• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۲۹۵۹۰۴۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۶
کرمانشاه » اجتماعی

یلدای خونین کرمانشاه

یلدای هر سال برای کرمانشاهیان یاد آور رنج‌های یلدای سال ۶۵ و خون‌های ریخته شده به دست دشمن بعثی در این شهر جنگ زده است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما مرکز کرمانشاه، اطراف حیاط بزرگ خانه ما پر از اتاق‌های کوچک و بزرگی بود که می‌توانستی با چند یلدای خونین کرمانشاهقدم این‌طرف و آن‌طرف رفتن به خانه عمو. عمه. خاله یا دایی سربزنی. هر خانواده‌ای یک اتاق سهمش بود که آن را با عشق و صمیمیت آراسته بود. مادربزرگ را خوب یاد دارم با آن روسری سفید و لباس‌های گل‌گلی‌اش همیشه روی تخت گوشه حیاط می‌نشست و کنار سماور و قوری همیشه رو براهش منتظر آمدن میهمانان دور و نزدیک فامیل و همسایه‌ها بود.
آخر قدیمی‌ها همیشه وقتی دلتنگ هم می‌شدند بی‌خبر به خانه همدیگر می‌رفتند و اگر موقع نهار یا شام می‌رسیدند صاحب‌خانه لازم نبود غذای تجملاتی بپزد همان غذای آماده را در کنار هم می‌خوردند.

پاییز سال ۶۵ را خوب به خاطر دارم وقتی‌ که مادربزرگ خرمالو‌ها و انار‌های حیاط خانه را در صندوقی زیرزمین قایم می‌کرد برای شب چلِ، می‌گفت برکت درختان این خانه باید کام همه را در شب چلِ شیرین کند.
خانه ما در محله وزیری کرمانشاه بود و در کوچه یخچالی زندگی می‌کردیم من گروه صبح به مدرسه‌رفته بودم، مدرسه ما درست سر کوچه‌مان بود شاید جزء اولین افرادی بودم که پس از اتمام کلاس و درس از مدرسه خارج می‌شدم و، چون انرژی خود را با درس خواندن و بازی کردن با همکلاسی‌ها صرف می‌کردم حسابی گرسنه ام  می‌شدم.

طبق معمول زنگ مدرسه به صدا درآمدم من دویدم تا از کوچه بگذرم و به خانه برسم،  هنوز به کوچه خودمان نرسیده بودم که صدای وحشتناکی را شنیدم.
چشمانم را بستم و مثل همیشه دستم را روی سرم گذاشتم و گوشه دیواری پناه گرفتم چنددقیقه‌ای گذشت صدا آن‌قدر نزدیک بود که کل بدنم به لرزه افتاده بود، سرم را بلند کردم فقط گردوخاک توی هوا دیدم صدای جیغ زدن زن‌ها و کودکان و فریاد مرد‌ها هیچ‌گاه از ذهنم بیرون نمی‌رود.
وارد کوچه خودمان که شدم خمپاره دقیقاً وسط کوچه افتاده بود و تمام خانه‌های اطراف را ویران کرده بود، پشت سرم را نگاه کردم بچه‌های همکلاسی هرکدام با صدای گریه به کوچه‌ای پناه می‌بردند با تمام سختی از روی آوار‌ها به خانه رسیدم، اما خانه ما دیگر نه در داشت و نه دیوار همه اتاق‌ها آوار شده بودند، مات و مبهوت همه‌جا را دید زدم تا چشم به گوشه حیاط و تخت مادربزرگ افتاد به طرفش رفتم مادربزرگ یک قابلمه بزرگ جلوی دستش بود نیمی از انار‌ها را برای شب یلدا دانه کرده بود، اما رنگ انار با خونش آمیخته بود.
مادربزرگ دیگر نفس نمی‌کشید وحشت‌زده چندین بار صدایش زدم، اما جوابی نشنیدم همه خانه آوار زده بود و نمی‌شد کسی را پیدا کرد.
از آوارِ خانه بیرون رفتم، از پله‌های کوچه یخچالی به سمت میدان وزیری دویدم انگار قیامت به پا شده بود زن و مرد و کودک مجروح بودند، آن‌هایی که سالم مانده بودند هم‌ چشمشان اشک‌بار بود و با آه و گریه جنازه‌ها و مجروحین را جابجا می‌کردند.
میدان وزیری در همان سالها هم‌میدان فروش میوه‌های خوشمزه بود، پدر‌ها و مادر‌ها از همان صبح برای خریدن میوه و آجیل شب چلِه آمده بودند غافل از آنکه شب چلِه را باید چلِ نشین غم عزیزانشان باشند.
 
