داوود توحیدپرست فیلمنامهنویس و کارگردان سینما تاکید کرد: کودککشی آن هم از نوع کشتار کودکان مدرسه میناب، لکه ننگی در تاریخ بشریت است.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، داوود توحیدپرست، بازیگر، فیلمنامهنویس و کارگردان سینما با اشاره به اینکه شرایط امروز ایران، شرایط بسیار عجیب، پیچیده و بغرنجی است، گفت: «دیدگاه ما به قول قصهنویسها نسبت به شرایط، اول شخص مفرد است، اما مدیران جنگ دانای کل هستند و طبیعتاً باید گوش به فرمان آنها باشیم که برای مردم و وطن بهترینها را رقم بزنند که البته به لطف خدا، تیزهوشی، دلسوزی و سختکوشی تک تک این عزیزان اینَگونه خواهد شد.»
او با تاکید بر نقش هنرمندان در شرایط بحران ادامه داد: «اما عالمان و دانایان کل قطعا بدون شخصیتهای اصلی و موثر نمیتوانند قصهها و رمانهایی خلق کنند که در تاریخ ادبیات و مقاومت دنیا ماندگار شود. همراهی جامعه هنری با رزمندگان و مردم اوج این قصهها و رمانها است که آخرین سدها و موانع را از پیش پای مردم و رزمندگان برمیدارد و در فرودی زیبا و جذاب قطعا به پیروزی و پایانی خوش میرسد.»
به گفته این هنرمند؛ وطنپرستی برای او از روی علم و آگاهی است؛ چراکه علم و آگاهی ایمان میآورد.
توحیدپرست ادامه داد: «ایمان به اینکه وطن مترادف با مادر است و مادر مقدسترین نامی است که همه آگاهان و ایمان داران به آن اذعان دارند. مادر را در هر شرایطی باید تیمار کرد. به او رسید، از او نرنجید. او را به آغوش کشید و بویید. زخمهایش را درمان کرد. مادر را باید نوازش کرد، نه تنبیه و سیلیهای احتمالیاش را باید سرمه چشم کرد. پشت به مادر کردن و به هر دلیل و او را رنجاندن؛ خیانت است. وطنپرستی شاید در مردمان دنیا اکتسابی باشد، ولی احساسم این است که در اکثر ما ایرانیان ذاتی است.»
او با تاکید بر واژه وطن و وطنپرستی گفت: «برای من وطن یعنی شیر مادر، آغوش کشیدن همیشگی و اتصال دائم به او. یعنی شرف، غرور، افتخار و غیرت. یعنی پرستش هموطن، عشق به میهن و اینکه سرت برای حل مشکلات مردم درد کند. یعنی بوی خاک و با چنگ و دندان و ناخن از آن مراقبت کردن. وطن یعنی جان دادن برای سرزمین مادری و اینکه خودت را مثل خیلیها به زر و زور و شهرت نفروشی و در شبکههای خارجی؛ آدمفروشی و شرففروشی نکنی. یعنی وقتی اسم ایران را که میشنوی و پرچمش را میبینی با غرور و افتخار فریاد بزنی آهای من ایرانیام.»
این هنرمند با یادی از فیلم «سفر سنگ» اثر به یادماندنی مسعود کیمیایی و نقل جملهای از شخصیت این اثر افزود: «وطن یعنی به این آگاهی برسی که در مقابل دشمن بگویی «گور پدر بیست تومانت» و عاقبت به خیر شوی نه مثل بیصفتان اینترنشنال و ... که ایران و ایرانیان را به پول فروخته و میفروشند، باشی. وطن یعنی کثافت بر سر هر فردی که از کشته شدن هموطنش توسط وحشیترین وحشیان تاریخ خوشحال شده و میرقصد.»
توحیدپرست با ابراز تاسف از شهادت هموطنان به ویژه کودکان در جنگ، گفت: «خدای مهربانیها و خوبیها در قرآن کریم درباره کودکان مدرسه میناب و همه کودکانی که در جنگها کشته شدهاند؛ سوالی مطرح کرده است به کدامین گناه کشته شدند؟ آیا اینان مردم آزار بودهاند؟ حق مردم را خوردهاند؟ به حقوق مردم تجاوز کردهاند؟ مردم را از خود رنجاندهاند؟! کدام کار زشت و غیر انسانی را انجام دادهاند که باید به فجیعترین شکل، قربانی هواهای نفسانی عدهای پلید و جنایتکار جنگی شوند؟»
این نویسنده و کارگردان پیشکسوت سخنانش را اینگونه پایان داد که کودککشی آن هم از نوع کشتاری که در مدرسه میناب اتفاق افتاد؛ یقینا در راس همه جنگهای ظالمانه تاریخ قرار دارد و به راستی لکه ننگی در تاریخ بشریت است. این جنایت تاریخی و ننگین فقط از سوی افرادی اتفاق میافتد که سمبل پلیدی، کثافت، بیشرفی و حرامزادگی هستند.