نگرانی غرب از خطرات نفوذ داعش به عمق اروپا و آمریکا
به گزارش سروس بین الملل
خبرگزاری صدا و سیما، سردبیر روزنامه رأی الیوم با اشاره به سخنان دیروز فرستاده سازمان ملل به سوریه و دیدگاه تحلیلگران غربی و اتفاق نظر آنان درباره نزدیک بودن زمان شکست گروه تکفیری صهیونیستی داعش نوشت: اختلاف تحلیلگران غربی درباره آینده داعش و ماهیت خطراتی است که این گروه در سوریه و عراق و پس از آن در عمق اروپا و آمریکا خواهد داشت.
عبد الباری عطوان نوشت: پس از آنکه ارتش سوریه محاصره شهر دیرالزور را شکست و بیش از 65 درصد از اراضی آن را که در تسلط نیروهای «دولت اسلامی (گروه تکفیری صهیونیستی داعش) » بود پس گرفت و پس از ورود نیروهای سوریه دموکراتیک به محله قدیمی شهر رقه، می توان گفت لحظه روشن شدن حقیقت عملا در خصوص پرونده سوریه نزدیک شده است و ماهیت درگیریها در زمین سوریه چه بسا تغییر و ابعاد دیگری پیدا کند و ائتلاف های دیگری تشکیل شود.
استفان دمیستورا فرستاده سازمان ملل متحد به سوریه که این روزها به لحاظ رسانهای فعال است دیروز خلاصه تحولات میدانی را بیان کرد و آنچه را که وقایع عملی در میدان می تواند تحمیل کند به زبان آورد و گفت:« مخالفان باید بدانند که جنگ را نبردهاند و دولت سوریه نیز در مقابل نباید از پیروزی صحبت کند زیرا نمی توان به کسی گفت که او جنگ را برده است.»
سخنان دی میستورا اگرچه همزمان حاوی واقعیتها و عقلانیتهای زیادی است اما دشوار است هیچ یک از طرفهای درگیر به آن اهمیت بدهد چرا که مخالفان نمی پذیرند که به شکست اعتراف کنند و دولت سوریه نیز قطعاً به باور قوی خود مبنی بر اینکه پس از هفت سال پایداری و نبرد سرسختانه در رویارویی با یک دشمن برخوردار از حمایتهای برخی قدرتهای بزرگ منطقهای و بین المللی و متحمل شدن خسارتهای بزرگ انسانی و مادی از این جنگ پیروز بیرون آمده است، پافشاری خواهد کرد.
جشن های پیروزی پس از بازپسگیری بخش شرقی حلب با احتیاط زیاد آغاز شد و هنگام ورود نیروهای ارتش سوریه به شهر دیر الزور و رسیدن ارتش به نیروهای سوری که از سه سال پیش در این شهر در محاصره بودند به اوج خود رسید به همین سبب معتقدیم کسی به «توصیه های » فرستاده بین المللی گوش نخواهد داد.
پرسشی که در اینجا قابل طرح است آن است که آیا دولت سوریه برای ورود به مذاکرات با هئیت مخالفان به منظور دستیابی به یک توافق فراگیر آتش بس که پس از آن مرحله انتقالی را در پی داشته باشد و با مشارکت مخالفان در قدرت بر اساس پیشنهاد دی میستورا و حامیانش آمادگی دارد؟
معتقدیم یک مرحله انتقالی و حتی یک توافق سیاسی که در آن برخی گروههای مخالف کنونی و تریبونهای آنها ( تریبون مخالفان سوری در مسکو و قاهره ) به عنوان یک طرف یا طرف برابر خواهند بود، وجود خواهد داشت زیرا دولت سوریه مخالفان فعلی را قبول ندارد و آنان را ویترین برخی قدرتهای خارجی می داند و می گوید آنان تصمیم گیری مستقلی ندارند و به سیاست خرید زمان دل بستهاند و از پذیرفتن مسئولیت به شکست کشاندن روند سیاسی مذاکرات در برابر جامعه بین المللی خودداری می کنند و تا الان نیز در این تاکتیک موفق بوده اند.
