قیام مردم در نوزدهم دی ماه ۱۳۵۶، سر آغاز مرحلهای نوین در نهضت اسلامی و حضوری با شکوه برای دفاع از رهبری این نهضت در برابر توطئههای مشترک استبداد و استعمار بود.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما؛ قیام مردم قم در نوزدهم دی ماه ۱۳۵۶ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران محسوب میشود. این رویداد که در حقیقت، اعتراضات مردمی در واکنش به انتشار مقالهی توهینآمیز روزنامه اطلاعات درباره امام خمینی (ره) بود، ابتدا در قم به رویارویی خونین با نیروهای امنیتی رژیم پهلوی انجامید و سپس سایر شهرها را در نوردید و آنها را یکی پس از دیگری به زنجیره قیام علیه پهلوی پیوند داد.
مورخان معتقدند این حادثه ظرفیتی را ایجاد کرد که به حرکت انقلابی مردم برای پیروزی بر استبداد پهلوی سرعت داد؛ بنابراین میتوان گفت این واقعه به مثابه شعله خشم ملت بود که نوزدهم دی ماه از زیر خاکستر سر برآورد و یک سال بعد در بهمن ماه ۵۷، کاخ ظلم پهلوی را به کلی به آتش کشید.
تحلیل این حادثه که چند روز پس از سفر کارتر به تهران و تعریف و تمجیدهای اغراق آمیز او از محمد رضا پهلوی اتفاق افتاد- نشان میدهد رژیم پهلوی با چراغ سبز آمریکا تلاش داشت با اجرای عملیات روانی از طریق رسانه ها، جایگاه مذهب، رهبران مذهبی به ویژه امام خمینی (ره) به عنوان رهبر اصلی نهضت اسلامی را تضعیف کند؛ بنابراین طرح خود را با انتشار مقالهای به نام «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم فردی با نام مستعار احمد رشیدی مطلق، کلید زد. نویسنده یا نویسندگان آن در سراسر مقاله تلاش کردهاند با بهره گیری از تکنیکهای عملیات روانی، چون سیاه نمایی، برچسب زنی و اهریمن سازی به نمادهای مذهبی اهانت کرده و چهره رهبری نهضت اسلامی را مخدوش کنند.
شواهد تاریخی نشان میدهد شاه به صورت مستقیم در این رویداد دخالت داشته است. «آنتونی پارسونز» آخرین سفیر انگلیس در دوران پهلوی در این باره مینویسد: «چند روز پس از عزیمت رئیس جمهور کارتر از ایران، دولت، ناخواسته فتیله باروتی را که به انفجاری بزرگ منجر شد، روشن نمود؛ انفجاری که یک سال بعد سلطنت پهلوی و همه مظاهرش را سرنگون ساخت. چند وقتی بود که حکومتیان از تأثیر مخرب نوارهای سخنرانی [امام]خمینی بر ذهن عامه نگران شده بودند. در اوایل ژانویه، تصمیم گرفته شد که [امام]خمینی بیاعتبار شود. خیلیها فکر میکنند که این تصمیمگیری شخصی داریوش همایون، وزیر اطلاعات بود. اما با توجه به ساختار سلسله مراتبی حکومت پهلوی، این تصمیم میتوانست مربوط به شاه، ساواک و یا کل کابینه باشد. ولی همین قدر کافی است گفته شود روشی که برای این کار انتخاب شد، به یک حماقت بزرگ شبیه بود».
شاه دچار خطای محاسباتی یا به تعبیر پارسونز حماقتی بزرگ شده بود. برخلاف انتظار او، این اقدام اهانت آمیز نه تنها موجب تضعیف شخصیت امام خمینی (ره) نشد، بلکه منجر به بسیج گستردهتر نیروهای مردمی حول محور مذهب و رهبری مذهبی شد و عمق نفوذ و پایگاه مردمی امام (ره) را به وضوح نمایان ساخت؛ نفوذی که نشأت یافته از باور دینی مردم به امام (ره) و راه ایشان بوده و هم اکنون نیز ادامه دارد.
ارزیابی تاریخی حوادث انقلاب اسلامی از آن دوره تاکنون نشان میدهد که رویکردها و راهبردهای دشمنان درباره ایران و نظام اسلامی آن هیچ گاه دچار تغییر نشده است؛ گاهی تنها روشها دگرگون شده است. جنگ روانی که آن روز با انتشار مقالهای در یک روزنامه آغاز شد، امروز در قالب یک جنگ ترکیبی عظیم ادامه یافته است که دهها کانال ماهوارهای و هزاران صفحه در فضای مجازی که سرویسهای اطلاعاتی دشمن و پیاده نظام آنها ساماندهی کرده است، تنها بخشی از این ابزار جنگی برای به زانو در آوردن ملت ایران به شمار میرود.
هر چند هدف عملیاتهای روانی دشمن در این سال ها، ایجاد تردید در باورهای عمومی و ایجاد شکاف میان مردم و نظام اسلامی بوده است؛ با این حال شواهد و دادههای میدانی در مقاطع حساس، حاکی از مقاومت مردم و انسجام قابل توجه آنها در دفاع از ساختار سیاسی کشور است. مقابله مردم با پیاده نظام دشمن در آشوبهای سال ۱۴۰۱ و حمایت تمام قد از نظام اسلامی و نیروهای مسلح در جنگ ۱۲ روزه، تنها نمونهای از حضور فعال ملت ایران در پشتیبانی از کشور و نظام سیاسی آن است که نشاندهنده ادامه همان الگوی بسیج مردمی است.
به بیان دیگر رخداد نوزدهم دی ماه را میتوان نمونهای ابتدایی از یک الگوی تکراری در تاریخ جمهوری اسلامی دانست: اقدام خصمانه یا توهینآمیز دشمنان که با هدف تضعیف انجام میشود، اما در نهایت به عاملی برای انسجام بخشی ملت و نمایش وفاداری جامعه به آرمانهای انقلاب اسلامی و رهبری آن تبدیل میشود. این پدیده ریشه در مؤلفهها و عوامل ساختاری عمیقی مانند باورهای ریشه دار مذهبی، هویت ملی و تجربه تاریخی گران بهای ایرانیان دارد؛ بنابراین گذشت نزدیک به پنج دهه از انقلاب اسلامی نشان میدهد که اگرچه ابزارها و تاکتیکهای دشمنان پیچیدهتر شده است، اما ظرفیت بسیج مردمی و وفاداری ایرانیان به وطن و نظام سیاسی آن، همچنان به عنوان یک متغیر اثرگذار در معادلات امنیتی و سیاسی کشور عمل کرده و هر بار موجب غافلگیری دشمن میشود و همین امر نیز سبب شده است در سالهای اخیر امریکا و متحدانش در مواجهه با ایرانیان بیش از جنگ سخت بر ظرفیتهای جنگ نرم سرمایه گذاری کند؛ اما زهی خیال باطل!
نویسنده و پژوهشگر: عباس کریمیان