
به گزارش سرویس بین الملل
خبرگزاری صدا وسیما، رخدادهای حاکی است هنگامی که عبدالفتاح السیسی در مصر روی کار آمد، عربستانی ها به وی اقبال نشان دادند و به سوی وی و حاکمیت جدید مصر متمایل شدند و مصر هم در مقابل از نزدیک شدن به سعودی ها و کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال سر و سامان بخشیدن به اوضاع اقتصادی خود بود ولی سیر روابط قاهره و ریاض با سفری که ملک سلمان به مصر داشت و بحث جزایر صنافیر و تیران وارد مرحله جدیدی شد.
دکتر امین نجار ، کارشناس امور غرب آسیا ، تکانه های روابط قاهره و ریاض را بررسی کرده است.
سعودی ها با توجه به خط مشی خود به دنبال این بودند که به نوعی خود را سرور جهان عرب معرفی کنند موضوعی که مصری ها با آن کنار نمی آیند و مهمتر اینکه در بحث سوریه و یمن هم نشانه های عدم پیروی مصر از عربستان کاملا مشهود شد.
اینها از جمله مهمترین مواردی بودند که در گذر زمان زمینه هر چه بیشتر سردی روابط بین این دو کشور را فراهم کردند هر چند که موارد دیگری هم بعدا به آن اضافه شد که به تفصیل به آنها هم پرداخته خواهد شد ولی انچه که در حال حاضر مسلم است اینکه سردی کاملا بر روابط دو طرف حاکم است تا انجا که رسانه ها از شرط عبدالفتاح السیسی رئیس جمهوری مصر برای از بین رفتن یخ روابط که شامل عذرخواهی ملک سلمان است سخن می گویند.
تیر خلاص عربستان به روابط با قاهره:
سردی روابط بین عربستان و قاهره تنها به همین جا هم ختم نمی شود تا آنجا که در هفته های اخیر عربستان با ایجاد یک پایگاه نظامی در جیبوتی و حذف نام اخوان المسلمین از فهرست سازمان های تروریستی به گونه ای به روابط دو کشور تیر خلاص زد.
روابط مصروعربستان طی هفتههای اخیر شاهد تنش محسوس بود و تلاشهای امارات و کویت برای کاهش این تنش تا کنون راه به جایی نبرده است همچنان که روابط بین مقامات دو کشور قطع بوده و شرکت نفتی سعودی ارامکو نیز همکاری با مصر را به تعلیق درآورده است.
لازم به ذکر است که اختلافات بین قاهره و ریاض بیشتر در اکتبر گذشته و به دنبال اعلام نارضایتی عربستان از رأی قاهره به طرح روسیه درباره سوریه در شورای امنیت، علنی شد و به دنبال آن شرکت نفتی ارامکو عربستان صادرات فرآورده های نفتی خود به مصر را متوقف کرد به طوری که این اختلاف دیدگاه ها بین مصر و عربستان بر سر پرونده های سوریه و یمن منجر به تنش هر چه بیشتر در روابط دو کشور شد تا حدی که عبدالله المعلمی نماینده عربستان در سازمان ملل موضع مصر در قبال سوریه را «دردناک» توصیف کرد.
علاوه بر آن دامنه اختلافات عربستان و مصر به خصوص در تلاش قاهره برای نزدیک شدن به ایران گسترده تر شد و به دنبال آن نیز تصمیم ریاض برای ایجاد پایگاه نظامی در جیبوتی باعث خشم هر چه بیشتر قاهره شد هر چند که مصر تا کنون رویه محافظه کارانه ای را در این زمینه در پیش گرفته است.
در همین خصوص روزنامه الفجر با اشاره به خشم قاهره از رفتارهای عربستان سعودی نوشت که تصمیم عربستان برای ایجاد پایگاه نظامی در جیبوتی برای دولت مصر غافلگیرکننده نبود زیرا مقامات این کشور از جزئیات دیدارهای مسئولان سعودی و مقامات چند کشور آفریقایی در پشت درهای بسته اطلاع داشتند.
