پخش زنده
امروز: -
دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور از راه اندازی سکوهای دائم فروش لباس و مقابله با چالشهای حوزه مد و لباس و نیز برگزاری مسابقه و جشنواره شخصیت پردازی ایران در پارس آرا سامانه خبر داد.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما، سید مجید امامی دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور با حضور در برنامه صف اول شبکه خبر به بررسی عملکرد شورای فرهنگ عمومی از ساماندهی مد لباس تا بازارپردازی فرهنگی پرداخت.
سوال: بگویید که شورای فرهنگ عمومی به درد زندگی ما می خورد؟
امامی: واقعیت این است که تغییرات فرهنگی در همه جوامع، همه دوره های تاریخ بوده اما در دوره ای به سر می بریم که سرعت تغییرات فرهنگی زیاد شده و تغییرات فرهنگی یعنی تغییرات جوامع، تغییرات نسل ها، تغییرات تمدن ها، حال های خوب بعد از حال های بد.
در همین وقایع اخیر شما ببینید مهمترین چیزی که فلسطین و آرمان فلسطین نیاز دارد آزادی است اما مهمتر از آزادی سرزمینی، آزادی در افکار است.
خود فلسطینی ها این را سالهاست می گویند که فلسطین اول باید در افکار و در اندیشه ها آزاد شود بعد از دست غاصب و رژیم صهیونیستی، یعنی چه آزاد شود؟ اتفاقات بزرگی در این هشتاد ساله افتاده، ۱۹۶۷ - ۱۹۴۸ جنگ کردند، شکست خوردند اعراب، ناامید شدند، انقلاب اسلامی آمد در حالی که کاملاً داشت فراموش می شد یک حدی از این آزادی فکری را برای فلسطین ایجاد کرد.
مردم جهان و آزادگان جهان باور کرده بودند که فلسطین، دیگر ماجرای تمام شدهای است، مثل گوسفندی که دیگر به شکار خودش توسط گرگ یا شکار بره هایش توسط گرگ تن درمی دهد، سرش را میاندازد یک طرف و حرکت میکند و رها میکند و فقط غصه میخورد. اما انتفاضه سنگ و انتفاضه سنگها شروع شد و امروز در شرایطی بسر میبریم که ۱۵۰۰ جوان فلسطینی در طوفان الاقصی در عرض یک نیمروز در شرایطی که هیچ کس در منطقه نمیدانست به عنوان برداری از مقاومت، یک گوشهای از مقاومت تصمیم میگیرند و بزرگترین ارتش منطقه به ادعای کشورهای غربی، و بزرگترین دستگاه و سرویس امنیتی منطقه باز به شهادت دستگاههای غربی و کشورهای غربی را مضحکه خودشان قرار میدهند، این بیداری و آگاهی البته باید نه در این ۱۵۰۰ نفر نه در این یک میلیون نفر، نه در این دو میلیون نفر مردم مظلوم غزه، بلکه در حدود ۲ میلیارد جامعه اسلامی و مردم مسلمان رخ دهد.
این مثال را زدم برای این که بگویم فرهنگ عمومی یعنی باورهای عمومی و انگاره های عمومی، انگاره های عمومی که گاهی خلاف این باورها عمل می کنند، باور توحیدی مان همیشه به ما می گوید که باید در هر حالت در کنار مظلوم ایستاد؛ ولی ناگهان شما در این دنیای رسانه ای، در این دنیای اخبار جعلی با یک انگاره عمومی مواجه می شوید که می گوید که نه مثلاً اینها مظلوم نیستند اینها یک ظلمی کردند و بعد که شما تحقیق می کنید، می بینید این یک انگاره است،
اصلاً طوفان الاقصی یک اتفاق مهم بود که آن برساختی که از اقتدار اسرائیل و رژیم صهیونیستی بود را شکست.
ببینید این یعنی افکار عمومی. ما فکر می کنیم که هیچ وقت نمی توانیم پیروز شویم، هیچ وقت نمی توانیم داد مظلوم را از ظالم پس بگیریم، نه می شود، و البته از طرف دیگر صیانت از این باورها.
فرهنگ عمومی را سعی کردم با مثال متناسب با شرایطی که در آن بسر می بریم توضیح دهم.
تقویت مرکز رصد فرهنگی کشور
فرهنگ عمومی و نظام فرهنگی یعنی این دو استوانه را در نظر داشتن، استوانه اول با پژوهش ها و تحقیقات دانشگاهی فهمیده می شود، باورهای ما و هویت ما و استوانه دوم یعنی انگاره های عمومی با رصد دقیق، لذا اتفاق بزرگی که افتاد این بود که در ماه های گذشته به رغم همه بی مهری هایی که نظام برنامه ریزی کشور دارد، ما سعی کردیم مرکز رصد فرهنگی کشور را تقویت کنیم جایی که در واقع آبشار می شود، تمام داده های فرهنگی و افکار سنجی ها و طرح های کمی و کیفی که به شناخت مردم ایران و گروه های مختلف نسلی مربوط می شود اینها جمع می شود و در نهایت به کارگزاران و اندیشمندان می گوید که الان در انگاره های عمومی دارد چنین اتفاقی می افتد، مردم الان در مورد شما این جوری فکر می کنند، مردم الان در مورد غزه این جوری فکر می کنند.
