پخش زنده
امروز: -
از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی اجرای مردم سالاری دینی، قانون مداری و عدالت گستری است.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما مرکز اصفهان؛ مردمسالاری دینی، اصطلاحی جدید با محتوایی قدیم است. بحث درباره مردمسالاری دینی با پیروزی انقلاب اسلامی و با طرح موضوعاتی چون جمهوری اسلامی و نه جمهوری رخ نموده است؛ ولی این واژه، نخستین بار در سالهای اخیر، از سوی مقام معظم رهبری برای توصیف و تبیین نظام جمهوری اسلامی به کار رفت و سپس، مورد توجه جدیتر نویسندگان و تحلیلگران قرار گرفت.
مردمسالاری دینی
برخی از اندیشمندان و سیاستمداران غربی دریافتهاند که نظام لیبرال دموکراسی، یک اندیشه و یا یک نظام سیاسی بیعیب نیست، اما راه حل آنها برای درمان و مداوای آن متفاوت است. راه حل اندیشمندان منتقد برای برون رفت لیبرال دموکراسی از بن بستهای فعلی، اصلاح این اندیشه و نظام فکری لیبرال دموکراسی در چارچوب اندیشهها و نظامهای فکری جدیدتری چون پست مدرنیسم است؛ اما سیاستمداران میکوشند با ترویج یا صدور زورمدارانه دموکراسی به جهان غیر غرب، لیبرال دموکراسی را از بحران برهانند و یا مرگ آن رابه تاخیر اندازند. وجه مشترک کار اندیشمندان و سیاستمداران، رویکرد انسانمدارانه در حل معضلات لیبرال دموکراسی است؛ ولی اولی با منطق انسانگرایانه و دومی با ابزارهای انسانمحورانه میخواهد به عرصه ظهور برساند.
بحران و بنبستهای لیبرال دموکراسی، تنها در دامن بازگشت به خدا و دین و تبلور عینی آن؛ یعنی مردمسالاری الهی و دینی میسور است؛ به آن جهت که، این نظام بر اصول زیر قرار دارد:
خدامحوری
خداوند، خالق انسان، جهان و منشا و مصدر همه امور عالم است. از این رو، بر توانایی، نیاز و استعداد انسان واقف و به این دلیل، تنها در حیطه اوست که برنامه زندگی انسان را تنظیم و تدوین کند.بنابراین، انسان نباید به تشریع قانون بپردازد، مگر آن که به اذن خداوند باشد. در غیر این صورت، قوانین انسانی، به جای سعادت؛ شقاوت و عقوبت به ارمغان میآورد و او را از نیل به سعادت اخروی هم باز میدارد.به بیان دیگر، تنها برنامهای که بتواند سعادت واقعی انسان و رسیدن او به کمال مطلق را تضمین نماید، برنامهای است که با فطرت انسان و نظام خلقت هماهنگ است و کسی جز خدا از فطرت انسانی آگاه نیست؛ پس تنها او مجاز است به انسان راه زیستن در نظام سیاسی اجتماعی را بیاموزد و ارائه دهد.
مشارکت مردمی
مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش در یک نظام مردمسالاری دینی، امری اساسی است؛ زیرا خداوند حاکم بر هستی، انسان را بر سرنوشت خویش حاکم کرده است. از این رو، امور کشور در چنین نظامی، تنها به اتکای آرای عمومی مردم مسلمان اداره میشود. هیچ کس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا آن را در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد. 
آزادی سیاسی
اسلام، برای رهانیدن و آزادسازی انسان و بشر از قیدوبندهای استبداد و استعمار در دو بعد داخلی و خارجی، پا به عرصه حیات گذاردهاند. بنابراین، طبیعی است که حکومت مردمسالار دینی به تامین آزادیهای سیاسی و اجتماعی مردم بسیار اهمیت دهد و با نشر آزاد مطالب در مطبوعات و تبلیغات مخالفتی نداشته باشد و حتی گروههای سیاسی، انجمنهای صنفی واقلیتهای مذهبی را، مشروط به رعایت استقلال، آزادی و وحدت ملی، در بیان عقاید خود آزاد بگذارد و در عرصه اقتصادی نیز، به هر کس، آزادی انتخاب شغل دهد و با اجبار افراد به پذیرفتن کاری مشخص مخالفت ورزد.
عدالت اجتماعی
مردم سالاری دینی ،برای اجرای قسط و عدل در نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پای میفشارد و در پی رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینههای مادی و معنوی بر میآید و اقتصادی عادلانه، جهت ایجاد رفاه، رفع فقر، و برطرف کردن هر نوع محرومیت در عرصههای تغذیه، مسکن، کار، بهداشت، بیمه و... را جستجو میکند و نیز میکوشد امنیت قضایی عادلانه را برای همگان در اقصی نقاط کشور فراهم میآورد. 