بر اساس این گزارش، تعدادی از مسئولان چند کشور آفریقایی اعم از اریتره، اتیوپی، سومالی و اوگاندا بارها برای مذاکره با ریاض درباره پاره ای از مسائل از جمله هماهنگی نظامی و سیاسی به عربستان سفر کرده اند.
به طوری که از شواهد برمی آید نفوذ عربستان به قلب آفریقا باعث خشم هر چه بیشتر مصر شده است چرا که قاهره مخالف نفوذ این کشورها در مناطق نفوذ مصر است و این در حالی است که عربستان همزمان با هماهنگی های نظامی به این کشورها وعده های مالی داده است که از دیدگاه قاهره همزمانی این تحرکات سعودی با تنش های ایجاد شده در روابط بین قاهره و ریاض، این تنش ها را تشدید می کند.
تحولات سوریه و تاثیر آن بر روابط عربستان و قاهره:
در بحث سوریه هم شاهد تحولی نسبی در مواضع قاهره هستیم و این در برخورد با طرح روسها و فرانسوی ها درباره سوریه است که به نوعی ناخرسندی ریاض را به دنبال داشت و همین مواضع بود که روابط میان مصر و عربستان را به سردی بیشتر سوق داد.
مصر خواستار حل و فصل پرونده سوریه به نحوی است که با دیدگاه عربستان- قطر و ترکیه منافات دارد. مصر در موضوع سوریه نگاه جاهلانه و ویرانگرانه مانند سعودی ها ندارد و از حاکمیت و تمامیت اراضی سوریه حمایت می کند و در راستای کمک به گروههای مسلح حرکت نمی کند.
به نظر تحلیلگران امور مصر، به نظرمی رسد که پس از روی کار آمدن ملک سلمان نوعی نگرش خیال پردازنه برای حاکمان ریاض ایجاد شد که عربستان می تواند رهبری منطقه را بر عهده بگیرد اما شاید این نکته را فراموش کرده اند که مصر به هر اندازه هم که غرق در بحران اقتصادی و نابسامانی های داخلی باشد حاضر نیست که از مواضع خود در برخی پرونده ها کوتاه بیاید.
و اما سئوالی که در اینجا مطرح است اینکه سوق داده شدن روابط قاهره- ریاض به سوی قطع شدن است یا اوضاع به شکل دیگری است؟
به نظر می رسد که همه شواهد اخیر حکایت از بحران دارد هر چند که اعلام نشده باشد چرا که اینکه شرکت آرامکو سعودی برای دومین ماه به مصر نفت صادر نمی کند و دلیلی برای این تصمیم خود بیان نمی کند تفسیر و تحلیل های مختلفی را به ذهن متبادر می کند در حالی که ریاض متعهد شده بود که به مدت 5 سال به موجب توافق 23 میلیارد دلاری نفت به مصر بدهد.
همانطور که گفته شد عربستان از جمله اولین کشورهایی بود که به عبدالفتاح السیسی اقبال نشان داد و کمک های زیادی از نظر اقتصادی به مصر کرد اما اینجا باید پرسید که چه شد که روابط طرفین به این مرحله از سردی گرائید به ویژه که آثار بحران در روابط دو کشور به خوبی خود را نشان داده است و نشانه های آن آشکار شده است؟
از نگاه تحلیلگران این بحران به سیاست خارجی مصر مربوط می شود. در ابتدا السیسی به کمک های سعودی ها و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس برای سر و سامان دادن به اقتصاد مصر تکیه کرد اما بعدها مشخص شد که این کمکها برای رضای خدا نبوده است و سعودی ها به دنبال همراه کردن قاهره با خود در پرونده های منطقه ای بوده اند.
اوج این اختلاف در تضاد مواضع مصر و عربستان بر سر سوریه بود به طوری که عبدالله المعلمی نماینده دائم عربستان در سازمان ملل پس از حمایت مصر از طرح روسها درباره سوریه گفت:این دردناک است که سنگال و مالزی به توافق عربی بیش از مصر پایبند باشند.
این اولین انتقاد آشکار سعودی ها از سیاست قاهره بود و سپس صدور نفت به مصر تا اطلاع ثانوی متوقف شد که این موضوع منجر به گرمی روابط قاهره و تهران شد.
