علی مقدم گفت: نوحه «بزن که خوب میزنی»، شعرِ جنگ دوازده روزه بود که زمزمهٔ خیابان ها در جنگ رمضان شد.
به گزارش خبرگزاری صدا وسیما،علی مقدم (شاعر اصلی این شعر)افزود:داستان این شعر به جنگ ۱۲روزه برمیگردد. آن شبی که ایران با موشک، پایگاه «العُدَیْد» [در قطر]را زد و من شبکهٔ خبر را نگاه میکردم. خبر را که گفتند، در همان حالوهوا، این ردیف به ذهنم آمد که: «بزن که خوب میزنی». سریع آن را یادداشت کردم. میخواستم غزل بگویم. اول خواستم مثلاً قافیه را در «بزن که خوب میزنی»، بر کلمهٔ «خوب» بنا کنم یا کلاً بدون ردیف، مقفّایش کنم. پس از کلنجار و تأمل، تصمیم گرفتم که خودِ «بزن که خوب میزنی» را ردیف قرار دهم. از حیث مضمون هم که بحث حماسه و سیلی به دشمن بود، ذهنم سراغ اسطورهها رفت که اولینش، همین «رستم تهمتن» بود. بلافاصله نوشتم: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی».
وی گفت: دنبال این هم بودم که شعر بهگونهای باشد که بتواند یکی بودن هویت ملی و دینی ما را نمایندگی کند. غزل را با «رستم» شروع کردم و در ادامه هم بحث «توحید» و «توکل» و «خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت».
مقدم افزود: همان شب که این شعر را سرودم، در کانالم گذاشتم و فکر نمیکردم اصلاً دیده شود. راستش خیلی به این شعر امیدی نداشتم. چون شعر مناسبتی بود و در واکنش به حملهٔ موشکی ایران، از سر انجام وظیفه بود. این موضوع گذشت تا همین جنگ اخیر رمضان. اصلاً این شعرم را فراموش کرده بودم. یعنی دیگر خیلی در ذهنم نبود. در همان روزهای اول جنگ رمضان، یکی از رفقا این نماهنگ مهدی رسولی را برای من فرستاد. پرسید: «این شعر، متعلق به شما نیست؟». من ویدئو را نگاه کردم و دیدم بله، آن غزل اصلی که متعلق به این نوحه است، همان شعر با ردیف «بزن که خوب میزنی» است و ابیاتی هم به آن اضافه شده که سرودهٔ دو شاعر بزرگوار دیگر است (آرش براری و امیرعلی شریفی). با آقای رسولی هم ارتباطی نداشتم و نمیدانم چطور به دست ایشان رسیده و تصمیم گرفتند این شعر را بخوانند.
این شاعر گفت: الحمدلله بهخاطر اخلاص و نفس گرم و اجرای خیلی خوب حاج مهدی رسولی، تدوین خوب و آن ابیات دیگری که به شعر اضافه شده بود، اثر خوبی شده بود و خداراشکر خیلی دیده شد. این شعر از جهت ادبی، یک اثر فاخرِ تراز اول نیست؛، اما از این جهت که حماسهآفرین شد و وقتی میبینم مردم عزیز کشورم آن را زمزمه میکنند، حس خیلی خوبی برایم دارد. به قول آقای امیری اسفندقه: «شعری مَباش وردِ زبانِ مرفهان / شعری بشو که دربهدران از بَرَت کنند». از این جهت برایم شیرین است.
در ادامه، این غزل را میخوانیم:
تو رُستمِ تهمتنی، بزن که خوب میزنی
تو شیرِ پیل افکنی، بزن که خوب میزنی
به فرق کاخ و تختشان، به زندگی نحسشان
به قلب دشمن دنی، بزن که خوب میزنی
از این نبرد خسته شد، اُبُهتش شکسته شد
طلسم دیو بشکنی، بزن که خوب میزنی
خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت
تو فوق هر چه آهنی، بزن که خوب میزنی
غریوِ شادی جهان، رسیده تا به آسمان
تو آن امید روشنی، بزن که خوب میزنی