پخش زنده
امروز: -
زنگنه نماینده مجلس شورای اسلامی در برنامه گفتگوی ویژه خبری گفت: بازگشت آمریکا به میز مذاکره نشان میدهد که هیچکدام از گزینههای آنان، ملت ایران را مجبور به تسلیم نمیکند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، آقایان محسن زنگنه نماینده مجلس شورای اسلامی و حمیدرضا آصفی سخنگوی پیشین وزارت امورخارجه و فتحالله توسلی؛ نماینده مجلس شورای اسلامی در برنامه گفتگوی ویژه خبری موضوع مذاکرات ایران و آمریکا با عنوان «گفتگوی هستهای، افقها و چشم اندازها» را بررسی کردند و به پرسشها در این باره پاسخ دادند. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
سوال: آقای زنگنه، اگر موافق هستید بحث را از کلیات موضوع شروع کنیم. روز گذشته دور جدید شکل گرفت از این گفتوگوهای هستهای و فضا هم همه مردم عزیزمان میدانند که تهدیدات نظامی که از سوی امریکا وجود داشت، البته با پاسخ قاطع مسئولان جمهوری اسلامی ایران و آمادگی کامل نیروهای مسلح ما هم مواجه شد و در عین حال موضوعاتی که همزمانی تحریمها، صدور اطلاعیهها و رفتارهایی که معمولا از دولت امریکا و شخص ریاست جمهوری ایالات متحده ما همیشه سراغ داشتیم بفرمایید که دیدگاه شما در این خصوص چیست؟
زنگنه: همانطور که مردم عزیز هم مستحضر هستند ما با آمریکاییها ۵ دور مذاکرات غیر مستقیم را انجام دادیم و در میانه مذاکرات، در زمانی که برای هفته و هفتههای آینده زمان تعیین شده بود ما شاهد حمله نظامی رژیم صهیونیستی با همراهی آمریکا به کشورمان بودیم. امروز تقریبا بعد از هشت ماه مجدد آمریکا به پای میز مذاکره برگشته، یک تفاوت خیلی اساسی این مذاکرات با مذاکرات ۵ دور ابتدای سال ۴۰۴ دارد و آن این است که در آن زمان آمریکاییها گزینههای متفاوتی را روی میز داشتند. یعنی هم مذاکره بود در کنار مذاکره حمله نظامی به تاسیسات هستهای بود، جنگ مستقیم بود، اغتشاش بود، کودتا بود، تحریک همسایگان برای این که آنها را به یک جنگ نیابتی بکشانند و اصولا هرج و مرج در ایران هم جزء گزینههای روی میز آنها بود. در طول این هشت ماه که واقعا هشت ماه بسیار پرفراز و نشیبی را ملت بزرگ ایران پشت سر گذاشت، همه این گزینهها به نوعی توسط آمریکاییها انجام شد. یعنی امروز که ما خدمت شما هستیم گزینه حمله به تاسیسات هستهای ما و آمریکاییها انجام دادند، گزینه جنگ مستقیم را با به شهادت رساندن بیش از هزار تن از هموطنان عزیزمان و سرداران عزیزمان انجام دادند، ترور را در بالاترین سطح خودش انجام دادند، ترور بیش از ۳۰ تن از سرداران عزیز کشورمان را، کودتا انجام دادند، اغتشاش انجام دادند و امروز آمریکاییها با توجه به این که هیچکدام از این گزینهها که زمانی به آن افتخار میکردند برای تغییر نظام جمهوری اسلامی و شکست ایران نتوانسته موثر باشد مجدد به پای میز مذاکره برگشتند. باید این را دقت کنیم که این یک پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی است، یعنی کشوری که ناوهایش را تا نزدیکی جمهوری اسلامی آورده، تهدید نظامی کرده، جنگ به راه انداخته، مستقیما از یک کودتای بسیار پیچیده در دیماه اعلام حمایت کرده و امروز مجبور است پای میز مذاکره برگردد. این پیروزی بزرگی است که البته رسانههای غربی تلاش میکنند که این را بعنوان یک نقطه ضعف جمهوری اسلامی نشان بدهند. اما ما که پای میز مذاکره بودیم و من فکر میکنم به جهت این که بخواهد سرپوش بگذارد بر این پیروزی بزرگ جمهوری اسلامی شما میبینید همزمان با روز گذشته که مذاکرات انجام میشود، تحریمهای جدیدی را اعمال میکنند، اعلام میکند که ناوهای جدیدی به سمت جمهوری اسلامی در حال حرکت هستند افراد جدیدی را تحریم میکند اینها دیگر به نظر من خودزنی است یعنی کاملا مشهود است که آمریکا در یک شکست استراتژیک و دیپلماتیک قرار گرفته و تلاش میکند با این کارها به نحوی آن پیروزی جمهوری اسلامی را بتواند سرپوش بگذارد و از اذهان محو کند.