تضاد در مواضع درباره پرونده های منطقه ای به سوریه محدود نماند و درباره یمن نیز مصر فقط به مشارکت محدود لجستیکی در ائتلاف عربی به رهبری سعودی ها علیه یمنی ها اکتفا کرد و هرگز در عرصه رزمی در کنار سعودی ها قرار نگرفت.
اینکه السیسی چندی قبل در خطابه ای در برابر نظامیان این کشور اعلام کرد که جز دربرابر خداوند سرتعظیم فرود نمی آورد؛ نشان دهنده این موضوع است که اولویت های ژنرال السیسی با ملک سلمان کاملا متفاوت است. در واقع السیسی نشان داد که سیاست خارجی مصر در قبال سوریه و دیگر موضوعات کاملا مستقل است و قاهره زیر بار دیکته خارجی نمی رود. مصر با عربستان درباره پرونده های سوریه، یمن، لیبی، ایران و ترکیه نگاه یکسانی ندارد و در این میان منافع خود را دنبال می کند.
اینکه بحران میان مصر و عربستان در خصوص سوریه چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد موضوعی است که به این اختلافات شدت بخشیده است که به احتمال زیاد روند تحولات روزها و ماههای آتی آن را مشخص خواهد کرد.
اختلاف دیدگاه مصر و عربستان در خصوص سوریه
به طور کلی دلایل اختلاف دیدگاهها بین مصر و عربستان در خصوص سوریه را به شرح ذیل بیان کرد:
1- حضور شخصیتهای مهم مصری در نشست گروزنی که حدود چند ماه قبل در چچن برگزار شده بود، شیخ الازهر یکی از این چهرههای مهم بود.
2- گفتمان مصر در قبال سوریه تغییر کرده وعبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر در سخنرانیاش در مجمع عمومی سازمان ملل گفته بود در سوریه جایی برای گروهکهای تروریستی وجود ندارد و پس از او سامح شکری وزیر خارجه مصر نیز در توضیحاتی اعتراف کرد دیدگاههای کشورش با عربستان در خصوص سوریه متفاوت است و مصر به لزوم تغییر رژیم در سوریه معتقد نیست؛ این در حالی است که عربستان معتقد است «بشار اسد» رئیس جمهور قانونی سوریه باید از قدرت کنار گذاشته شود.
3- محمد بن نایف ولیعهد عربستان که برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرده بود در حاشیه این نشست با عبدالفتاح السیسی دیدار نکرده و وزرای خارجه دو کشور نیز به جز نشست کشورهای موسوم به حامیان سوریه، دیدار جداگانهای نداشتهاند.
4- آنچه که از همه مهمتر است دیدار شکری با «محمد جواد ظریف» وزیر خارجه ایران در نیویورک است که در این دیدار موضوعات مختلفی مورد بررسی قرار گرفته که مسأله سوریه مهم ترین آن بوده است. این دیدار و عدم دیدار با مسئولان سعودی به اندازه کافی عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان یا مسئولان رده بالاتر سعودی را شوکه کرد.
با توجه به تفاوت در دیدگاه مصریها و فراز و فرودهای فراوان در تاریخ روابط مصر و عربستان، سعودیها در ارزیابی روابط خود با مصر دچار سوء برداشت شده اند. مسئولان این کشور گمان کرده بودند با کمکهای مالی و سرمایه گذاریهای متعدد میتوانند قاهره را در مسیر مورد علاقه خودشان به حرکت در آورده و از این کشور انتظار داشته باشند مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس از همه تصمیمات ضد ایرانی ریاض و همه جنگهای عربستان حمایت کنند.
در همین زمینه عبدالباری عطوان تحلیلگر برجسته جهان عرب در جدیدترین یاد داشتش اشاره ای دارد به اختلاف دیدگاههای مصر و عربستان که در پایگاه خبری «رأی الیوم» چاپ لبنان به چاپ رسیده است.
وی در این خصوص گفت: اعتراف مصر به اختلاف نظر با عربستان در خصوص آینده سوریه نشان دهنده پایان ماه عسل ریاض در قاهره است چرا که این روابط گرم بین عربستان و مصر فقط پنج ماه به طول انجامید و گامهایی هم که قاهره تا کنون اتخاذ کرده است نتیجه ای جز ضربه زدن به عربستان نداشته است.
