پخش زنده
امروز: -
سمیه فتحی، نویسنده، با تأکید بر ضرورت بازگشت آگاهانه به میراث فکری ایران، شاهنامه را متنی زنده برای بازشناسی هویت زن ایرانی دانست و گفت: متون کهن، خزانهای از باورها و اعتقادات ایرانیانی است که پیش از ما زیستهاند و بسیاری از اندیشههای امروز ما ریشه در همان سنتها دارد.

سمیه فتحی در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صداوسیما افزود: برای فهم نقش مؤثر بانوان در نهضت مقاومتی عصر حاضر، خوانش کهنالگویی کنشگری زنان در شاهنامه، بهعنوان برترین اثر حماسی ایرانی، میتواند مؤلفههایی ارائه دهد که به خلق شخصیتهای زن ریشهدار در متون معاصر کمک کرده و بخشهایی از پازل هویت زن ایرانی را تکمیل کند.
این نویسنده گفت: همچنین در خوانشهای امروز، اغلب کلیت داستانی شاهنامه مورد توجه قرار میگیرد، در حالی که برای اهل نوشتن، عناصر داستانپردازی این اثر اهمیت ویژهای دارد. یکی از این عناصر، شیوه شخصیتپردازی فردوسی است که دقتهای روانشناسانه و نمادین او میتواند در پرورش شخصیتهای چندلایه معاصر بسیار راهگشا باشد.
این پژوهشگر متون کهن با اشاره به تفاوت زنان شاهنامه با تصویر کلیشهای زن در ذهن امروز افزود: فردوسی نگاهی حکیمانه به نقش زن دارد. زن در شاهنامه، اغلب کنشگر است حتی زنانی که چندان مشهور نیستند، مانند برخی کنیزان و دایگان، نقش تعیینکنندهای در پیشبرد داستان دارند.
خانم فتحی گفت: شخصیتهای شاهنامه در پیوند با دو حکمت ایرانی و اسلامی پرورش یافتهاند؛ فردوسی شاعری مسلمان است و باورهای دینیاش بهظرافت در شخصیتپردازیها تنیده شده است. زن ایرانی معاصر برای زیست عاقلانه، نیازمند شناخت هر دو ساحت است تا بتواند هویت ریشهدار خود را به جهان معرفی کند.
وی افزود: در داستانهایی که خطر نابودی ایران جدی است، نقش زنان برجستهتر میشود؛ مانند فرانک در داستان فریدون که با تدبیر و صبوری، زمینه قیام او را فراهم میکند، یا گردآفرید که برای دفاع از ایران در برابر تجاوز بیگانه به میدان میرود. همچنین سیندخت با مدیریت و تدبیر خود، از بروز جنگ جلوگیری کرده و زندگی زال و رودابه را سامان میدهد.
این نویسنده گفت: این نوع خوانش، مفاهیمی، چون تدبیر، مدیریت، وطندوستی و مقاومت را از ناخودآگاه به خودآگاه انسان میآورد و در شرایط سخت، همچون ستونهایی هویتی او را استوار نگه میدارد.
خانم فتحی با انتقاد از جایگاه کمرنگ شاهنامه در آموزش رسمی افزود: در نظام آموزشی ما، خود شاهنامه هم حضور پررنگ و منسجمی ندارد و پرداختها اغلب سطحی است. همین موضوع باعث میشود شناخت هویت ایرانی اسلامی در لایههای عمیق شکل نگیرد. پرداختن به نقش زنان شاهنامه، پس از پرداخت جدی به خود شاهنامه معنا پیدا میکند.