ادامه مصاحبه پایگاه الوطن به سوریه با بشار اسد رئیس جمهور این کشور به شرح زیر است:
بشار اسد: نه هنوز، اکنون آنها سرگرم تشکیل دولت هستند.
بشار اسد: درباره روابط بین سوریه و مصر طی سالهای اخیر به ویژه در دوره جنگ علیه سوریه، بدون تردید این روابط به ویژه در زمان دولت مرسی اخوانچی به سطوح پائین رسید اما حتی در آن زمان به حد قطع رابطه نرسید نه به این دلیل که مرسی نمی خواست یا اخوانچی ها نمی خواستند بلکه نهاد امنیتی نظامی تمایلی به این قطع رابطه نداشت. طبعا پس از زوال حکومت اخوان المسلمین در مصر این روابط رو به بهبودی رفت و هنوز در حال بهبودی است و سفر سرتیپ علی مملوک و اظهارات اخیر مقامات مصری و در راس آنها السیسی رئیس جمهور، نشانه این روابط است اما هنوز به سطح مطلوب نرسید زیرا تا این لحظه روابط در چارچوب امنیتی محدود بوده است.
از سوی دیگر کنسولگریها وجود دارند، سفارتخانه ها نیز وجود دارند اما سفرا حضور ندارند و سفرهایی در سطح وزارت امور خارجه انجام نمی شود، رایزنی سیاسی انجام نمی شود در عمل نمی توان گفت این رابطه عادی است. طبعا موانعی از طرف سوریه وجود دارد و ما می خواهیم این رابطه عادی و طبیعی باشد و مصر برای ما کشور مهمی است و امیدواریم اظهارات السیسی رئیس جمهور بر ارتقای سطح این رابطه موثر باشد. در عین حال ما می دانیم فشارهایی بر مصر اعمال می شود. هم غرب اعمال فشار می کند و از مصر می خواهد نقش حاشیه ای در روندی معین ایفاکند وهم برخی از شیوخ خلیج(فارس) که هیچ پیشینه تاریخی ندارند ، از یک کشور که قدیمیترین تمدنهای جهان را دارد می خواهند که مثل خودشان باشد. به همین دلیل می توانم بگویم این رابطه به کندی در حال بهبودی است اما دور نما هنوز محدود به چارچوب امنیتی است.
بشار اسد: امیدواریم دولت مصر بپرسد موانع کدامند، ما نمی توانیم از طرف قاهره جواب بدهیم اما معتقدیم طبیعی آن است که روابط مثل هر کشور دیگری کامل باشد. معقول نیست سفیر داشته باشیم و سفرهایی از کشورهای مختلف عربی و غیر عربی انجام شود اما روابط با مصر به صورت عادی نباشد. این برای ما غیر منطقی است به ویژه اگر امروز به مصر بروید و بخواهید احساسات مردمی را در قبال سوریه مشاهده کنید خواهید دید احساسات بسیار گرمی در قبال سوریه حتی بیش از دوره بحران دارند و در همین حد نیز از سوی ملت سوریه مشاهده خواهید کرد.
بشار اسد: (بله) طبعا در همه جزئیات، ایران یک کشور است و هرکشور سیاستهایش را در وهله نخست روی اصول بنا می کند اما روابط بین کشورها ضرورتی ندارد فقط بر مبنای اصول مشترک باشد. قطعا اصول مشترکی بین دولت ایران و اخوان المسلمین وجود ندارد اما در چارچوب نقش دولت ایران در ایجاد ثبات در منطقه ، تهران سعی می کند روابط با همه طرفها از جمله دولت ترکیه داشته باشد. اردوغان اخوانچی و نظامش همین رویکرد را دارند با این وجود گفتگوی ایران و ترکیه متوقف نمی شود و این بدان معنا نیست که اصول و دیدگاهها مشترک است.
یک جنبه مثبت در این زمینه شبیه به رابطه روسیه و ترکیه است که تلاش برای کاهش آسیبها و زیان است و همین مساله درباره گفتگوی ایران با اخوان المسلمین مطابقت دارد که تلاش برای جلب این گروههاست شاید در مسیری که مخالفان سیاسی به دور از تروریسم باشند و اینجا به همین نقطه باز می گردیم . ما امید نداریم که آنها تغییر کنند، آنها از هشتاد سال قبل تا کنون چنین هستند اما ضد هیچ کشور یا طرفی نیستیم که تلاش می کند این گروه را از تروریسم دور سازد به ویژه اینکه در گذشته در دهه هشتاد گروههایی از اخوان المسلمین خارج شدند و خشونت را کنار گذاشتند یعنی در سطح فردی و گروهی نیز به سوریه باز گشتند و به آغوش ملی بازگشتند و در سوریه زندگی کردند و از دنیا رفتند. این امر در سطح شخصی ممکن است اما با امیدواری محدودی باقی می ماند.
بشار اسد: ما هم از حماس حمایت می کردیم نه به این دلیل که آنها (بخشی از گروه ) اخوان المسلمین بودند بلکه براین اساس که آنها (ازگروه) مقاومت بودند و در نهایت ثابت شد اخوانچی در هر جایی که باشند اخوانچی هستند ، در هر قالبی که سعی می کنند خودشان را قرار دهند و هر ماسکی که سعی کنند بپوشند، اخوانچی از درون تروریست و منافق می ماند.
بشار اسد: این گروهها متنوع هستند از جمله ملی و برخی جیره خوارند و برخی دیگر در مسیر جدایی و فدرالیته تلاش می کنند . تنوع وجود دارد و صحنه بسیار پیچیده است و نمی توانیم موضع مشخصی اتخاذ کنیم بلکه براساس مورد (می توان موضع گرفت) و اولویت امروز مقابله با تروریسم است و اکنون می گوئیم هر گروهی که با تروریسم مبارزه می کند و با تروریستها می جنگد ما از آن گروه حمایت می کنیم .
موضوع فدرالیته موضوعی دیگر است . نخست اینکه به قانون اساسی مرتبط می شود دوم اینکه به وضع مردمی آن منطقه مربوط می شود. نه قانون اساسی چنین اجازه ای می دهد و تغییر قانون اساسی نیاز به همه پرسی دارد و نه وضع مردمی به این سو می رود حتی بین خود کردها بخش بزرگی از کردها با این طرح موافق نیستند. آنها از غیبت دولت در برخی مناطق در شمال سوء استفاده می کنند که برای خود یک بنیان معینی ایجاد کنند و اجتماعی دارای ظاهر سیاسی برای اداره امور مردم تشکیل دهند و از فدرالیته حرف می زنند. این بنیان موقتی است.
اما تعامل با فدرالیته برای ما امکان پذیر نیست جز پس از اینکه موضوع تروریسم پایان یابد آنگاه مساله به مردم باز می گردد. ما به عنوان دولت هر چه را که مردم سوریه بپذیرند ما هم می پذیریم و فکر نمی کنم مردم سوریه فدرالیته را در هیچ نقطه ای از سوریه بپذیرند به همین دلیل من از این طرح نگران نیستم.
بشار اسد: شایدتعجب کنید که من قبل از جنگ نگران این موضوع بودم و نه بعد از جنگ. شاید در سال اول جنگ نگران بودم بله زیرا این طرح در جامعه منتشر شد و توانست تاثیر گذار باشد اما پس از یکی دو سال مساله آشکار شد و من معتقدم امروز ساختار اجتماعی جامعه سوریه خالص تر از قبل جنگ شده است. قبل از جنگ شائبه های طائفه ای و نژادی به صورت پنهانی در عمق جامعه منتشر شده بود اما اکنون جامعه خالصتر شده است. زیرا امور برایشان آشکار ومشخص شده است و تعصب را از دینداری و طائفه گرایی را از دینداری تشخیص می دهند.
تفاوتها آشکار شده است و مردم جامعه فهمیدند مصحلتشان در این است که یکدیگر را بپذیرند و همگی به طیفهای مختلف دینی، طائفه ای و نژادی موجود در جامعه سوریه احترام بگذارند زیرا این تنها راه برای موجودیت سوریه است به همین دلیل فکر می کنم جنگ با همه بدیها و وحشیگری اش از این نظر برای جامعه سوریه ابعاد مفید داشته است بنابراین نباید نگران باشیم. اگر بتوانیم تروریسم را نابود کنیم من به تو می گویم این جامعه سوریه بسیار بهتر از جامعه ای خواهد بود که ما قبل از بحران می شناسیم.
