امیرکبیر از مفاخر بزرگ ایران است که توانست در طول دوران صدارت خود منشا حوادث و دستاوردهای بزرگی برای ایران و مردم باشد.
به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما؛ سینی غذا را که برد داخل استاد مشغول درس دادن به پسرهابود همان گوشه اتاق ایستاد تا درس آقازادههای قائم مقام تمام شود. بارها شده بود که درس استاد طولانی میشد و او در گوشهای منتظر میماند و به حرفهای استاد گوش میداد این شد که درروز آزمون قائم مقام از پسرانش، میرزا تقی خان سینی غذا به دست، به جای پسران او که ازجواب عاجز مانده بودند، پاسخها را با شرح و زیبایی تمام ارائه کرد.
میرزا محمد تقی در (۱۱۸۶) در خرامن از توابع اراک زاده شد. پدرش محمد قربان آشپز و ناظر دستگاه قائم مقام فراهانی بود مادرش (فاطمه سلطان) دختر استاد شاه محمد بنا اهل خرامان و شاغل در دستگاه قائم مقام بود. او در خاندان قائم مقام پرورش یافت و با سیاست و اوضاع احوال مملکت از نزدیک آشنا شد.
این بود که در دوره صدارت سه سال و سه ماه (۳۹ ماهه) خود، که با برتخت سلطنت نشستن ناصرالدین شاه قاجار آغاز شده بود کمر همت بر رفع مشکلات کشور بست تلاشی که نشان از بینش بالای او عمق ایران دوستی وی داشت چنانکه رابرت واتسون، نویسنده مشهور انگلیسی درباره او چنین مینویسد:
«اگر میرزا تقی خان میماند و اندیشههای خود را به انجام میرساند، بدون تردید در زمره کسانی شمرده میشد که به باور برخی از سوی خدا، به رسالت تاریخی برگزیده شدهاند!»
اقدامات امیرکبیر در مدت صدارت
تاسیس دارالفنون
امیرکبیر که پیش از رسیدن به مقام صدارت برای انجام مأموریتهایی حکومتی به روسیه سفرکرده بود با دیدن پیشرفتهای علمی و اجتماعی آنها تصمیم به گسترش علم و دانش در کشور گرفت تا کشورش را که به قول خودش رو به ویرانی میرفت نجات دهد. او تأسیس مدرسهای برای آموزش علوم مدرن را در دستور کار قرار داد راه اندازی دارالفنون به عنوان اولین مرکز آموزش عالی برای تربیت متخصصان ودانشمندان از جمله خدماتی بود که امیرکبیر در جهت آگاه سازی جامعه انجام داد هر چند در هنگام افتتاح آن خود در آتش فتنه مخالفان گرفتار شده بود.
کاهش نفوذ بیگانگان
امیرکبیرکه زخم قراردادهایی، چون ترکمنچای و گلستان را که در دوران فتحعلیشاه قاجار منعقد شده بود بر دل داشت پس از رسیدن به قدرت کاهش نفوذ بیگانگان را در دستور کار قرار داد به همین دلیل با وجود اینکه روسها تمایل زیادی نشان دادند تا امیر را مورد حمایت کنسولی یا معنوی خویش قرار دهند؛ او از این کار طفره میرفت. به گفته آرتور دو گوبینو، دیپلمات و خاورشناس فرانسوی امیرکبیر به اروپاییان نظر خوبی نداشت، وی میخواست دست آنان را از امور کشور کوتاه کند؛ اما از سوی دیگر به معلومات نظامی و مهارت صنعتی آنان نیاز داشت، بنابراین از معلمان کشورهایی برای تعلیم در دارالفنون استفاده کرد که منافع مستقیم سیاسی و اقتصادی در ایران نداشتند.
مبارزه با فساد
امیر کبیر فساد و نفوذ افراد سودجو در دربار را از عمدهترین موانع رشد و پیشرفت کشور میدانست او با رشوه خواری به مبارزه برخاست و دستور داد دریافتیهای بیحساب و مواجب بیجهتی که درباریان و صاحب منصبان از دستگاههای دولتی میگرفتند، قطع شود. او همچنین برای مأموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد زیرادر اغلب دورههای حکومتی در ایران امرا و دیوانیان و سربازان قشون به جز مالیات، اموالی را تحت عنوان هدیه و انعام و آذوقه و مژدگانی از مردم مطالبه میکردند. امیرکبیر با این کار باعث قطع درآمدهای نامشروع صاحب منصبان، درباریان و نظامیان شد.