سوال: شما گزینه نظامی را از سوی امریکا چقدر جدی میدانید؟
زنگنه: گزینه نظامی از سوی امریکا به دلایل مختلف به نظر من منتفی است.
سوال: چرا؟
زنگنه: دلایل متعددی است که من بعضی از آنها را عرض میکنم. اولین دلیلی که حمله مستقیم امریکا به جمهوری اسلامی یک گزینه و یک گزاره غیرواقعی است تجربه و گذشته جنگهای امریکا است، یعنی امریکاییها از جنگ ویتنام که در باتلاق ویتنام گیر کردند و کشتههای زیادی را آنجا دادند، شما نگاه بکنید به تدریج دیگر امریکاییها تلاش کردند که از ورود به جنگ مستقیم پرهیز کنند. در جنگ عراق و در جنگ افغانستان تعداد کشتهها بسیار کمتر شد، در جنگ عراق به همین ترتیب و دیگر ما بعد از جنگ افغانستان و عراق که آن را هم جنگ نمیشود نامید به یک معنا آمریکا در ابتدا دولتها را خلع سلاح کرد و به آن شیوهای که شما و مردم عزیز میدانند؛ بنابراین بعد از آن امریکاییها اصولا از جنگ مستقیم و ورود به یک جنگی که آینده آن را نمیتوانند پیش بینی کنند اصولا سیاست امریکا این است که پرهیز کند. دلیل دوم آن قوانین امریکا است در قوانین امریکا در مورد جنگهای مستقیم و جنگهایی که احتمال تلفات بالای ۵۰۰ نفر وجود داشته باشد محدودیتهای بسیار زیادی حاکم است، چون میدانید که در امریکا برخلاف برخی کشورها که سربازی اجباری است، در آنجا کسانی که وارد ارتش امریکا میشوند به صورت دلخواه وارد میشوند بنابراین اگر رئیس جمهور امریکا بخواهد وارد یک جنگی بشود که تلفات آن بیش از ۵۰۰ نفر یا رقمهای بالاتری باشد، بر اساس بند هشت ماده اول قانون اساسی شان و همچنین قطعنامه اختیارات جنگی که در سال ۱۹۷۳ تصویب شد نیازمند مجوز کنگره است و بسیار بسیار در امریکا نسبت به تلفات جانی محدودیتهای جدی مواجه است، شما میدانید که یک ناو امریکایی حداقل حدود ۳ هزار نفر خدمه خود ناو هستند با خدمه جنگندههایی که بر روی ناو هستند تقریبا حدود ۵ هزار و ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر در روی ناو حضور دارند؛ بنابراین به نظر من اصلا اصولا همین که امریکا ناو خود را در تیررس موشکهای جمهوری اسلامی قرار داده یعنی این که قصد مداخله نظامی ندارد این گفته را یک زمانی شهید حاجی زاده عزیز هم بیان کردند فرمودند که هر وقت دیدید امریکاییها ناوهایشان را در تیررس موشکهای ما قرار دادند بدانید که آن زمان خیلی عزمی برای جنگ ندارند.