کرامت انسانی
دین در لباس حکومت، در صدد دستیابی و نهادینه سازی کرامت و ارزش والای انسانی از طریق ارائه یک نظام کارامد است. برای کارامد سازی نظام، اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرائط، عنصری مهم و حیاتی است. به هر روی، انسان در حکومت مردم سالار دینی از چنان کرامتی برخوردار است که جان، مال، حقوق، مسکن، شغل او از هر گونه تعرضی _مگر مواردی که قانون تجویز میکند_ مصون است و همچنین با هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، زندانی و یا تبعید شده، به مخالفت میپردازد.
ظلم ستیزی
حکومت و نظام سیاسی مردم سالار دینی، هرگونه ستمگری، سلطهگری، ستمکشی و سلطهپذیری را در دو عرصه داخلی و بیرونی نفی میکند.در درون، اشکال مختلف استبداد، خودکامگی و انحصارطلبی را مردود میداند و در عرصه خارجی، طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب را پی میگیرد از سلطه اقتصادی بیگانه بر امور مالی و تولیدی کشور جلوگیری نماید .
ارتقای آگاهی
حکومت برآمده از دین، به بالا بردن آگاهی عمومی در همه زمینهها با استفاده درست از مطبوعات و رسانههای گروهی اهتمام دارد و آموزش و پرورش و تربیت بدنی را در همه سطوح تعمیم میبخشد و دسترسی و دستیابی به آن را بر همگان آسان میکند. همچنین، در جهت تقویت روح پژوهش، تتبع و ابتکار در تمام بسترهای علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تاسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان، گام بر میدارد؛ زیرا بدون ارتقای آگاهی همگانی، نیل به توسعه همه جانبه میسر نیست. به همین دلیل، دولت در یک نظام مردمسالار دینی، موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را بر همه مردم تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی گسترش دهد.
قانونمداری
اصولا در نظام اسلامی که از آن به مردمسالاری دینی تعبیر میشود، قانون مظهر حق و عدل است و ماموریت آن استقرار عدالت اجتماعی و تعمیم آزادی و تضمین حقوق ملت است. از این جهت، رعایت قانون در همه شؤونات به نفع همگان خواهد بود. 
اعتدال اقتصادی
در مردمسالاری دینی، اقتصاد، تنها در سایه اعتدال تعریف میشود از این رو، در نظام اقتصادی یک حکومت مردمسالار دینی، اقتصاد بر سه بخش تعاونی، خصوصی و دولتی قرار دارد و دولت موظف خواهد بود ثروتهای ناشی از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت و... را گرفته و به صاحب حق رد کند و در صورت معلوم نبودن، آن را به بیت المال بسپارد.
توسعه اجتماعی
اسلام که مبتنی بر معارف حقه است، مبنای توسعه اجتماعی را بر مدل و الگوی توسعه متوازن و همه جانبه و به صورت ترکیبی از تامین نیازهای مادی و معنوی، آزادی توام با عدالت اجتماعی و برابری و عدالت توام با مردمسالاری دینی و... قرار داده است.
تقوای رهبری
رهبری در نظام مردمسالار دینی از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ از این رو، در صورتی که از عدالت و تقوا برای رهبری امت اسلام بهره مند باشد و دارای بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی، و نیز بهرهمند از صلاحیت علمی لازم برای فتوا دادن در ابواب مختلف فقه باشد، مستقیم یا غیرمستقیم از سوی خبرگانی یا نخبگانی که مردم بر میگزینند، انتخاب میشود. 
اسلام تنها سنگ محک مردم سالاری
در دویست سال گذشته انواع نظامهای غربی و شرقی که ملهم از کمونیسم و سوسیالیسم و لیبرال دموکراسی بر سر کار آمدهاند، امروز پس از تجربه طولانی از حکومت و اداره امور جامعه در تامین سعادت و تضمین عدالت اجتماعی با شکست مواجه شدهاند و یکی پس از دیگری بر رسوایی و بحرانهای آنان افزوده شده است که مظهر تام و کامل آنان در بلوک شرق شوروی به فروپاشی انجامید و در بلوک غرب آمریکا در سراشیبی سخت افول و سقوط است. امروز، تنها اسلام است که سنگ محک تجربه جدیدی را در عرصه کارامدی به نام مردمسالاری دینی به نمایش گذارده است.