بازخوانی صفحات تاریخ انقلاب اسلامی نشان میدهد حضور توامان و همیشگی امام و امت در میانه میدان، رمز پیروزی ایرانیان در مصاف با دشمن است.
به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما؛ نماز جمعه از مهمترین واجبات عبادی – سیاسی اسلام به شمار میرود. پس از انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به پیشنهاد آیت الله طالقانی، دستور برگزاری این فریضه الهی را صادر و ایشان را هم به عنوان اولین امام جمعه تهران منصوب کردند. اولین نماز جمعه تهران در پنجم مردادماه ۱۳۵۸ با حضور با شکوه مردم، اقامه شد. در شهریور همان سال آیت الله طالقانی خطیب جمعه تهران که به تعبیر امام (ره) زبان گویای او، چون شمشیر مالک اشتر، برنده بود و کوبنده، از دنیا رفتند. امام (ره) همان روز آیت الله منتظری را به عنوان دومین امام جمعه تهران منصوب کردند، اما ایشان نیز پس از مدت کوتاهی به علت علاقه به حضور در حوزه علمیه قم، از این جایگاه کنار رفتند.
اکنون مردم در انتظار انتخاب سومین امام جمعه بودند. رویدادهای ماههای آغازین پس از پیروزی انقلاب و همچنین تجربه نماز جمعههای اخیر نشان داده بود، فردی شایسته تصدی این مسئولیت خطیر است که از سویی زبان گویای اسلام و انقلاب باشد و بتواند اصول و معارف آن را از این سخنگاه به خوبی تبیین کند و از سویی دیگر امین مردم و زبان بی لکنت آنها برای اعلام خواسته هایشان باشد. او باید از شخصیتی معنوی و وحدت بخش برخوردار میبود که هم تکیه گاه مردم باشد و هم قدرت بسیج کنندگی ظرفیتهای مردمی را داشته باشد.
در ۲۴ دی ماه ۵۸، امام (ره) فردی را برای امامت جمعه تهران، انتخاب کردند که ۲۳ خرداد همان سال او را به عنوان بدیل و جانشینی مناسب برای شهید مطهری به دانشجویان معرفی و سالهای بعد نیز از او به عنوان خورشیدی روشن در میان دوستان خود یاد کردند. انتخاب ایشان، آیت الله سید علی حسینی خامنهای بود؛ فردی که امام (ره) در حکمشان او را موصوف به حسن سابقه و شایسته در علم و عمل خوانده بودند (صحیفه امام، ۱۲/۱۱۶).
با این حکم انتصاب که مورد استقبال مردم قرار گرفته بود، چهار روز بعد در ۲۸ دی ماه، اولین نماز جمعه به امامت ایشان اقامه شد. آیت الله خامنهای در اولین خطبه خود با درکی عمیق از جایگاه نماز جمعه، رویکردشان را نسبت به آن بیان کردند. ایشان معتقد بودند نماز جمعه ذکر خدا، بستری برای اجتماع مردم بر محور تقوا و سلاحی برای نبرد با شیاطین و دشمنان خداست و همچنین آن را سمبل معنویت و اقتدار ملی دانستد. ایشان در اولین خطبه خود بر اهمیت انسجام ملی تاکید کرده و همه را به وحدت، همدلی و پرهیز از اختلاف توصیه کردند.
روشن است که چنین رویکردی به نمازجمعه سبب به فعلیت درآمدن ظرفیتهای ارزشمند آن برای خدمت به مردم و نظام اسلامی میشد. تبدیل شدن نماز جمعه به کلاس درسی برای تربیت و آگاهی بخشی و همچنین قدرت بالای آن برای به میدان آوردن مردم و ظرفیتهای مردمی، دو شاخصه مهمی بود که دشمن آن را بر نمیتابید و تلاش میکرد از سویی با ترور ایشان و سایر ائمه جمعه و از سوی دیگر با ترساندن مردم از طریق ابزارهایی مانند بمب گذاری در نماز جمعه ها، بساط این اجتماع معنوی را برچیند، اما هیچ گاه موفق نشد.