سوال: آقای دکتر حمیدرضا آصفی سخنگوی محترم پیشین وزارت امو رخارجه جمهوری اسلامی ایران روی خط ارتباطی برنامه هستند. آقای آصفی روز گذشته گفتوگوهای هستهای وارد دور جدیدی شد، آقای دکتر عراقچی وزیر خارجه کشورمان گفتند که میتوانم بگویم شروع خوبی بود و همچنین رئیس جمهور ایالات متحده هم از ادامه مذاکرات در هفته آتی سخن گفت، در عین حال تحریمهایی را علیه کشورمان و برخی افراد وضع کرد، تعرفه ۲۵ درصدی که برای کشورهایی که با ایران وارد مبادله تجاری میشوند و مواقع رخدادهای دیگری که حضرتعالی استحضار دارید بفرمایید که برداشت شما از فضای این دور از گفتوگوها چیست؟
آصفی: به نظرم سوال سهلِ را مطرح فرمودید، ما دورههای قبل بخصوص آخرین دور ما دورهای اول و دوم و سوم خیلی فضا خوب بود. بعد آن حمله ناجوانمردانه صورت گرفت. الان یک کمی ارزیابی کردن به گمانم خیلی سخت است. طبیعی است ما بعد از یک وقفه چندماهه هشت ماهه وارد این گفتوگوها شدیم، بی اعتمادی بود الان به شدت بیشتر شده، بهرحال ما نمیتوانیم فراموش کنیم جنایتی را که رژیم صهیونیستی و همچنین دولت امریکا مرتکب شدند ولی برای این که نشان بدهیم ما معتقد به گفتوگو هستیم و از طریق دیپلماسی میخواهیم کار را دنبال کنیم با توجه به درخواستها، اصرار، چه از سوی دولت امریکا، چه از سوی کشورهای همسایه این تماسهای تلفنی که صورت گرفت، رفت و آمدهایی که به کشورهای همسایه صورت گرفت، اینها همه در این جهت بود که این کشورها درخواست داشتند که ما وارد گفتوگو بشویم. جمهوری اسلامی یک بار دیگر این شانس را، این امکان را به گفتوگو داده است. طبیعی است دور اول مذاکرات یک بحثهای کلی میشود، فضا مثبت خواهد بود، همیشه همین طور است. دور اول با دورهای بعد یک کم متمایز است. آقای ترامپ یک نکتهای را گفت امروز بامداد یا دیشب امریکا که البته در پاسخ به سوال خبرنگار بود، خبرنگار پرسید آیا شما به یک مذاکره و یک تفاهم کاملا و صرفا هستهای راضی هستید قانع هستید؟ گفت بله، یک گفتگوی صرفا یعنی یک مذاکره و جمع بندی و نتیجه گیری هستهای در زمینه هستهای که تضمین کند ایران سلاح هستهای ندارد. این یک موضع گیری منطقی است. ما هم از اول همین را گفتیم ولی این که این در ادامه کار روی همین موضع بماند من شک دارم. یعنی چند روز آینده نتانیاهو به آمریکا میرود با ترامپ گفتوگو دارد حتما تلاش میکند این مذاکراتی که شروع شده را مختل کند از بین ببرد، بی نتیجه اش کند، لذا من فکر میکنم باید شاهد باشیم بعد از سفر نتانیاهو به امریکا ما حرفهای دیگری هم از ترامپ بشنویم.
سوال:چون چنانچه اشاره فرمودید ما هیچ وقت مواضعی غیر از آنچه که دیروز هم گفته شد از سوی مقامات مان نشنیدیم، اما ترامپ رسما اعلام کرد که اگر این موردی که ایران اعلام کرده در دورهای قبلی هم میگفت ما میپذیرفتیم مشخصا به چه موضوعی اشاره کرده است؟
آصفی: مشخصا دورغ میگفت، یعنی داشت دستاوردسازی میکرد. ما از ابتدای مذاکرات یعنی از ۱۲-۱۳ سال پیش نه امروز، دیروز، برجام و گفتوگوها خیلی طولانی است، برمی گردد به خیلی سالهای پیش، ما از اول دو تا سه تا چیز را روشن کردیم، جمهوری اسلامی ... (صدا قطع شد)
سوال: آقای زنگنه، پرسش من این بود که چرا شما میفرمایید که گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران جدی نیست؟