عطوان نوشت: کسانی که سفر سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان در آوریل گذشته به مصر را پیگیری کرده بودند متوجه شدند که آمال و آرزوهای زیادی بر همکاری نظامی، سیاسی و اقتصادی مصر و عربستان ایجاد شده بود اما تنها 5 ماه بعد از این سفر که رسانههای مصری آن را تاریخی توصیف کرده بودند؛ شکاف در روابط دو کشور بیشتر شد و آن پیشبینی غلط از آب در آمد و دلایل این ادعا هم پروژه پل ملک سلمان بر روی خلیج عقبه و منطقه آزاد تجاری که قرار بود در صحرای سینا راه اندازی شود بود که دیگر مطرح نشد هر چند که پارلمان مصر هم تا کنون با اعطای مالکیت جزایر تیران و صنافیر به عربستان موافقت نکرده است که این موضوع هم باعث کاهش محبوبیت عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر در میان رسانههای سعودی شد و هم باعث بروز بعضی عکس العملها مبنی بر نارضایتی از این توافق از طرف رژیم صهیونیستی گردید به طوری که منابع اسرائیلی اقدام مشترک سعودی - مصری را نسبت به توافق تعیین و ترسیم مرزهای آبی بین مصر و کشور پادشاهی عربستان سعودی را به مثابه اعلام جنگ بر علیه تل آویو دانستند واحداث پل رابط بین این دو کشور با دو جزیره تیران و صنافیر به طول 50 کیلومتر را محکوم کردند ولی بیشتر از این اقدام عملی در این خصوص انجام نشد چرا که انجام آن را برخلاف موازین معاهده کمپ دیوید می دانستند .
معاهده کمپ دیوید که در گذشته بین اسرائیل و مصر به امضا رسیده است پس از آن انجام شد که رژیم صهیونیستی پس از شکست اعراب در جنگ شش روزه 1967 میلادی، جزایر صنافیر و تیران را به اشغال خود درآورد و تنها پس از امضای معاهده کمپ دیوید اسرائیل حاضر شد از این جزایر خارج شود.
نکته قابل توجه در این خصوص اینکه پس از انجام این اتفاق نظر بین مصر و عربستان هیچ گونه موضعگیری رسمی و عملی در قبال توافق سعودی- مصری از طرف اسرائیل اعلام نشد که بدون شک این موضوع به پشتوانه خدماتی عربستان به رژیم صهیونیستی در ماه های اخیر و اتفاق نظر انها در خصوص موضوعات مهم منطقه ای یعنی سوریه و ایران برمی گردد چرا که عربستان به مواضع مصر در قبال پرونده های منطقه ای از جمله موضوع سوریه و ایران، صرف نظر از منافع مصر توجه دارد هر چند که قاهره موضع گیری خاصی درباره از سرگیری روابط با ایران اتخاذ نکرده است اما به نوعی آرامش در روابط مصر و ایران برقرار است و به همین دلیل از نگاه سعودی ها؛ السیسی به جای تقابل با ایران و قرار گرفتن در کنار ریاض علیه تهران، مایل به برقراری روابط با ایران است.
بهبود مناسبات قاهره - تهران، موانع و چرایی؟
سعودی ها از اینکه سیاست های ایران هراسی ریاض در مصر تاثیر نگذاشته است ناخرسند هستند و آنها هرگز با این موضوع کنار نمی آیند که السیسی با نظام سوریه تمایل داشته باشد و ضد انصارالله یمن اقدامی انجام ندهد.
با توجه به اتفاقات اخیر در روابط عربستان و قاهره به نظر می رسد که تنشهای پیش روی در روابط موجود بین دو کشور به تلاش هر چه بیشتر قاهره برای نزدیکی به تهران بیا نجامد که این امربا مشارکت مصر در مذاکرات «لوزان» در رابطه با بحران سوریه و برنامه ریزی این کشور برای خرید نفت از عراق واضح و آشکار میگردد؛ که این موضوع نیز میتواند نشانه ای برای ازسرگیری احتمالی روابط دو کشور پس از قطع روابط دو طرف از سال 1979 تا کنون باشد.