خبرنگار روزنامه الوطن چاپ سوریه در ادامه مصاحبه با بشار اسد رئیس جمهور این کشور سوال کرد: در موضوع سفرهایی که به سوریه انجام می شود هیات های امنیتی از جمله فرانسه، آلمان و بلژیک به سوریه سفر کرده اند و چند ماه پیش یک مسئول سوری به ایتالیا سفر کرد. چه چیزی در این نشست ها رخ می دهد؟ آن ها چه درخواستی دارند و خواسته سوریه چیست؟ شنیده ایم که سوریه خواستار بازگشایی سفارتخانه هاست، حقیقت مساله چیست؟ چرا آن ها به سوریه می آیند در حالی که دشمنی دارند؟
بشار اسد پاسخ داد آنچه در غرب رخ داده این است که قدرت های سیاسی که علیه سوریه ایستادند قدرت هایی هستند که در حکومت بودند و در دروغ گویی های خود فراتر رفتند و زمانی که ثابت شد آنچه ما می گوییم درست است و آنها دارند بهای زلزله سوریه و به طور کلی زلزله عربی را می پردازند، این قدرت را نداشتند که ظاهر شوند و به ملت های خود بگویند که اشتباه کرده اند و باید با سوریه رابطه برقرار کنند و موضع خود را تغییر دهند بنابراین حداقل کار ممکن را آغاز کردند و دستگاههای امنیتی را برای همکاری امنیتی با سوریه به منظور محافظت از ملت های خود به این کشور فرستادند و در عین حال از تروریست ها در سوریه حمایت می کنند. ما به آن ها گفتیم این سخن غیرمنطقی است.
اولا امکان ندارد به شما در زمینه امنیتی کمک کنیم در حالی که شما در همان زمینه علیه ما اقدام می کنید. در عین حال امکان ندارد با شما در زمینه امنیتی همکاری کنیم در حالی که شما حداقل در سیاست علیه ما اقدام می کنید. البته برخی از کشورها مستقیما از تروریست ها حمایت نمی کنند اما حداقل باید پوشش هرگونه همکاری، همکاری سیاسی باشد. در نتیجه امکان ندارد در حالی با شما در زمینه امنیتی همگام شویم که در زمینه سیاسی علیه ما پیش می روید و اقدام می کنید. بازگشایی سفارتخانه ها برای ما مهم نیست بلکه برعکس، از نظر ما، سفارتخانه های آن ها لانه های جاسوسی در سوریه است. چیزی که برای ما اهمیت دارد، سیاست هاست.
اگر سیاست هایشان را تغییر دهند و با ما در سیاست ها اتفاق نظر داشته باشند و مطمئن شویم که آن ها علیه منافع ملت سوریه اقدام نمی کنند در آن موقع این سخن امکان پذیر می شود. البته بیشتر این دستگاههای امنیتی همین باورها را داشتند و برخی از آن ها به ما وعده می دادند که این تصور را منتقل خواهند کرد و تلاش می کنند سیاستمداران را متقاعد کنند اما این غیرممکن است. زیرا این سیاستمدار زمانی که سخنانی برخلاف سخنان چند سال قبل خود را بر زبان آورد در برابر رای دهندگانش مشخص خواهد شد که دروغگو است به همین علت او به فکر منافع ملت خود نیست بلکه به فکر انتخابات آینده است پس چیزی رخ نداده و هیچ همکاری وجود نداشته است.
سوال : آیا این سفرها هنوز به قوت خود باقی است؟
بشار اسد: بله متوقف نشده است. هر از گاهی صورت می گیرد و از بیشتر کشورهای جهان است که علیه سوریه موضع گیری کرده اند.
سوال : آن ها در این موضع خود فراتر رفتند، توجیهی که آن ها همیشه استفاده می کنند این است که چرخش بسیار دشوار شده است اما همه به دنبال راهی برای بازگشت هستند آیا ممکن است این راه را برای آن ها تسهیل کنید؟
بشار اسد: این سوال با تعدادی از هیات های غربی و خارجی که با آن ها دیدار کرده ام مطرح شده است. به آن ها می گفتم، آن ها می خواهند آبروی خود را حفظ کنند، مانعی ندارد، آن ها به بالای درخت رفته اند و از ما می خواهند که به آن ها برای پایین آمدن کمک کنیم. مانعی ندارد اما حداقل هر مسئولی می تواند صد دلیل و توجیه پیدا کند و بگوید می خواهد ملت خود را از تروریسم مصون نگه دارد و محافظت از این ملت او را به سمت تغییر سیاست سوق داده است نه به خاطر اینکه او اشتباه کرده بلکه برای اینکه شرایط تغییر کرده است. آنها اگر بخواهند، صد بهانه دارند اما آمریکا به آن ها اجازه نمی دهد. آن ها قصد دارند به جلو گام بردارند اما هر بار فشار آمریکا آن ها را به نقطه صفر باز می گرداند، آن ها نیاز دارند که مستقل از آمریکا باشند اما چنین چیزی در حال حاضر وجود ندارد بنابراین بهانه ها کافی نیست و کمک ما به آن ها کفایت نمی کند چرا که آمریکا آن ها را تحت فشار قرار می دهد و مانع از بسیاری از چیزها می شود.
سوال : در پایان این پرونده سیاسی بین المللی، قبل از جنگ علیه سوریه، برای ما در سوریه مشخص بود که ما یک دشمن داریم و آن اسرائیل است و همه تلاش ما بر مبارزه با اسرائیل متمرکز است، امروز بعد از گذشت شش سال از جنگ علیه سوریه، آیا می توان رسما دشمنان جدیدی را اضافه کرد؟
بشار اسد: واژه دشمن برای اینکه دقیق باشد به کشوری مربوط می شود که سرزمینت را اشغال می کند نه کشوری که سیاست خصمانه در پیش گرفته است. به عنوان مثال اکنون جایز نیست فرض کنیم که فرانسه دشمن است. معتقدم که ملت فرانسه تغییر می کند و می داند که داستان درست نیست و هیات های مختلف رسمی و مردمی به سوریه سفر و مواضع بسیار واقع بینانه و اخلاقی بیان می کنند. نمی توانیم بگوییم این کشور، دشمن است در حالی که اسرائیل سرزمین سوریه را اشغال کرده است و این موضوع متفاوتی است.
همین چیز در مورد کشورهای حاشیه خلیج (فارس) عربستان و قطر صدق می کند که مواضع بسیار خصمانه ای اتخاذ کرده اند و در طول تاریخ یکی از علل باقی ماندن اسرائیل و برتری آن در منطقه بوده است. اما این باعث نمی شود ملت در عربستان یا قطر یا دیگر کشورها ملت دشمن باشد. به همین علت می گویم مسئولان در این کشورها ممکن است خودشان در ردیف دشمنان قرار دهند اما این به معنای کشور یا ملت نیست و اسرائیل دشمن می ماند.
خبرنگار: به موضوع روند ژنو و آشتی ها منتقل می شویم. آیا امروز می توانیم بگوییم که روند سیاسی تا روی کار آمدن دولت جدید آمریکا وارد مرحله انتظار شده است؟
بشار اسد: اگر بگوییم این روند وارد چنین مرحله ای شده این بدان معناست که آن در قید حیات بوده است. اما اینگونه نبوده است. این روند از ابتدا براساس اصول واضح و روشنی استوار نبوده است. روند سیاسی آنگونه که بنا شده گفتگوی سوری-سوری نیست و بیانیه ژنو بیانیه سوری نبوده بلکه بیانیه بین المللی بوده و بر مبارزه با تروریسم بنا نشده بلکه برعکس برای ما روشن بوده و آن اینکه این روند تنها ابزاری بوده تا تروریست ها آنچه را که نتوانسته اند در میدان نبرد به دست آورند، محقق کنند. این روند براساس مذاکرات بین سوری های ملی گرا بنا نشده بلکه بین سوری ملی گرا و سوری مزدور بوده و باعث شده است این روند از ابتدا مرده به دنیا بیاید.
