پخش زنده
امروز: -
آیت الله فاضل لنکرانی گفت: خط اصلی که آمریکا و رژیم صهیونی در دنیا دنبال میکنند، این است که سیطرهی بر بشر پیدا کرده و تمام بشر را زیر مجموعه و بردهی خودشان قرار بدهند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، مدیران و معاونین و اساتید حوزه های علمیه خواهران استان مرکزی در قم با آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) دیدار کردند. متن سخنرانی آیت الله فاضل لنکرانی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
از تشریف فرمایی شما تشکر میکنم و امیدوارم در این سفر که موفق به زیارت حضرت معصومه(س)شده و از جلسات با علما و بزرگان بهرهمند میگردید با دست پراز قم برگردید و حوزه مقدسهی استان مرکزی را پر رونقتر و با نشاطتر کنید.ان شاءالله
حوزه علمیه خواهران یکی از برکات بزرگ انقلاب است، قبل از انقلاب در شهرها اصلاً حوزه خواهرانی نبود و در یکی دو شهر حتی در خود قم هم خیلی کمرنگ بود. یکی از نمادهای ارج نهادن اسلام به زنان که ما می توانیم به دنیا نشان دهیم همین حوزههای علمیه خواهران است که امروز در سراسر کشور رواج یافته است به طوری که در بعضی از استانها حضور علمی، سیاسی و معنوی خواهران بیش از برادران است و این از برکات انقلاب و رهبری های داهیانه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و امام شهیدمان رضوان الله تعالی علیه است.
یکی از وجوه و شاید برترین وجه تمایز این انقلاب نسبت به انقلابهای دیگر، دینی بودن این انقلاب است. این انقلاب بر پایه دین تشکیل شد و مردم برای حمایت از دین به میدان آمدند. اگر امروز هم مردم در این تجمعات شبانه که الآن بیش از 60 روز از آن میگذرد حضور دارند عامل اصلی و مهم آن دین است، اگر مسئله حمایت از وطن و کشور هم مطرح میشود به جهت این است که این هم یکی از دستورات دین است.
از فرمایشات بسیار مهم رهبری شهید ما این بود که دشمن تلاش می کند بین دین و وطن تقابل و تضاد نشان دهد در حالی که در اسلام چنین چیزی نیست و اساساً توجه به وطن، بُعد اجتماعی بودن دین را به من و شما تفهیم میکند و نظر کسانی که می گویند دین فقط آمده تا یک فرد خودش را تربیت کند و کاری به دیگران و جامعه و اینکه در دنیای بشر چه میگذرد نداشته باشد، را تخطئه میکند. واقعاً تعجب است افرادی اسم خودشان را متفکر گذاشتهاند اما از فکر و اندیشه درست در کوچکترین مسئله عاجزند.
اگر ما در زاویههای متعدد دین اندیشه کنیم، می یابیم که دین افزون بر اصلاح فرد اصلاً برای اصلاح اجتماع و جامعه آمده، دین دستورات شخصی دارد! در نیمه شب بلند شو و نماز شب بخوان، اهل تهجد باش و روزه بگیر، ولی این مسائل فردی دین در مقابل مسائل اجتماعی آن بسیار ناچیز است، دین برای اداره جامعه آمده و اگر امروز در حوزههای علمیه، چه حوزه برادران و چه حوزه خواهران، این اندیشه بر یک طلبه حاکم نباشد قطعاً بدانید آن طلبه نه هزاران فرسنگ بلکه هزاران سال عقب خواهد بود.
طلبه طراز در زمان ما (چه خواهر و چه برادر) طلبهای است که این اندیشه جامعیت دین را پذیرفته باشد، بداند که دین برای حکومت آمده، ببینید شما امام چه خدمتی به اسلام و حوزههای علمیه کرد؟ دستآورد امام برای حوزههای علمیه به مراتب از دستآورد او برای مظلومین و مردم، بیشتر بود.
آنچه که امام را امام کرد نگاه صحیح او به دین بود، آنچه هم که میتواند هویتی به ما بدهد همین است، اگر فکر میکنیم با تکرار مکررات و جا به جا کردن اصطلاحات و حفظ کردن بعضی از متون، عالم میشویم اشتباه است. ما باید یک هویت علمی پیدا کنیم، به خودمان حقیقت و جوهر جدیدی از علوم حوزوی بدهیم، بیائیم آیات اجتماعی قرآن را بررسی کنیم، الآن در مرکز فقهی ما آیات فقه پزشکی را بعضی از محققین استخراج کرده اند، مخصوصاً شما خانمها که الحمدلله دستی در مسائل حوزوی دارید.
امروز فقه خانواده هنوز خام باقی مانده، هرچند مختصرحرفی در آن زده شده و همایشهایی هم برگزار شده و شاید کتابهایی هم نوشته شده باشد ولی به نظر منِ طلبه هنوز در مرحلهی خام قرار دارد، فقه خانواده بسیار مباحث فقهی موسعی دارد. خانواده یک بخشی از اجتماع است، آن افرادی که میگویند دین یک امر شخصی است قطعاً میگویند ما چیزی به نام فقه خانواده نداریم چه برسد به فقه الاجتماع و فقه حکومت و جامعه!