سوال: اینها که می گویید درباره ضرورت فرهنگ است، من می خواهم بگویم که شورای فرهنگ عمومی در اینجا چه کار قرار است بکند؟ چرا این وظیفه که شما
می گویید را شورای فرهنگ عمومی به عهده گرفته در حالی که شاید مثلاً رسانه ها خیلی قدرتمند باشند؟
امامی: شورای فرهنگ عمومی تصدی نمی کند، شورای فرهنگ عمومی و اعضایش کارشان این است که براساس شکافی که بین باورها و هویت ملی ما با انگاره ها یا حتی رفتارهای روزمره رخ می دهد؛ به دستگاه ها و به رسانه ها، برنامه، ایده و راه حل بدهد یک قرارگاه و مانیتورینگ و سنگر فرماندهی عملیات است.
سوال: چرا این قرارگاه نباید در خود صدا و سیما یا در آموزش و پرورش باشد؟
امامی: صداوسیما و آموزش و پرورش همه اینها عضو شورای فرهنگ عمومی هستند. در واقع ما مثل سیمرغی هستیم که از این مرغ های مستقل در حال پرواز تشکیل شده، هیچ هویتی مستقل از اعضایمان نداریم. همین نهادهایی که فرمودید بیست و چند نهاد فرهنگی به اضافه یکسری شخصیت های دانشگاهی، شخصیت های حوزوی، عضو شورا هستند؛ برای این که این سیمرغ شکل بگیرد. در استان ها هم عین همین اتفاقات باید بیافتد، خدا را شکر در آیین نامه شورای فرهنگ عمومی استان که وعده اش را هم داده بودیم، با مصوبه شورای عالی، اعضای حقیقی از سه نفر به بیش از 12 نفر افزایش پیدا کرد و این اعضا در کنار اعضای حقوقی زیر نظر نماینده ولی فقیه کارشان این است که در سطح استانی، از هویت و فرهنگ استان مراقبت کنند و البته با تغییرات جدید، اقتضائات جدید و اشکالات جدیدی که گاه بر رخسار فرهنگی و هویتی منطقه و استان وارد می شود، آن را متناسب کنند.
سوال: حالا این شورای فرهنگ عمومی یک شورایی است که خود اعضایش که همه این دستگاه هایی که گفتید دستگاه های فرهنگی اثرگذار کشور هستند و هر کدام به هر حال قدرتی دارند و نفوذی دارند در جامعه، خود اینها این شورا را برای عمل کردن به مصوباتش و پیش بردن راهبردهایی که در این شورا تصویب می شود، به رسمیت می شناسند؟
امامی: یکسری مصوبه داریم که در نهایت به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی هم می رسد که اینها طبعاً خیلی خیلی هم لازم الاجراست مثلاً وقتی ما در مورد تقویت فرهنگی نامگذاری موالید، که یکی از اتفاقات بزرگ فرهنگی در کشور ما است، مصوبه ای داریم و بازیگرانی دارد؛ در خصوص این مصوبه از سازمان ثبت احوال کشور گرفته تا فرهنگستان، تا دستگاه های دیگر اینها به صورت ادواری مورد بررسی قرار می گیرند. گزارش عملکردی شان را ارائه می دهند و البته ما سعی می کنیم که خیلی دقیق و با شاخص های دقیق وضعیت عملکردی اینها را به شورای عالی انقلاب فرهنگی و به دولت گزارش کنیم. اما ما خودمان هم سعی می کنیم که غیر از مصوبات محدود که موظفی درست می کند به دنبال توسعه اولویت های فرهنگی کشور باشیم اولویت های مثلاً ۱۴۰۲ پنج اولویت است که البته یکی در حوزه فرهنگ خانواده است. آن وقت اینها شاخص هایی دارد، که اینها را با کمک دستگاه ها به سمت اجرایی سازی می بریم. یعنی فقط نمی نشینیم تا صدا برگردد، بلند می شویم طبیب وار می رویم چند تا دستگاه را در کنار هم قرار می دهیم تا یک فیلی هوا شود و اینجاست که در واقع ما غیر از این سه اولویت قرارگاه هایی را در دوره جدید تأسیس کردیم که آن رویکرد آقا که می گفتند شورای عالی انقلاب فرهنگی و طبعتاً خانواده شورا باید قرارگاه فرهنگی کشور باشد را به فضل خدا تا حد زیادی با دست خالی سعی کردیم محقق کنیم.
اگر رویکرد پایین به بالا داشته باشیم رویکرد بالا به پایین مان هم جا می افتد
رویکرد بالا به پایین بله در کشور ما یک جایی جواب نمی دهد حالا خدا را شکر وزیر فرهنگ و البته دبیرخانه شورای عالی پای اجرای مصوبات ایستاده اند ولی متأسفانه یک جاهایی دستگاه ها وقعی نمی نهند؛ همان طور که به قانون هم گاهی اوقات درست عمل نمی کنند؛ برنامه های توسعه مثلاً ۴۰ درصد محقق می شود. ما اگر رویکرد پایین به بالا داشته باشیم رویکرد بالا به پایین مان هم جا می افتد و از همه اینها مهمتر این که بسیاری اوقات ما باید کمک کنیم که محقق کننده مصوبات و برنامه های ملی خود مردم هستند مثلاً ما یک برنامه ای داریم در خصوص ارتقاء جایگاه فرهنگی نبوی در هنر و به هر حال برنامه های فرهنگی کشور. حضرت ختمی مرتبت در فرهنگ دینی ما خیلی جایگاه بزرگی دارد، الان در دو سال اخیر را که نگاه می کنم می بینم هفتاد هشتاد درصد اتفاقاتی که افتاده توسط چند تا جریان مردمی در کشور بوده، لذا یکی از بزرگترین شروط موفقیت شورا این است که رصد خوب بکند، تصمیم گیری خوب بکند، ولی حواسش باشد باید برود در کنار مردم، باید برود تزریق کند این ایده های جدید را به بدنه فعال و البته مستقل مردمی و البته اینجا حمایت های ویژه هم لازم است که امیدواریم روشی که برای توزیع حمایت های نقدی فرهنگی تاکنون بوده روز به روز بهتر شود که اگر فرصت شد اشکال این روشها را می گویم و این که سعی کردیم چه اصلاحی در این قضیه انجام شود.
