پخش زنده
امروز: -

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، یوسفعلی میرشکاک برای این روزها سرود و آن را به جانهای برومندی که مهیای پیکار و شهادت در راه آیین و وطن زیر آوار جنگ هستند و دلاورانه پایداری میکنند، تقدیم کرد.
دل ای دل به هیچ آرزو خو مکن
گلی جز گل داغ خود بو مکن
فرازآمد اخر ترا روز تنگ
صلایی زن از جان به مردان جنگ
هلا ای دلیران وگردنکشان
سیامک سرشتان سیاوش وشان
به پیکار خوکردگان همچو سام
به مردی چو دستان برآورده نام
فراز آمد آن گردش ایزدی
برآوردسر تیره روز بدی
برآرید جان را چوتیغ از نیام
که باردگر روز ننگ است ونام
زمام وطن هرکه یادآورد
به نزد جهاندار داد آورد
ببندد کمر کین وآویز را
ببندد ره خصم خونریز را
تن وجان خود را فداکرده گیر
چه خواهدشدن را رهاکرده گیر
در این راه خود را فدا کرده ایم
چه خواهد شدن را رها کرده ایم
زجان دل به قالوا بلی داده ایم
دل وجان به آل عبا داده ایم
چو از نام آنان به نام آمدیم
مه نوشدیم وبه بام آمدیم
به بام آمدن آزمون بود وبس
که این نردبان خط خون بود وبس
کسی را که آل علی برکشد
علم برسر بام اختر کشد
فراتر ازین خاک واین خاک بیز
فرامی برد تا دل رستخیز
کسی کو کشد سر ازین خاکدان
ورا پایگه فرق افلاک دان
بیا تا ازین خاکدان بگذریم
زسودای این آب ونان بگذریم
در این پرده آهنگ دیگر کنیم
دگرباره از مرگ سربرکنیم
ازین پرده گر مست سر برکنی
لب از بادهء جاودان ترکنی
سرشت از محرم اگر باشدت
فراروی راهی دگرباشدت
چوتقدیر ما درکف کربلاست
بلایی نمانده ست ماندن بلاست
شهادت بهای بهانه ست وبس
شقایق دراینجا نشانه ست وبس
شقایق نشان با سرو برگ سرخ
نشان باش همواره از مرگ سرخ
به ژرفای پیکار چون کوه باش
گرانبار برخیز ونستوه باش
دلیرانه با خویش بدرود کن
زیان است این زیستن،سودکن
نماند کسی جاودان در جهان
سمندتن از خاکدان برجهان
چو زین پیشتر زمرهء مهر و درد
گذشتند از خود چو مردان مرد
چه بایست ماندن ؟رهایی گزین
ازین گوی گردان جدایی گزین
چوفرجام انسان بجز خاک نیست
ازین رفتن سرخمان باک نیست
شقایق ازاینجا سفر می کند
در آنجا سر از خاک بر می کند
کرا بیم از ناگهان مردن است؟
نه این رخت تن از پی بردن است
گزین سران است جنگی چنین
خوشا گیرودار درنگی چنین
به ایران بیندیش و مردانه باش
نگهدار بنیان این خانه باش
وطن صفحهء سرنوشت همه ست
وطن زادگاه سرشت همه ست
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
که رحمت برآن تربت پاک باد
اگرسربه سر تن به کشتن دهیم
ازآن به که کشور به دشمن دهیم
چوایران نباشد تن من مباد
بدین بوم وبر زنده یک تن مباد