مادر شهید مدافع حرم گفت: خط قرمز محمد، حمایت از ولایت بود و از عدهای که با رفتار و حرفشان مقام معظم رهبری را اذیت میکردند، عصبانی میشد و میگفت «آقا نباید ناراحت شود، آقا که نمیتواند مستقیم بگوید؛ ما سربازیم؛ سرباز باید جلو بیاید. فرمانده باید فرماندهی کند.» محمد واقعا ولایتمدار بود.
مادر این شهید مدافع حرم لقمه حلال را عامل این مسئله میداند و ولایت را تنها خط قرمز محمد بیان میکند.
خانم دبیرسلیمانی مادر شهید مدافع حرم «محمد عبداللهی» می گوید : «محمد» که در منزل او را «مرتضی» صدا میزدیم، ۹ اسفند ۱۳۶۶ در تهران متولد شد. از کودکی بسیار مهربان و با محبت بود. برای پدر خود احترام زیادی قائل میشد و میگفت کارهای خود را به من بگویید تا انجام دهم. هوای من را هم خیلی داشت و سعی میکرد رضایت من و پدر خود را جلب کند.
وقتی محمد را باردار بودم، هرجایی بجزء منزل خود غذا میخوردم، خمس آن را حساب میکردم. محمد هنگام موشک باران در دوران جنگ به دنیا آمد. با وضو به محمد شیر میدادم. پدر وی معتقد بود هرجا نمیتوانی وضو بگیری، تیمم کن. مراقبتهای مالی و لقمه حلال جزء اصول اساسی زندگی ما بود.
وی درباره فعالیتهای شهید در امور اجتماعی و مذهبی هم می گوید : درس محمد در دانشگاه که کم شد، فعالیتهای خود را در مسجد زیاد کرد. درسهای بسیاری از فعالیت در مسجد آموخت و هر سال اسفند بچههای مسجد را به عنوان مربی به مشهد مقدس میبرد. پشتکار زیاد و هوش بالایی داشت. محمد علاقه داشت همه مهارتها را بیاموزد. او در «غواصی»، «راپل»، «پاراگلایدر» و در «تیراندازی» مهارت زیادی داشت.
بارها از وی پرسیدم، این همه آموزش را برای چه میخواهی؛ در جواب تنها می گفت کسی که میخواهد سرباز امام زمان (عج) باشد، باید در همه زمینهها آموزش ببیند تا هرکجا که لازم شد، استفاده کند.
وی تصریح می کند : محمد واقعا ولایت مدار بود. درحالیکه محمد در فتنه سال ۸۸ چندین بار از خطر جدی نجات پیدا کرده بود؛ اما با تمام وجود هرکجا احساس میکرد، باید باشد، حضور پیدا میکرد.
خلوص محمد سبب شده بود که در بسیاری از صحنهها حضور پیدا نکند. شبهای محرم زمانی که هیات شروع میشد، به داخل ایستگاه صلواتی میرفت و برای عزاداران چایی آماده میکرد. پشتکار زیادی داشت و از روحیه خستگی ناپذیری برخوردار بود. هر جا هر کاری بود، محمد بدون آن که مسئولیتی داشته باشد یا اظهار خستگی کند، به دنبال انجام آن میرفت و میگفت «کار نباید روی زمین بماند».
این مادر شهید درباره این که چه مسئلهای باعث شد محمد به سوریه برود؟ هم گفت : شهادت آرزوی قلبی محمد بود. وقتی پدر وی خاطرات جنگ را تعریف میکرد، با حسرت میگفت که چرا ما در آن دوره نبودیم تا در دفاع مقدس شرکت کنیم ؟ محمد دو سال تلاش کرد تا وارد سپاه شود. سپاه را دوست داشت و میگفت پاسدار که باشم، بیشتر میتوانم در صحنه دفاع از انقلاب حضور فعال داشته باشم. همیشه دعا میکردم خدایا فرزندانم عاقبت بخیر شوند و از نمازگزاران باشند. خدایا فرزندانم را برای سربازی امام زمان (عج) حفظ و تربیت کن. محمد برای اعزام به سوریه تلاش بسیاری کرد. مرتبه اولی که محمد میخواست به سوریه برود، من نمیدانستم که سوریه است. فقط به پدر، برادرها و همسر خود گفته بود.
دفعه دوم هم هفت ماه منتظر بود. چند بار رفتن محمد عقب افتاد؛ میگفت نمیدانم چرا کارم درست نمیشود تا بروم. محمد کمک کار پدر بود و میگفت که نکند من بروم این کار بماند، به همسر خود گفته بود شما کار را یاد بگیر تا اگر من نبودم، کار را انجام بدهید. برای دومین مرتبه که میخواست به سوریه برود، در فرودگاه اصرار داشت ما برگردیم؛ ولی دلم نیامد مرتبه دیگر روی ماه محمد را نبینم. همیشه محمد دست من و پدر خود را میبوسید و این دفعه هم همین کار را انجام داد.
وی می افزاید : چهارشنبه ۲۴ آبان ماه سال 1396 در راه منزل بودم که پدر محمد تماس گرفت و گفت کجا هستی؟ ناگهان دلشوره عجیبی گرفتم، چون این حرکت حاج آقا غیرعادی بود. در حال نماز خواندن بودم که صدای مادر همسر شهید را شنیدم. دیگر متوجه نشدم چگونه نماز را به آخر رساندم. از اهالی خانه حال محمد را پرسیدم. گفتند مجروح شده است؛ دلم لرزید. ناگهان حاج آقا «علوی» که استاد محمد بود، به همراه دوستان پسرم وارد خانه شدند و دیگر فهمیدم که چه اتفاقی افتاده است.
مادر می گوید : محمد در مسیر خود ثابت قدم بود. هیچ مسئلهای نمیتوانست مانع وی شود. به دوستان خود گفته بود من حسرت هیچ موضوعی را در دنیا ندارم. الحمدلله زندگی خوبی دارم؛ با اینکه همسر و خانواده خود را بسیار دوست داشت؛ اما امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) را بیشتر دوست داشت. فکر میکنم هر شخصی پیرو ولایت باشد، حتما عاقبت بخیر خواهد شد؛ چرا که در مسیر درستی قدم برمیدارد، به شرطی که از مقام ولایت نه جلوتر برود و نه عقبتر. هم اکنون واقعا حضور محمد را حس میکنم، مطمئن هستم که محمد میآید و کنارمان است. این وعده الهی است: و لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ. بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ. سوره آل عمران آیه ۱۶۹.