سوال: شما الان یک اشاره ای کردید به پایین به بالا بودن کار فرهنگی یا بالا به پایین بودن. در همین موضوع فلسطین و دفاع از مردم فلسطین و محور مقاومت، بعضی ها معتقدند مردم ایران از ملت های دیگر مسلمان و حتی غیر مسلمان عقب هستند به خاطر این که این تصور را دارند که حاکمیت دارد کار آنها را انجام
می دهد، جمهوری اسلامی پس هر کاری که لازم باشد خودش خواهد کرد و حتی متدینین و حتی کسانی که واقعاً حامی مردم فلسطین هستند، کنشگری کافی در فضای اجتماعی و فرهنگی نسبت به موضوع فلسطین ندارند، شما این باور را قبول دارید، این حرف را قبول دارید؟
امامی: اگر پای آسیب شناسی پیش بیاید باید آسیب شناسی مفصل کنیم، اولاً این نکته را بگویم که ما در مرکز رصد فرهنگی، برآوردی که اتفاقاً همزمان می شود گفت حتی قبل از ماجرای ۱۵ مهرماه و ۷ اکتبر داشتیم این بود که در همه شاخصهای مربوط به آرمان فلسطین و ایستادگی و مقاومت و نفی و طرد موجودیت و مشروعیت از رژیم صهیونیستی و بقیه شاخصها عدد ما بین ۷۰ تا ۷۵ و بالاتر است، ۷۵ درصد ملی در کنشگری. این ماجرا یک وجه مشروع و در واقع طبیعی دارد که مردم انتظار دارند، چون در ایران یک دولت پیگیر و پیشگام محور مقاومت وجود دارد؛ دولت خیلی از کارها را انجام می دهد و همان طور که در سخنرانی شامگاه جمعه سیدحسن نصرالله بود؛ آنها قسمت دیگر جنگ و مقاومت را انجام دادند که مقاومت با بصیرت و صبر و تبیین و شناخت است.
دو جبهه ی جنگ شناختی و جنگ میدانی
در واقع یک جنگ شناختی داریم، یک جنگ میدانی داریم، در جنگ شناختی بی برو و برگرد مردم سرباز و سردار اصلی هستند و غیر از آن هم نیست، رسانه ها به هر حال آفند و پدافند می کنند. نکته خیلی مهم اینکه انتظار مردم در این وهله چیز غیر طبیعی نیست، اما بخشی از آن مربوط می شود به این که ممکن است بپرسیم پای عمل که برسد چقدر حاضرید هزینه بدهید، اولاً که ما این را در نظرسنجی هایمان می پرسیم و حتماً در این بیست و پنج شش روز و در روزهای گذشته باز هم مجدداً مانند دهه ۶۰ این شاخص مقاومت عملی مردم ایران افزایش پیدا کرده یعنی فاصله را ما می بینیم لکن اگر که ما در واقع این جور برایتان بگویم که آسیب وارد است حتی همان موقع که ما عدد ۷۵ درصد را اعلام کردیم خیلیها به ما ایراد وارد کردند که برای چه این را منتشر میکنید یعنی منظورتان این است که ۲۵ درصد مردم ایران با آرمان فلسطین همراه نیستند، یا کمتر همراهند؟ ببینید چه واهمهای داریم به هر حال ما درگیر یک جنگ شناختی هستیم در یک جنگ شناختی شما تلفات هم دارید فتح و پیروزی و نصرت هم دارید.
ما مشکل مان همین جهاد تبیین است
اما این نکته را میخواستم بگویم ما مشکل مان همین جهاد تبیین است، مشکل مان تردید است، اگر تهدید جواب میدهد دلیلش تردید است، تردید چرا ایجاد میشود یک بخشی از آن به خاطر معادل شناختی است یعنی شما بررسی کردید میگویید او اینجوری میکند، او حتماً من را با خاک یکسان میکند، من نمیتوانم، سر همین طوفان الاقصی یک تردید بزرگ در بین جامعه فلسطین و مردم و امتهای عرب رفع شد لذا تهدید بهتر است بگویم این جنگ شناختی خنثی شد.
ما در واقع با یک بخش میشود گفت ۲۰ درصدی تا ۲۵ درصدی از جامعه مان مواجه ایم که اینها میتوانند در یک شرایط رسانهای بیشتر هم بشوند که آنها ممکن است فقط و فقط در پرداخت هزینه عملی برای آرمان مقاومت تردیدهایی داشته باشند، چرا واهمه داریم از گفتن این، اما، اما عملکرد صحیح شناختی، تفکیک دقیق بین امور، نشان دادن ماجرای منافع ملی که چگونه منافع ملی ما گره خورده با امنیت این منطقه که طبعاً امنیت منطقه را رژیم صهیونیستی به خطر انداخته است.
این میتواند این ۲۵ درصد را به سمت ۵ درصد کم کند. من به نظرم نباید از طرح موضوعها در حوزه افکار عمومی واهمه داشته باشیم، اقتدار با جریان حق و با مظلومین و مستضعفان است شما همین اخیراً گلوف کاری که منتشر کرد عجیب بود ۸۶ درصد از بدنه جوان فلسطین چه فلسطینیهای کرانه، چه غزه، چه فلسطینیهای آواره حتی با ایده دو دولتی مخالفند یعنی میگویند ما دو دولت قبول نداریم که یک دولت فلسطین باشد و یک دولت صهیونیستی هم باشد.
