رئیس دادگستری شهرستان دهلران در یادداشتی نوشت: تهدید به محاصره دریایی ایران و محدودسازی تردد دریایی در تنگه هرمز نه تنها بر اصول و قواعد بینالمللی حاکم بر آزادی کشتیرانی آسیب وارد میکند، بلکه میتواند تاثیرات عمیق و منفی بر اقتصاد جهانی و همچنین روابط بینالمللی داشته باشد.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، بهنام تیرافکن رئیس دادگستری شهرستان دهلران استان ایلام در یادداشتی نوشت: در دوران اخیر، یکی از تهدیدات بزرگ در حوزه روابط بینالملل و تجارت جهانی، بهویژه در منطقه حساس خلیج فارس، اقدامات یکجانبهای است که از سوی دولتهای خاص به ویژه آمریکا علیه ایران اتخاذ شده است. یکی از این اقدامات، تهدید به محاصره دریایی ایران و محدودسازی تردد دریایی در تنگه هرمز بوده که نه تنها بر اصول و قواعد بینالمللی حاکم بر آزادی کشتیرانی آسیب وارد میکند، بلکه میتواند تاثیرات عمیق و منفی بر اقتصاد جهانی و همچنین روابط بینالمللی داشته باشد. در این نوشتار، به بررسی ابعاد حقوقی و اقتصادی این تهدیدات پرداخته و تاثیرات آن بر کشورهای واردکننده نفت و اقتصاد جهانی را تحلیل میکنیم.
۱. نقض اصول آزادی کشتیرانی و قواعد بینالمللی
یکی از مهمترین اصول حقوقی که در روابط بینالملل در زمینه دریاها و کشتیرانی حاکم است، آزادی کشتیرانی است. این اصل در حقوق بینالملل در کنوانسیونها و پیمانهای مختلف نظیر کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) و کنوانسیون آزادی کشتیرانی مورد تایید قرار گرفته است.
کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) که در سال ۱۹۸۲ تصویب شده، تصریح میکند تنگهها و آبهای بینالمللی باید برای کشتیرانی آزاد و بدون مانع باشند، مگر در شرایط استثنایی که به تشخیص مراجع بینالمللی به دلایل امنیتی یا محیط زیستی قابل توجیه باشند. تنگه هرمز، که محل عبور بخش عمدهای از نفت و کالاهای تجاری جهانی است، بهطور خاص تحت حمایت این اصول قرار دارد و محدودسازی تردد کشتیها در این منطقه بهطور آشکار مخالف حقوق بینالملل و نقض اصول اساسی آزادی کشتیرانی است.
در این زمینه، تهدید آمریکا به اعمال محاصره دریایی بر ایران به وضوح نشاندهنده نقض قوانین بینالمللی است. هیچ کشوری حق ندارد بهطور یکجانبه اقدام به محدودسازی یا مسدود کردن آبراههای بینالمللی کند، مگر در شرایط خاص و با تصویب سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد. در غیر این صورت، این اقدام، در قالب نقض حقوق بینالملل به حساب میآید و میتواند به عنوان یک عمل خصمانه و تجاوز به حاکمیت دیگر کشورها در نظر گرفته شود.
۲. تاثیرات اقتصادی تهدیدات آمریکا بر اقتصاد جهانی
محاصره دریایی و محدودسازی تردد کشتیها در تنگه هرمز، نه تنها نقض حقوق ایران و سایر کشورهای منطقه است، بلکه بر بازار جهانی انرژی و اقتصاد بینالمللی نیز تاثیرات منفی و عمیقی خواهد داشت. تنگه هرمز مسیر حیاتی برای صادرات نفت از کشورهای تولیدکننده نفت خلیج فارس است و محدود کردن تردد در این منطقه میتواند به افزایش قیمت نفت و بیثباتی در بازارهای جهانی منجر شود.
طبق آمارهای بینالمللی، حدود ۳۰ درصد از نفت خام جهان از این تنگه عبور میکند. در صورت بروز هرگونه محدودیت در این مسیر، کشورهای واردکننده نفت بهویژه کشورهای اروپایی و آسیا با مشکلات جدی در تأمین انرژی مواجه خواهند شد. این وضعیت میتواند به افزایش قیمت نفت، افزایش هزینههای تولید و حمل و نقل، و در نهایت تورم جهانی منجر شود.
۳. فشار بیشتر بر کشورهای واردکننده نفت
کشورهای اروپایی و آسیایی که از بزرگترین واردکنندگان نفت از خلیج فارس هستند، در صورت استمرار این تهدیدات و محاصره دریایی، تحت فشار بیشتری قرار خواهند گرفت. این کشورها نه تنها با افزایش قیمت نفت مواجه خواهند شد، بلکه در صورت توقف تردد کشتیها از تنگه هرمز، گزینههای محدودی برای جایگزینی این منابع خواهند داشت.
در نتیجه، کشورهای واردکننده نفت در تلاش خواهند بود تا از این وضعیت اجتناب کرده و با استفاده از دیپلماسی و فشار بر آمریکا، راهحلهایی برای حل بحران پیدا کنند. این وضعیت میتواند باعث افت اعتبار آمریکا در سطح جهانی شود، زیرا کشورهای مختلف ممکن است تصمیم بگیرند برای حفظ منافع اقتصادی خود، به راههای جایگزین برای تامین انرژی و تجارت دست یابند.
۴. پاسخهای قانونی و دیپلماتیک ایران
ایران در این شرایط میتواند از طریق نهادهای بینالمللی و مراجع حقوقی مانند دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) و سازمان ملل متحد به دفاع از حقوق خود بپردازد و در قالب اقدامات قانونی، از این تهدیدات جلوگیری کند. ایران همچنین میتواند با همکاری نزدیکتر با کشورهای آسیا و اروپا و ایجاد اتحادیههای اقتصادی و سیاسی، فشار بیشتری بر ایالات متحده وارد کند تا از اقدامات یکجانبه خود دست بردارد.
تهدید به محاصره دریایی ایران توسط آمریکا، نه تنها نقض آشکار قوانین بینالمللی و آزادی کشتیرانی است، بلکه میتواند تاثیرات منفی جدی بر اقتصاد جهانی و روابط بینالمللی داشته باشد. این اقدام ممکن است به بیثباتی در بازار انرژی و افزایش فشار بر کشورهای واردکننده نفت منجر شود. از این رو، ضروری است که جامعه جهانی بهویژه سازمان ملل و نهادهای حقوقی بینالمللی، با همکاری ایران و سایر کشورهای منطقه، اقداماتی را برای جلوگیری از تشدید بحران و نقض اصول حقوق بینالملل انجام دهند.