بزرگنمایی خطر گروههای تروریستی و اولویت دادن به راهبرد نابودی آنان و متقاعد کردن برخی طرفهای بین المللی مانند آمریکا به این راهبرد، بازی هوشمندانه روسیه بوده که کاملا نتیجه داده است اما این بدان معنا نیست که این گروهها خطر حقیقی به شمار نمی آیند و حتی گزافه گویی نیست اگر بگوییم آنها بیشترین نقش را در تضعیف نظام و خسته کردن ارتش آن طی هفت سال گذشته به عهده داشتهاند اما در عین حال این گروهها به اندازه ای که آمریکا و کشورهای غربی دیگر را ترسانده اند نظام سوریه را به هراس نیانداختهاند چرا که این گروهها سوریه را به نقطه اتکای خود در برخی حملات تروریستیی در تعدادی از شهرهای اروپایی و آمریکایی تبدیل کردهاند.
تحلیلگران غربی درباره نزدیک بودن زمان شکست « دولت اسلامی » و از دست دادن آخرین « سرزمینهای خود» در سوریه پس از آنکه موصل و اطراف آن را در عراق از دست داد اتفاق نظر دارند اما اختلاف آنان درباره آینده این گروه و ماهیت خطراتی است که این گروه اولا در داخل خاک سوریه و خاک عراق و پس از آن در عمق اروپا و آمریکا خواهد داشت.
آنچه که می خواهیم بگوییم آن است که کانون هایی که این گروه و هم پیمانانش در آنها رشد کردند همچنان وجود دارند و چه بسا اگر به حاشیه رانی و انتقامجویی های سیاسی و اجتماعی ادامه پیدا کند ممکن است جای این گروه در این کانون ها گرم تر شود به همین سبب لازم است خط مشی جدیدی در پیش گرفته شود که از خطرات « دولت اسلامی» بکاهد اگرچه پیشاپیش معتقدیم چنین کاری یعنی کاستن از خطرات از نظر روانی و سیاسی دشوار است اما از نظر ما باید یک راهبرد تدریجی به کار گرفته شود که طولانی مدت وهمراه با سعه صدر باشد.
دولت سوریه به برخی از اشتباهات خود از زبان برخی مسئولانش در ابتدای بحران اذعان کرد و با قدرت و جدیت از ضرورت اصلاحات سخن گفت و برخی اقدامات عملی نیز در این خصوص انجام داد که مهم ترین آنها لغو سلطه حزب واحد بود و درهای گفتگوهای ملی را گشود اما با تشدید جنگ و اقدام برخی قدرتهای عربی و بین المللی به تجهیز برخی گروههای مسلح، این رویکردها متوقف شد و به راهکار نظامی و امنیتی برای مقابله با تروریسم و حفظ نهادهای کشور و ساختارهای آن و تمامیت ارضی اش اولویت داد.
خطر تروریسم هم اکنون در حال فروکش کردن است و باید به مسیر اصلاحات بازگشت و با مقاصد جدی به آشتی ملی رسید و آشتی نیز امکان پذیر و حتی به یک خواسته غالب مردمی تبدیل شده است و شاید حمایتهای گسترده مردمی و شادمانی وصف ناپذیر به علت عملکرد خوب و بیسابقه در مسابقه اخیر فوتبال که از قضا و از روی تصادف با تیم ایرانی بود و نیز نزدیک شدن سوریه به راهیابی به جام جهانی فوتبال، از برجستهترین نشانهها و علائم این تحول است و ما و دیگرانی که سوریهای جدید و اهل رواداری و اهل مصالحه و آشتی و از نظر ملی و جغرافیایی و روانی، متحد را آرزومندیم، به فال نیک می گیریم.