سوال: در حالی که با پشتوانه همین مردم حکومتی خودگردانی شکل گرفته که به حکومت دوم رسیده؟
امامی: بگوید باشد من اینجا هستم من یک بره خیلی آرام هستم گرگ هم اینجا رفت و آمد داشته باشد. حتماً بازی های افکار عمومی بازی های افزایشی و کاهشی است و چقدر خوب بود که حالا ما در مرکز رسانه فرهنگی واقعاً ما یک سامانه برخط داریم و مردم می توانند بروند در جستجوگرها مرکز رصد فرهنگی را جستجو کنند و بسیاری از کارها را ببینند. واقعاً باید باید افتخار کرد به جامعه ایران که این چنین بالای ۷۰ درصد پای آرمان فلسطین ایستاده و این تا عددهای بالاتری هم رفت و آمد داشته است.
سوال: آیا شما برای حال خوب و برای نشاط عمومی مردم برنامه دارید؟
امامی: بله چندین برنامه ملی دستگاههای مختلف دارند اجرا میکنند، اولاً اشاره کنم ما باید بستر و ظرفیت و بهانه برای اجتماعات مردمی حول موضوعات مشارکت آفرین فراهم میکردیم و بعضاً این بستر ضعیف بوده، تاکید میکنم این اجتماعات خودش بهجت آور و امیدآفرین است، ما جهادمان جهاد امید است و هر کاری را باید انجام دهیم برای این که امید مردم به آینده افزایش پیدا کند. یکی از این بسترها بسترهای تقویمی و به عبارتی بسترهایی است که به رویداد سازی مربوط میشود. البته ما تقویم رویداد داریم، دوستانمان در حوزه وزارت گردشگری، میراث خیلی خوب آن تقویم را تقویت کردند که مشخصاً هر هفته و هر ماه در یک استان رویدادهای ریز مختلفی رخ میدهد، یکسری ابررویداد و در واقع بهتر است بگویم یک تقویم ملی و تقویم استانی هم داریم، ما سعی کردیم در این تقویمها ردپای فرصت و فرصتهای شگرفی را برای نشاط تهیه کنیم. مثلاً در تقویم استانی رفتیم به سمت روز استانها خدا را شکر بیش از ۱۲ استان الان روز دارند، من میتوانم الان در واقع طی این دو سال مصوباتی که الحمدلله به تصویب رسیده اشاره کنم. مثلاً مردم ما بدون این که روز ۴ ربیع الاول یعنی معادل شمسی اش همیشه ان شاءالله روز سیستان و بلوچستان خواهد بود و ظرفیتهای بزرگ این استان قهرمان و این استان بسیار راهبردی. روز استانها البته در کنارش هفتههای فرهنگی استانها متوقف به آن روز نیست در فصل گرم، در فصل سرد، هفتههای فرهنگی همین الان یکی دو تا از استانها هفته فرهنگی دارد و هفته فرهنگی پخش میکند رویدادها را در شهرستان ها. در تقویم ملی یکسری مناسبتهای ایران پیش از اسلام حتی مطالعه شده که آنها اضافه شود به مناسبتهای ایران پس از اسلام که اینها در طول هم است و ما به همه آنها افتخار میکنیم براساس دکترین هویتی که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دارد. روز محصولها دارد اضافه میشود.
سوال: روز محصول یعنی چه؟
امامی: روزهایی که روز برداشت و جشن یک محصول راهبردی در جامعه کشاورزی و روستایی ما است و البته بهانهای برای تقویت فرهنگی اقتصاد ملی و حمایت از تولید ملی و امنیت غذایی و روی پای خود ایستادن. بیش از حدود ۳۰ پیشنهاد و بررسیهای مفصل با کمک دوستان مان در وزارت جهاد کشاورزی فعلاً ۷ روز محصول تصویب شد که در واقع همین روزها ان شاءالله البته نیازمند این است که در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در واقع امضا شود، روز مثلاً ۳۱ فروردین روز گندم و نان که برای توجه مردم ما به گندم طبعاً روزها انتخاب شده به عنوان قله برداشت و قله استانهای درگیر با این موضوع.
سوال: تعدد این نامگذاری ها باعث کمرنگ و محو شدن تاثیرگذاری آن نخواهد شد؟
امامی: نه، ببینید ما حتماً سختگیریم در تصویب روزها؛ اما مدیریت تقویت را یک فرصت برای گسترش هویت ملی و نشاط اجتماعی می دانیم. حتماً سختگیریم، شما ببینید حتی همین اخیراً که به خاطر این اتفاقات واقعاً آینده ساز به تعبیر رهبری گفتند آینده را خواهد ساخت اتفاقاتی که اخیراً در محور مقاومت رخ داد ما پیشنهادهای مختلفی برای نامگذاری داشتیم ولی ما اصلاً سختگیری مان را کنار نگذاشتیم، فعلاً در شورای فرهنگی که البته در شورای عالی هم باید برود خود 15 مهرماه به عنوان روز حماسه جوانان فلسطین نامگذاری شده ولی در کنارش بعضی از روزها که قابل ادغام بود در این روز را ما ادغام کردیم یا مثلاً در مورد روزمحصول ها که استان های زیادی را درگیر می کند مثلاً ما روز خرما را داریم 25 شهریور ماه، جشن های بزرگ برداشت محصول، تقویت تولید ملی، تاکید بر فرهنگ روستایی و فرهنگ کشاورزی، شما ببینید همین نمایشگاه روستاآباد که در روز و در ایام که ما نامگذاری کردیم به نام روز روستا و عشایر برگزار شد در تهران و در مصلی تهران که امیدوارم در سال های آینده در دیگر استان ها هم رخ دهد. چقدر زیبا تولید روستایی را در کنار مشارکت و اجتماع مردمی قرار داد. مردم خوش بودند در این نمایشگاه و البته خرید می کردند، موسیقی مصرف می کردند و با روستا و با تنوع روستاهای ایران آشنا می شدند. یا همین ماجرای ۳۱ اردیبهشت که ما برای نخستین بار روز جهانی تنوع فرهنگی را البته به صورت خیلی محدود در فرهنگسرای نیاوران برگزار کردیم، برای این بود که بگوییم خود تنوع و گوناگونی فرهنگی در ایران محملی است برای افتخار به هویت ملی و ارتقای نشاط اجتماعی. می خواهم تاکید کنم که این زیرساخت ها فراهم شده، الان برنامه به استان ها رفته، یک ستاد خیلی خوبی که صدا و سیما هم عضوش است، در واقع قصدش این است که بتواند هفته های فرهنگی استان ها و رویدادهای بزرگ مشارکت آفرین را ایجاد کند.
