در تحقیق جدیدی که محققان ایرانی انجام دادهاند، ابعاد مختلف یک توانمندی کلیدی در آموزش عالی بررسی شده که آینده تحصیلی و شغلی دانشجویان مهندسی را به طور جدی تحت تأثیر قرار میدهد.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ،زهرا اکبری پردنجانی، محقق آموزش مهندسی در دانشکده فنی مهندسی دانشگاه تهران، به همراه سه نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را در همین راستا و با هدف شناسایی و مدلسازی عوامل اثرگذار بر پرورش تفکر نقادانه در میان دانشجویان مهندسی انجام دادهاند. این پژوهش که به یکی از مسائل کلیدی آموزش مهندسی میپردازد، تلاش کرده است با نگاهی جامع و کاربردی، مؤلفههای مختلف آموزشی، فردی و محیطی مرتبط با این مهارت را بررسی کند.
برای انجام این پژوهش، محققان از یک رویکرد آمیخته استفاده کردند؛ به این معنا که روشهای کیفی و کمی بهصورت مکمل به کار گرفته شد. در بخش کیفی، ابتدا یک بررسی نظاممند از مقالات علمی معتبر انجام شد و پژوهشهای نمایهشده در پایگاههای بینالمللی مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین با استفاده از تحلیل اسناد علمی و مصاحبه با خبرگان حوزه آموزش مهندسی، عوامل مؤثر بر تفکر نقادانه استخراج شد. در بخش کمی نیز، ارتباط میان این عوامل بررسی شد تا میزان تأثیرگذاری و وابستگی هر عامل بهطور دقیق مشخص شود.
یافتههای پژوهش نشان دادند که از میان عوامل شناساییشده، مجموعهای از مؤلفهها نقش پررنگتری در تقویت تفکر نقادانه دانشجویان مهندسی دارند. این عوامل شامل روشهای تدریس تعاملی، کیفیت محتوا و مواد آموزشی، توانایی تحلیل و حل مسئله، نظام پشتیبانی و بازخورد، پرورش خلاقیت، شرایط محیطی و فرهنگی، استفاده از فناوری در آموزش و عوامل فردی و انگیزشی هستند.
به زبان ساده، نتایج نشان میدهند که هم شیوه آموزش و هم ویژگیهای فردی و محیطی دانشجویان، در کنار یکدیگر، در شکلگیری تفکر نقادانه نقش دارند و نمیتوان تنها بر یک عامل خاص تمرکز کرد.
پژوهشگران تأکید کردهاند که تقویت تفکر نقادانه در آموزش مهندسی نیازمند نگاهی سیستماتیک و هماهنگ است. بازطراحی برنامههای درسی، گسترش روشهای تدریس مشارکتی و تعاملی و همچنین بازنگری در شیوههای ارزشیابی و بازخورد، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند به پرورش مهندسانی توانمندتر کمک کنند. این رویکرد باعث میشود دانشجویان نهتنها دانش فنی، بلکه مهارتهای فکری لازم برای مواجهه با مسائل پیچیده دنیای واقعی را نیز کسب کنند.
این پژوهش همچنین نشان میدهد که تفکر نقادانه مهارتی اکتسابی است و با تمرین، آموزش هدفمند و محیط حمایتی قابل تقویت است. توجه همزمان به روشهای تدریس، فضای یادگیری و انگیزش دانشجویان میتواند زمینهساز شکلگیری جامعهای آگاهتر و خلاقتر باشد. در این راستا، برخی عوامل، مانند توسعه مهارتهای تفکر نقادانه و خلاقیت، نقش محوریتری دارند و تغییر در آنها میتواند کل نظام آموزشی را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، پیشنهادهای کاربردی پژوهش بر ایجاد محیطهای آموزشی پرسشگرانه، تقویت گفتمانهای علمی، استفاده از روشهای آموزشی مبتنی بر پروژه و مطالعه موردی و گنجاندن دروس ویژه تفکر نقادانه در برنامههای مهندسی تأکید دارند. این اقدامات میتوانند به دانشجویان کمک کنند تا در کنار یادگیری مفاهیم تخصصی، توانایی تحلیل، تصمیمگیری و حل مسئله را نیز در خود پرورش دهند؛ مهارتهایی که نهتنها در دانشگاه، بلکه در زندگی حرفهای و اجتماعی نیز کاربرد گستردهای دارند.
گفتنی است این نتایج مهم علمیپژوهشی در «فصلنامه برنامه درسی و آموزش یادگیرندهمحور» وابسته به دانشگاه تبریز منتشر شدهاند؛ نشریهای که تمرکز آن بر پژوهشهای نوین در حوزه آموزش و برنامهریزی درسی است و به ترویج یافتههای علمی قابل استفاده برای نظام آموزشی کشور میپردازد.