زنگنه: عرض کردم گفتم اولین دلیل آن سابقه گذشته امریکا است که اصولا امریکا وارد جنگی به صورت مستقیم نشده، ممکن است نقطه زنی کند مثل همین کاری که در مورد جمهوری اسلامی کرد، نکته دوم عرض کردم قوانین حاکم بر اختیارات رئیس جمهور برای ورود به جنگ است و فشار درونی که نسبت به تلفات جنگ در امریکا وجود دارد. دلیل سوم عدم همراهی کشورهای منطقه است. یک زمانی امریکا نقطه قوتش پایگاههای نظامی بود که در کشورهای منطقه داشت، آسمان آنها، دریای آنها، زمین آنها، بعد از این جنگ ۱۲ روزه دو تا اتفاق مهم افتاد، اتفاق اول این بود که اسرائیل با این فرض که دیگر کار جمهوری اسلامی تمام است، آن ذات درونی و نقشه درونی خود را برملا کرد، این که ما باید به دنبال خاورمیانه بزرگ باشیم و هیچ کشور اسلامی بزرگ و مقتدر نباید در منطقه باشد، یعنی بعد از ایران نوبت پاکستان، عربستان و ترکیه هم میتواند باشد. این یک نکته. نکته دوم هم این که توان نظامی و آفندی و پدافندی ایران برای کشورهای منطقه روشن شد، مخصوصا در حملهای که به پایگاه العدید قطر انجام شد، امروز کشورهای منطقه هستند که دارند مقابله میکنند با تحریکات نظامی امریکا که جناب اقای آصفی هم در صحبت هایشان فرمودند حتی همین مذاکرهای که همین الان دارد انجام میگیرد یک علت آن اصرار زیاد کشورهای منطقه بود، باصطلاح میانجی گری کردند از ایران خواهش کردند که مجدد به پای میز مذاکره برگردد. نکته چهارم آن دلیل چهارم این است که بله امریکا دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی است، حتما مذاکره کنندگان ما این را به درستی میدانند مخصوصا با این اتفاقاتی که افتاده، منتها امریکاییها میدانند که براندازی یک کشور با ۴ تا حمله هوایی و موشک و هواپیما اتفاق نمیافتد، براندازی باید در یک حمله نظامی زمینی اتفاق بیفتد و قطعا امریکاییها به خوبی توان جمهوری اسلامی را میدانند و مطمئن هستند که در یک جنگ نظامی زمینی نمیتوانند موفق باشند، ضمن این که این جمله رهبر معظم انقلاب هم که فرمودند اگر جنگی بشود حتما جنگ منطقهای است، اینها مواردی است که باصطلاح همه اینها نشان میدهد که امریکا، من عرضم را اینطور این بخش را به اتمام برسانم که ما همه این شواهد نشان میدهد که امریکاییها این بلفی که میزنند که ما به دنبال حمله نظامی به جمهوری اسلامی هستیم، این یک بلفی است که با واقعیتها همخوانی ندارد بلکه حالا من عرض میکنم آنها بیشتر به دنبال این هستند که سایه جنگ را در منطقه بنا به دلایلی نگه دارند، یعنی تصور آنها این است که نگهداشتن و پایدار نمودن سایه جنگ میتواند اهداف آنها را در درون کشور و در منطقه بیشتر پیش ببرد.
سوال: آقای دکتر آصفی، بفرمایید که به نظر شما آیا امریکاییها امروز به گفتوگو بعنوان تنها گزینه خودشان نگاه میکنند؟ و تحلیل آقای زنگنه را بفرمایید که چطور ارزیابی میکنید؟
آصفی: من یک سوال از حضور شما بپرسم، شما از من پرسیدید این که ترامپ گفت که من گفتم دروغ میگفت این را داشتید صدای من را، بگذارید من از همین جا شروع کنم، ترامپ به آشکاری داشت دروغ میگفت، من شما را ارجاع میدهم به مقاله گاردین که نوشته بود مواضع ایران نسبت به گذشته محکمتر شده است. پس لذا این جا ما چیزی را از دست ندادیم، امتیازی را نگفتیم ما حاضریم بدهیم که ایشان میگوید اگر این را یک سال پیش هم میگفت توافق حاصل میشد. به نظرم این یک نیرنگ است که در داخل این طور وانمود کند که جمهوری اسلامی کم کاری داشته است و ما میتوانستیم یک سال پیش فرضا به تفاهم برسیم که هیچ همچنین چیزی نیست ما از ابتدای مذاکره از ۱۰-۱۲ سال پیش دورههای اول آن که ما با سه تا کشور اروپایی مذاکره میکردیم، من خودم در کوران کار بودم. از همان ابتدا میگفتیم ما سلاح هستهای در دکترین ما جایی ندارد. مبنایش هم فتوای رهبری است از اول بوده هنوز هم هست. برگردم به سوالی که شما فرمودید و فرمایشاتی که دکتر زنگنه داشتند. در مورد امریکا یک موضوع را به ضرس قاطع نمیشود گفت این میشود یا این؟ اما این را میشود گفت که احتمال حمله کمتر از حمله نکردن است. یعنی امریکاییها خودشان از توانمندی ما اطلاع دارند، امریکاییها یعنی بخصوص شخص ترامپ به دنبال یک پیروزی سریع چندروزه با تلفات بسیار کم اگر نگوییم صفر، بسیار کم هستند. خودشان میدانند این اتفاق نخواهد افتاد. بخاطر این که ما از قبل از جنگ ۱۲ روزه به مراتب قویتر هستیم. وقتی این روشن است بر ما، امریکایی که ماهواره دارند رصد میکنند، بعضا جاسوس هم دارند، به روشنی میدانند که جمهوری اسلامی از هشت تا ۹ ماه پیش به مراتب؛ قویتر، مهمتر و هوشیارتر است به دلیل این که وقتی ما مذاکره بودیم، اصلاً تصور نبود که یک کشور این قدر میتواند نابکار باشد که وسط گفتوگو حمله کند، ولی الان ما دیگر هوشیاریم، یعنی از یک طرف پای میز مذاکره هستیم، از طرف دیگر، دست ما روی ماشه است؛ یعنی با آمریکا باید این طور بود؛ لذا من هم احتمال حمله را کمتر از گذشته میبینم و آمریکاییها اگر یک جو عقل داشته باشند، میدانند این راه برای آنها بنبست است و دچار گرفتاری خواهند شد. این را خود مقالات آمریکاییها، کارشناسان و تحلیلگران آمریکایی؛ بخواهم اسم ببرم ۳۰ تا ۴۰ اسم است هشدار دادند که آخرین آن؛ همین آقای هرتس نوشته بود که حمله به ایران؛ مهلکترین، بزرگترین و فاجعهآمیزترین اقدام ترامپ میتواند باشد؛ لذا من با این فرمایش آقای زنگنه کاملاً موافق هستم. آنها میخواهند یک حالت اضطراب، نگرانی و بیتکلیفی را بر کشور اعمال کنند. جنگ میشود، جنگ نمیشود، در کار و زندگی آنها تأثیر میگذارد، نمیداند سرمایهگذاری کند یا نکند؛ یعنی او بیشتر دنبال یک جنگ روانی است. متأسفانه تا حدودی هم موفق بوده است. به نظرم مردم باید به این توجه کنند که باید به زندگی خود برسند، اگر چنین اتفاقی بیفتد، بالأخره آن کسی که بخواهد دفاع کند؛ رزمندگان و نیروهای مسلح هستند، شب و روز هم بیدارند که امثال من راحت بخوابند، لذا به نظرم باید به این مسأله ما توجه کنیم؛ آمریکا دنبال ایجاد یک جنگ روانی است و این که قلدرمآبی کند و آخر هم اگر لازم باشد برای خودش یک دستاوردسازی میکند و میگوید جنگ به این دلیل صورت نگرفت. چون شاهد هستید ترامپ گفته که من جلوی هشت جنگ را گرفتهام، ما نفهمیدیم این جنگ کدام بود؟ اوکراین بود، غزه بود، کجا بود؟ یعنی ایشان، چون در آرزوی جایزه نوبل هست، گفته من جلوی هشت جنگ را گرفتم، دیروز، پریروز هم گفته بود من جلوی جنگ اتمی بین ایران و اسرائیل را هم گرفتم، لذا اگر لازم باشد، ترامپ بلد است، یعنی او قائل به ربط نیست، چیزی میگوید و موضوع را کار دیگری میکند؛ این آن فضایی است که من میبینم، ضمن اینکه گفتم؛ وقتی میخواهید ترامپ را تحلیل کنید، مستقل از نتانیاهو نمیتوانید. این دو خیلی در هم تنیدند. وقتی میگویم نتانیاهو و ترامپ؛ منظورم این دو شخص نیست. رژیم صهیونیستی و آمریکا و البته در این زمان خاص؛ این دو ویژهتر.
سؤال: آقای زنگنه آیا آمریکا به گفتوگو به عنوان تنها گزینه خود نگاه میکند؟
زنگنه؛ شاید یک اختلاف کوچکی اینجا با آقای آصفی که از اساتید در حوزه بینالملل هستند، داشته باشم، همان طور که فرمودند، اصولاً ترامپ این واژه قماربازی که شهید سلیمانی در مورد او بیان کرد، یا این که او را یک آدم بیزینسمن و اقتصادی میدانند، بالأخره او میخواهد از همه فضاهای شناختی و رسانهای استفاده کند؛ یعنی آن جنگی که علیه جمهوری اسلامی به صورت ترکیبی شروع کرده، میخواهد این فضا را تشدید کند و این را حفظ کند. آمریکا به دنبال براندازی سریع جمهوری اسلامی هم نیست، اگر آنها میخواستند به جمهوری اسلامی حمله کنند، چند سال قبل که شاید ما از وضعیت الان؛ به قوت و قدرت الان نبودیم، این حمله اتفاق میافتاد. آنها دنبال این هستند که به