مقدمه دوم توسعه نشاط اجتماعی و حال خوش نوآوری فرهنگی است. ما اگر روش جدید برای کار فرهنگی نداشته باشیم مطمئن باشید که کارهای تکراری هیچ کسی را به صحنه و میدان کنش فرهنگی نمی کشد، متأسفانه ما تجربه هم داریم حتی در بعضی از مناسبت های سیاسی یا دینی مان یک کار تکراری انجام می دهیم سی ساله چهل ساله، بخش زیادی از مردم با این که همدلانه به ما نقد دارند ولی در آن کار تکراری شرکت نمی کنند، لذا ما سعی کردیم نوآوری فرهنگی را گسترش دهیم، تقویت روابط را به صورت جدی با معاونت علمی ریاست جمهوری، با شهرداری ها داشتیم، به نظر من اگر ما شهرداری ها را جدی نگیریم، حتماً بیش از نیمی از ظرفیت نظام فرهنگی را کنار گذاشته ایم. ما روابط خوبی با شهرداری داریم، متأسفانه دولت با شهرداری ها در حوزه فرهنگ خیلی کار نمی کرده الان آن چیزی که امروز در شهر تهران می بینید به نظرم یک مسئولیت شناسی جدی شهرداری تهران نسبت به نشاط اجتماعی مردم و نسبت به هویت فرهنگی شهر و نسبت به مقوله ها و اولویت هایی مثل خانواده، نوجوان و غیره است و البته ان شاءالله بهتر هم بشود.
لذا ما در حوزه نشاط اجتماعی مسئله مهم مان این است که از ضربه ای که دارد چالش های اقتصادی به امید و سازه امید جامعه می زند جلوگیری کنیم، سازه امید جامعه با بعضی از ناکامی های اقتصادی مواجه می شود که حالا قبلاً بیشتر بود و بعد نسبت به آینده ناامید می شود و این خودش را در روند نرخ میل به مهاجرت نشان می دهد که البته در مورد این هم باز دوباره یکی از انگاره هاست که ما در مرکز رصد روی آن کار کردیم اصلاً آن نیست که غربی ها می گویند، اصلاً این میل به مهاجرت که در آینده بحث داریم در شوراها بیشتر یک جور واکنش فردی است که نسبت به بهبود اوضاع ،کم امید یا ناامید شده است. شما به محض این که می بینید ساختمان امید جامعه احیا می شود و اصلاح می شود، می بینید که بیشتر قبلش یک توهم یا یک قصه بوده فقط؛ و ما به عنوان شورای فرهنگ عمومی بایدحواسمان جمع باشد که هیچ وقت گول انگاره هایی که برساخته رسانه های غربی است نخوریم.
سوال: درباره خانواده هم در همین بحث نشاط اجتماعی دارید کار می کنید؟
امامی: نه باز آن یک قرارگاهی است با دستگاه های دیگر که در رأس اینها معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری است و بقیه دستگاه ها. من یک نکته ای را خلاصه بگویم گفتمان خانواده در ایران گفتمان انقلاب اسلامی است، اصلاً انقلاب اسلامی شاید بگوییم در حوزه خانواده حرف جدیدش چیست، در حوزه فرهنگ حرف جدیدش برای جامعه ایران چیست، خانواده است، چرا؟ چون انقلاب اسلامی در مقابل یک نظم جهانی محقق شد که به هر حال آن نظم به قول اندیشمندان ضد خانواده بوده و زندگی لیبرال و زندگی ظاهراً مدرن، به هر حال خانواده مزاحمش است و شما نتیجه اش را دارید همین الان در اروپا و اروپای غربی می بینید که حالا اینها به زورِ مهاجرت و بعضی موضوعات دیگر، جمعیت شان را حفظ کردند، اصلاً نرخ جمعیت های منفی ۲ منفی ۳ و اینهاست. گفتمان خانواده اما در دستگاه های فرهنگی عمدتاً گفتیم حقوقی بود، یا گفتمان اقتصادی بود، مثلاً ببنید هر چند کاملاً هم درست است، سر همین ماجرای جمعیت و چالشی که ما در حوزه جمعیت در ایران داریم، ما بیشترین کاری که توانستیم در دهه گذشته انجام دهیم، (تازه آن هم با نقدهایی که درست هم بود)، در قانون حمایت از جوانی جمعیت، یکسری مشوق های اقتصادی بود، اینها درست