پخش زنده
امروز: -
در دوره ۱۲۰ سال اخیر، ایران سه دوره تاریخی همگرایی جنبشهای اجتماعی و تحولات اقتصادی را پشت سر گذاشته است که هر بار با تغییر در سهم ایرانیان از منابع نفتی همراه بوده است. از دوران استعمار بریتانیا که تنها ۸ درصد سود نفت به ایران تعلق میگرفت، تا پایان امپراطوری آمریکا که کارشناسان آن را در افول میبینند.
مهدی حسنوند کارشناس حوزه انرژی در خصوص روز ملی شدن صنعت نفت نفت و ارتباط آن با وقایع جنگ رمضان در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری صداوسیما گفت: در دوره ۱۲۰ سال اخیر ایران شامل ۳ دوره تاریخی همگرایی جنبشهای اجتماعی و تحولات اقتصادی است که دوره اول مربوط به سال ۱۲۸۵ یعنی ملی شدن صنعت نفت در کنار کشف نفت در ایران است و دومین دوره مربوط به سال ۱۳۲۸ و ۱۳۳۲ همزمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت و تغییر قرارادهای نفتی و اتمام استعمار انگلیس در ایران است و سومین دوره سال ۱۳۵۷ همزمان با انقلاب اسلامی و تسلط کامل ایرانیان بر منابع نفتی است.
وی افزود: در بازه زمانی اول تا سال ۱۳۲۹ که ملی شدن صنعت نفت رخ داد کشور بریتانیای کبیر از منابع نفتی ایران تنها ۸ درصد از این منابع را با استناد به قرارداد استعماری دارسی، به دولت یران تحویل داده میشد که از هر بشکه نفت تولیدی ابتدا باید هزنیههای پرسنلی و حمل و نقل و کسر ۳۳ درصدی هم به عنوان سهم مالیات بریتانیا سبب میشد که به عبارتی تنها ۱۶ درصد سهم دولت ایران بود و از هر بشکه نفت تولیدی از منابع کشور ایران تنها ۸ درصد سهم ایرانیان میشد.
حسنوند بیان کرد: علاوه بر این دولت بریتانیا برای ناوگان کشتی رانی خود تخفیفهای ویژهای در نظر میگرفت، اما سهم دولت ایران در کشورهای تابعه آن که اکتشاف از مالزی و ... را انجام میداد صفر بود و علاوه برآن اجازه دسترسی ایران به صورتهای مالی هم داده نمیشد، در مجموع همه این عوامل سبب شکل گیری نارضایتی ایرانیان شده و در نهایت ایرانیان را به سمت ملی شدن صنعت نفت و ثبت آن در مجلس میکشاند و این دوره همزمان با پایان امپراطوری انگلستان مقارن میشود در این شرایط بریتانیا تمام تلاشهای خود را برای ورود ناوگانهای نظامی اش به خلیج فارس در دادگاه لاهه به کار میبرد که به نتیجه نمیرسد و نهایتا با ملی شدن صنعت نفت در ایران و کانال سوئز در مصر این امپراطوری هم تبدیل به یک قدرت منطقهای شد.
وی گفت: همین امر سبب شد تا از آن زمان به بعد سهم ایرانیان طی قراردادهای امتیازی جدید تبدیل به ۵۰ درصد سود خالص برسد و همچنین جهش اقتصادی و جی دی پی ایران از ۱۰ میلیارد دلار به حدود ۸۰ میلیارد دلار در سال ۵۷ رسید.
این کارشناس انرژی افزود: بعد از افول بریتانیا ابرقدرت نوظهور دیگری وارد ایران شد در چنین شرایطی هرچند سهم ایرانیان در تولید نفت افزایش پیدا کرده بود ولی همچنان دیکتاتوری و تسلط بر اراده اجتماعی ایران وجود داشت تا در سال ۱۳۵۷ با انقلاب اسلامی این تسلط هم از هم پاچید و سهم ایرانیان از تولید نفت به ۱۰۰ درصد رسید و در حال حاضر صنعت نفت ایران حدود ۹ ونیم میلیون بشکه نفت معادل درمجموع تولید نفت و گاز تولید میکند و در تمام شاخصهای مختلف از قبیل توسعه انسانی و افزایش طول عمر مردم تولید فولاد و سیمان و برق جهش ۱۰ تا ۱۵ برابری نسبت به سال ۵۷ ایجاد کردهایم.
وی افزود: مهمترین شاخص اقتصادی و جی دی پی از سال ۵۷ تا دهه ۹۰ تقریبا ۴ برابر شده و حدود ۴۰۰ میلیارد دلار رسید و همین مسئله باعث تقویت اقتصاد ایران نظامی و هستهای شده است. همچنین افزایش تعداد دانشگاهیان و دانشجویان در این دوره را شاهد آن هستیم.
وی گفت: بنظر میرسد از سال ۱۳۳۲ تا ۱۴۰۴ امپراطوری امریکا هم دوره افولش را طی کرده وممکن است اتفاقات جنگ رمضان مشابه همان اتفاقاتی باشد که در ۱۳۲۸ و ۱۳۳۲ و پایان امپراطوری بریتانیا رخ داده است، از نشانههای آن می توان به این موضوع که آمریکا دیگر نمیتواند به عنوان یک قدرت غالب طی چند روز کشورها را تصرف کند و بر ابراههای بین المللی تسلط کامل داشته باشد.
این کارشناس اقتصادی بیان کرد: در جنگ فعلی حوزه اقتصاد است که حالا تعیین کننده سهم و آینده منطقه جنوب غرب آسیا خواهد بود که بنظر میرسد که هروزی که از جنگ میگذرد هزینه آمریکا بیشتر میشود و تحمل این فشار افتصادی حاصل از مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز نیز سختتر خواهد شد.