سوال : بنابراین چرا در این روند شرکت کردیم؟
بشار اسد: در آن شرکت کردیم تا جلوی بهانه ها را بگیریم و به همه ثابت کنیم کشورهایی که از راه حل سیاسی سخن می گویند و به طور مشخص غرب، صادق نیستند. ما بازی را می شناسیم و در آن شرکت کردیم تا آن را فاش کنیم به ویژه برای کسانی که معتقدند بودند چشم اندازی برای رسیدن به راه حل از طریق آن وجود دارد همچنین در رابطه با برخی از کشورهای دوست که در ابتدا شک داشتند و این کشورهای حامی تروریسم به محض اینکه ما وارد این روند سیاسی شویم از حمایت از تروریسم دست برخواهند داشت. چنین باورها و برداشت هایی وجود داشت. مشارکت ما در این روند با همه طرح های مختلف آن که همه آن ها علیه منافع ملت سوریه بود، ثابت کرد که این سخن نادرست است.
سوال : کمی از مخالفان صحبت کنیم، گفتید که آن ها مزدورانی هستند که به نفع کشورها فعالیت می کنند، کدام یک از مخالفان از نظر شما قابل قبول هستند تا با آن ها در میز مذاکره بنشینید و به راه حل سیاسی برسید؟
بشار اسد: همه مخالفان، مزدور نیستند. بلکه به طور مشخص از مخالفانی صحبت می کردیم که از سوی آن کشورها مامور گفتگو با سوریه شدند. این ها مخالفان مزدور هستند. از نظر ما این سخن غیر قابل بحث است و معتقدم که اکثر ملت سوریه این سخن را می دانند. مخالفان تعریف روشنی دارد. اولا مخالفان سیاسی سلاح به دست نمی گیرند و از تروریست ها حمایت نمی کنند، قواعد و قوانین آن ها «اگر قواعد داشته باشند» سوری است و به خاطر برنامه های خارجی تلاش نمی کنند بنابراین ما اینگونه مخالفان را می پذیریم اما در این بحران، اینکه بگوییم مخالفانی هستند که باید با آن ها در تماس باشیم، این به تاثیر این مخالفان در بحران بستگی دارد.
یعنی، اینکه با مخالفانی در میز مذاکره بنشینیم و با آن ها درباره نحوه حل بحران گفتگو کنیم در حالی که آن ها تاثیری ندارند، این به معنای وقت تلف کردن است. اما اگر بخواهیم درباره آینده سوریه صحبت کنیم با همه مخالفان و همه طیف های سوریه نه فقط مخالفان، در میز مذاکره می نشینیم. گفتگوی سیاسی به دولت و مخالفان محدود نمی شود بلکه طیف ها و جریان های مختلفی در جامعه سوریه وجود دارند که لازم نیست جریان های سیاسی و حزبی باشند، آن ها نیز در این روند شرکت می کنند و با همه گفتگو می کنیم.
خبرنگار روزنامه الوطن در ادامه گفتگوی اختصاصی با بشار اسد رئیس جمهور سوریه از وی پرسید درباره سوریه شاهد پیشنهادهای مختلفی هستیم، پیشنهاد مسکو، پیشنهاد دمشق و پیشنهاد قاهره، کدام یک را قابل قبول می دانید؟
بشار اسد: هر طرحی که از تروریست ها حمایت نکند و به برخی کشورها ارتباط نداشته باشد درباره آن وارد گفتگو می شویم. اما اینکه نتیجه گفتگو ها چه باشد یا آنکه این گفتگوها به چه روشی تداوم داشته باشد از مباحثی است که به توانمندی پیشنهادات و اندیشه های نهفته در آنها، ارتباط دارد.
سوال: بر اساس آخرین آماری که مرکز حمیمیم ارائه کرد طرح آشتی داخلی سوریه که پیشنهاد روسی است در بیش از هزار روستا و شهر سوری اجرایی شده است و این مناطق با دولت سوریه این طرح را امضا کرده اند، اخیرا داریا و معضمیه، دیروز کسوه،. قبل از آن قدسیا و الوعر از امضا کنندگان این طرح بوده اند، آیا طرح آشتی داخلی برخاسته از گفتگوی ژنو است یا شرایط متفاوتی دارد؟
بشار اسد: این طرح مسیر متفاوتی دارد، آشتی داخلی راه حل واقعی و عملی است، البته هم نکات منفی و هم نکات مثبت را در خود جای داده است با این حال تنها راه حلی است که اجازه می دهد به موازات اجرایی شدنش سرکوب تروریسم هم ادامه داشته باشد، موفقیت این طرح در دو- سه سال گذشته آشکار و اخیرا هم روند آن تسریع شده است، این طرح از شهروندان حمایت می کند، تا حد ممکن از زیرساخت ها حمایت و یا دست کم از ویرانی بیشتر زیر ساخت ها جلوگیری می کند،
راه را برای بسیاری از افراد مسلح هموار می کند تا به آغوش کشور بازگردند، چه چیز بیشتری از این انتظار داریم؟ راه حل سیاسی با بیانیه دادن و استفاده کردن از اصطلاحات زیبا میسر نمی شود، این واقعیتی است که در زندگی هموطنان مشاهده می شود، وقتی می بینیم که این طرح سبب بهبود زندگی مردم شده است پس طرح خوبی است.
سوال: اما طرح آشتی داخلی در افکار عمومی کشور با انتقاداتی نیز روبروست، همه مردم موافق خروج تروریست ها و آدم کش ها از مناطق مشخص شده نیستند، در نتیجه اجرایی شدن این طرح به گونه ای است که گویا اتفاقی در کشور رخ نداده است؟
بشار اسد: درست است ، وقتی شاهد خونریزی در کشور هستیم، نوعی تنش را در سطح جامعه شاهدیم در چنین شرایطی، حد میانه عنصر غائب جامعه تلقی می شود یا دست کم می توان گفت که اکثریت جامعه اینگونه می اندیشند اما باید در این زمینه شفاف و صریح باشیم، کسانی با چنین موضوعاتی مخالفت می کنند که صرفا در جایگاه مخالف جای دارند
اما مبارزانی که در جبهه های نبرد می جنگند، جان و زندگی خود را به خطر می اندازند، یا مجروحان، خانواده های شهدا و خانواده های مبارزانی که فرزندانشان را به جبهه های نبرد می فرستند در مقایسه با آنانی که در کافی شاپ ها و در صفحات چت ( گپ اینترنتی) پیگیر تحولات هستند تفاوت دارند، این افراد حتی در مقایسه با آنانی که در پشت رایانه هایشان با تروریست ها می جنگند متفاوتند به همین دلیل می گویم ارتش، نیروهای مسلح، مبارزان و خانواده هایشان در قبال طرح آشتی داخلی احساس آرامش می کنند زیرا این طرح را نه تنها طرحی برای حمایت از کشور می دانند بلکه به نوعی آن را حمایت از فرزندانشان نیز می دانند.
سوال: برخی کشور سوریه را متهم می کنند در پی ایجاد تغییرات جغرافیایی در کشور است، آنان می گویند این طرح از زمان آزادسازی داریا آغاز شد و در ادامه در کفریا، فوعه، زبدانی و مضایا تداوم یافت، پاسخ دولت به این اتهام ها چیست؟ آیا این اتهام ها را جدی می گیرید؟
بشار اسد: این اتهام ها در امتداد حملاتی است که از آغاز جنگ شروع شده است، آنان در آغاز با طرح مباحث قومی و مذهبی حملاتشان را آغاز کردند و وقتی در تلاششان برای شکاف انداختن در جامعه شکست خوردند مفاهیم دیگری را وسط کشیدند، تغییر جغرافیایی بخشی از همان جنگ روانی است که برخی با ایده های قومی و مذهبی در پی ترویج آنند.
مناطقی که مطرح کرده اند از مناطق سامان یافته است و جزء مناطق اختلافی به شمار نمی آید در نتیجه این مناطق در مالکیت شهروندان سوری است، اگر هدف دولت این باشد که در این مناطق تغییرات جغرافیایی ایجاد کند در درجه اول باید مالکیت این مناطق را تصاحب کند تا بعدا بتواند این مالکیت را به اشخاصی که مطلوب دولتند انتقال دهد در غیر این صورت نمی توان چنین برنامه ای را اجرایی کرد.