نحوی یک براندازی نرم و مدتدار را پیش ببرند، کاری که در سوریه انجام دادند، ببینید آمریکا وارد جنگ مستقیم با بشار اسد نشد، از طریق تضعیف دولت، حمایت از گروههای تروریستی، داعش و ... آنقدر این حکومت را ضعیف کرد که توانست در یک حمایت از جولانی، حکومت سوریه را خیلی سریع جمع کند. این که ترامپ میگوید ما فعلاً دنبال بحث هستهای هستیم، به جهت این است که قوت رهبر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را در عدم عبور از خطوط قرمز دیده است. ترامپ با این که دشمن ماست، اما میداند که وقتی رهبر انقلاب بفرمایند ما بمب اتم نمیسازیم، نمیسازیم و وقتی میفرمایند ما روی موشکها و برد آنها صحبت نمیکنیم، نمیکنیم. یعنی ترامپ به درستی رهبر معظم انقلاب را میشناسد، اگر رهبری میفرمایند اگر تو یک تیر به ما بزنی، جنگ؛ جنگ منطقهای است، این را ترامپ به عنوان یک بلوف سیاسی نگاه نمیکند، به عنوان یک راهبرد قطعی جمهوری اسلامی میبیند. در چنین شرایطی به نظر من ترامپ باید چه کار کند؟ یا باید ورود به جنگ نظامی کند که به دلایلی که عرض کردم عملاً امکانپذیر نیست، یا این که خیلی محترمانه و آبرومندانه از این باتلاقی که نتانیاهو و اسرائیل برای او ایجاد کردند، بیرون برود. چگونه از این باید بیرون برود؟ به دو طریق؛ یک طریق این که بیاید یک فضای جنگی را در منطقه ایجاد کند، همه کشورها اتباع خود را از ایران خارج کنند، پروازها را ببندیم، ناوها را بیاوریم، یک فضای کاملاً جنگی و بعد با جنگ نکردن، خودش را به عنوان یک صلحطلب و منجی معرفی کند که من جلوی یک جنگ بزرگ را در خاورمیانه گرفتم. نکته دوم؛ چیزی میخواهد از این مذاکرات دستش را بگیرد، برداشت من این است که بالأخره امروز ترامپ میگوید جنگ نظامی که نشد، موشکهای خود را هم که حاضر نیستید کنار بیایید، حمایت از مقاومت، یمن، حماس و حزبالله را هم که خط قرمز شماست؛ نه خط قرمز ما، این حمایت از مستضعف؛ اصل نظام اسلامی است، پس فقط انرژی هستهای میماند. من تحلیلم این است که آمریکا یا این مذاکرات را طولانی و فرسایشی میکند که از طریق آن سایه جنگ بتواند باز نیمنگاهی به مسائل داخلی، اقتصادی و اغتشاشات داخلی کشور داشته باشد، یا این که با یک به اصطلاح نخود و کشمشی در حوزه هستهای کنار میآید؛ دوستان دیپلمات باید در صحنه دیپلماسی به آن برسند، اما این که ترامپ اینجا میگوید ما همان بحث هستهای را دنبال میکنیم، این به این معنا نیست که آمریکا از براندازی نظام جمهوری اسلامی از ذهن خود عقب گذاشته، خیر، بلکه فکر میکنم الان ترامپ هیچ راهی ندارد جز این که به چند نخود و کشمشی که ما به او بدهیم در این مذاکره و او بیاید آن را بزرگنمایی کند، یعنی فرض کنید ما ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده داریم، کافی است مثلاً بگوییم ما ۵۰ تا صد کیلوی آن را حاضریم در یک کشور ثالثی مثل روسیه ببریم، به عنوان مثال میگویم، من هیچ اطلاعی از مفادی که احتمالاً در آینده توافق شود، ندارم، اما مطمئن باشید آنها همین را به عنوان یک پیروزی بزرگ قلمداد میکنند، همچنان که دو موشک به ورودیهای تأسیسات هستهای ما زدند، بعد همه جای عالم را پر کردند که ما تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی را نابود کردیم، از داخل آن فیلم فرستادند و بعد جالب است که الان باز دنبال مذاکره بر روی چیزی هستند که مدعی هستند خراب شده است؛ لذا فکر میکنم انشاءالله به حول و قوه الهی با رهبری شجاعانه رهبر عزیزمان، همراهی مردم و امدادهای الهی ما این مسیر را هم انشاءالله به سلامت میبریم و نگذاریم که این سایه جنگ بر کشور بتواند اثرات مخرب خود را بر اقتصاد و معیشت مردم بگذارد.