شایان ذکر است عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر همچنین سامح شکری وزیر خارجه این کشور را برای اجرای سفر دوره ای به چند کشور آفریقایی در آینده نزدیک مامور کرده است و علاوه بر آن السیسی در اجلاس آفریقایی که قرار است ژانویه آینده برگزار شود، شرکت خواهد کرد.
در همین زمینه دکتر «یسری العزباوی» کارشناس مرکز مطالعات سیاسی و استراتژیک الاهرام سناریوهایی را در خصوص احتمال بهبود روابط بین مصر و ایران مطرح کرد که از جمله آن نزدیکی دیدگاه های سیاسی دو طرف درباره بحران های منطقه، عدم ترس مصر از تشیع و صدور انقلاب اسلامی ایران است.
وی در ادامه گفت که دلایل دیگر به استفاده مصر از تهران در زمینه های اقتصادی و هسته ای و دریافت نفت از ایران به ویژه به دنبال قطع کمک های نفتی عربستان به مصر، بازمی گردد.
این کارشناس مصری همچنین به نشانه هایی در خصوص تمایل مصر برای نزدیک شدن به ایران اشاره کرد و افزود که از جمله این نشانه ها تلاش مصر برای تقویت روابط با عراق است همچنانکه طارق الملا وزیر نفت مصر نیز اخیرا به عراق سفر کرده و توافقنامه ای درباره واردات نفت با این کشور امضا کرد.
بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز اخیرا از آمادگی کشورش برای برقرای روابط با مصر از طریق حل و فصل اختلافات بر سر پاره ای از مسائل خبر داده است، هرچند که ازسرگیری روابط مصر و ایران خود با چالش هایی مواجه خواهد بود که عبارتند از:
اول اینکه، هر گونه نزدیکی بین تهران و قاهره به تقویت بحران مصر با عربستان که متحد اصلی رژیم کنونی مصر است، منجر خواهد شد.
مانع دوم رابطه مصر با رژیم صهیونیستی است و این رژیم در صورت نزدیکی قاهره به تهران ساکت نمانده و برای ایجاد شکاف بیشتر ایران و کشورهای عربی تلاش خواهد کرد.
مانع سوم مربوط به سیاست های آمریکا در منطقه است زیرا واشنگتن با هر گونه نزدیکی قدرت های منطقه ای به یکدیگر مخالف است.
جمع بندی
چنین به نظر می رسد که از یک سو شاید آل سعود با سلاح پول و تطمیع بتواند برخی از کشورها را با خود همراه سازد اما سخت بتواند نگاه برخی کشورهای تاثیرگذار را به سوی خود متمایل سازد همان طوری که قاهره و صنعا این شیوه تعامل را نمی پذیرند.
از سوی دیگردیپلماسی روی گردانی، بهترین تعبیری است که میتوان برای روابط امروز عربستان و مصر در نظر گرفت چرا که موافقت مصر با سیاستهای عربستان باعث می شود که مسأله امنیت و ثبات مصر به خطر بیفتد و علاوه بر آن هم پیمانی السیسی با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و تهران برای مصر از هم پیمانی با عربستان مهم تر است و به همین دلیل قاهره سیاستهایی اتخاذ نخواهد کرد که در تضاد با سیاستهای این دو کشور باشد و علاوه بر آن مسئولان مصری به خوبی درک میکنند که جایگزین حکومت بشار اسد یا اخوان المسلمین است یا هرج و مرج خونباری که در لیبی، عراق و یمن جریان دارد.
علاوه بر مواردی که ذکر شد مخالفت مصر با سیاست های عربستان در یمن، شکست عربستان در منطقه و کاهش قدرت نفوذ این کشور در میان کشورهای عربی، مشکلات اقتصادی سعودی ها همه و همه از مواردی است که مصری ها را با این واقعیت روبرو کرده است که فاصله منطقی خود را از ریاض حفظ کنند که پس از سفر وزیر انرژی مصر به بغداد و همزمانی آن با دیدار ظریف وزیر خارجه ایران با سامح شکری همتای مصری اش و بعضی اقدامات دیگر ابعاد این فاصله بیشتر از قبل نمایان شد.