است و باید هم انجام شود، حرف ما این است در شورای فرهنگ عمومی که همه اینها باشد، گفتمان فرهنگی خانواده قوی نباشد، عشق به خانواده، فهم خانواده به عنوان بستر آرامش بخش زندگی انسانی اگر جا نیافتد در فضای هنر و رسانه و زندگی روزمره اینها همه اش در واقع قابل... مثلاً یک نفر می گوید حالا شما به من این منفعت اقتصادی را می دهید به خاطر بچه من اگر خوب کار کنم می توانم سه برابر این را بدست بیاورم. لذا در کشور دارد یک کار بزرگی در انجام می شود که واقعاً امیدوارم شما هم کمک کنید به نام رویداد خانواده ابررویداد ملی خانواده و فرهنگ عامه می گوییم ما در حوزه های روانشناختی، فرهنگی و اجتماعی خانواده باید بتوانیم ظرفیت هایمان را احیا کنیم، موفقیت خانواده یعنی رفع منازعه و افزایش مهارت های همزیستی خانوادگی. اینها باید یک کار ملی روی آنها انجام شود شما نمی توانید بگویید که سازمان بهزیستی مثلاً قبل از یا مثلاً دستگاه قضایی یا فلان دستگاه قبل از طلاق یا قبل از ازدواج مثلاً مشاوره بدهد نه، این یک عزم ملی می خواهد که ما داریم در این حوزه پیگیری می کنیم یا حوزه مدیریت خانواده، ما معتقدیم مدیر خانواده بانوی خانواده است و همانی که به او می گوییم خانه دار، آن مدیر خانواده و مدیر زندگی است، مادری رکن اساسی حیات خانواده است، باید مادری و فرهنگ و گفتمان مادری را تقویت کرد. سوم مثلاً در حوزه سفره، سفره باید تقویت شود، فرهنگ سفره، اخیراً یک رویدادی با موضوع نان در کرمان برگزار شد که از ۳۰ استان ایران، ۲۵ - ۲۶ استان ایران آمده بودند فرهنگ نان شان را عرضه میکردند. نان و سفره تداعی درست است یک حوزه مادی است، اما در واقع بستر شکل گیری آن ماهیت خانواده است، ما این فرهنگ مادی را جمع کردیم بعد میگوییم خانواده خانواده، لباس و پوشاک، بازی، مثلاً در حوزه بازی در این رویداد باید کار کنیم، اگر بازی که حالا اینها حوزههای مختلفی است که در این ۳۰ سال به عهده شورا پیگیری اش بوده، اگر ما بازی درون خانواده را جدی نگیریم، مثلاً بازی آپارتمانی چه انتظاری داریم با دو تا بچه یا سه تا بچه خانواده در اوقات فراغتش حال خوشی داشته باشد برعکس اگر فرهنگ بازی در خانواده و فراغتهای خانوادگی نباشد تازه آخر هفتهها که میشود اول عذاب پدر و مادر است میگویند در طول هفته اینها نبودند ما به کارمان میرسیدیم. میخواهم بگویم گفتمان فرهنگی خانواده را باید تقویت کنیم و البته در حوزه ارتقای زیست عفیفانه به عنوان یک رکن حیات خانواده کارهای مختلفی دارد البته در کشور انجام میشود. متأسفانه در ماجراهای سال گذشته این رکن حیات خانوادگی ما دستمایه یکسری تسویه حساب سیاسی و البته لجاجت و عداوت سیاسی غربیها و خارجی با ما قرار گرفت، در حالی که عفت و عفاف رکن خانواده ایرانی در هزاران سال گذشته بود. خب طبعاً ما باید کمک کنیم در عرصه پوشاک. میدانیم که پوشاک غیر عفیفانه و پوشاک چه از مسیر قاچاق، چه از مسیر طرحهای تقلیدی دارد به خانواده ایرانی تهاجم می کند و طبعاً در عرصه پوشاک یک کارهایی را کارگروه دارد انجام میدهد، کند است، اما امیدوار کننده است حتماً ما راضی نیستیم از سرعت خودمان. یا مثلاً در عرصه تولیدات رسانه ای، در عرصه مدرسه که همه چیز به مدرسه برمی گردد، برای ارتقا فرهنگ زیست عفیفانه کارهایی را داریم انجام میدهیم، البته همه این کارها از طریق دستگاهها و طبعاً فعالان فرهنگی است و ما بیشتر یک هماهنگ کننده هستیم.