نکته دیگری که باید در این زمینه به آن توجه کرد این است که ساکنان این مناطق زمانی از خانه و کاشانه خود کوچیدند که تروریست ها وارد مناطقشان شدند نه زمانی که ارتش وارد این مناطق شد، البته وقتی ارتش وارد این مناطق شد بخش اندکی از جمعیت از این مناطق خارج شدند که بسیاری از آنان از خانواده های تروریست ها بودند، البته همین خانواده ها نیز در حال حاضر در سایه حمایت دولت سوریه هستند نه تروریست ها. نکته دیگر اینکه باید پرسید سود دولت از این تغییر ادعایی چیست؟
گام اول در ثبات کشور، ثبات اجتماعی است، این نوع ثبات است که ثبات امنیتی و سیاسی را در پی دارد، سخن ما درباره ثباتی است که عمر چند ده ساله دارد، این ثبات مرهون ثباتی است که عمری چند صد ساله دارد ثبات چند ده ساله ما به روابط اجتماعی، زیر ساختهای اجتماعی و ترکیب اجتماعی چند صد ساله ارتباط دارد در نتیحه بازی با این زیر ساخت های اجتماعی به هر نحوی که باشد به معنی فروپاشیدن ثبات است،
حتی فرض را بر این بگیریم که دولت سوریه در پی منفعت ملی نباشد و به منافع خاص خود بیندیشد با این حال باز هم به سود دولت نیست که ثبات اجتماعی را به هم بریزد، بر خلاف چنین تصوری، دولت در پی تقویت و تحکیم اینگونه ثبات است زیرا وجود چنین ثباتی تداوم عمر دولت را تضمین می کند. تفاوتی نیست که دولت، دولت یک کشور باشد، یا یک حزب یا یک حکومت.
با توجه به آنچه اظهار داشتم، شرایط را برای دولتی که از اساس در پی منافع ملی و استقلال در تصمیم گیری ملی است در نظر بگیرید، چنین دولتی به طور حتم تا حد بسیار زیادی نیازمند به حفظ بافت اجتماعی ای است که از قرنها پیش در کشور وجود داشته است پس بهتر است وقتمان را بر سر این اصطلاحات هدر ندهیم زیرا چنین اتهام هایی در جامعه ای چون سوریه گوش شنوایی ندارد هرچند ممکن است چند روزی گروههای اندکی را به خود مشغول کند.
سوال: جناب آقای رئیس، هنوز گروگان ها و ربوده شدگان زیادی در اختیار گروههای تروریستی هستند اما همین گروهها همواره مدعی می شوند دولت به این گروگان ها توجه ندارد و مثلا بیشتر به فکر ایرانیانی است که به گروگان گرفته شده اند، راهبرد دولت برای نجات گروگان های سوری چیست؟ آیا در این زمینه شاهد کوتاهی های از طرف دولت هستیم؟
بشار اسد: اصلا اینگونه نیست، در هر طرح آشتی ای که در برخی مناطق اجرایی شده موضوع ربوده شدگان از موضوعات اصلی ما بوده است، دلیل اجرای آشتی داخلی در خان الشیح و خروج گروههای مسلح از این منطقه، این بود که توانستیم با اجرای این طرح در این منطقه 25 فرد ربوده شده را نجات دهیم، این موضوع برای ما اساسی است و در اولویت برنامه هایمان قرار دارد زیرا این مشکل، مشکل اجتماعی و انسانی قابل توجهی به شمار می آید و دولت نمی تواند به روی آن چشم ببندد زیرا پیامدهایش بر بخش های مختلف دیگر هم تاثیر خواهد داشت.
به همین منظور همواره پیگیر امور مفقودان و ربوده شدگان هستیم، در پی سرنوشت مفقودانی هستیم که اطلاعی از آنان نداریم چنانچه پیگیر امور ربوده شدگانی هستیم که محل اختفایشان را می دانیم در نتیجه برای آزادی آنان سعی می کنیم با استفاده از کانال هایی با تروریست ها ارتباط بر قرار کنیم، ما در این زمینه سیاست کاملا نرمی را در دستور کارمان قرار داده ایم زیرا می خواهیم ربوده شدگان را زنده به آغوش خانواده هایشان باز گردانیم.»
سوال: آیا در دورانی که این افراد ربوده شدند یا مفقود شدند حق و حقوق آنان به عنوان نیروهای رزمنده محفوظ است، به ویژه اینکه برخی از این افراد نان آور خانواده هایشان هستند؟
بشار اسد: طبیعی است که اینگونه باشد، از نظر قانونی نیز باید حق و حوقشان پرداخت شود، ربوده شدگان با مفقودان تفاوت دارند زیرا می دانیم ربوده شدگان در قید حیاتند اما سرنوشت مفقودان مشخص نیست در نتیجه برای پرداخت حق و حقوق مفقودان و در نظر گرفتن مدت زمانی که به عنوان مدت زمان زنده بودن آنان لحاظ می شود تدابیر ویژه ای اتخاذ شده است.
سوال: سخنانی درباره تشکیل همایش ملی و گفتگو در دمشق و در واقع ایجاد تریبون دمشق شنیده می شود، تریبونی که در آن مخالفانی از داخل و خارج کشور حاضر خواهند شد آیا شما هم برگزاری چنین همایش و گفتگویی را می پسندید؟
بشار اسد: هر فرد سوری که می خواهد وارد سوریه شود مشمول قانون سوریه خواهد شد، اگر رفتارهایی را مرتکب شده باشد بر اساس قانون کشور با او برخورد خواهد شد اما اینکه در پی آن باشیم تا سلامتی فردی را تضمین کنیم یا فردی را فراتر از قانون قرار دهیم موضوع دیگری است، تضمین سلامتی یک فرد مفاهیم متعددی دارد اگر مقصود این است که دولت افرادی را که تخلفی مرتکب نشده اند بازداشت می کند سخن صحیحی نیست زیرا به طور قطع اینگونه نخواهد بود.
خبرنگار با قطع سخنان بشار اشد اظهار داشت ، در واقع آنان نوعی مصونیت می خواهند.
رئیس جمهور سوریه ادامه داد:« در قانون مصونیت وجود ندارد اما هر فردی که قانون سوریه را نقض نکند بازداشت نخواهد شد.»
سوال: آیا شما به صورت اصولی برگزاری چنین گفتگو و همایشی را می پذیرید؟
بشار اسد: بله، ما از هر نوع گفتگو میان سوری ها استقبال می کنیم، زمانی که این گفتگوها میان گروههای سوری باشد، میان گروههایی که به طرف های خارجی ارتباط ندارند و از تروریست ها حمایت نکرده اند.
خبرنگار با قطع سخنان بشار اسد گفت: حتی اگر این گفتگو ها در دمشق انجام شود؟
بشار اسد پاسخ داد:« در هر مکانی که می خواهد باشد، گفتگوهایی نیز در گذشته میان گروههای مخالف انجام شد و ما مداخله و پیگیری نکردیم که چه کسی در این گفتگوها حاضر می شود و چه کسی در آن حضور نمی یابد اگر چه به دلایل مختلف بسیاری در آن حاضر نشدند.»
سوال: جناب آقای رئیس جمهور به نظر می رسد پرونده اقتصادی کشور دشوارترین پرونده باشد سئوال اول من در این زمینه این است که اقتصاد سوریه چگونه دوام آورده است؟ در این زمینه یادآور می شوم ، با آغاز جنگ بسیاری از گزارش هایی که سفارتخانه های دیگر کشورها برای دولت هایشان مخابره کرده بودند آمده بود اقتصاد سوریه تنها می تواند شش ماه مقاومت کند اما امسال وارد سال ششم بحران شده ایم و اقتصاد سوریه همچنان پابرجاست، این مهم چگونه محقق شده است؟
بشار اسد: همانگونه که گفتید پیش بینی ها این بود که اقتصاد ما فقط چند ماه مقاومت می کند، اگر خوش بین باشیم و به قواعد منطقی و علمی اقتصادی باور داشته باشیم ، تحلیل ها در آن زمان این بود که اقتصاد دو سال تا دو سال و نیم دوام خواهد آورد اما عوامل متعددی موجب شده است تا اقتصاد ما تا امروز دوام داشته باشد، عوامل واقعی در این زمینه را می توان اینگونه برشمرد:
اول اینکه مردم در هر شغلی اعم از مشاغل عمومی یا خصوصی که بودند در پی آن بودند تا شغل و حرفه خود را حفظ کنند و زندگی و حیات در کشور دوام داشته باشد حتی اگر این دوام با حداقل امکانات باشد، بسیاری از افراد در بخش خصوصی، اعم از آنانی که مشاغل کوچک تا متوسط داشتند و حتی برخی از کارخانه ها و کارگاههای بزرگ و برخی ازسرمایه گذاری های بزرگ هم چنین روندی داشتند، برای خیلی از افراد این روند شگفت آور بود حتی خود من هم جزء این افراد بودم، چرا که سرمایه گذاری هایی قبل از بروز جنگ در کشور انجام شده بود و همین سرمایه گذاری ها در دوران جنگ اجرایی شد، حتی با آغاز جنگ برخی درخواست سرمایه گذاری دادند و طرح هایشان را در زمان جنگ در کشور آغاز کردند، در این زمینه حتی شاهد سرمایه گذاری در حوزه های غیر اقتصادی مثل حوزه فرهنگ بودیم که حوزه سود آوری نیست، این نوع سرمایه گذاری را در دمشق و حلب شاهد بودیم، این اتفاقات نشان داد اراده زندگی در میان مردم سوریه اراده قویی است.