سؤال: آقای توسلی وقتی صحبت از گفتوگوها و دور جدید گفتوگوها شکل گرفت، تمامی دستگاه رسانهای طرف مقابل شروع کردند به بیان شروط چهارگانه و موضوعاتی که در خصوص حوزه نظامی و موضوعات هستهای ما، حمایت ما از جریان مقاومت و مسائلی از این دست را شروع به مطرح کردن، کردند. در عین حال به میزبانی این گفتوگوها هم پرداختند، اما در آخر هم پذیرفتند که در عمان این گفتوگوها شکل بگیرد و هم این که صرفاً در خصوص مسأله هستهای به گفتوگو خواهیم نشست، شما این مواضع و اظهارنظرها و بعد هم اظهارات رئیس جمهور ایالات متحده را چطور ارزیابی میکنید؟
توسلی: سیاست ترامپ همیشه با نوسانات خیلی زیادی همراه بوده، این را هم در حوزه سیاسی و دیپلماتیک در چند سال گذشته دیدیم، هم در حوزه اقتصادی و روابط اقتصادی و تجاری با کشورهای مختلف، از یک طرف از بحث رسانهای استفاده میکند، با توجه به تسلطی که رسانههای صهیونیستی در آمریکا دارند و ارتباطاتی که ترامپ با جریان لابی صهیونیستها دارد، طبیعتاً از آنها به خوبی استفاده میکند برای فضای سنگین رسانهای علیه هر کشور، حالا جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک دشمن اصلی برای آمریکا و طبیعتاً کشورهای دیگر هم؛ همین طور هستند. یک بخش هم معمولاً بحث نظامی است. یک پمپاژ شدید رسانهای استفاده میکند، از آن طرف با لشکرکشیهایی که به نقاط مختلف ازجمله خلیج فارس و الان دریای عرب و دریای عمان که کشتیها و ناوهای خود را آورده، از آن طریق به دنبال امتیازگیری است و در حوزه اقتصادی هم در قضیه چین همین کار را کرد؛ یعنی به شدت آمد و کاهش تعرفهها برای چین را مطرح کرد و دنبال این بود که امتیازات خود را بگیرد، تا یک جاهایی امتیاز گرفت، یک جاهایی هم خود کشور با افزایش شدید قیمت برخی کالاها مواجه شدند، در یک جاهایی عقب نشینی کردند. در قضیه اخیر هم اینها یک مقداری غره شده بودند به این که اتفاقاتی در کشور ما افتاده، با توجه به اقداماتی که برخی اغتشاشگران انجام داده بودند، اما حالا نارضایتیهایی هم که در کشور وجود دارد؛ به دلیل برخی ناکارآمدیها و مشکلات اقتصادی، میتواند که مجدداً با یک قدرت نظامی و رسانهای، مجدداً ورود پیدا کند و امتیاز بگیرد؛ هم در بحث مذاکرات و هم در بحث نظامی، اما مواجه شد با یک شرایط جدیدی که اصلاً پیشبینی نمیکرد؛ به این معنی که اولاً دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران توسط مقام معظم رهبری به صراحت اعلام شد که ما اگر قرار باشد جنگی صورت بگیرد، جنگ منطقهای خواهد بود. این خیلی پیام دارد برای آمریکاییها که در منطقه پایگاههای متعددی در کشورهای منطقه دارند. از طرف دیگر هم امنیت انرژی برای آمریکاییها، اروپاییها و کل جهان مهم است. طبیعتاً وقتی یک درگیری منطقهای رخ دهد و قرار باشد که جمهوری اسلامی ایران مورد هدف قرار بگیرد، برای جمهوری اسلامی ایران هم استفاده از همه ابزارهای روی میز است و کشورهایی که بخواهند در منطقه شرایط زمین یا فضا را در اختیارشان بگذارند، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران دستبسته نیست. نکته دوم هم؛ بعد از اعلام دکترین و همین طور قبل از آن و همزمان، دوستان ما در مجموعههای نظامی پیامهای مختلف را به آمریکاییها و کشورهای مختلف با یک سری آزمایشات و اقداماتی که انجام دادند، دادند که به هر ترتیب شما تصور نکنید که در جنگ ۱۲ روزه اقداماتی را علیه ما انجام دادید و ما در آن جا شرایط ما مثل آن موقع است و الان نمیتوانیم از فضای کشور دفع کنیم. آنها این پیامها را به خوبی دریافت کردند، لذا طبیعی بود که موضوع مذاکره، مجدداً مطرح شود و ما هم در چارچوب آن مثلث عزت، حکمت و مصلحت و بر اساس نظر شورای عالی امنیت ملی، این مذاکرات را پذیرفتند و ترکیه هم برای ما یک کشور همسایه است و مهم هم بود، به هر ترتیب تصمیم دوستان این بود؛ با توجه به رویکردی که عمان همیشه در قصه مذاکرات داشته و ارتباطاتی که داشته و حفاظت دادهها معمولاً در عمان بهتر صورت میگیرد تا کشورهای دیگر، این تصمیم اتخاذ شد و موضوع مذاکرات با عمان و در مرحله اول همان طور که آقای عراقچی گزارش دادند و گزارشاتی که منتشر شده، نشان میدهد که به هر ترتیب رویکرد آمریکاییها بر خلاف آن که در رسانهها اعلام میکردند، آن قدر تند نبود و مطالباتشان را یک مقداری پایین آوردند و موضوع هستهای را مطرح کردند. ما سه تا چهار موضوع مهم اختلافی داریم؛ یعنی بحث هستهای، تحریمها، امنیت منطقهای و تضمینهایی که به هر ترتیب باید داده شوند. در هر کدام از اینها، ابعاد مختلفی دارد؛ سطح غنیسازی، تعداد سانتریفیوژها، نظارت آژانس، بحث تحریمها که به هر ترتیب جمهوری اسلامی ایران معتقد است که باید تحریمها مؤثر و قابل راستیآزمایی باشد، نمیشود مثلاً یک موضوعی را بگویند که...، ولی آمریکاییها در اصطلاح استپ بای استپ و قدم به قدم را در تحریمها مطرح میکنند که جمهوری اسلامی ایران نمیپذیرد. موضوع امنیت منطقهای برای ایرانف خط قرمز است و آنها دنبال این هستند نقش ایران در منطقه را کاهش دهند، ایران هم هیچ وقت این را نپذیرفته، ایران یک قدرت منطقهای است و توان بازیگری در منطقه دارد و این را از دست نخواهد داد، لذا طبیعتاً تا اینجا میشود گفت که یک توافق حداقلی برای ادامه مذاکرات صورت گرفته است.