شما اگر این نگاه را در خودتان تقویت کنید که اسلام برای خانواده دستور دارد؛ این دستورات نه در حد یکسری سفارشهای اخلاقی محدود، بلکه برنامه است، ما برای خانواده نظام داریم و نظامش هم موجود است و باید استخراج بشود. این نظام غیر از آن نظامی است که یک عده در حوزه میگفتند باید این نظام ها را کنار هم بچینیم و دوباره فوق آن یک نظام به دست آوریم. اینها حرفهای بیمبنا و اساسی است. اگر آن نگاه امام نباشد این فقه خانواده یک چیز بی معنایی میشود.
لذا عرضم این است که اولاً نگاهمان را به دین گسترده و باورمان را نسبت به دین بیشتر کنیم، برای دین اهمیت بسیار قائل شویم. اصلاً برای مردم ما از اول انقلاب تا حالا عامل اولی و اصلی دین است، برای احیای دین به میدان آمدند، چون دیدند دین خدا دارد از بین میرود و قبل از انقلاب جز اسمی از اسلام باقی نمانده!. الآن هم یکی از محکمات قرآن مقابلهی با ظلم است، یکی از مهم ترین آیات قرآن این است که کفار نباید بر مسلمانها حکومت داشته باشند.
شما میبینید آن خط اصلیای که آمریکا و اسرائیل در دنیا دنبال میکنند این است که سیطرهی بر بشر پیدا کرده و تمام بشر را زیر مجموعه و بردهی خودشان قرار بدهند، همهی حرفها همین است. فوق مسئلهی نفت و گاز و معادن و منابعی که در کشورها وجود دارد که به دنبال اینها هم هستند و تصریح هم میکنند، اما یهود فکرش تسخیر و بردگی بشراست. اگر آمریکا میخواهد بر این کشور سیطره پیدا کند نه فقط برای بلعیدن معادن و نفت این کشور به تعبیر امام شهیدمان است، میخواهند تک تک افراد ما را در همه جوانب، اسیر و بردهی خودشان کنند، طبق آن فکری که در یهود وجود دارد.
باید به این روایات خوب دقت بفرمائید، یک وقتی جمعی از علما و وعاظ تهران به من گفتند ما وقتی منبر میرویم بعد از منبر در مورد این روایات از ما سوال می شود. آنها ازمن میپرسیدند ما با این روایت چکار کنیم؟ متوجه شدم یک عده در صدد تبلیغ و ترویج این روایات برآمده اند، البته در بعضی از بزرگان و مراجع گذشته رضوان الله تعالی علیهم هم شبیه این نظر وجود داشت که می گفتند قبل از قیام حضرت حجت (عج) هر قیامی که واقع بشود و هر پرچمی که برافراشته گردد طاغوت است، منتها این روایات ناظر به بطلان حکومتی است که مدعی مهدویت باشد، قرائن درآن روایات وجود دارد، حکومتی که حاکمش مردم را به سوی خودش دعوت کند را تخطئه میکند، آنگاه گفتم اگر دلالتش هم روشن باشد اینها با قرآن سازگاری ندارد.
چه کسی باید به این شبههها پاسخ بدهد؟ حوزهها باید پاسخ بدهند، در حوزهها هم فرقی بین حوزه خواهران با برادران نیست هرچند گاهی اوقات خواهران در بعضی از شبهات پاسخهای محکم، دقیقتر و عمیقتری می دهند. به هر حال خواهران محترم از این فرصت استفاده کنید، که امروز درخشانترین دوران حوزههای علمیه است.
از اول انقلاب یک حرفی را در ذهن همه وارد کردند به نام عدالت، این بحث که اسلام و حکومت برای عدالت آمده را در تشریع و دستورات خدا سرایت دادند. گفتند هر حکمی از ناحیه خدا صادر شود باید با عدالت سازگار باشد، بعد هم عده ای با همین حرف احکام خدا را زیر سؤال بردند، گفتند اینکه ارث زن نصف مرد است لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ با عدالت سازگاری ندارد، چکار کنیم؟ بعضی گفتند این حکم مربوط به زمانصدر اسلام بوده و تمام شده! الآن باید قانون دیگری بیاید. و مسائل زیاد دیگر مثل حجاب که چرا زن حجاب داشته باشد و مرد نداشته باشد؟ چرا زن اگر بخواهد از خانه بیرون برود باید با اذن شوهر باشد و بالعکس نباشد؟ تک تک این احکام را کسانی که عاجز از فقاهت و اجتهاد بودند انکار کردند، با تمسک به حرفی بنام عدالت، دین را خطکشی کردند.
نتیجه آنکه اگر میخواهید علمتان قوی بشود و توسعه پیدا کند نگاهتان به دین، چنانچه نگاه فردی و محدود باشد در علم چیزی گیرتان نمیآید، اما اگر نگاهتان عمیق و وسیع همانگونه که امام فرمودند باشد، در علم خیلی رشد میکنید.