نکته دوم اینکه اقتصاد سوریه در دهه های گذشته بر اصولی استوار شده است و طبیعتا بخش عمومی نیز بخشی از اقتصاد کشور است، اقتصاد بخش عمومی با تمام مشکلاتی که بر سر راهش وجود دارد و ما وجود این مشکلات را از قبل از بروز جنگ می دانستیم در پایداری اقتصاد سوریه نقش اساسی ایفا کرد.
نکته سوم اینکه دولت پس از دو یا سه سال از آغاز جنگ، به این نتیجه رسید که این جنگ ممکن است سال ها به طول بینجامد در نتیجه به فکر راه حل های نامتعارف افتاد، مقصود راه حل ها و تدابیری است که در اوضاع غیر جنگی قابل قبول نیست، دولت ناچار شد و حتی به این نتیجه رسید که بهتر است برای تعامل با اقتصاد نامتعارف دوران جنگ، تدابیر نامتعارف بیندیشد، همین تدابیر به ما کمک کرد تا چرخ اقتصاد را دست کم در سطح کف مطالباتمان بتوانیم بچرخانیم و در این راه حمایت های خارجی نیز به کمک ما و عوامل دوام اقتصاد ما آمد، کمک هایی که از دوستانمان به ویژه ایران و روسیه رسید توانست مشکلات اقتصاد سوریه را کاهش دهد.
خبرنگار قبل از پایان پاسخ بشار اسد پرسید، جناب آقای رئیس جمهور آیا ما در حال حاضر با اقتصاد جنگی مواجه هستیم؟
بشار اسد پاسخ داد:«طبعا، ما در جنگ به سر می بریم و اقتصاد ما نیز به تمام معنی اقتصادی جنگی است، چنین اقتصادی با محاصره کشورمان آغاز شد، ما نمی توانیم صادرات داشته باشیم با این حال و به کوری چشم برخی از کشورها، از راههای مختلف صادرات داریم، ما برای آنکه اقتصادمان را تداوم دهیم نمی توانیم مواد اولیه ضروری را وارد کشور کنیم اما توانستیم به هر طریقی این مواد را وارد کشور کنیم. در کنار این عوامل وجود ارز در کشور و وجود برخی از عوامل دیگر به ما کمک کرده است.»
سوال: در سال های جنگ ، تورم و کاهش قیمت لیره سوریه موجب شد تا مردم سوریه حدود شصت تا هفتاد درصد قدرت خریدشان را از دست بدهند، همین امر موجب شد تا تعدادی از متخصصان به امید یافتن فرصت های شغلی مهاجرت کنند، این موضوعی است که جتابعالی نیز در دیدار گذشته به آن اشاره داشتید، جناب آقای رئیس جمهور در چنین شرایطی چه چیزی می تواند بیماری اقتصاد سوریه را معالجه کند و موجب بازگشت نیروهای متخصص به کشور و آغاز فعالیت و سازندگی جدید در سوریه شود؟
بشار اسد: مهم ترین بخش اقتصاد هر کشوری در مرحله پس از جنگ، بازسازی است، این بخش از اقتصاد بخش عظیمی است که صدها شغل ایجاد می کند و به صورت غیر مستقیم بر مشاغل دیگر کشور نیز اثرگذار است، اقتصاد کشور در این مرحله در گام اول بر بازسازی با اموال مردم کشور استوار است، این کار در مرحله آغازین با تلاش هر فردی برای ترمیم و ساخت منزل، کارگاه، کارخانه و یا هر بنای دیگر متعلق به خود آغاز می شود، این سخن نظریه پردازی نیست زیرا روند عملی آن را در حال حاضر در بخش قدیمی حمص، کارگاههای حلب و مناطق دیگر کشور شاهد هستیم.
خبرهایی که از اقوام مختلف سوری به گوشمان می رسد حکایت از آن دارد که با آزادسازی مناطق مسکونی و شغلیشان ، به این مناطق باز خواهند گشت و این مناطق را دوباره خواهند ساخت پس از همین الان که هنوز به پایان جنگ هم نرسیده ایم بازسازی در حد و مرز کوچک تر خود در کشور آغاز شده است، از طرف دیگر بازسازیی را شاهد خواهیم بود که دولت در مناطق مختلف مثل منطقه خلف الرازی و دیگر مناطق آغاز خواهد کرد، این مناطق پس از بازگشت ثبات به کشور، به طور کلی بازسازی خواهند شد با این شرایط بسیاری از اموال سوری ها به آنان باز خواهد گشت.
بسیاری از سوری هایی که مهاجرت کردند بازخواهند گشت، ما نیروی متخصص داریم و اقتصاد سوریه به بیگانگان وابسته نیست، اقتصاد ما به معنی کامل کلمه اقتصاد سوری است ، متخصصان بازخواهند گشت، به اندازه کافی کارشناس داریم که بتوانیم کشور را بسازیم. در کنار این سخنان باید این نکته را اضافه کنم که بازسازی بخش پرطرفدار و جذابی برای جذب سرمایه گذاری های خارجی است در نتیجه به یقین می توان گفت کشورهای دوست اولین کشورهایی هستند که در این زمینه از طریق مشارکت شرکت هایشان در سوریه یا واگذاری وام به دمشق ، در بازسازی کشور سهیم خواهند شد. وقتی به این مرحله برسیم مشکلی نخواهیم داشت.
خبرنگار روزنامه الوطن سوریه در ادامه مصاحبه خود با بشار اسد رئیس جمهوری سوریه از وی پرسید جناب رئیس جمهور موضوع بازسازی (کشور) بسیار هزینه دارد آیا شما فقط با کشورهای دوست قراردادهای بزرگ در این زمینه خواهید بست؟
بشار اسد: گمان نمی کنم مردم سوریه اجازه بدهند شرکت هایی از کشورهای دشمن برای بازسازی کشور بیایند و از جنگی که آغازگر آن بودند به برخی دستاوردها برسند، این موضوع از نظر منطقی ناممکن است اما گمان می کنم بسیاری از کشورهایی که با ما دشمنی کردند و در حال حاضر به این موضوع فکر می کنند؛ به دنبال شرکت هایی در کشورهای دوست خواهند بود تا با استفاده از آنها وارد بازسازی سوریه شوند.
سوال: در سوریه هم مانند دیگر کشورهای عربی فساد وجود داشته است اما به طور محدود، امروز فساد علنی شده است و شهروندان هر روز شاهد آن هستند آیا مجازات نشدن جدی افراد باعث نشده است تا به وضعیت امروز برسیم؟ آیا افراد فاسد به واسطه نزدیکی شان به مسئولان در جاهای مختلف در گسترش فساد و انتشار این فرهنگ در سوریه تشویق شدند؟
بشار اسد: فرد فاسد در همه شرایط به یک مسئول فاسد متکی است تا بتواند به فساد خود ادامه بدهد، فساد مانند میکروب است و میکروب ها در زندگی و بدن انسان وجود دارند اما سیستم ایمنی بدن مانع تداوم بیماری می شود مگر آنکه سیستم ایمنی ضعیف شود که در این صورت میکروب قوی تر می شود. این موضوع درباره فساد نیز صدق می کند، در وضعیت جنگ گروه هایی از افراد فاسد و مزدوران و خیانت کاران سوری در این جنگ سهم دارند و این به معنای ضعف در سیستم ایمنی کشور و جامعه است.
