پخش زنده
امروز: -
اعتیاد به مواد مخدر یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی عصر امروزه است؛ بحرانی که با وجود فراگیری در میان مردان، در سالهای اخیر به طرز نگران کنندهای در میان زنان نیز افزایش یافته است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما مرکز کردستان، در پس چهرههای خاموش و نگاههای بی فروغ زنانی که به دام اعتیاد افتادهاند، فریادی از بی پناهی و بی تفاوتی جامعه نهفته است؛ اعتیادی که تنها یک ناهنجاری فردی نیست، بلکه بازتابی دردناک از یک ساختار اجتماعی بیمار است که در آن، زنان بیش از همیشه قربانی بی عدالتی، تبعیض و نبود حمایت میشوند.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که چشمها را باز کنیم، نه تنها برای دیدن این زنان، بلکه برای نجات نسلی که در دستان آسیب دیده شان شکل میگیرد.
اعتیاد زنان، اما صرفاً یک انحراف فردی نیست؛ این معضل، پیچیدهتر و چندوجهیتر از آن است که به سادگی بتوان آن را به یک انتخاب اشتباه یا ضعف شخصیتی تقلیل داد.
زنان، با نقشهای کلیدی که در خانواده و جامعه ایفا میکنند، وقتی به اعتیاد گرفتار میشوند، تنها خودشان آسیب نمیبینند؛ بنیان خانواده، سلامت نسل آینده و امنیت اجتماعی نیز در معرض تهدید جدی قرار میگیرد. با این حال، جامعه همچنان با سکوت و انفعال به این مسئله نگاه میکند.
بنا بر اظهارات کارشناسان، اعتیاد زنان نتیجه مستقیم ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی معیوب است و نه حاصل تصمیم فردی، بلکه پاسخی به بن بستهای اجتماعی، فشارهای روانی، تبعیضها و محیطهای ناسالمی است که زنان در آنها زندگی میکنند.

از جمله مهمترین عواملی که زمینه ساز اعتیاد در میان زنان میشود، میتوان به افسردگی، اضطراب، اختلالات پس از سانحه، سوءاستفادههای جنسی و جسمی، خشونت خانگی، تبعیضهای جنسیتی، فقر، کمبود حمایت اجتماعی، ناآگاهی نسبت به عوارض اعتیاد و دسترسی آسان به مواد مخدر اشاره کرد. تجربههای تلخ دوران کودکی، فقدان عزت نفس، و حتی تمایل به نمایش استقلال در فضای نابرابر اجتماعی نیز از دیگر عوامل هشدار دهندهاند.
طبق آمار غیررسمی در استان کردستان، از میان ۳۰ هزار معتاد، حدود ۱۰ درصد را زنان تشکیل میدهند. این رقم هرچند اندک به نظر میرسد، اما با توجه به افزایش سریع آمار، عدم ارائه اطلاعات دقیق و فقدان برنامه ریزی هدفمند، میتواند در آینده نزدیک به بحرانی جدی بدل شود.
پیامدهای اعتیاد زنان تنها به جسم محدود نمیشود. مشکلات جدی از جمله ناباروری، اختلالات روانی، بیماریهای عفونی، انزوای اجتماعی، طلاق، بی خانمانی، و حتی انتقال چرخه اعتیاد به نسل بعد از جمله آسیبهای ناگوار آن است.
نقش محیطهای اجتماعی ناایمن، فقدان حمایتهای روانی و نبود آگاهی، شرایط را برای گرایش به مواد مخدر به ویژه در میان دختران جوان و مجرد بیش ازپیش مساعد کرده است. دکتر یوسفی به نقش مخرب فضاهای اجتماعی ناسالم، افزایش طول دوران تجرد، و عدم مدیریت محیطهای عمومی اشاره دارد؛ شرایطی که فرصت را برای افراد سودجو فراهم میکند تا زنان را به دام اعتیاد بکشانند.

از سوی دیگر، تمایل برخی زنان به مصرف مخدرهای صنعتی، به ویژه به دلیل ظاهری کمتر مشهود در مراحل اولیه، نشان میدهد که بخشی از این بحران، به نبود آگاهی و آموزش بازمی گردد. اعتیادی که گاه با تفنن و سرگرمی آغاز میشود، در نهایت به فروپاشی زندگی منتهی میگردد.
کارشناسان بر این باورند که آموزش مهارتهای زندگی، حساس سازی اجتماعی، سالم سازی بسترهای حضور زنان و توانمندسازی آنها در برابر آسیبها میتواند از مهمترین راهکارهای پیشگیری و کنترل اعتیاد در زنان باشد. جامعهای که زنانش را نبیند، آسیب هایش را نخواهد دید؛ اما جامعهای که به توانمندسازی زنان بپردازد، مسیر توسعه پایدار خود را هموار خواهد کرد.
در پایان باید گفت، اعتیاد زنان نه یک بحران صرفاً زنانه، بلکه زنگ خطری برای کل جامعه است. اگر اکنون برای این معضل کاری نکنیم، فردا ممکن است دیر شده باشد. نجات زنان از دام اعتیاد، نجات آیندهای است که در دستان آنها شکل میگیرد.
یادداشت از سروه احمدی