داستانک
دزد باورها نیستم!
با مرام بودن گاهی انسان را به راه فلاح و رستگاری باز خواهد گرداند ، اگرچه که قصد مال مردم را کرده باشد .
به گزارش سرویس فضای مجازی
خبرگزاری صدا و سیما ؛ گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.