در این حالت میکروب که همان فساد است قوی تر می شود و بیشتر گسترش می یابد اما عامل دیگری هم به ایمنی کشور ارتباط دارد که اخلاق است و زمانیکه فساد گسترش پیدا کرد به این معنا است که پیش از جنگ هم وجود داشته اما با ضعیف شدن ایمنی جامعه و کشور، فساد با قدرت بیشتر نمایان می شود از اینرو مشکلی داریم که باید با همکاری یکدیگر آن را حل کنیم.
این مشکل به تربیت و اخلاق ارتباط دارد و این موضوع یک مسئله اساسی به شمار می آید. حال به کشور بازمی گردیم مسلما کشوری که در جنگ است مانند کشوری نیست که در صلح به سر می برد . چنین کشوری بر همه جزئیات موجود به همان شیوه و پویایی یک کشور آرام کنترل ندارد این یک موضوع بدیهی است اما آیا به این معنا است که فساد بدون بازخواست ادامه یابد؟ نه هرگز. قانون و قاطعیت کشور به قوت خود باقی هستند، مشکل در اینجا به چگونگی شناسایی وضعیت فساد باز می گردد یعنی مشکل فساد در ناتوانی در مجازات افراد نیست بلکه مشکل در ناتوانی برای شناسایی فساد به ویژه در چنین شرایطی است.
برخی از این شرایط که با آن برخورد کردیم در مقالاتی در اینترنت یا برخی پایگاه های اجتماعی منتشر شد و مسلما بخش زیادی از مطالب مطرح شده در این پایگاه ها نادرست اما برخی از این مقالات درست بود و به وضعیت فساد رسیدگی شد. اگر بخواهیم در این شرایط دشوار با فساد مبارزه کنیم ناگزیر باید تلاش های کشور و جامعه را برای شناسایی و کشف فساد دوچندان کنیم چون نهادهای دولت در شرایط جنگ همه جا حضور ندارند و نمی توانند هر پرونده ای را پیگیری کنند، اولویت های کشور در حال حاضر متفاوت است، در درجه نخست مبارزه با تروریسم و دوم فراهم کردن بیشترین شکل و شرایط زندگی برای شهروندان سوری. این اولویت ها، اولویت های شرایط صلح نیستند و اگر همه برای شناسایی فساد با هم همکاری کنیم گمان می کنم در این صورت می توانیم آن را مهار کنیم تا اینکه روزی فرا برسد که در آن تروریست ها را نابود کنیم و کشور سوریه مانند گذشته و حتی قوی تر بشود.
سوال: جناب رئیس جمهور، در پایان موضوع فساد به نیروهای جنگجوی حاضر در جنگ ضد تروریسم می رسیم، برخی نیروهای همپیمان و برخی نیروها در شماری از مناطق با ارتش سوریه مشارکت کردند اما برخی از این نیروها دست به سرقت زدند و برخی به ارتش اهانت کردند، مشارکت این نیروها را با ارتش سوریه و این تجربه را با ابعاد منفی و مثبت چگونه ارزیابی می کنید ؟
بشار اسد: تجربه نیروهای مردمی، انتخاب کشور نیست اما این تجربه ای است که همه جنگ های ملی در هر کشور در جهان آن را تحمیل می کند، در بیشتر جنگ های ملی مشابه همیشه نیروهای مردمی حضور داشتند که در کنار ارتش نبرد می کردند که این وضعیت ضروری و طبیعی است و حاصل انگیزه عاطفی بسیاری از جوانان است که می خواهند به شیوه های مختلف از کشورشان دفاع کنند.
برخی مواقع این مساله در نهادها شکل می گیرد به این معنا که جوانان وارد نیروهای مسلح ارتش و پلیس می شوند و گاهی در خارج از نهادها خواهد بود مانند نیروهای مردمی که فقط در شرایط اضطراری و جنگ شکل می گیرد. این تجربه ابعاد مثبت و منفی دارد و باید دید که این تجربه در سوریه ابعاد مثبت داشته است یا خیر؟
مسلما ابعاد مثبت بسیاری داشته و دستاوردهای نظامی عملی را در حمایت از ارتش چه در مواضع استقرار ارتش و چه در دیگر مناطق محقق ساخته است و این نیروها مانند نیروهای مسلح وارد نبرد شدند و در دفاع از مناطق یا آزادسازی آنها از دست تروریست ها دستاوردهایی داشته اند. آیا این نیروها ابعاد منفی هم داشته اند؟ قطعا.
اما ابعاد منفی مانند فساد همیشه به خصوصیات فردی مرتبط است یعنی فرد فاسد هر جا که باشد فاسد است. فساد در همه وضعیت ها در این جنگ به افراد مربوط بوده است مسلما بیشتر حالت های فساد که به آن اشاره کردید در ابتدای درگیری ها وجود داشت، در ابتدای درگیری ها به جز فرد مبارز و کسی که بر او نظارت می کند، فرد دیگری وجود ندارد در حالیکه ناظر یا یک افسر بود و برخی مواقع هم یک فرد غیرنظامی بود.
در این شرایط امور به وجدان افراد حاضر در صحنه بستگی دارد، هیچ ناظر و پلیس و موسسات نظارتی وجود ندارند و اگر این فرد، فاسد باشد او به شهروندان اهانت می کند و اگر باوجدان باشد برعکس آن می شود. بهتر است که صریح باشیم، بیشتر این تجربه ها خوب بودند اما طبیعی است که در این شرایط همیشه سخن از وجود فساد باشد و این موضوع بدیهی است.
برخی از این کارشکنی ها با وجود شرایط دشوار در جنگ کنترل شد و فردی که اهانت می کرد یا به نحوی دست به سرقت می زد شناسایی و با وی برخورد می شد. برخی از این افراد بازداشت شدند و من به طور مفصل از آن اطلاع دارم اما برخی کنترل نشد. با وجود این ، دستورات روزانه برای افسران و دست اندرکاران مبنی بر لزوم پایان دادن به این وضعیت صادر می شود و برخی تدابیر نیز اتخاذ و عملی شده است به طوریکه نیروهای مسلح از گروه های موجود در منطقه ای که قرار بود وارد آن شوند می خواستند هیئتی از این گروه ها را اعزام کنند، لذا این نیروها به اهانت یا سرقت متهم نشدند، این تدابیر اجرا شد و موفق بود و برای جلوگیری از هر گونه بدرفتاری احتمالی به ارتش برخی تدابیر وجود دارد و بر اساس امکانات موجود در هر مکان با افراد خطاکار هم برخورد می شود.
سوال: در خصوص موضوع حزب بعث در ابتدای بحران یا جنگ، طرحی مبنی بر توسعه خط مشی و گفتمان این حزب وجود داشت تا حزب منسجم تر باشد اما بین مسئولان و مردم شکاف ایجاد شد . امروز پس از تحولات اخیر و قانون اساسی جدید جایگاه توسعه در خط مشی این حزب کجاست؟
بشار اسد: درست است که تا پیش از جنگ بر این موضوع به طور گسترده تمرکز داشتیم چون طبق قانون اساسی این حزب فرمانده کشور و جامعه بود و دیگر گفتمان ها و گفتمان سیاسی را نیز توسعه می دادیم. در طول جنگ به این نتیجه رسیدیم که باید همه گفتمان ها در همه بخش ها را توسعه بدهیم. گفتمان سیاسی تغییر یافت در حالیکه امکان ادامه گفتمان سیاسی در شرایط جنگ مانند زمان قبل از جنگ نیست و تا حد زیادی این موضوع تحقق یافت.
گفتمان تربیتی با توسعه برنامه ها توسعه می یابد و در حال حاضر مشغول آن هستیم. گفتمان دینی تا حد زیادی توسعه یافته است و همچنان به توسعه آن ادامه می دهیم، گفتمان رسانه ای نیز باید توسعه یابد اما گفتمان حزبی ویژگی هایی دارد که با دیگر گفتمان ها متفاوت است به ویژه در خصوص حزب بعث که به ایدئولوژی و اصول حزب مربوط می شود.
در آن زمان هدف از گفتمان حزبی چیزی بود که به مبانی نظری موسوم است چون این مبانی، ایدئولوژی حزب را تشکیل می دهند. مبانی نظری که در دهه های گذشته شکل گرفت با مرحله ما قبل جنگ هماهنگی نداشت پس چطور این مبانی با شرایط کنونی مطابقت داشته باشد؟ ما تحقیقی کامل انجام دادیم و آن را به پایان رساندیم و برای احزاب مطرح کردیم تا پیش از تصویب آن را بررسی کنند اما جنگ آغاز شد و در حال حاضر این موضوع در اولویت قرار ندارد.
