پخش زنده
امروز: -
رئیس سازمان انرژی اتمی: کنفرانس امالدی در ارتباط با رژیم عدم اشاعه است که در آن 3 موضوع مهم، امنیت هسته ای، ایمنی هسته ای و پادمان هسته ای مطرح شد.
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا و سیما از رم؛ علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار صدا و سیما در رم در پایان همایش خلع سلاح در رم و پس از سخنرانی در این نشست گفت: « کنفرانس امالدی ( همایش 'همکاری های بین المللی علمی و فنی برای تقویت ایمنی، امنیت هسته ای و منع گسترش سلاح های هسته) در ارتباط با رژیم عدم اشاعه است که در آن 3 موضوع مهم، امنیت هسته ای، ایمنی هسته ای و پادمان هسته ای مطرح شد.
ما مواضع جمهوری اسلامی را در آن بیان کردیم و همانطور که انتظار می رود در باره برجام نیز صحبت شد و نظرات آنهایی که در این کنفرانس بودند نوعا و قالبا همراه با نظر جمهوری اسلامی بود. مبنی بر اینکه برجام دستاورد بسیار ارزشمندی است که باید همه جامعه بین المللی دست به دست هم داده و آنرا مستحکم نگه دارند. این واکنش جالبی بود در جمعی که نخبگان علمی سراسر جهان شرکت داشتند و چنین موضع گیری را کردند. ما نیز در باره برجام مواضع خود را اعلام کردیم و گفتیم تا زمانی که دیگران به برجام متعهد باشند ما نیز متعهد می مانیم و اگر قرار باشد آنها تعهد خود را زیر سوال ببرند قطعا ایران واکنش مناسب را نشان می دهد. در این جلسه سوال و جواب شد و ما به سوالات پاسخ دادیم و در مجموع جلسه بسیار خوبی بود».
مشروح سخنان علیاکبر صالحی در همایش بین المللی «ادواردو آمالدی»
رییس سازمان انرژی اتمی ایران در رم گفت: تحریمهای اعمال شده بر ایران، به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در این کشور و همچنین در خلال جنگ تحمیلیِ هشت ساله، سیاستگذارانِ ایرانی را به لزوم دستیابی به خودکفایی در عرصه های مهم راهبردی، از جمله عرصه هسته ای، رهنمون شد.
علی اکبر صالحی در سخنرانی اش در همایش بین المللی «ادواردو آمالدی» در پایتخت ایتالیا، خطاب به رییس این کنفرانس گفت: خودِ عنوان این کنفرانس (همکاری های بین المللی علمی و فنی برای تقویت ایمنی، امنیت هسته ای و منع گسترش سلاح هسته ای) و برنامه ی کاریِ این کنفرانس حاکی از مرتبط بودن آن با طیفی از مسائل جدی است، که جامعه بین المللی در عرصه صنایع هسته ای و فعالیت های مربوطه، با آن دست به گریبان است.
صالحی افزود: آقای رییس، سخنرانی در برابر این کنفرانس که از چنین سطح بالایی از کاردانی برخوردار است و محتوای علمیِ آن نیز بسیار قوی است، ولی در عین حال، در سیاق گفتگوهای سیاسیِ جاری قرار گرفته است، مرا در موقعیتی بسیار چالش برانگیز قرار داده است.
در یک سطح، اینکه من خودم را در این کنفرانس در کنار همکاران فیزیکدانِ هسته ای می یابم، به من احساسی آکادمیک می دهد که وارد بررسی های دقیقِ تئوریک شوم. با این حال در سطحی دیگر، تحت عنوان منصب کنونیِ خود در سازمان انرژی اتمی ایران، من باید (در این سخنرانی) بر مسائل و موقعیت های ملموس تمرکز کنم، که ضمناً برای همه ی ما مایه ی نگرانی های مشترک است.
بنا بر این، این روزها به نظر نمی رسد هیچ چیزی فوری تر و حیاتی تر از سرنوشت توافقنامه هسته ای ایران، موسوم به «برجام،» باشد. از اینرو، همین مسئله (سرنوشت برجام) فحوای اصلیِ اظهارات امروزِ مرا در این مکان تشکیل خواهد داد، مبنی بر این که آن (سرنوشت آینده ی برجام) برای ما (ایران) - و احتمالاً برای جامعه بین المللی - چه معنایی دارد.