سوال: ما ظرفیت های یک حوزه از محصولات فرهنگی یعنی بازی را دیدیم در این گزارش، شما قرارگاه بازارپردازی فرهنگی هم گویا راه انداختید ؟
امامی: همان حوزه سبک زندگی و صنایع فرهنگی است، سبک زندگی ما تا حد زیادی شاید بیش از ۵۰ درصد سبک زندگی ما را محصولات فرهنگی دارد شکل می دهد، تو بگو چه مصرف می کنی تا من بگویم چگونه زندگی می کنی. طبعاً در حوزه محصولات فرهنگی که هم مصوبات سبک زندگی و هم برنامه تحول دولت اقتصادی می کرد ما نگاهمان به صنایع فرهنگی و محصولات فرهنگی و طبعاً مصرف فرهنگی مردم متأسفانه یک نگاه قدیمی بود، یعنی این که مثلاً سعی می کردیم که یک کاری تولید شود و آن هم بدون ارتباط برقرار کردن با کودک و نوجوان و بدون این که یک اقتداری مبتنی بر یک بازار قوی ایجاد کند. مثلاً یک حمایتی از آن بشود و چند صباحی هم بگوییم ما فلان پویانمایی هم هست برویم بچه ها مدرسه ببینیم. عرصه صنایع فرهنگی عرصه بازار است و مصرف مردم و بازار چند ده میلیاردی صنایع فرهنگی در دنیاست که آن را اقتدار رسانده نه حمایت دولت ها، از طرف دیگر بازار پردازی صنایع فرهنگی منجر به این می شود که اقتدار معنوی و محتوایی آنها هم افزایش پیدا کند. مثلاً شما یک موضوعی و یک شخصیتی را در کتابی پرورانده ای و ردپای آن می تواند در بیش از۱۰۰ محصول فرهنگی دیگری وجود داشته باشد و مرتباً آن قصه و آن روایت و آن نظم ارزشی را تداعی کند، شما حالا من نمی توانم اسم بیاورم از بعضی از شخصیت ها یا همان کاراکترهای کودک و نوجوان که مثلاً بچه های ما نوشت افزار هم عاشق آن شخصیت هستند لذا سعی شد با دستگاه های مختلف، دستگاه های حقوقی، دستگاه های اقتصادی، تمام زیرساخت های برنامه ریزانه ای که برای این موضوع باید انجام می شد، انجام شد و یکسری فعالیت ها باز با رویکرد قرارگاهی پیگیری شد. مثلاً ما در حوزه تأمین مالی فرهنگ بنیان، در حوزه ثبت حقوقی فرهنگ بنیان ها، در حوزه مالیات فرهنگ بنیان ها، چالش های اساسی داریم. البته باز می گویم قبلا در شورای فرهنگ عمومی موضوع بازی و اسباب بازی خیلی سنتی پیگیری شده و مصوباتی هم داریم، شورا هم داریم همین نظارت کنیم که چه وارد شود، چه وارد نمی شود، ولی مسئله خیلی مهم این است که شما باید بتوانید شخصیت های مخصوصاً کودک و نوجوان به وفور داشته باشید. همین نمایشگاه نوشت افزار که امسال در ایام شهریور ماه و مهرماه برگزار شد ما برای اولین بار می دیدیم که اولاً اتفاقی که در خود حیطه نوشت افزار به عنوان یکی از این مثلاً ده ها حیطه رخ داده در ایران خودش خیلی مبارک است، بومی شده، الگوها داخلی شده، اما می دیدیم که فلان شخصیت کارتونی که دارد پویانمایی اش اکران می شود، پویانمایی اش تولید شده، نوشت افزاری اش تولید شده، نوشت افزاری که بچه ها آن را دوست دارند و یک رونق بزرگ است، همین در واقع بیش از ۲۶ - ۲۷ میلیارد که همین پویانمایی بچه زرنگ در طول یک ماه و چند روز فروخته، این تداعی این موضوع است که اگر شما شخصیت پردازی بکنید برای کودک و نوجوان، این می رود در بقیه محصولات فرهنگی و می رود حتی تا اتاق خواب نوجوان، در اتاق خواب کودک در قالب آن رشته علایق او و بعد آن فرهنگ و هویت و شخصیتی که او نمایندگی می کند، می شود رویکرد این کودک و این در عرصه های دیگر هم ادامه پیدا می کند، لذا خدا را شکر سال ۱۴۰۱ شرکتها و بخش خصوصی که میتوانستند این گونه به صنایع فرهنگی نگاه کنند خیلی ارتقا پیدا کردند و رویداد ملی بزرگی در این عرصه انجام شد. امسال از همه اینها و همه هنرمندان درخواست کردیم بیایند در نخستین مسابقه و جشنواره شخصیت پردازی ایران شرکت کنند، اسمش پارس آرا سامانه است و تارنمای آن موجود است و می توانند عزیزان مراجعه کنند. در پارس آرا همه دستگاه ها کنار هم قرار گرفتند. خود صدا و سیما، شبکه امید آمده وسط، حوزه هنری آمده وسط، کانون پرورش فکری آمده وسط و حتی دستگاه هایی که کاربر شخصیت پردازی ها هستند. شما فرض کنید ما الان بحران آب داریم مثلاً مسئله فرهنگی کار داریم، مسئله محیط زیست داریم، اگر ما کاراکتر یا شخصیتی داشته باشیم که برای کودک و نوجوان بتواند نماینده یکسری قواعد، اصول و رفتارها و عادات مثبت باشد در حوزه فرهنگ زیست محیطی چقدر راحت تر می توانیم کار کنیم. ما یادمان نمی رود نسل ما یک عمو برقی بود فقط در حد تبلیغات تلویزیونی البته اما آن عمو برقی برای ما تداعی کننده یک ایده بود، یک ایده ای که به یک فرهنگ منجر می شود. پارس آرا آمده همه اینها را کنار هم جمع کرده، دهها طرح آمده، طرح روایت و شخصیت خیلی کار سختی است، زمینه ثبت حقوقی اینها را فراهم کردیم و البته زمینه حمایت مالی اینها، وزارت اقتصاد، شبکه بانکی، صندوق شکوفایی نوآوری همه اینها دارنددر کنار هم قرار می گیرند برای این که ما هم بتوانیم آن را تحقق ببخشیم. یکی از عرصه هایی که این شخصیت ها و حوزه صنعت فرهنگی وارد می شود حوزه بازی های محیطی است، الان تقریباً در این چهار پنج سال اخیر مخصوصاً بعد از کرونا ما شاهد یک رشد مثلاً هزار و ۳۰۰ - ۴۰۰ درصدی در بازیگاه ها و البته اتاق های فرار در شهرهای بزرگ هستیم، این سامانش به کجاست، ما حرف مان این است که آن روایت و قصه ای که در اتاق فرار می خواهد دنبال شود این یک امر فرهنگی است، باید دوستان مان در حوزه فرهنگی در کنار وزارت ورزش و فدراسیون مربوطه با هم قرار بگیرند و البته فقط نظارت نکنیم، نوآوری هم داشته باشیم. الان دارد ایده های جدیدی برای بازیگاه در ایران تولید می شود، بازیگاه هایی که هم بازی حرکتی است هم بازی مهیج است، هم قصه دارد و مردم و نوجوانان و جوانان ساعت زیادی، اگر ما می بینیم بعضی از بازی های گروهی غربی که متأسفانه با یک شرایط خیلی خاص به صورت زیرزمینی تا پاسی از شب، گاهی تا سحر در واقع انجام می شود، افراد بلیتش را چند صد هزار می خرند که بروند شرکت کنند این به خاطر این است که ما به بازیگاه و محیط بازی دقت نکردیم و در این زمینه ها ایجاباً کم کار کردیم و همه اینها دارد در صنایع فرهنگی کار می شود. دستگاه ها هم خدا را شکر دقت شان خیلی بیشتر شده که باید رویکرد ایجابی داشته باشیم به مسائل فرهنگی و نه رویکرد صرفاً سلبی.