سؤال: آقای اویسی نکتهای در مورد موضوع انرژی مطرح کردند، با توجه به سابقه اقتصادی شما، خیلی این روزها بحث میشود که در فروش نفت دچار مشکلات عدیده هستیم و الان اختلالات جدی را آمریکا توانسته در این زمینه ایجاد کند، اطلاعات شما چه میگوید؟ الان وضعیت ما در حوزه فروش نفت؛ البته اول تولید و بعد فروش نفت چگونه است؟
زنگنه: خیلی سؤال خوبی کردید، من خوشحالم که این را به مردم عزیز عرض کنم که ما به رغم همه این مسائل، در ماه گذشته بعد از سال ۵۷ که تولید ما به جهت خروج مستشاران و مسائلی که پیش آمد، ما آن زمان حدود شش و دو دهم میلیون بشکه تولید نفت داشتیم. ما در ماه گذشته توانستیم تولید نفت را با میعانات گازی و فراوردهها به حدود پنج میلیون بشکه در روز برسانیم که این یک رکوردی بعد از انقلاب اسلامی است. در زمینه فروش نفت هم؛ صادرات نفت خام ما در همین دی ماه گذشته که گزارشهایی که ارائه شده، تقریباً همان رقم حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه نفت را ما الان در روز به فروش میرسانیم. یعنی در صادرات ما هیچ گونه خللی وارد نشده است. اگر میبینیم منابع نفتی ما کم شده، به جهت کاهش قیمت نفت در ماههای گذشته بود. ما نفت را در بودجه ۷۴ تا ۷۵ دلار برای هر بشکه دیده بودیم، این رقم به حدود ۵۵ دلار رسید که البته طی روزهای گذشته دوباره قیمت نفت رشد صعودی دارد و نفت برنت فکر میکنم ۷۰ دلار را پشت سر گذاشت؛ بنابراین وضعیت ما در حوزه فروش نفت هیچ خللی وارد نشده، در حوزه تراز تجاری ما؛ یعنی اختلاف صادرات کالا و نفت ما؛ از میزان واردات ما بیشتر است؛ یعنی تراز تجاری ما با نفت الحمدلله مثبت است و آن فضایی که دشمن تلاش میکند که اسنپ بک یا این گسیل داشتن ناوها را به نحوی اقتصاد کشور را نامطلوب جلوه دهد، ما بحمدلله هم در صادرات غیرنفتی و هم در صادرات نفتی، ما شاهد رشد هستیم. این که این مذاکرات که عرض کردم یک پیروزی است، در یک صورت میتواند برای ما نامطلوب باشد، این که ما دو کار را مراقب باشیم انجام ندهیم؛ کار اول این که به دشمن اعتماد نکنم، امریکا را دشمن بدانیم، نکته دوم؛ کشور را معطل نکنیم. در دهه ۹۰ ما به جهت این که کشور را به مذاکره معطل کردیم، از ۶۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی به ۲۴۰ میلیارد رسیدیم، دولت کار خود را بکند، ملت کار خودشان را بکنند؛ سیاستگذاران، مجلس، قوای مختلف، مذاکرات هم پیش میرود، امیدواریم انشاءالله هر دوی این موارد به پیروزی نظام جمهوری اسلامی بیانجامد.
مجری: منافع مردم عزیز ایران که البته میبایست تأکید کنیم که بهترینها حق مردم عزیز ماست و البته که با خون دلها و رنج دورانها پیشرفتها ادامه دارد، این روزها خبرهای خیلی خوبی میشنویم از افزایش ظرفیت تولید در حوزه پتروشیمی، نفت و دستاوردهای دیگر در حوزه برق، برق خورشیدی و موضوعات دیگر.