اولویت در اقدام و عمل کردن است. موضوع توسعه مبانی نظری را کنار نگذاشته ایم اما تاثیر این مساله، میان مدت و درازمدت است و انتخاب مسئول شایسته، مبارزه با فساد، ارتباط با اقشار مختلف جامعه در داخل حزب و خارج شهرها، روستاها و محله ها در اولویت فعالیت های حزب قرار گرفته است تا این حزب در مسائل روزانه ای که شهروندان با آن زندگی می کنند به وظیفه ملی خود عمل کند و این هدف با نقش آفرینی حزب، ارتباط شهروندان با مسئولان بعثی موجود در دولت و انتخاب درست و به جای آنها و همچنین انتخاب درست نمایندگان حزب در مجلس مردم (پارلمان)، هیئت های مختلف همچون دولت محلی و نقش حزب در توسعه اتحادیه ها و سازمان های مردمی با توجه به حضور اکثریت حزب در این نهادها تحقق می یابد. شهروندان می خواهند به این مسائل دست یابند از اینرو آنها را در اولویت قرار دادیم.
از بیش از سه سال پیش تغییراتی در مسئولان کشوری ایجاد شده است و اینگونه به نظر می رسد که این تغییرات تا حدودی این جوانب را که ذکر کردم تحت الشعاع قرار داده است. البته تاثیر آن الزاما گسترده نبوده است و مسلما به معنای لغو لزوم تغییر خط مشی حزب در آینده نزدیک نیست.
سؤال: مردم در خصوص رسانه ها گلایه های زیادی دارند و معتقدند رسانه های سوری با همه تحولات همراه نیستند. تغییراتی حاصل شد اما هدف مورد نظر را محقق نساخت و متاسفانه بیشتر مردم چه بسا شبکه های غیرسوری را پیگیری می کنند، چه عاملی باعث شده است تا امروز سوریه یک تریبون رسانه ای ملی و قوی نداشته باشد تا همه سوری ها آن را پیگیری کنند؟
بشار اسد: هیچ چیز جز نبود اراده و دیدگاهمان به عنوان مردم سوریه مانع آن نمی شود . آنچه که نشان می دهد امکانات برای این منظور فراهم است، دستاوردهای ما در مرحله نخست جنگ بود. آن زمان که جهان و منطقه دچار نابسامانی شده بود ، رسانه های اینترنتی در آن زمان نقش بزرگی ایفا کردند اگرچه به معنای سنتی، رسانه نبودند و ما در آغاز بحران رسانه های اجتماعی را آزاد گذاشتیم و این رسانه ها نتایج خوبی محقق ساختند در حالیکه در آن زمان برخی کشورها برای محدود کردن این رسانه ها تلاش می کردند.
بنابراین اگر به رسانه های سوری بنگریم در حالیکه من بیش از رسانه های رسمی می توانم سخن بگویم چون در کشور مسئول هستم، رسانه های سوری نمی توانند مانند رسانه های خصوصی باشند چون رسانه های خصوصی آزادی بیشتری در جهان دارند و طبیعی است که رسانه های رسمی مانند همه کشورهای جهان، دیدگاه کشور را منعکس کنند اما می توانم بگویم که برخی مسائل از جمله تحریم ها و حذف شبکه ها از ماهواره ها و دیگر اقدام ها مانع پیشرفت رسانه های سوریه شد و برخی موانع هم وجود دارد که با طرز فکر موجود مرتبط است چراکه اطلاع رسانی یک روند طولانی برای توسعه است و دیدگاه موجود در موسسات رسانه ای که مسئول توسعه گفتمان رسانه ای در سوریه هستند نمی توانند با این وضعیت سازگار شوند.
رسانه ها تغییر و تحولاتی داشته اند اما این تحول کافی نبوده است. جنگ به یک تحول بزرگ نیاز داشت و افزون بر آن دیوان سالاری حاکم بر رسانه های رسمی است که گاهی اجازه می دهد بسیاری از نهادهای غیررسانه ای در فعالیت رسانه دخالت کنند و در نتیجه در برابر توسعه رسانه سنگ اندازی می کنند.
در حال حاضر برای پاکسازی رسانه ها اقدام کرده ایم و این موضوع از جمله وظایف دولت جدید به ویژه وزارت اطلاع رسانی در عرصه رسانه و اطلاع رسانی است که شامل پاکسازی نهادهای رسانه ای از فساد و ضعف است چون با وجود این دو عنصر امکان پیشرفت رسانه وجود ندارد و گفتمان رسانه ای فقط با وجود یک ایده پیشرفت نمی کند بلکه باید اداره شود، این گام نخست است و وزارت اطلاع رسانی این گام ها را برداشته است. پس از آن باید این نهادها در چارچوب اداری درآیند که نتیجه طبیعی آن توسعه گفتمان رسانه ای در رسانه های رسمی خواهد بود اما شما در رسانه های غیررسمی آزادی دارید و گام های بزرگی برداشته اید و همچنین در این جنگ نقشی مهم ایفا کردید.
سؤال: جناب رئیس جمهور یک ماه پیش روزنامه الوطن دهمین سالگرد چاپ خود را جشن گرفت شما تجربه روزنامه های خصوصی را چگونه ارزیابی می کنید؟
بشار اسد: این مساله در هر کشوری که می خواهد در زمینه رسانه ای توسعه یابد ضروری و الزامی است، یک کشور نمی تواند فقط در بخش رسانه های عمومی توسعه یابد این موضوع به اقتصاد شبیه است، اقتصاد سوریه نمی تواند فقط در بخش عمومی شکل بگیرد و به هر دو بخش مشترک و خصوصی نیاز دارد.
این موضوع بر رسانه نیز مطابقت دارد اما بخشی از ارزیابی این تجربه به این بستگی دارد که ما هم گاهی رسانه های خصوصی را به عنوان بخشی از جامعه و کشور بپذیریم چراکه حضور رسانه های خصوصی پس از دهه های طولانی با وجود نسل هایی که فقط رسانه های دولتی را می شناسند، کار آسانی نیست. پذیرفتن اندیشه جدید و نقدهایی که در آن اندیشه وجود دارد در جوامع شرقی و به ویژه عربی مرسوم نیست لذا رسانه های خصوصی با موانعی رو به رو خواهند شد که رسانه های عمومی با آن رو به رو نیستند. در هر حال اینها مانع هستند با این وجود می گویم که تجربه رسانه های خصوصی و به طور مشخص روزنامه الوطن با وجود همه موانع تجربه ای مهم و درست است و برای گسترش حوزه رسانه های خصوصی در سوریه از آن الگوبرداری می شود.
سؤال: جناب رئیس جمهور از زمان آغاز جنگ هر کسی که با شما دیدار کرد - منظور از روز نخست جنگ است- در شما احساس پیروزی را دید، شما حتی در سخت ترین شرایط خوشبین بودید این احساس و اطمینان از کجا شکل گرفته است در حالیکه شما هدف تجاوز کشورهای بزرگ جهان قرار دارید؟
بشار اسد: من همیشه و از زمان دور و پیش از آنکه رئیس جمهور شوم و قبل و بعد جنگ با همه اقشار جامعه سوریه ارتباط دارم و این ارتباط متوقف نشده است. من به ارتباط با مردم عادت کرده ام و این نشانه شگفت انگیز وجود پایداری، تعهد به وطن و تمایل به زندگی و ادامه آن است و از ایجاد هر گونه ناامیدی پیشگیری می کند لذا من در هیچ یک از مراحل بحران حتی یک لحظه هم ناامید نشدم و این به لطف همه اقشار مردم سوریه است. زمانیکه اقتصاد و تمایل برای اداره چرخ اقتصاد را یادآور می شویم این بخشی از پایداری است.
زمانیکه کارمند به محل کار و آموزگار به مدرسه می رود و در محل کار خود شهید می شوند همه اینها نشانه استقامت و پایداری است. از سوی دیگر من از روزهای نخست با دقت بین واقعیت و دروغ را تشخیص دادم که بسیاری نمی توانند آن را تشخیص بدهند. دروغ پردازی های رسانه های خارجی و عرب های مزدور در دیدگاه بسیاری از سوری ها تاثیر گذاشت.