من با همان سن و سال کم هنوز هم پس از گذشت سالها خوب یادم می‌آید مادرانی که بچه در آغوش داشتند و در خون غلطیده بودند یا پدرانی که برای فرزندانشان انار‌های سرخ و هندوانه‌های شیرینِ شب یلدا خریده بودند و حالا باید بچه‌هایشان سرخی خون پدرانشان را می‌دیدند.

حالا که ۳۴ پاییز از آن آخرین خزان کرمانشاه می‌گذرد به سراغ پیرمرد‌های محله رفتم تا از آنها درباره یلدای خونین کرمانشاه بپرسم.

عمو قاسم را همه اهل محل‌های قدیم وزیری می‌شناسند او برایم از آن روز پردرد گفت: پسرم! دشمن می‌دانست مردم برای شادی شب یلدا اینجا می‌آیند و خرید می‌کنند به همین خاطر از این محله بمباران خوشه‌ای را آغاز کرده ساعت ۱۲:۳۰ ظهر روز سی‌ام سال ۶۵ و بعدازظهر همان روز میدان وزیری توسط رژیم بعثی بمباران شد وزنان و مردان بسیاری شهید و مجروح شدند.
 
من هنوز هم آخرین روز پاییز که میرسد آن روزگار تلخ برایم تداعی می شود.

به سراغ عمو رحیم رفتم چند مغازه آن‌طرفتر میدان بود، پیرمردی تکیده که حالا فقط در مغازه‌اش می‌نشست و نظاره‌گر فرزندانش بود که در مغازه کار می‌کردند پس از سلام و احوالپرسی روی صندلی روبرویش نشستم از یلدای خونین از او سؤال کردم.

او گفت: وای از آن روزی که دشمن به مردم بی‌دفاع کرمانشاه حمله کرد و خانه و کاشانه نشان را ویران ساخت.

عمو رحیم گفت: شب همان روز بسیاری از مردم کرمانشاه به احترام شهدایشان فانوس روشن کرده بودند و در میدان وزیری برای داغ از دست دادن عزیزان و همشهریانشان، شب طولانی و پر از غم و اندوه را چلِه نشستند.

با بنیاد شهید تماس گرفتم از حجِه الاسلام عسگری مدیرکل بنیاد شهید آمار کشته و زخمی‌های آن حادثه را پرسیدم
او گفت: در آن روز ۱۰۰ شهید و۳۰۰ مجروح داشته‌ایم.

یلدای خونین را رژیم بعثی عراق باده‌ها فروند هواپیما پرفراز آسمان کرمانشاه ظاهر کرد و مردم بی‌دفاع را به خاک و خون کشید، حالا که سالها از آن یلدای خونین می‌گذرد، امسال پس از ۳۴ سال باردیگر یلدایی نداریم و دورهمی هایمان خاکستری و بی هم برگزار می شود تا مبادا ویروس کرونا را میهمان ِ جان و سلامتی عزیزانمان کنیم و خدایی  ناکرده  یلدای خونین دیگری رقم زنیم.
 
