در روزهای اخیر خبری بر روی خروجی رسانههایخارجی رفت مبنی بر اینکه دولت مصر اعلام کرده است، بعد از ترسیم مرزهای بین دو کشور عربستان سعودی و مصر، دو جزیره صنافیر و تیران به داخل آبهای منطقهای عربستان سعودی بازگردانده می شود.
به گزارش خبرگزاری اسپوتنیک، منابع اسرائیلی در پاسخ، اقدام مشترک سعودی و مصر را نسبت به توافق تعیین و ترسیم مرزهای آبی بین مصر و کشور پادشاهی عربستان سعودی را به مثابه اعلام جنگ بر علیه تل آویو دانستند و احداث پل رابط بین این دو کشور با دو جزیره تیران و صنافیر به طول 50 کیلومتر را محکوم کردند.
اسرائیل احداث پل بر روی دو جزیره تیران و صنافیر که در ورودی خلیج عقبه واقع شده اند، را به مثابه تهدیدی راهبردی برای خود می داند، چرا که آزادی عملیات ناوبری دریایی را در ورودی جنوبی این تنگه و خلیج با خطر روبه رو می سازد در حالی که به موجب معاهده کمپ دیوید که بین اسرائیل و مصر به امضا رسیده است عملیات ناوبری در تنگه تیران یک حق است، و در بند 5 از این توافقنامه آمده است که دو طرف امضا کننده توافق کمپ دیوید، تنگه تیران را گذرگاه های آبی بین المللی به شمار می آورند، و تمام کشورها حق دارند در آن عملیات ناوبری انجام دهند و هیچ مانعی در این خصوص نباید وجود داشته باشد و نباید در ناوبری و حتی عبور هوایی از حریم آن مشکلی به وجود آید.
گفتنی است در سال 2007 مسئله احداث پل میان مصر و عربستان از طریق این جزایر مطرح شد ولی حسنی مبارک دیکتاتور مخلوع مصر با آن مخالفت کرد. در آن زمان، عمروالشوبکی تحلیلگر سیاسی موسسه مطالعات استراتژیک الاهرام گفته بود یکی از مهمترین دلایل مخالفت به فشارهای سنگین آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از اجرای این طرح برمیگردد. به گفته این تحلیلگر، اسرائیل احداث این پل را خطری برای امنیت راهبردی خود میداند که ماهیت جغرافیایی و جمعیتی سینا را هم تغییر خواهد داد و به همین سبب اسرائیل آن را خط قرمزی برای خود میداند که اجازه عبور از آن را نخواهد داد.
پس از سقوط رژیم حسنی مبارک و به طور مشخص از سال 2012 میلادی، رسانههای سعودی بار دیگر از مرتبط شدن عربستان و مصر با پل ملک عبدالله سخن گفتند به طوری که در همان زمان روزنامه الوطن به نقل از یک منبع در وزارت حمل و نقل عربستان نوشت کار برای اجرای طرح (احداث پل میان عربستان و مصر) از اواسط سال 2013 با هزینه اولیه سه میلیارد دلار آغاز خواهد شد. رادیو اسرائیل همان زمان در واکنش به این طرح، آن را تهدید استراتژیک برای رژیم صهیونیستی و مغایر با توافقنامه امضا شده میان تل آویو و قاهره اعلام کرد، این توافق بر آزادی کشتیرانی اسرائیلی از طریق تنگه تیران تاکید میکرد.
موضع اسرائیل بیانگر اهمیت راهبردی جزایر تیران و صنافیر است که در شمال دریای سرخ و ورودی خلیج عقبه قرار دارد، اولین جزیره تنها چهار مایل با شرمالشیخ و دو مایل با صنافیر فاصله دارد و اهمیت آن به این خاطر است که در ورودی خلیج عقبه قرار دارد به طوری که این خلیج را تقریبا از نظر جغرافیایی به محیط بسته تبدیل میکند و سبب میشود تا این دو جزیره بر دریانوردی بین المللی در خلیج عقبه کنترل و سیطره داشته باشد.
رژیم صهیونیستی پس از شکست اعراب در جنگ شش روزه 1967 میلادی، جزایر صنافیر و تیران را به اشغال خود درآورد و تنها پس از امضای معاهده کمپ دیوید اسرائیل حاضر شد پس از دریافت تضمینهای قاطع بین المللی از این جزایر خارج شود. البته رژیم اسرائیل نظامیان خود را به صورت صوری خارج کرده بود و نیروهای بین المللی که در حقیقت حامیان اسرائیل از طریق سازمان ملل و شورای امنیت تحت سیطره آمریکا هستند، جایگزین آنها شدند و از آن زمان عملا رژیم سعودی حاکمیت خود را بر این منطقه راهبردی در دریای سرخ از دست داد و حاکمیت اصلی آن در اختیار تل آویو بوده است.
پس از امضای پیمان ننگین سازش موسوم به کمپ دیوید در سال 1979 میان مصر و رژیم صهیونیستی، قاهره از دو جزیره مذکور صرف نظر کرد تا نیروهای بین المللی چند ملیتی در آن مستقر و بر آن مسلط شوند. بر اساس پروکل نظامی معاهده کمپ دیوید، جزایر صنافیر و تیران در چارچوب منطقه «ج» قرار گرفت به طوری که بر اساس آن مصر هیچ حقی ندارد که در این جزایر حضور نظامی داشته باشد و نیز شهروندان سعودی و مصری هم حق ندارند به این جزایر سفر کنند، مگر با هماهنگی نیروهای بین المللی مستقر در این جزایر. همچنین کشتیهای جنگی مصر و عربستان حق نزدیک شدن به این جزایر را بدون اجازه و موافقت نیروهای بین المللی ندارند، حتی کشتیهای گردشگری مصری که از شرمالشیخ میآمدند تنها به دور زدن این جزایر بدون پهلوگیری در این جزایر اکتفا میکردند. تمام این شروط به نفع رژیم اشغالگر قدس بوده است.