جامعهای بیدار
باور امیرکبیر به نقش مردم و نیاز به آگاهی عمومی برای پیشرفت، که با ایجاد رسانه و مطبوعات پیگیری میشد زمینه گسترش مطبوعات را فراهم آورد و اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی (برابر با ۷ فوریه ۱۸۵۱ میلادی) و به کوشش امیرکبیر منتشر شد و این بود که مردم از اصلاحات و سازندگیهایی که امیرکبیر در دوران صدارت خود انجام میداد اگاهتر میشدند و نسبت به حقوق و قوانین آگاه شده و کمتر در اثر ناآگاهی مورد ظلم قرار میگرفتند.
عزل و قتل امیرکبیر
درحالیکه امیرکبیردرحال اصلاحات سیاسی، اجتماعی، دینی و علمی ایران بود درباریان مشغول توطئه چینی برای از میان برداشتن او بودند، زیرا آنچه مسلم بود، اقدامات او در تحدید مستمری درباریان و قطع امتیازات بیحد و حصر و دور از قانون آنان و کوتاه کردن دست انگلیس و روس سبب خشم و دشمن تراشی برای وی خواهد شد.
جیمز فریزر، مأمور انگلستان در ایران که به صورت جهانگرد وارد کشور شد، در مورد امیرکبیر و مانع بودن او در مقابل سیاستهای انگلیس گزارشی نوشت که در نهایت منجر به کشته شدن قائم مقام شد: بدیهی است در مرحله اول باید از دست وزیری که باعث اصلی همه این بدبختیهاست خلاص شد، کسی که پادشاه خود را در بردگی مطلق نگاه میدارد، کسی که در هر مورد، فقط نقش خود را ایفا میکند و به پیشبرد نظرات خویش توجه دارد، درحالی که با روش معینی به نظر میآید هر پیشنهاد انگلیس را خنثی میسازد و با آن مخالفت میکند چنین کسی هرگز نمیتواند در راه اصلاحات اساسی گام بردارد... کسان دیگری هم هستند؛ اشخاصی که اهمیت و ارتقای خودشان را مدیون نفوذ انگلیس میدانند و در نتیجه نسبت به قدرت انگلیس حساسیت دارند و در دست دولت انگلیس آلت و وسیله مطلوبی خواهند بود شاه خوشحال خواهد شد که از این بردگی نجات پیدا کند و اگر مطمئن به پشتیبانی موثری باشد، در این زمینه همکاری خواهد کرد. قائم مقام، دوستان بسیار کمی دارد و دشمنان خیلی زیاد، به طوری که کار اگر با مهارت انجام شود، سقوط او را یک مسأله سادهای میکند.
سرانجام در نتیجه دشمنیهای دولتهای استعماری به خصوص دولت انگلیس و درباریان علیه امیرکبیر، ناصرالدین شاه وی را از صدارت خلع کرده و تنها عنوان فرمانده کل قشون را برای او باقی گذاشت. چند روز بعد هم او را به حکومت کاشان منصوب کرد و در حقیقت او را تبعید نمود. آن گاه همه عناصر مخالف داخلی و خارجی که در زمان صدارت امیرکبیر در کمین نشسته بودند، از ترس تغییر نظر شاه و عفو امیرکبیر، دست به دست هم دادند و حکم قتل او را از شاه گرفتند.
سرانجام این صدراعظم لایق و با کفایت، در روز جمعه ۲۰ دی ماه ۱۲۳۰ در ۴۳ سالگی در حمام فین کاشان به قتل رسید.
کالبد امیر را ابتدا در همان کاشان دفن کردند، اما به اصرار همسرش عزت الدوله جسد او را چند ماه بعد به کربلا حمل کردند و در اتاقی که در آن به سوی صحن امام حسین (ع) باز میشود به خاک سپردند.
اینکه مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه و مادرهمسر امیرکبیر پس از مرگ امیر به شاه مینویسد: «امیر شاهزادگان بیچاره را کمتر از سگ کرده بود» اوج خشم درباریان از امیر بود که بیاختیار از زبان مهدعلیا صادر شده بود.
در واقع آنچه موجبات عزل امیرکبیر و مرگ وی را فراهم آورد، بیشتر از آنکه نتیجه جدی نگرفتن خطرات اقدامات سازنده وی باشد، ثمره پافشاری وی بر مبارزه با فساد و اصلاح کشور و اعتقاد عمیق بر پیشبرد آن بود.
پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی