانند اتهام اخیر درباره تجاوز به یک دختر 13 ساله - و انتشار نظرسنجیهایی درباره برتری آراء کلینتون و سخن گفتن از تاثیر این قبیل اتهامها بر کاهش آراء ترامپ و یا به بهانه بدست نیاوردن آراء الکترال از چرخه قدرت سیاسی آمریکا کنار گذاشته میشود.
ج) گزینه دیگر این است که چون میزان احساس سرخوردگی و ناکامی از نظام سیاسی در آمریکا به حد انفجار رسیده است، تصمیم سازان و تصمیم گیران واقعا به فکر اصلاحات سیاسی، اقتصادی در این کشور افتادهاند، بنابراین ترامپ اساسا سناریویی از پیش طراحی شده برای انجام این اصلاحات است.
اما این گزینه نیز به نظر منتفی میرسد زیرا اگر احساس سرخوردگی و ناکامی از نظام سیاسی در آمریکا به حد انفجار رسیده باشد، کاخ سفید نیاز به رئیس جمهوری عاقل و باتجربه دارد که بتواند این بار را در شرایط سخت بر دوش کشد. عملکرد پر اشتباه ترامپ تا کنون نشان میدهد که وی مرد شرایط سخت نیست. مگر اینکه قرار بر این باشد که پس از پیروزی در انتخابات ترامپ تنها ایفاء گر نقشی باشد که مشاوران و اتاقهای فکر مهم آمریکا برای او تعریف میکنند.
3- برخی معتقد هستند که در آمریکا دموکراسی واقعی وجود دارد و به همین علت هر چه مردم بخواهند همان میشود، غافل از اینکه اندیشمندان سیاسی دو هزاره گذشته و هم چنین تجربه جهانی - بخصوص تجربه فاشیسم- اشکار کرده است که تحقق دموکراسی محض امکان پذیر نیست و همواره باید بین مطالبات مردم و خواستههای نخبگان سیاسی اجتماعی اقتصادی و ... توازنی بر قرار شود. از این گذشته این نخبگان و کارشناسان عالی رتبه یک کشور هستند که هم باید این توازن را بررسی کنند و هم برای حفظ آن تلاش کنند. ضمن اینکه، بحرانی همچون ظهور ترامپ در آمریکا نشان دهنده بهم خوردن توازن بین مطالبات مردم و نخبگان این کشور و گرایش نظام سیاسی این کشور به تامین مطالبات نخبگان این کشور و تامین نشدن خواستههای تودههای مردم در این کشور - حتی در دولت باراک اوباما که با شعار انتخاباتی تغییر و عدالت پا به میدان رقابتهای انتخاباتی و سیاسی گذاشت- است.
4- در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آنچه در صندوقهای رای ریخته میشود آراء واقعی مردم این کشور نیست. طرفداران شعارهای ساختار شکنانه ترامپ کسانی هستند که از نظام سیاسی آمریکا - حتی از دولت اوباما که با شعار انتخاباتی «تغییر» بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا نشسته است- سرخورده شدهاند و ظاهرا با رای دادن به وی در پی انتقام گرفتن از نظامی سیاسی این کشور هستند و طرفداران کلینتون نیز غالبا کسانی هستند که برای فرار از گزینه بدتر- یعنی ترامپ - به وی رای میدهند.
5- در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روزی نیست که نظر سنجی منتشر نشود و در آن به برتری یکی از نامزدهای دو حزب آمریکا، هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، نسبت به دیگری اشاره نشود. جالب اینکه مخاطبان نیز با شور و هیجان و حساسیت ویژه این نظر سنجیها را پیگیری میکنند و تصور میکنند واقعا نتیجه انتخابات در آمریکا متناسب با نتیجه این نظرسنجیها رقم میخورد. این در حالی است که هرچند ممکن است تغییراتی در نظرات رای دهندگان در آستانه انتخابات صورت گیرد ولی نمیتوان از نظرسنجی- مانند یک دماسنج یا ترازو - انتظار داشت بتواند این تغییرات را ارزیابی کند. بنابراین این نظرسنجیها بیش از این که رویکرد واقعگرایانه داشته باشند بازی رسانهای است.
------------------------------------------
بررسی و تحلیل/ عبدالرضا خلیلی