پخش زنده
امروز: -
روایت بانوی شاعرهی یزدی که با نذر قلم، راهی به سوی ادبیات اهل بیت (ع) باز کرد.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز یزد، کوچه پس کوچههای محله قدیمی گنبد سبز یزد را پشت سر میگذاریم. هر قدم بر سنگفرشها، ما را به سمت خانهای هدایت میکند که عطر کاغذهای کهنه و عطر نذری در هوا موج میزند. اینجا خانه **عالیه مهرابی** است؛ بانویی که در زندگی، مسیر را به جای پزشک شدن، در ادبیات فارسی و شعر اهل بیت (ع) پیمود. او که با عشقی کودکانه شروع کرد، امروز نه تنها خودش شاعری توانمند است، بلکه با تأسیس انجمن "اوج هنر"، جریانساز تربیت نسل جدید شاعران هیئت در استان یزد شده است.
از رؤیای پزشکی تا آغوش مادرانگی؛ تولدی دوباره در بحران
عالیه مهرابی، زنی است که مسیر زندگیاش مسیری غیرقابل پیشبینی را طی کرده است. حکایت او با رؤیای ورود به دانشکده پزشکی آغاز شد، رؤیایی که بسیاری از جوانان یزدی با آن بزرگ میشوند. عالیه خانم میگوید: آن روزها، همه چیز حول محور کنکور پزشکی میچرخید. من هم تلاش میکردم، اما قسمت این بود که آن در به روی من باز نشد.
شکست در کنکور، نه تنها پایان یک رؤیا، بلکه آغازی برای یک تولد دوباره بود. زندگیاش مسیر دیگری پیدا کرد و او خیلی زود وارد دنیای مادرانگی شد. اما این تغییر مسیر با چالشهای جسمی و روحی خاص خودش همراه بود. او میگوید: یادم هست در آن دوران، دوران بارداری و ویار شدید، شرایط سختی داشتم. آنقدر که گاهی دیگر توانی برای حرکت نداشتم. به یاد دارم برای رفتن به یکی از جلسات آزمونها، با جعبه دستمال کاغذی وارد شدم. ویار و سختیهای جسمی آن روزها، در تضاد کامل با مسیر جدیدی بود که در پیش داشتم، اما مادرانگی هم خود کلاس درسی بزرگ بود.
ورود به عرصه مردانه؛ شجاعت در برابر سنت
مسیر شعر و شاعری او کمکم شکل گرفت، اما ورود به عرصه شعر هیئت، داستانی متفاوت داشت. از سال ۱۳۷۴ به صورت جدی وارد عرصه شعر شد. این دوره، نقطه عطفی در زندگی حرفهای ایشان محسوب میشود که با مطالعه عمیق آثار بزرگان و تلاش مداوم برای خلق آثار اصیل همراه بود. شعر هیئت که همیشه میزبان شاعران مرد بوده، برای حضور یک زن نیازمند شجاعت و مقاومتی خاص بود.
خانم مهرابی از عشق و ارادتش به اشعار آئینی میگوید و میافزاید: مسیرم به پیشنهاد آقای فرید سعادتمند، از آهنگسازان پیشکسوت، باز شد. او استعداد من را در شعر آیینی دید و مرا ترغیب کرد که کارم را در هیئتها ارائه دهم. اما ورود به جمع مداحان و شاعران هیئت، که همگی مرد بودند، یک چالش بزرگ بود.
این تجربه، برای مهرابی، یک گام بزرگ در شکستن تابوهای سنتی بود. عالیه خانم میگوید: باید بگویم، اولین زنی بودم که پا گذاشتم به این حوزه کاملاً مردانه. فضا سنگین بود. باید ثابت میکردم که احساس و کلام یک زن، میتواند عمق و سوزِ این اشعار را به درستی منتقل کند. این فقط یک انتخاب شخصی نبود، یک رسالت بود برای نشان دادن توانایی بانوان در این عرصه.
عالیه مهرابی تاکنون بیش از ۲۵ عنوان کتاب را در قالب تألیف یا گردآوری به جامعه ادبی ایران عرضه کرده است. این حجم از تولید نشاندهنده پشتکار و وسعت دایره موضوعی مورد علاقه اش دارد. آثاری که طیف وسیعی از شعر کلاسیک، نیمایی، سپید، و نثر ادبی را در بر میگیرد.
رسالت "اوج هنر"؛ آموزش سبک و تأمین شعر فاخر
عالیه مهرابی تنها به سرودن شعر بسنده نکرد. او دغدغهمند وضعیت ادبی هیئتها بود. مشاهده کرد که بسیاری از هیئتها، به دلیل نداشتن بودجه، یا دسترسی به اشعار فاخر و قوی ندارند، یا ناگزیر به استفاده از اشعاری میشوند که از نظر عمق محتوایی ضعیف هستند.