رویه آیت الله خامنهای در اهتمام به نماز جمعه نیز هیچ وقت دست خوش تغییر نشد. ایشان حدودا ۴۵ سال بعد در دومین جمعه از مهرماه ۱۴۰۳ هم بار دیگر زیر سایه تهدیدات شدید دشمن با حضور در میدان، بر منبر جمعه قرار گرفت و با مردم سخن گفت. او که اکنون نه تنها امام جمعه تهران بلکه امام امت بود، نشان داد همچنان امامیست در میانه میدان. ایشان آن روز هم مانند همان روز ۲۸ دی ماه ۵۸، همه را به همبستگی و ایستادگی در برابر دشمن دعوت کرد. مردم هم که با حضور با شکوه خود نماز جمعه تاریخی نصر را رقم زده بودند، دعوت امام خود را لبیک گفته و مثل همیشه در میدان ایستادند.
همین حضور و ایستادگی مردم چند ماه بعد تکیه گاه محکمی برای نظام اسلامی و نیروهای مسلح بود تا در جنگ ۱۲ روزه ضربه سختی بر آمریکا، رژیم صهیونی و متحدان آنها وارد کرده و آنها را وادار سازد که از ایران اسلامی تقاضای آتش بس کنند.
به اذعان تحلیل گران، آنها در این جنگ به هیچ یک از اهداف خود دست نیافتند؛ نه موفق به شکست نظام و فروپاشی آن شدند، نه توانستند مردم را به عنوان پیاده نظام خود برای آشوب و تجزیه طلبی به میدان آورند و نه حتی به ذخایر هستهای شامل اورانیوم غنی سازی شده دست پیدا کنند؛ این در حالی بود که تنها بخش اندکی از ظرفیت نظامی ایران در این جنگ مورد استفاده قرار گرفته بود؛ بنابراین آنها برای اقناع افکار عمومی مجبور بودند دستاوردهای ساختگی مانند نابودی سایتهای هستهای ارائه دهند که البته از سوی رسانههای غربی این ادعاها مورد تردید قرار گرفت.
آنها که در میدان جنگ ۱۲ روزه، شکست خورده و ایران را همچنان قدرتمند مییافتند، پس از حدودا هفت ماه برنامه ریزی و تلاش مستمر، روز سیزدهم جنگ را با تاکتیک دیگری آغاز کردند: راه اندازی جنگ شهری با استفاده از مزدوران داخلی و سوریه سازی ایران.
روزهایی که شماری از مردم تجمعاتی صنفی شکل داده و مطالبات اقتصادی خود را از دولت پیگیری میکردند، به زعم آنها فرصت مناسبی برای اجرای این طرح شیطانی بود. طرحی که نتیجه آن از پیش روشن بود، آنها مثل همیشه دچار خطای محاسباتی شده بودند. شماری از اصناف و مردم که به عنوان معترض در میدان حاضر بودند، خیلی زود صف خود را از آشوب طلبان جدا کردند. مزدوران که اکنون تنها مانده بودند تنها به تخریب، خشونت، کشته سازی و اهانت به مقدسات مردم روی آوردند. با اعتراف دشمن و حمایت آشکار آنها از این تروریستهای اجارهای، مردم خود برای مقابله با شیاطین به میدان آمده و با حضور معجزه آسای خود در ۲۲ دی ماه، طومار آنان را در هم پیچیدند.
این حضور از جنس حضورهای مقدسی بود که هر آدینه در میعادگاه نماز جمعه شاهد بودهایم. این حضور به هنگام و دشمن شکن نیز همان ویژگیهای نماز جمعه را داشت که حضرت آیت الله خامنهای امام جمعه تهران در ۲۸ دی ماه ۵۸ گفته بود: هم ذکر خدا بود و هم اجتماعی بر محور تقوا و حول امامت و رهبری؛ هم سلاحی برنده علیه دشمنان بود و هم سمبل معنویت و اقتدار ملی؛ بنابراین میتوان این حضور را همچون نماز جمعه، حضوری برای خدا و ۲۲ دی ماه را هم روز خدا (یوم الله) بر شمرد.
نویسنده و پژوهشگر: عباس کریمیان