حضرت امام خمینی (ره) با هدف ساماندهی امور حوزههای علمیه از طریق صدور فرمان تأسیس شورای مدیریت حوزه علمیه قم، الگویی ماندگار از نهادسازی فرهنگی ارائه دادند.
به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما؛ پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۱۳۵۷، صرفا یک تحول سیاسی با محوریت تغییر نظام نبود، بلکه سرآغاز دگرگونیهای عمیق در ساختارهای فکری، فرهنگی و اجتماعی ایران اسلامی به شمار میرفت؛ دگرگونیهایی که نه فقط ناشی از اقتضائات، بلکه ریشه در اندیشههای حضرت امام خمینی (ره) داشت. ایشان به عنوان مرجع عالیقدر جهان تشیع و رهبر انقلاب، درکی عمیق از ضرورت نهاد سازی برای تداوم و تعمیق ارزشهای انقلاب داشتند. امام (ره) به خوبی میدانستند که انقلاب بدون ایجاد ساختارهای منسجم و کارآمد و نهادهای کلیدی برای مدیریت و صیانت از ساحت فرهنگ، در برابر چالشهای داخلی و هجمههای فرهنگی دشمن آسیب پذیر خواهد بود.
بر این اساس توجه ویژه به حوزههای علمیه به عنوان رکن اصیل فرهنگ اسلامی و تفکر دینی و پشتوانه فکری انقلاب، از اولویتهای اصلی ایشان بود. در چنین بستری، اقدام به تشکیل «شورای مدیریت حوزه علمیه قم» گامی بزرگ برای نهاد سازی دینی- انقلابی بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حوزههای علمیه که قرنها بر اساس نظام سنتی و مبتنی بر روابط فردیِ استاد- شاگردی و با هدایت مراجع عظام تقلید و اساتید اداره میشدند، خود را در برابر انبوهی از نیازها و انتظارات بی سابقه یک نظام اسلامی تازه تأسیس یافتند. از یک سو نظام جدید نیازمند نرم افزاری مبتنی بر فقه و معارف اسلام، برای اداره کشور و از سوی دیگر محتاج به تربیت نیروهای متعهد و متخصص برای تصدی مناصب قضایی، اجرایی و تبلیغی در داخل و خارج از کشور بود. همچنین جریانهای فکری التقاطی، لیبرال و نیز عناصر باقیمانده از تفکر کمونیستی، درصدد نفوذ فرهنگی و تحریف معارف ناب اهل بیت (ع) بودند؛ بنابراین وجود یک حوزه پیشرو، نیاز فوری نظام اسلامی بود. اما نظام سنتی حوزه، با تمام مزایای عمیق علمی و اخلاقی خود، به لحاظ ساختاری فاقد تشکیلاتی متمرکز برای برنامه ریزی کلان و بلندمدت، ساماندهی امور علمی و تبلیغی، و پاسخگویی منسجم به نیازهای نظام نوپای اسلامی بود. این خلأ ساختاری، بهره مندی از حوزه و هم افزایی آن با اهداف کلان انقلاب را با دشواری مواجه میساخت.
هر چند در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در دوران زعامت و مرجعیت آیت الله العظمی حائری یزدی، مراجع سه گانه و آیت الله العظمی بروجردی نیز گامهایی برای سامان دهی امور حوزهها برداشته شده بود و حتی در آن سالها نیز شخص حضرت امام (ره) به عنوان یک استاد سرشناس حوزه علمیه از پیشروان اصلاح در امور حوزه به شمار میرفتند، اما این گامهای اصلاحی به دلایلی هیچ گاه به مقصد نهایی نرسیدند؛ بنابراین در ماههای آغازین پس از انقلاب اسلامی، حضرت امام (ره) از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تقاضای طرحی برای اصلاح حوزه داشتند. جامعه مدرسین که خود از ارکان اصلی پشتیبانی انقلاب بودند، با درک ضرورت تحول و انسجام بخشی به حوزه، در ابتدا پیشنهاد ایجاد یک نهاد مدیریتی متمرکز را به رهبر انقلاب ارائه دادند. امام (ره) هم که همواره بر اصالت و رونق حوزههای علمیه تأکید داشتند، با دریافت این پیشنهاد، فرمان تشکیل «شورای مدیریت حوزه علمیه قم» را صادر کردند و در پاسخ به نامه آیت الله منتظری، در هشتم اسفند ماه ۱۳۵۹، موافقت خود را با فعالیت شورای مزبور پس از نظر خواهی از آیت الله العظمی گلپایگانی اعلام کردند.
