اعتراف دیرهنگام، چه کسی مسوول خون های ریخته شده است؟
کاخ سفید بر تغییر موضع امریکا در خصوص پذیرش بشار اسد به عنوان رئیس جمهورسوریه مهر تائید زد، آیا حالا امریکا و متحدانش حاضر به جبران خسارت هایی که به این کشور با حمایت از گروههای تروریستی وارد کردند خواهند شد؟
«شان اسپایسر» سخنگوی کاخ سفید در کنفرانس خبری روز جمعه خود در پاسخ به پرسشی درباره موضع متفاوت دولت جدید آمریکا در قبال سوریه و «بشار اسد» رئیس جمهوری قانونی این کشور گفت : در این مورد واقعیتی سیاسی وجود دارد که ما باید با توجه به وضعیت فعلی آن را بپذیریم.
سخنگوی کاخ سفید با تاکید بر اهمیت کاهش تنش ها در سوریه، گفت: ایالات متحده اولویت های مهمی در سوریه و عراق دارد و مقابله با تروریسم و به ویژه، شکست داعش، در صدر این اولویت ها قرار داد.
پیش از این «نیکی هیلی» نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد هم از چرخش سیاست آمریکا در قبال سوریه خبر داده و گفته بود که برکناری اسد دیگر اولویت واشنگتن نیست. هم زمان رکس تیلرسون وزیر امور خارجه امریکا نیز که به آنکارا رفته بود در کنفرانس خبری مشترک با مولود چاووش اوغلو همتای ترکیه ای خود در پاسخ به پرسشی در باره سرنوشت بشار اسد تاکید کرد که این مردم سوریه هستند که باید در این باره تصمیم بگیرند.
مقام های دولت امریکا حالا پس از گذشت شش سال از بحران آفرینی ساختگی در سوریه به واقعیت هایی اشاره می کنند که مجبور به پذیرش آن شده اند. این واقعیت که تنها مردم سوریه هستند که باید در مورد سرنوشت کشور خود تصمیم بگیرند اصل بنیادینی بود که جمهوری اسلامی ایران بارها بر آن تاکید داشت اما این امریکا و برخی هم پیمانان منطقه ای اش مانند عربستان، قطر وترکیه بودند که با انتقال هزاران مزدور از سراسر جهان به سوریه و آموزش و تجهیز نظامی آنان توسط سازمان سیا در اردوگاه هایی در خاک ترکیه و اردن، در طول شش سال گذشته جنگ ویرانگری را در سوریه به راه انداختند و موجب کشته شدن صدها هزار شهورند سوری، ویرانی بسیاری از زیرساخت های این کشور وآواره گی میلیون ها نفر دیگر شدند. وقاحت متحدان امریکا تا حدی بود که عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان بارها بدون در نظر گرفتن حق تعیین سرنوشت مردم سوریه گفته بود که بشار اسد چه بطور مسالمت آمیز وچه از راه نظامی باید برکنار شود. این در حالی بود که ترکیه نیز به موازات انتقال هزاران مزدور تروریست به خاک سویه با طمع ورزی های ارضی و در خیال برپایی امپراتوری نئوعثمانی، بارها زمینه نشست وهماهنگی گروههای تروریستی را در استانبول فراهم وحتی پس از پیشروی های ارتش سوریه در حلب در مقام وکیل مدافع تروریست ها ایفای نقش کرد و این نقش را در مذاکرات آستانه نیز به نمایش گذاشت زمانی که گروههای تروریستی با چرا غ سبز آنکارا در این مذاکرات یا کارشکنی یا اینکه در مراحل بعدی آن با تاخیر شرکت کردند تا شاید با نفوذ گروه تروریستی النصره به منطقه جوبر دمشق و کسب پیروزی های میدانی در میز مذاکرات دست خالی نباشند.
حالاپس از گذشت شش سال، امریکا به حق مردم سوریه در تعیین سرنوشت خود برای ماندن یا رفتن بشار اسد اعتراف می کند اما باید پرسید این کشور به همراه متحدانش حاضر خواهد شد تمام خسارت های وارد شده به سوریه را جبران نماید؟ یا اینکه با تجهیز بخشی از کردهای سوری به بهانه آزاد سازی رقه در فکر تجزیه این کشور است و از داعش به عنوان جاده صاف کن طرح های خود استفاده می کند؟ چنانچه سخنگوی کاخ سفید ادعا می کند: ایالات متحده اولویت های مهمی در سوریه و عراق دارد و مقابله با تروریسم و به ویژه، شکست داعش، در صدر این اولویت ها قرار داد. روشن است که از ابتدا هم امریکا این هدف را نداشته است که در سوریه حکومتی از گروههای افراطی تشکیل شود اما به نظر می رسد بر اساس تئوری هرج ومرج، می توان گفت که امریکایی ها برای حفظ قدرت برتر خود در منطقه، با استفاده از این گروهها به تحریک گروههای قومی و طائفی در سوریه و البته در عراق و دیگر کشورهای منطقه پرداختند تا با تجزیه کشورهای تاثیر گذار به اجزاءکوچک، طرح خاورمیانه جدید را اجرایی کنند و حالا فقط یک اتفاق دیگر می تواند امریکا را به پذیرش واقعیت های دیگر مجبور نماید و آن پایان دادن به اختلافات قومی ومذهبی و درک این واقعیت از سوی کشورهای منطقه، که چالش های خاورمیانه در اتاق های فکری امریکا و اسراییل برنامه ریزی شده است. نقش امریکا و اسراییل در تجزیه سودان با هدف ضربه زدن به کشورهای عربی نمونه مناسبی است که می تواند برای منطقه عبرت آموز باشد.
------------------------------
بررسی و تحلیل/ رضا محمدمراد