گلایه کارگردان «جشن تولد» از وضع اکران فیلمها
کارگردان فیلم سینمایی «جشن تولد» گفت: متأسفانه به جای ذائقه سازی بر اساس آرمانهای کشورمان، برای مسائل مالی طبق ذائقه جمعی از مخاطبان سینما پیش میرویم.

به گزارش خبرنگار
خبرگزاری صدا و سیما، در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر یک فیلم متفاوت به نمایش در آمد؛ فیلمی که در قلب سوریه ساخته شده بود و مسائل این روزهای مدافعان حرم و مردم آن کشور را با زبان هنر به تصویر می کشید.
عباس لاجوردی با وجود اینکه یک فیلم اولی بود توانسته بود تا حد قابل قبولی در به تصویر کشیدن مقاومت موفق باشد و به گفته خودش برای رسیدن به این هدف، خود و اعضای گروهش جانشان را بر کف دست گرفتند، نکته ای که وجود دارد این است که «جشن تولد» هنوز اکران نشده و حتی حرفی از اکرانش به میان نیامده است، به همین بهانه گفتگویی را با کارگردان آن کردیم که در ادامه می خوانید.
- آقای لاجوردی «جشن تولد» پروانه نمایش دریافت کرده است؟
بله. ما مدت هاست پروانه نمایش این فیلم را گرفته ایم و منتظر اکرانش هستیم.
- نسخه اکران همان نسخه جشنواره است؟
بله. هیچ چیز از آن کم نشد.
- حتی تاریخ احتمالی هم برای اکران به شما نداده اند؟
نه. فقط حوزه هنری در ابتدا گفت که فیلم شما را اکران می کنم، سپس منصرف شد، دوباره به ما گفت که فیلمتان را اکران می کنم اما هنوز نگفته است که قرار است چه زمانی فیلم را اکران کند.
- فکر می کنید دلیل اصلی این وقفه چیست؟
نمی دانم. ما الان مدام می گوییم که امنیت کشور ما به امنیت سوریه گره خورده است و باید در جبهه فرهنگی روی این مسئله کار کنیم، زمانی که ما می خواستیم این فیلم را بسازیم خیلی از جاها هیچ حمایتی از ما نکردند و با هزینه شخصی آن را ساختیم، حالا که آماده نمایش شده است همه به آن نگاه کاسبکارانه می کنند و می گویند سود فلان فیلم چقدر است.
«جشن تولد» استراتژیک ترین فیلم سال گذشته سینمای ایران بود و تنها فیلم خارجی است که در قلب سوریه ساخته شده است، بسیاری از انفجارهایی که در فیلم دیده می شود واقعی است و بچه ها برای ساختن آن جانشان را بر کف دستانشان گذاشتند، من پس از پایان فیلم خدا را شکر کردم که کشته ای ندادیم.
- فکر می کنید فیلمتان تاثیرگذاری لازم را دارد؟
این فیلم توانست جایزه ققنوس را بگیرد و در بین خانواده مدافعان حرم مقبولیت پیدا کند، در زمان اکران فیلم در جشنواره فجر یکی از مسئولان کنار من نشسته بود و به حدی گریه کرد که صندلی می لرزید، پس از نمایش فیلم نیز خانمی که وضعیت متوسطی داشت نزد من آمد و گفت که من تازه فهمیدم چرا باید نیروهای ما به سوریه بروند، بسیاری از مردم و جوانان ما نمی دانند که چرا باید مردم به سوریه بروند و با انجام کار فرهنگی باید به آنها این قضیه را نشان دهیم.
متاسفانه نگاه این روزهای آقایانی که زیر باد کولر در اتاق هایشان نشسته اند و خودکار می چرخانند به سینما اقتصادی شده است و به قضایای فرهنگی توجه ندارند، نمی دانند چه محصولاتی در راستای آرمان های جامعه است.
اگر اثر ما یک فیلم طنزی بود که هیچ چیز به مخاطب نمی آموخت تا الان بارها اکران شده بود اما از این فیلم که در نهایت سختی ساخته شده است هیچ حمایتی نمی شود.
اگر نکته ای مانده است بفرمایید.
امیدوارم نگاه آقایان به فیلم های استراتژیک و سینما تغییر کند و شرایط برای فیلمسازان دغدغه مند بهتر شود.