پخش زنده
امروز: -
احمدرضا درویش کارگردان سینمای کشورمان نوشت: تفاوتی میان خرمشهر ۱۳۶۵ و میناب ۱۴۰۴ نیست.

ابه گزارش خبرگزاری صدا و سیما احمدرضا درویش، نویسنده و کارگردان سینما که این روزها در حال پیشتولید فیلم سینمایی «درخشش» با موضوع آزادسازی خرمشهر است، به حواشی روزهای اخیر پس تجاوز دشمن امریکایی-صهیونی درباره سکوت یا محتوای پیامهای چهرههای هنری و ورزشی واکنش نشان داد و نوشت:
این روزها سروقامتان ایران عزیز با هر لباس و زبان و عقیده در برابر خصم قد برافراشتهاند و «خشم مقدس» خود را نثار اهریمنانِ کودککش کردهاند. این رستاخیزِ مبارک مرا به سوسنگرد، قصرشیرین و به خرمشهر میبرد که در آوردگاهِ آتش و عشق و خون، خونینشهر شده بود. شهری که پیکر زخمی خود را بر شانهی مامِ وطن نهاد و با مجاهدتِ فرزندانِ ایران زمین، دوباره "خرمشهر" شد.
و حالا چه تفاوتیست میان دخترکان مدرسه شجره طیبه میناب در ۱۴۰۴ با بچههای مدرسه زینب (ع) میانه در ۱۳۶۵؟ چه تفاوتیست میان خارک و خرمشهر؟ میان جهانآرا و لاریجانی؟ و...
یادمان باشد باورها، بغضها، حیرتها، اشکها و حتی سکوتمان همه برای ایران است. یادمان باشد همه فرزندان ایران هستیم.
صحنهای از فیلمنامۀ سینمایی «درخشش»، تقدیم به همه آنان که به اعتلای نام بلند وطن میاندیشند:
صحنه ۲۴ - روز - داخلی - دهلیز
در اتاقکِ تاریک دهلیز قرآن روی سینهی ابراهیم قرار دارد و نور چراغ قوه به آن تابیده است. چشمها در سکوت به یکدیگر نگاه میکنند. رسول پرِ سفیدِ کبوتر را مانند نشانه بین دو صفحه قرآن میگذارد و آن را میبندد. ابراهیم در حال احتضار، نفس نفس میزند و همه را خطاب قرار میدهد.
ابراهیم: مِن بعد یگانِ من، تیپِ من، لباسِ من، دسته و گروهانِ من نداریم. همه با همیم، شدیم یه گُردانِ جدید، با اسمِ جدید...
ابراهیم به رسول اشاره میکند.
ابراهیم: گردان رسالت ... دستت امانت.
ابراهیم دست رسول را روی سینهی خود میگذارد. دست افراد تک تک روی دست ابراهیم قرار میگیرد. ناگهان صدای رعد آسمان به گوش میرسد. نور شدید برق آسمان به دستها میتابد. موسیقی اوج میگیرد. دستها از قاب تصویر بیرون میروند. ابراهیم به شهادت رسیده است و ...»