گفتگویم را با او ادامه میدهم، اما اینبار در فضایی آکنده از عشق و محبت به سید و سالار شهیدان. عالیه مهرابی میگوید: من بیش از ۴۰۰ هیئت در یزد را میشناختم که بسیاری از آنها توانایی مالی چندانی برای خرید اشعار فاخر یا استخدام شاعران مطرح را نداشتند. این دغدغه مرا وادار به تأسیس انجمن "اوج هنر" کرد.
این انجمن با هدف تأمین اشعار فاخر و اصیل برای این هیئتها شکل گرفت. مهرابی و همکارانش تلاش کردند تا یک حلقه وصل میان شاعران قوی و هیئتهای نیازمند ایجاد کنند.
با عالیه مهرابی راهی خانهی شعر و ادب یزد میشوم. خانهای تاریخی که در بافت تاریخی و قدیمی شهر یزد واقع شده است. اینجا جمع شاعران یزدی، جمع است. گفتگوی ما با خانم مهرابی در فضای گل و کاهگل صمیمانهتر میشود. او میگوید: ما "گعدهی شعر هیئت" را راهاندازی کردیم. دعوت کردیم از اهالی موسیقی، از اساتیدی مثل اخوان و ماندگاری، تا بتوانیم پیوندی میان شعر و سبک اصیل یزدی ایجاد کنیم. سبک یزدی، یک موسیقی خاص خود را دارد و اشعار باید با این ریتم و سوز هماهنگ شوند.
او با تواضعی مثالزدنی به رسالت خود اشاره میکند: من یک قلم دارم، یک کاغذ دارم... رسالت من این است که کلامی را بنویسم که تأثیرگذار باشد. میخواهم شعری ارائه دهم که صرفاً برای نوحهخوانی نباشد، بلکه در ذهن و قلب عزاداران ماندگار شود.
عمق کلام؛ زبان حال حضرت زینب (س)
آنچه اشعار مهرابی را متمایز میکند، عمق نگاه او به واقعه کربلاست. او تأکید دارد که حادثه کربلا، با شهادت امام حسین (ع) تمام نمیشود، بلکه تازه از آنجا آغاز میشود.
عالیه مهرابی میگوید: عمدهی اشعار من زبان حال از زینب (س) است. وقتی نگاه میکنم، میبینم شهادت امام حسین (ع) تازه آغاز ماجراست. سکینه، رباب، و مهمتر از همه حضرت زینب (س)، باری سنگین را به دوش کشیدند. روایت مصائب بعد از شهادت، روایت مقاومت است و باید با نهایت سوز و ظرافت بیان شود.
این نگاه، باعث شده تا نوحههای او به جای تمرکز صرف بر "قتلگاه"، بر "پیام" و "مقاومت" تمرکز کنند.
لقمه حلال، رزق و بیعلاقگی دانشجویان به ادبیات
برای عالیه مهرابی، کار آیینی یک شغل نیست، یک تعهد است. او با قاطعیت میگوید که نمیتوان برای کلامی که در رثای اهل بیت (ع) گفته میشود، قیمت تعیین کرد.
عالیه مهرابی میگوید: اشعاری که برای هیئتها میسرایم را با هیچ معامله نمیکنم. چون لقمهی حلال است که پدر و مادر به من دادهاند. این کلام، نذر شده است. رزق من از جای دیگری میآید.
این دغدغه مالی، در تضاد با جایگاه علمی اوست. او همچنین به عنوان دبیر ادبیات و استاد دانشگاه نیز فعالیت میکند و از این منظر، نگران وضعیت آموزش زبان فارسی است. او میگوید: در دانشگاه میبینم که دانشجویان چقدر بیعلاقهاند به ادبیات. زبانی که ریشه در تاریخ و هویت ما دارد. این دغدغهی بزرگی است که چگونه میتوانیم این میراث گرانبها را به نسل جدید منتقل کنیم. ادبیات، زبان روح است.
او همچنین ارتباط عمیق خود را با امام رضا (ع) به عنوان منبع آرامش و رزق حلال یادآور میشود و میگوید: همه این مسیر، زیر سایه لطف امام رضا (ع) رقم خورده است.
خروج از خانه شعر و ادب عالیه مهرابی، بازگشت به کوچه پس کوچههای یزد است؛ اما این بار، با شنیدن نوحههایی که ریشه در زندگی یک زن قدرتمند دارد و طنینانداز هیئتهایی است که او با عشق و ایمان، برایشان شعر فاخر میسراید.
نویسنده: سیده نازنین میرطاهری