آقای رییس، با وجود این حقیقت که تمایل اولیه ی ایران به صنعت هسته ای به دوران برنامه ی «اتم برای صلح» (سازمان ملل) پس از جنگ جهانی دوم بازمی گردد، برنامه هسته ای این کشور هنوز هم در مرحله ای کم مدعا در مقایسه با سطح صنعت (هسته ای) در کشورهای پیشرفته تر است.
در این وهله، من اظهارات خود را صرفاً به ترسیم خطوط کلی نقطه های عطفِ اصلی که در پیشرفت و توسعه ی برنامه هسته ای ما وجود داشته است، محدود می کنم. احداث رئاکتور هسته ای تحقیقاتی تهران در سال 1967 - که رئاکتوری است که هنوز هم مشغول به کار است - شالوده ی فعالیت های هسته ای ما را در این عرصه، پی ریزی کرد. مذاکرات تجاریِ هسته ایِ متعاقب با آمریکا در اوایل دهه 70 میلادی و بعداً، تلاش های جدی ترِ مشترک با فرانسه و آلمان - به ویژه به دنبال تهاجم (نظامی) صدام علیه ایران در سپتامبر 1980 - سرانجام بی نتیجه ماند. بدین طریق، این برنامه عملاً متوقف شد.
مدت کمی پس از پایان آن جنگ در سال 1988، تمایل به احیای مجدد آن برنامه ی صلح آمیزِ ملی بار دیگر در اذهان مقامات سیاسیِ ما از اولویت بالایی برخوردار شد. با توجه به تجربیات گذشته - به ویژه با در نظر گرفتن تحریم های تحمیل شده بر ایران، به دنبال پیروزی انقلاب (اسلامی) در سال 1979 و همچنین در خلال جنگ هشت ساله ی ایران-عراق (جنگ تحمیلی) - نیاز به دستیابی به خودکفایی در عرصه های بسیار راهبردی، از جمله عرصه ی هسته ای، به بخش مهمی از سیاستگذاریِ ایران تبدیل شد.
تلاش ها (ی ایران) برای آغاز غنی سازی اورانیوم به منظور فراهم سازیِ سوخت مورد نیاز رئاکتورها، از همان استنباط ها و اعتقادهای راسخ برمی خاست، که اتفاقاً به بروز اختلافات جدی با کشورهای بزرگِ غربی منجر شد. ماجرایی که در اواسط سال 2002 میلادی در رابطه با فعالیت های ادعاییِ غنی سازی ما در یکی از سایت های هسته ایِ ما، موسوم به «تأسیسات نطنز» پدیدار شد، موضوع برنامه هسته ای ایران را به صحنه بین المللی و تلاش های تبلیغاتیِ به شدت سیاسی شده، کشاند. آن رویداد و توسعه ی متعاقب آن که به رفت و آمد به آژانس بین المللی انرژی اتمی منتهی شد، اکنون به بخشی از تاریخ پیوسته است و تمام کسانی که به این موضوع اشراف دارند، از آن مطلع هستند.
در دوره ی مذاکرات 2003 الی 2005 درباره برنامه هسته ای میان ایران و سه کشور اروپایی - که همچنین شامل روابط کاریِ نزدیک با آژانس (بین المللی انرژی اتمی) بود - تلاش ها بر این بود که موضوعات حل نشده، حل و فصل شود و سوء تفاهماتِ موجود در آن زمان درباره برنامه هسته ای صلح آمیز ما و همچنین مسائل حاشیه ایِ مربوط به آن را از میان بردارد.