این اقدام نشان دهنده نگاه راهبردی و عمیق حضرت امام (ره) بود؛ ایشان تمایل نداشتند حوزههای علمیه تحت نظارت مستقیم دولت یا حاکمیت سیاسی اداره شوند؛ چرا که این امر ممکن بود به استقلال آن لطمه بزند. اما در عین حال بر این باور بودند که حوزه برای انجام وظایف خطیر خود در عصر غیبت و به ویژه در دوران حاکمیت نظام اسلامی، نیازمند یک مدیریت واحد، متمرکز و برخاسته از درون خود است. بنابراین، تاسیس شورای مدیریت، پاسخی هوشمندانه به این نیاز بود که میتوانست حوزه را در عین حفظ اصالت و سنت هایش، ساختارمند اداره کند.
این ابتکار امام (ره) بعدها به ساختاری منسجمتر و گستردهتر تبدیل شد. حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مد ظله العالی) که در این باب دیدگاهی مشابه امام (ره) داشتند، در سفر خود به قم در ۳۰ بهمن ۱۳۷۰، در جمع علما و طلاب حوزه علمیه قم، ضمن تقدیر از تلاشهای شورای مدیریت حوزه، همچنان بر ضرورت وجود یک نهاد قدرتمند برای مدیریت متمرکز و ضابطهمند حوزه تأکید کردند؛ نهادی که در آن ساحت سیاست گذاری از ساحت اجرا تفکیک شود.
این موضوع زمینه ساز تأسیس «شورای عالی حوزههای علمیه» و «مرکز مدیریت حوزه علمیه قم» گردید. شورای عالی به عنوان عالیترین نهاد سیاست گذار و مغز متفکر حوزه، متشکل از شخصیتهای برجسته علمی، وظیفه ترسیم خطوط کلی نظام آموزشی، پژوهشی و تبلیغی حوزه را بر عهده گرفت و مرکز مدیریت نیز به عنوان بازوی اجرایی، مسئولیت پیاده سازی این سیاستها را عهده دار شد.
این ساختار جدید، ضمن تلاش برای صیانت از سنتهای دیرینه حوزوی، توانست با ایجاد رشتههای تخصصی، سامان دهی امور آموزشی، نظاممند کردن برنامههای تبلیغی و ارتقای سطح کمی و کیفی پژوهشهای حوزوی، نقش موثری در پیشبرد اهداف حوزه ایفا کند. در حقیقت به برکت این نهاد سازی، حوزه علمیه توانست گامهایی مهم برای پاسخگویی به نیازهای فقهی، کلامی و مدیریتی نظام اسلامی در ابعاد گوناگون بردارد و پشتوانه محکمی برای انقلاب در برابر هجمههای فرهنگی دشمن فراهم آورد.
این اقدامات هرچند گامهایی بزرگ به شمار میروند و در پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت یکصدمین سالگشت باز تأسیس حوزه علمیه قم، نیز مورد تقدیر قرار گرفتهاند؛ اما همچنان تا مقصد راه زیادی مانده و انتظاراتی برجای مانده که ایشان در منشور «حوزه پیشرو و سرآمد» به آن اشاره کردهاند.
در پایان، باید اذعان داشت که اقدام راهبردی امام خمینی (ره) در تشکیل شورای مدیریت حوزه علمیه قم، مصداق بارز «نهاد سازی فرهنگی» در تراز یک انقلاب دین محور بود. ایشان با این فرمان، هم به انسجام و کارآمدی حوزه علمیه به عنوان مهمترین نهاد فکری و فرهنگی جهان تشیع کمک کردند و هم با هدف پشتیبانی از نظام اسلامی به آن امتداد سیاسی – اجتماعی دادند.
این نهاد سازی با فراهم آوردن بستری مناسب برای برنامه ریزی و مدیریت هدفمند، زمینه ساز بالندگی هرچه بیشتر حوزههای علمیه و ارتقای کمی و کیفی خدمات علمی و فرهنگی این نهاد در سالهای اخیر شد و اکنون نیز به عنوان یکی از سنگرهای اصلی دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی، رسالت خطیر خود را ادامه میدهد.
نویسنده و پژوهشگر: عباس کریمیان