سوال: درباره سکوهای دائم فروش لباس که جنابعالی هم مسئول کارگروه مد و لباس کشور هم هستید توضیح بدهید؟
امامی: یکی از شوراهای زیرمجموعه مان این است البته این مصوبه مجلس دارد و خیلی قوی است.
سوال: ما خیلی می بینیم که جشنواره های مد و لباس برگزار می شود به نام مثلاً ایرانی - اسلامی و... ولی عملاً یک بازارچه است و همان کسانی که همان لباس های همیشه را داشتند توی خیابان ها می فروختند و بعضاً لباس های نابهنجاری است، بعضاً لباس های ایرانی - اسلامی هم نیست و متناسب با فرهنگ ایرانی نیست، اینها می آیند لباس هایشان را آنجا عرضه می کنند، این سوال است که گیر کار کجاست، شما اخیراً یک اشاره ای هم کرده بودید درباره مافیای لباس، اگر این سکوها راه بیافتند ما می توانیم تا حدی این مشکلات را کم کنیم یا خیر؟
امامی: در عرصه لباس اجتماعی خلاصه اش این است که سه تا چالش بزرگ داریم، کار بزرگی که ما انجام دادیم این بود که درد را درست بشناسیم، می شد جزع و و فزع کرد از همان دو سال پیش، ولی ۱۵ سال است جزع و فزع در حوزه پوشاک و لباس اجتماعی انجام می شود اتفاقی هم نمی افتد. ما بعضی از شماتت ها را هم شنیدیم برای این که صبر کنیم و خوب درد را بشناسیم و واقعاً کارگروه در مقام یک دردشناس دارد کار می کند، سه تا چالش جدی داریم که به تنهایی نمی توانیم رفع کنیم عزم ملی و عزم دولتی می خواهد و الان عزم دولتی را پای کار آوردیم، یک مسئله قاچاق است، ما هر طرف برویم پوشاک دوخته شده وارداتی اش ممنوع است در کشور و واقعاً از نظر تنوع و از نظر کیفیت ما چیزی کم نداریم، در کمیت مشکل داریم، در قیمت مشکل داریم، در توزیع مشکل داریم ولی تولید کننده لباس مخصوصاً لباس اجتماعی ایرانی واقعاً امسال و امروز چیزی از دنیا و از منطقه کم ندارد اما مشکل قاچاق باعث می شود که نظم بازار و اختیار ابتکار عمل بازار در اختیار تولید کننده ها و نظام فرهنگ کشور نباشد. پس این را سربسته گفتم که این ابتکار عمل را بروید پیدا کنید. نکته دوم مسئله طراحی و نظام آموزش طراحی مد و لباس در ایران است. اولاً بسیاری از آثاری که تولید می شود هیچ نسبتی با طراحی ندارد، تولید کننده هزاران هزار تولید کننده متوسط پوشاک اجتماعی در این زیرپله ها، در این مغازه های متراکم و پلاسکوهای عدیده چه در مورد آقایان و چه در مورد خانم ها اینها خیلی به نظام طراحی متصل نیستند، نظام طراحی ما آموزش هایش خیلی قدیمی است، ما در این حوزه خیلی کارهای اساسی انجام دادیم و چالش سوم هم محل توزیع است. به دلیل اقتصاد زمین و اقتصاد مغازه و اقتصاد بازار که مثلاً شما دیدید که مثلاً گاهی اوقات هستند بعضی از سازمان ها و بعضی از نهادهای عمومی و حتی نهادهای اوقافی می گویند ما فلان تعداد مغازه داریم ولی نمی توانند کاری کنند چون سرقفلی های آنها به چند ده میلیارد تومان مثلاً مال کسانی دیگر است، محل توزیع بیش از۴۰ - ۴۲ درصد قیمت تمام شده پوشاک اجتماعی و پوشاک را در کلانشهر و در ایران دارد شکل می دهد و همین ماجرا باعث شده یک خانم محجبه که ناچار است چندین لباس را مصرف کند یعنی مانتو می خواهد، روسری می خواهد، چادر می خواهد بعضی دیگر از ملزومات حجاب را می خواهد اساساً دارد یک هزینه بالایی را متحمل می شود، این هزینه فضای توزیع چالش سوم است. ما برای تک تک این موارد فراتر از اختیارات کارگروه مد و لباس در ستاد ملی زنجیره پوشاک که زیر نظر دولت تشکیل شده با حضور معاونان وزرای مرتبط داریم کار می کنیم، یکی از اتفاقات بزرگ همان طور که وزیر محترم اعلام کردند و ساده ترین کار این است که فروشگاه های زنجیره ای بیایند و پاویون و بخش های جدی توزیع پوشاک را برگزار کنند، راه بیاندازند و البته با روش های مختلف، قیمت تولید و واردات پارچه و پوشاک اجتماعی بانوان را کاهش بدهیم که امیدواریم همین روزها خبرهای خیلی بهتری را به مردم بدهیم.