من شخصا از ابتدا فقط با واقعیت سر و کار داشتم و تحت تاثیر دروغ ها قرار نگرفتم. مساله دیگر این است که زمانیکه از وطن خود دفاع می کنیم گزینه ای به جز پیروزی یا از دست دادن میهن را نداریم. در این شرایط گزینه ای به جز پیروزی و شکست وجود ندارد. شاید برای برخی این وضعیت به معنای شکست یک رئیس جمهور یا شکست دولت باشد اما برای من موضوع فقط شکست نیست بلکه مساله سرنگونی، از هم گسیختگی و متلاشی شدن یک کشور است همه این عوامل باعث می شود تا فقط به یک سمت حرکت کنی اینکه همیشه به سمت پیروزی خواهی رفت.
سؤال: تا پیش از بحران همیشه با شخصیت هایی از گروه های مختلف مردم سوریه دیدار می کردید آیا امروز هم این دیدارها وجود دارد؟
بشار اسد: قطعا اینگونه و بیش از گذشته است چون بیش از گذشته به آن نیاز دارم. مبانی اصلی من پس از روی کار آمدن و در اختیار گرفتن پست ریاست جمهوری این است که یک مسئول نباید به امید گزارش ها باشد چون در این حالت تصمیم های او منوط به گزارش ها می شود، یک مسئول باید با واقعیت در تماس باشد.
نیازی نیست که یک شهروند الزاما اطلاعات کافی را داشته باشد و نیازی نیست دیدگاه فراگیر داشته باشد چون او فقط زوایایی از جامعه خود را می بیند که در چارچوب آن زندگی می کند اما زمانیکه با اقشار مختلف شهروندان دیدار می کنیم تصویر واقعی و چشم انداز واقعیت نمایان می شود؛ واقعیتی که باید با آن در تعامل بود از اینرو در جنگ به این دیدارها نیاز بیشتری است.
سؤال: آیا جنگ بشار اسد را تغییر داد؟
بشار اسد: در زندگی شخصی تغییر نکرده ام بلکه معتقدم که هر چقدر شرایط بخواهد فرد را از زندگی طبیعی دور کند باید فرد تا جاییکه ممکن است تلاش کند به زندگی شخصی و تعامل با مردم ادامه داد. شاید به سبب شرایط جنگ در زندگی شخصی خود را به مردم نزدیک تر ببینم و آنها را بیشتر درک کنم اما در سطح رسمی و به عنوان یک رئیس جمهور و مسئول، تغییرات اندکی حاصل شده است که با وجود ریشه ای بودن جنگ، این تغییرات ریشه ای نیستند چون پایه و اساس این جنگ ها توطئه علیه سوریه و وادار کردن این کشور برای تسلیم شدن و مزدوری برای برخی کشورهای عربی و منافقین غربی است.
این وضعیت تغییر نکرده است و شرایطی که از آغاز انتفاضه فلسطین در آن زندگی کردیم تا به این لحظه تغییر نکرده است. با انتفاضه آغاز کردیم پس از آن حملات 11 سپتامبر صورت گرفت سپس به افغانستان حمله و عراق نیز متعاقب آن اشغال شد. بعد از آن حریری ترور شد و پیامدهایی که به دنبال آن شکل گرفت و دوره ای که از سال 2008 تا 2011 به ماه عسل موسوم است مملو از دورویی و فشارها بود. هیچ چیزی تغییر نکرده است فقط حجم و میزان حمله و ابزارهای آن متفاوت شده است. من از نظر شخصیتی و در سطح رسمی اندکی تغییر کرده ام.
سؤال: جناب رئیس جمهور شما به نزدیک بودن به مردم سوریه معروف هستند شما با شهروندان در اماکن عمومی دیدار می کردید آیا مردم سوریه در طول این جنگ با موضع گیری منفی یا مثبت خود شما را غافلگیر نکردند؟
بشار اسد: مردم سوریه ناسیونالیسم هستند و احساس استقلال کرده و آبروی خود را حفظ می کنند. اینها همیشه بوده است و امروز شاهد آن هستیم اما به نظرم دو چیز ما را به عنوان مردم سوریه غافلگیر کرد یکی منفی و دیگر مثبت است. با حجم مزدوران خارجی غافلگیر شدیم که اگرچه کم است ولی بیشتر از سطحی بود که انتظار آنرا داشتیم و این سوال را می پرسیدیم که آیا مزدوران پنهان بودند یا اینکه پایه و اساس آن نادانی است که افراط گرایی را به دنبال دارد.
در مقابل آن یک موضوع مثبت است که ما را غافلگیر کرد و آن سطح قهرمانی است. ما همه درباره قهرمانی ها در تاریخ عربی داستان هایی خوانده بودیم اما بیشتر این قهرمانی ها شخصی بودند امروز شاهد قهرمانی شهدا، مبارزان، مجروحان و خانواده های آنها هستیم که همگی قهرمانی های جمعی است نه فردی که این موضوع غافلگیر کننده است و اغراق آمیز نیست. اگر بخواهیم داستانی از قهرمانی های سوریه بنویسیم و در آن مبالغه کنیم حتی به این سطحی که امروز شاهد آن هستیم نخواهیم رسید. این موضوع مایه افتخار است.
سؤال: جناب رئیس جمهور در پایان صحبتها ، ما به صراحت گفتار شما عادت کرده ایم، خانم اسماء (همسر بشار اسد) در یک مصاحبه تلویزیونی با یک شبکه روسی فاش کرد برخی پیشنهادها برای ترک سوریه به وی شده است چه کسی این پیشنهادها را داد و به کجا پیشنهاد شده بود؟
بشار اسد: در ابتدای بحران دو کشوری که به طور علنی به بحران سوریه توجه می کردند قطر و ترکیه بودند و این دو کشور چنین پیشنهاد مستقیمی را مطرح کردند. به طور قطع این کشورها آن را تکذیب می کنند اما این واقعیت است. چند سال بعد هم از طریق آمریکایی ها پیشنهادهایی به طور غیرمستقیم صورت گرفت مبنی بر اینکه رئیس جمهور خود را در انتخابات بعدی نامزد نکند و در برابر آن به هر کجا که رفت مصونیت قضایی خواهد داشت و می تواند هر کسی از گروه و حامیان خود را به همراه خود بیاورد و دیگر پیشنهادها. پیشنهادهای زیادی از طریق کانال های متعدد مطرح شد اما این پیشنهادها بیشتر از سوی آمریکایی ها بود چون آنها برای دیگران ممکن است ضامن بزرگ به شمار آیند اما هیچ ارزشی ندارند.
سؤال: آیا به جز آن یک بار که به روسیه رفتید بار دیگر به این کشور سفر کردید؟
بشار اسد: نه هرگز. این تنها سفر من به روسیه بود.
سؤال: آیا در شش سال گذشته به خارج از سوریه سفر کردید؟
بشار اسد: نه هرگز فقط سفر به روسیه بود.
سؤال: آیا با مسئولان عرب یا خارجی تماس غیرعلنی داشته اید؟
بشار اسد: بلکه همیشه از طریق کانال های موجود تماسهایی صورت گرفته است و آنها نیز به ویژه مسئولان خارجی از این شیوه استفاده می کنند چون اگر خبر دیدار یا ارتباط فاش شود می توانند آن را تکذیب کنند و باید بگویم که این کانال ها خصوصی هستند و نه رسمی.
حتی هیئت های خارجی که به دیدارمان آمدند از جمله نخستین هیئت پارلمانی فرانسه که جنجال بزرگی به دنبال داشت یک شخص از اطلاعات سفارت فرانسه در بیروت و یک فرد از وزارت دفاع به همراه آنها بود اما مسئولان فرانسه گفتند، ما هیچ ارتباطی با سفر این هیئت نداریم. آنها تلاش می کنند تا هر گونه ارتباط را نفی کنند اما آنها دستکم برای ایفای نقش سیاسی چنین می کنند.
سؤال: آیا روسیه برای رابطه سوریه با عربستان سعودی میانجیگری کرده است؟
بشار اسد: بله زمانیکه سرتیپ علی مملوک حدود یک سال و نیم پیش به عربستان رفت یکی از مسئولان روسیه حضور داشت.
سؤال: چرا این دیدار شکست خورد؟
بشار اسد: چون عربستان سعودی یک هدف دارد و آن اینکه سوریه بر ضد ایران باشد و نمی دانیم چرا باید ضد ایران باشیم تا عربستان سعودی یا عقب افتادگان ذهنی (متحجران) راضی شوند.