فتوای دینی رهبر معظم ایران در رابطه با حرام بودن تولید، استقرار و استفاده از سلاح های هسته ای - مشابهِ سایر سلاح های کشتار جمعی (که استفاده از آن ها نیز حرام است) - نقش حیاتی و تعیین کننده ی خود را در این خصوص ایفا کرد. با نگاهی به گذشته، فقط می توان افسوس خورد، زیرا مذاکرات دو ساله در آن دوران بی نتیجه باقی ماند. البته همه می دانند که بی نتیجه ماندن آن مذاکرات، به علت طرز برخورد منفی آمریکا و فشار وارد کردن بر همصحبت های اروپایی و همچنین بر آژانس، از طریق مطرح کردن طیف گسترده ای از موضوعات و اتهامات بحث انگیز بود، که شامل ادعای دخیل بودن ایران در فعالیت هایی با احتمالِ ابعاد نظامی می شد. معهذا بعداً گزارش های آژانس بین المللی نادرست بودن تمامی آن اتهامات را اثابت کرد.
مذاکرات شکست خورده در دوره ی 2003 الی 2005 پرونده هسته ای ایران را از دستان آژانس بین المللی انرژی اتمی خارج کرد و آن را به شورای امنیت سازمان ملل، با زنجیره ای از تحریم ها و قطعنامه ها سپرد و متعاقباً به دوره ای طولانی و تقریباً هشت ساله از مذاکرات بیهوده و بی حاصل منتهی شد.
در خلال تمام این دوران، آمریکا مواضع منفیِ خود و همچنین سیاست «غنی سازی صفر» را همچنان دنبال می کرد، که البته به سادگی برای ایران غیرقابل قبول بود (که اصلاً غنی سازی نکند) و به صورت عملی، کاری نشدنی بود. پاسخِ واقعی ایران به مواضع لجوجانه و مطالباتِ غیرعملی آمریکا این بود که، در مقابل، بر مقاومت و پایداریِ راهبردی تکیه کند.
علی اکبر صالحی در ادامه اظهاراتش در همایش بین المللی «ادواردو آمالدی» در شهر رم، پایتخت ایتالیا گفت:
همکاران محترم؛ بن بست ایجاد شده توسط آمریکا در مذاکرات با همه پیامدهای منفی همراه آن، در نهایت به تغییر دیدگاه درون بدنه سیاست آمریکا منجر شد. [این مسئله] خصوصا در دومین دور از ریاست جمهوری اوباما مشهود بود.
اقدام بی ثمر آشکار [آمریکا] به وضع تعصب به اصطلاح «غنی سازی سفر» جایگزین رویکرد عملی تر راه حل گرایانه در واشنگتن شد که به طور تصادفی همتایش را در ایران پس از انتخاب رئیس جمهور روحانی در ژوئن 2013 پیدا کرد.
نکته جالبی که باید بگویم این است که مذاکرات مهیج و چالشی در نهایت در یک توافق هسته ای امیدبخش برد- برد به نام برجام به اوج خود رسیدند؛ توافقی که تضمین کننده حقوق مسلم و قانونی ایران و امتیازات ویژه آن، به همان صورتی که در «ان پی تی» قید شده است، بود.
آقای رئیس؛ این فقط بخش کوتاهی از بررسی آن چیزهایی بود که در خصوص و حواشی برنامه هسته ای صلح آمیز ما روی داده بود.
این توافق هسته ای مطمئنا در عصر جدیدی از مشارکت میان ایران و جامعه بین الملل، به طور کل، آغاز شد و شیوه دستیابی به [این توافق] نشان دهنده اعتماد به دیپلماسی علمی خلاقانه و مذاکرات سیاسی به عنوان گزینه ای ارجح و ابزاری برای حل اختلافات بین المللی و مشاجرات است.
[این توافق] همچنین راهی برای اعتمادسازی به گونه ای عملی میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای غربی از جمله آمریکا، با وجود نبود روابط سیاسی و دیپلماتیک میان دو کشور به مدت تقریبا چهار دهه و وجود بدگمانی و بی اعتمادی دوجانبه، بود.
افزون بر این، این توافق هسته ای تا کنون این فرصت را برای ایران فراهم کرده است تا فعالیت های کاملا صلح آمیز خود را بر اساس بندهای ان پی تی انجام دهد و قابلیت های خود را در سایر عرصه ها از جمله کشاورزی، صنعت و بهداشت گسترش دهد.