 
کد ویدیو
دانلود
فیلم اصلی
بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
آن روز من که 11 سال داشتم،بمبی را درآسمان دیدم که به سمت پایین سقوط میکند.اما منفجر نشد.بعدا معلوم شد که بمب خوشه ای بوده و اگر باز میشد در هوا،قطعا من و مادرم و برادرم و پدرم،کشته میشدیم.البته بمب های دیگر خوشه ای باز شدند و صدها بمب کوچک را روی محله حافظیه ی کرمانشاه،پخش کردند.همکلاسی ام که در پشت سرم در حال دویدن بسمت خانه بودیم از مدرسه ترکش خورد و زخمی شد و 30 متر جلوتر از من،حاج اصغر که شعبه نفت داشت هم شهید شد.کلا 50 دقیقه از مدرسه تا خانه زیر بمباران و صدای مهیب شلیک بدون مکث پدافند 4 لوله ی زو24 شلیکای روسی،و صدای میگ های عراقی بودم.الان هم خواب جنگ می بینم .
نظر شما
آخرین اخبار
کشف مواد محترقه غیر مجاز در تالش
جوانان پای کار انقلاب
امام جمعه سلماس: ۲۲ بهمن نماد وحدت و قدرت ملی بود
بررسی ظرفیت های گردشگری عرفانی در شاهرود
۳۱۰ میلیارد مترمکعب گاز ترش از سکوهای دریایی
حضور حماسی ملت خنثی کننده تمام فتنه‌های دشمنان اسلام است
اعلام نتایج اولین دوره لیگ کاراته بانوان کیش
اتحاد ملی در راهپیمایی ۲۲ بهمن دشمن را مایوس کرد
همه برای ایران در جشن انقلاب اسلامی
افتتاح واحد پزشکی قانونی در زندان دزفول
کالابرگ دهک‌های درآمدی هشتم، نهم و دهم فردا شارژ می‌شود
سه کشور اروپایی در فتنه انگیزی‌ها شریک جرم هستند
آزمونی که امروز بدون شهید ذبیحی برگزار شد
اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی موثرترین راهکار برای عبور از چالش‌های اقتصادی است
گشایش نمایشگاه جشن انقلاب در قائمشهر
شهرکرد میزبان لیگ برتر فوتسال کشور
مشهد میزبان نوزدهمین نمایشگاه بین‌ المللی قرآن و عترت
آزادی ۴۵ زندانی البرزی همزمان با ایام الله دهه مبارک فجر
مسیر شهادت، مسیر عزت، شرف و غیرت است
تا ساعتی دیگر مصاف فجر وفولاد در اهواز
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
فروش ۱۴ محصول ایران خودرو بدون حساب وکالتی
چگونه با اصلاح سبک زندگی به جنگ بیماری دیابت برویم؟
نمایشگاه عرضه مستقیم کالا در یزد
از حماسه ۲۲ بهمن تا فرصت راهبردی انتخابات شوراها در پیش‌رو
لغو تعرفه‌های ترامپ علیه کانادا در مجلس نمایندگان
ادعای اعدام مخفیانه هزاران نفر توسط رسانه صهیونیستی کذب است
بارش‌های اخیر کهگیلویه وبویراحمد تا ساعت ۹:۳۰ امروز
تأکید دادستان کل کشور بر أخذ خسارت از عوامل اغتشاشات
برپایی نمایشگاه روستا آباد در بندرعباس
«صالح محمدی» هیچ حکم قطعی قابل اجرایی ندارد
هشدار نارنجی تشدید بارش‌ها در ۳ استان کشور
گروسی: ایران از حق غنی‌سازی اورانیوم برخوردار است
شهرداری مشهد بازار ساخت و ساز را با بسته‌های حمایتی تقویت می‌کند
تشکر رهبر انقلاب از کار بزرگ ملت ایران در روز ۲۲ بهمن
پیام تبریک سران کشور‌ها به رئیس جمهور
راهپیمایی رزم در برف رزمندگان تیپ امام حسن مجتبی (ع) نیروی زمینی سپاه  (۲۶ نظر)
فراخوان صداوسیما برای ارسال تصاویر مردمی از مراسم ۲۲ بهمن  (۴ نظر)
گروسی: ایران از حق غنی‌سازی اورانیوم برخوردار است  (۲ نظر)
تبریک گوترش به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی  (۱ نظر)
سفر رییس سازمان محیط زیست به استان البرز  (۱ نظر)
کم‌آوردن خیابان اصلی اراک در استقبال از راهپیمایی ۲۲ بهمن  (۱ نظر)
نمایشگاه عرضه مستقیم کالا در یزد  (۱ نظر)
فرمانده کل ارتش: دشمن فقط زبان قدرت را متوجه می‌شود  (۱ نظر)
اژه‌ای: ما مسئولان نباید لحظه‌ای از متن مردم جدا شویم  (۱ نظر)
تشکر رهبر انقلاب از کار بزرگ ملت ایران در روز ۲۲ بهمن  (۱ نظر)
مکرون: آمریکا و چین احتمالا اروپا را از دور خارج کنند  (۱ نظر)
انهدام یک هسته تروریستی سلطنت‌طلب در خراسان رضوی  (۱ نظر)
آغاز راهپیمایی ۲۲ بهمن در یزد  (۱ نظر)
اسلام‌آباد به همبستگی و حمایت علنی از تهران ادامه خواهد داد  (۱ نظر)
تعریض رئیس جمهور به رسانه‌های بیگانه در سفر گلستان  (۱ نظر)