در سفری که در چند روز گذشته ملک سلمان به مصر انجام داد، ایدهای را که فهد بن عبدالعزیز مطرح کرد و برادر متوفایش یعنی ملک عبدالله برای اجرای آن تلاش کرد، بر زبان جاری کرد و نام آن را پل ملک سلمان گذاشت و آن را تاریخی توصیف کرد چرا که به گفته وی این پل ارتباط زمینی قارههای آسیا و آفریقا را ممکن میکند.
ولی نکته قابل توجه اینکه تا کنون هیچ موضعگیری یا اظهارنظر رسمی از اراضی اشغالی در قبال این توافق سعودی-مصری اعلام نشده است، رژیمی که قبلا چنین موضوعی را خطری برای امنیت خود قلمداد میکرد.
آنچه که مسلم است در طول سالهای گذشته و به ویژه در ماههای اخیر، عربستان سعودی خدمات زیادی به رژیم اشغالگر قدس ارائه کرده است، پادشاهی سعودی میلیاردها دلار نفتی برای ادامه جنگ علیه سوریه هزینه کرده است، کاملا چشمان خود را به روی عملیات کشتار و آوارگی مستمر فلسطینیها به دست صهیونیستها بستهاست و حتی پوشش سیاسی خود را علنا از لبنان برداشتهاند و مهمتر از همه اینکه با قرار دادن حزب الله جنبش مقاوم مردمی در فهرست سازمانهای تروریستی خود و اعمال فشار بر دیگر حکومتهای عربی برای همراهی با این تصمیم خصمانه، بزرگترین هدیه را به اشغالگران قدس تقدیم کردند.
دگرگونی تحولات و فاش شدن روابط نزدیک میان پادشاهی سعودی و رژیم اشغالگر قدس در طول چندین دهه از زمان نامه ملک عبدالعزیز توسعه یافت که طی آن ملک عبدالعزیز سرزمین فلسطین را در طبقی از طلا به صهیونیستها تقدیم کرد که سند آن را با متن نامه عبدالعزیز، چند سال پیش محافل مخالف آل سعود منتشر کرده بودندو متن آن چنین است: بسم الله الرحمن الرحیم، من سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل الفیصل آل سعود برای هزار بار نزد سر پرسی کاکس نماینده بریطانیای کبیر اعتراف و اذعان میکنم که از نظر من هیچ مانعی برای واگذاری فلسطین برای اسکان یهودیان یا دیگرانی که بریتانیا تشخص دهد، وجود ندارد، من تا قیامت هم این نظرم را تغییر نخواهم داد.
سند این نامه عبدالعزیز به نماینده استعمار انگلیس در مجله موسوم به الحرس متعلق به مخالفان آل سعود در جریان همایش علمای سرزمین حجاز در بیست و یکم جولای 1991 میلادی منتشر شده بود.
این سند بهترین دلیل بر موافقت آل سعود برای باقی ماندن رژیم اسرائیل در جزایر تیران و صنافیر دو جزیره بسیار مهم در دریای سرخ است تا بتواند همچنان بر خلیج عقبه تسلط داده باشد و بتواند به راحتی به آبهای دریای سرخ دسترسی داشته باشد. البته ناگفته نماند که چهار سال پیش هم سید حسن نصرالله دبیر کل جنبش حزب الله لبنان، به صراحت خطاب به آل سعود گفت به جای اشغال بحرین، جزیرههای اشغال شده خود را از اسرائیل پس بگیرد.
و اما در پایان شاید بتوان دلایل این سکوت اخیر رژیم صهیونیستی بر روی این اقدام راهبردی را اصرار حاکمان سعودی بر تقویت روابط خود با رژیم اشغالگر قدس دانست و اینجا کافی است برای تشریح بهتر این قضیه به افشاگری یک منبع دیپلماتیک اروپایی اشاره کنیم که به نقل از یک مسئول بلندپایه سعودی نزدیک به دربار پادشاهی گفته بود اولویت ملک سلمان رویارویی با ایران و تقویت روابط با اسرائیل، قطر و ترکیه با تایید و تمجید آمریکا همراه است، این افشاگری در روزنامه نیویورک تایمز صورت گرفته بود.
البته باید گفت نشستها و دیدارهای مکرر مقامات سعودی و صهیونیستی دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست و مقامات سعودی دیگر ابایی از بیان و رسانهای شدن آن ندارند همانطور که جنگ یمن یکی از مهمترین صحنههای همکاری و هماهنگی آل سعود با رژیم صهیونیستی است و مقامات و محافل یمنی بارها از مشارکت رژیم صهیونیستی در جنگ و ویرانگری در یمن در کنار متجاوزان سعودی سخن گفتهاند.
لازم به ذکر است که بیش از چهار دهه است که رژیم اشغالگر اسرائیل بخشی از خاک عربستان یعنی جزایر صنافیر و تیران را تحت سیطره خود قرار داده بدون اینکه مردم عربستان از این موضوع مطلع باشند و این رژیم هیچ اقدامی برای بازپسگیری آن انجام نداده بود.
-------------------------------------------
بررسی و تحلیل/ امین نجار