نشست نقد و بررسی کتاب «جادودارها» باحضور مصطفی جمشیدی؛ نویسنده اثر، یوسف قوجق و حسین زحمتکش زنجانی؛ پژوهشگر و کارشناس کتاب در کتابفروشی بینالملل واقع در میدان فلسطین برگزار شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما فروشگاه مرکزی «نشر بینالملل» در میدان فلسطین تهران میزبان نشستی متفاوت و پربحث در حوزه ادبیات داستانی بود؛ نشستی که به بهانه رونمایی و نقد رمان «جادودارها»، تازهترین اثر مصطفی جمشیدی منتشر شده در انتشارات هاجر برگزار شد و با حضور یوسف قوجق، حسین زحمتکش زنجانی و جمعی از علاقهمندان و فعالان ادبی همراه بود. فضای جلسه از همان ابتدا نشان میداد که قرار نیست صرفاً با یک آیین رونمایی تشریفاتی روبهرو باشیم، بلکه قرار است اثری مورد واکاوی جدی قرار گیرد؛ اثری که از سوی منتقدان، نمونهای از تلاش برای ساختارشکنی در رمان ایرانی توصیف شد. در ابتدای نشست، ضمن معرفی نویسنده و پیشینه فعالیتهای او، به جایگاه این رمان در مسیر کاری جمشیدی اشاره شد و منتقدان تأکید کردند که «جادودارها» ادامه منطقی دغدغههای فکری و زبانی اوست، با این تفاوت که در این اثر، تجربهگرایی فرمی و جسارت روایی به شکل پررنگتری نمود یافته است.
در بخش اصلی جلسه، ماهیت و ساختار رمان مورد بررسی قرار گرفت. منتقدان بر این نکته اتفاقنظر داشتند که «جادودارها» از جریانهای معمول و بازاری ادبیات فاصله گرفته و در پی خلق جهانی مستقل است. این رمان که آمیزهای از سوررئالیسم و رئالیسم جادویی به شمار میآید، مخاطب را وارد فضایی میکند که در آن مرز میان خواب و بیداری، واقعیت و وهم، و گذشته و حال درهم میریزد. زمان در این روایت خطی و تقویمی نیست، بلکه به شکلی سیال و حلقهوار در حرکت است. حسین زحمتکش زنجانی در تحلیل این ویژگی گفت: «ما با روایتی دایرهای مواجه هستیم. نویسنده سنت آغاز، میانه و پایان ارسطویی را کنار گذاشته و با احیای فرم مدرنِ نقالی ایرانی، راوی را همچون ناظری سیال در زمان و مکان به گردش درمیآورد.» به اعتقاد او، این رویکرد سبب شده است که خواننده نه صرفاً دنبالکننده یک داستان، بلکه مشارکتکننده در بازسازی روایت باشد.
در ادامه نشست، شخصیت «صفیخان» به عنوان محور اصلی روایت، به تفصیل بررسی شد. صفیخان پیرمردی اربابمنش، تنها و بیمار است که عمارت و گذشتهای سنگین را با خود حمل میکند. منتقدان او را نمادی از یک طبقه و حتی یک دوره تاریخی در حال افول دانستند. ویژگی «چشم برزخی» این شخصیت و توانایی حضور همزمان او در بخشهای مختلف عمارت، از جمله نکاتی بود که توجه حاضران را جلب کرد. این چندلایگی و تکثیر حضوری، صفیخان را به شخصیتی میان وهم و واقعیت تبدیل کرده است؛ شخصیتی که گاه بهمثابه انسان و گاه همچون سایهای سرگردان در ذهن خواننده ظاهر میشود و مرزهای قطعی روایت را مخدوش میکند.
بخش دیگری از جلسه به بازآفرینی اساطیر کهن در رمان اختصاص داشت. مصطفی جمشیدی در «جادودارها» با نگاهی جسورانه به سراغ شاهنامه رفته و روایتی وارونه از یکی از تراژیکترین داستانهای آن ارائه داده است؛ جایی که سهراب به دست رستم کشته نمیشود و زنده میماند. این تغییر سرنوشت اسطورهای، به باور منتقدان، نه صرفاً یک بازی روایی، بلکه تلاشی برای بازاندیشی در تقدیر، سرنوشت و امکان رهایی از چرخه تراژدی است. یوسف قوجق این رویکرد را ریسکپذیری هوشمندانهای دانست که به اثر هویتی مستقل بخشیده و آن را از تقلید صرف از متون کلاسیک دور کرده است. او همچنین به دایره واژگان گسترده نویسنده اشاره کرد و واژهسازیهایی مانند «مَنعباسی» و «جُلبره» را نشانه تسلط جمشیدی بر ظرفیتهای پنهان زبان فارسی و جسارت او در احیای زبان دانست.
در عین حال، نشست خالی از نقدهای فنی نبود. منتقدان تصریح کردند که «جادودارها» اثری برای مخاطب عام و سادهپسند نیست و پیچیدگیهای ساختاری، پرشهای زمانی و نثر فشرده و گاه شاعرانه آن، خوانندهای صبور و حرفهای میطلبد. برخی نیز به مسائل ظاهری کتاب، از جمله گرافیک، ریز بودن فونت و وجود ابهام در بعضی خردهروایتها اشاره کردند و پیشنهادهایی برای چاپهای بعدی ارائه دادند. این نقدها در فضایی حرفهای و با هدف ارتقای کیفیت اثر مطرح شد.
در پایان نشست، مصطفی جمشیدی با اشاره به فرآیند نگارش این رمان، از دشواری مسیر خلق آن سخن گفت و اذعان کرد که آگاهانه به سمت نوشتن اثری دشوارخوان حرکت کرده است. او بیان کرد: «نوشتن این کار برای من حکم پریدن از ارتفاع را داشت. معتقدم ادبیات نباید سطح خود را پایین بیاورد تا همگان بفهمند، بلکه رسالت ادبیات، ارتقای سطح سلیقه و اندیشه مخاطب است. رمان اندیشه نمیتواند سهلانگار باشد.» این سخنان با واکنش و گفتوگوی حاضران همراه شد و جلسه را به فضایی تعاملی بدل کرد. نشست رونمایی و نقد «جادودارها» در نهایت با پرسش و پاسخ مخاطبان به پایان رسید؛ نشستی که فراتر از معرفی یک کتاب، به مجالی برای گفتوگو درباره نسبت ادبیات معاصر با سنت، اسطوره و تجربهگرایی فرمی تبدیل شد و نشان داد همچنان میل به تجربههای متفاوت در رمان ایرانی زنده است.