با توجه به اتکای سنتی و بلندمدت اقتصاد ایران بر سوخت های فسیلی و ضرورت کاهش تدریجی و پیش روند این اتکا که نگرانی ها و ملاحظات مشترک زیست محیطی جهان را شامل می شود، ایران قطعنا به متنوع کردن سبد انرژی اش نیاز دارد. تولید انرژی هسته ای پاک و ایمن باید نقش مقتضی و مورد انتظار را در این زمینه بازی کند.
بر اساس مدل های انرژی آژانس بین المللی انرژی اتمی و قوانین آن همچون «لپ»، «مسج»، «ایتسپ» و «واسپ»، مورد توجه قرار دادن هشت تا دوازده درصد انرژی هسته ای در سبد مخلوط انرژی ایران، قابل توجیه به نظر می رسد.
عالیجنابان؛ سوای همه شایستگی های برجام چه برای ایران و چه برای سایر طرف ها، منطقی است که ادعا کنیم که اجرای وفادارانه آن (توافق هسته ای) همانطوری که در متن توافق قید شده است، در خدمت مجموعه ای از سایر اهداف از جمله تحکیم «ان پی تی» خواهد بود.
در عین حال، این مسئله درک دستیابی به ایجاد تعادلی بهتر میان سه رکن این پیمان به نام منع تکثیر، همکاری مسالمت آمیز و خلع سلاح جامع را تحت تأثیر قرار داده است. مشارکت بالقوه با دو رکن نخست به شدت نیازمند توضیح بیشتری است. آنها تقریبا به دو شریک شباهت دارند؛ مخصوصا کمک آنها به «ان پی تی» قابل توجه است.
از این رو پیشرفتی که میان ایران و سایر کشورها با توجه به عناصر همکاری مسالمت آمیز به دست آمده است، نوید بخش است و به سمت مسیری درست حرکت می کند. تا جایی که رکن سوم مورد اهمیت است، برجام محکم تر خواهد شد اگر ایجاد خلع سلاح جامع و منطقه آزاد هسته ای در خاورمیانه محقق شود.
عالیجنابان؛ این ارزیابی کلی از شایستگی های برجام من را به نکته مهم و عملی چگونگی حفاظت و نگهداری این توافق به نفع شرکا و همچنین [ایجاد] جامعه بین المللی بزرگتری سوق می دهد. این توافق محکم که خود من شخصا در آن مشارکت داشتم، خصوصا در سطح فنی ارزشمندتر از آن است که اجازه تضعیف شدن به آن بدهیم.
بر عکس ادراک منفی دولت آمریکا، تصویر و درک روشنی از این توافق و پایبندی مربوطه در کشور من وجود دارد. ما معتقدیم کل جامعه بین الملل هم چنین دیدگاهی دارد. روند تأسف باری که در سراسر منطقه اقیانوس اطلس از زمان ریاست جمهوری دولت جدید آمریکا در روزهای آغازین سال جاری خصوصا رفتارهای نادرست انگارانه و منفی اخیر [آمریکا] اصلا خوب به نظر نمی رسد.
به عنوان مثال همانطوری که به گونه ای شکاکانه عنوان شد، دولت آمریکا وانمود می کند که آشکارترین جریان برجام، «بند غروب» آن باشد؛ در حالی ما معتقدیم که مذاکراتی مشابه بدون غروب یا خط زمانی دیگر مذاکره نیست! بلکه تسلیم شدن مطلق است.
در پایان مایلم شفاف بگویم که ما نمی خواهیم این توافق از هم بپاشد. اما در صورتی که این توافق منحل شود، کل جامعه بین الملل بسیار بیشتر از منافع ملی ایران- که آمریکا متأسفانه دوست دارد به آنها ضربه بزند- در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
نیازی نیست که بگوییم که خروج آمریکا از این توافق به طور جدّی سیاست ایران را تحت تأثیر قرار می دهد. افزون بر این، شایان ذکر است که شکست توافق هسته ای بی شک اعتبار سیاسی و شأن بین المللی آمریکا را در این محیط پرآشوب بین المللی سیاسی تضعیف می کند.
در صورتی که برجام از این آشوب ها نجات پیدا کند، راه برای راه حل سایر مسائل مشابه مهم در آینده هموار می شود. بیایید امیدوار باشیم که تحت چنین شرایطی، عقل سلیم فراگیر خواهد شد. از توجه شما سپاسگزارم.