پخش زنده
امروز: -
حمیدرضا سیدناصری در یادداشتی با نگاهی انسانی و حقوقی، کشتار کودکان را نقض آشکار حقوق بینالملل دانسته و بر ضرورت شنیده شدن صدای قربانیان خاموش و ثبت رنج آنان در حافظه جمعی و ادبیات تاکید میکند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما ، در روزهایی که صدای جنگ، کودکی را از رویاهای سادهاش جدا میکند آنچه بیش از هر چیز در حافظه جمعی باقی میماند نه فقط ویرانیها، بلکه روایت ناتمام زندگیهایی است که فرصت شکوفا شدن نیافتند. جنگ، تنها خاک و ساختمان را نمیگیرد؛ آینده را از چشمان کودکانی میگیرد که باید روایتگران فردای این سرزمین میبودند.
حمیدرضا سیدناصری، با نگاهی انسانی به فاجعه کشتار کودکان و نوجوانان در جنگ پرداخته و بر ضرورت ثبت این رنجها در ادبیات کودک و نوجوان تأکید کرده است. در ادامه این یادداشت را میخوانید:
«کودکان و نوجوانان این سرزمین همواره دغدغه اصلی جامعه هدف ناشران کودک و نوجوان هستند. امروزه که میهن عزیزمان آماج حملات وحشیانه آمریکایی-صهیونی قرارگرفته، مراکز فرهنگی و آموزشی، زیرساختهای علمی و غیرنظامی و مناطق مسکونی نیز بینصیب نماندهاند و شاهد مظلومیت و شهادت کودکان و نوجوانانی هستیم که قربانیان بیدفاع جنگطلبان و حامیان دروغین حقوق بشر به شمار میروند.
در این بین یکی از دردآورترین وقایع، فاجعه شهادت دانشآموزان مظلوم مینابی است که نباید فراموش شود؛ باید بتوانیم در آینده این سرزمین مظلومیت این کودکان بیگناه که در مدرسه، توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک و خون کشیده شدهاند را در ادبیات مقاومت کودک و نوجوان بازتاب دهیم. نوشتن از جنگ و تجاوز به ایران عزیزمان و کودکان معصوم آن، بهترین محتوایی است که میبایست در ادبیات مقاومت کودک و نوجوان انعکاس یابد؛ زیرا میتواند به این حوزه رنگ و بویی دیگر بدهد چراکه این روزها چهارگوشه ایران سرشار از فریادهای بیصدای کودکان مظلوم این سرزمین است.
کشتار بیرحمانه کودکان و نوجوانان بیدفاع کشور عزیزمان، یک فاجعه انسانی و نقض آشکار نظام حقوق بینالملل است که در بطن تجاوز بیرحمانه به ایران پرافتخارمان قرار دارد. این سرزمین بزرگ، مکانی است که کودکان بیگناه در میان آتش و خون، آرزوهای خود را با چشمانی نگران دنبال میکنند. شهادت کودکان و نوجوانان در جنگ رمضان، گواهی بر نقض مکرر حقوق بینالملل بشر و اصول انسانی و کنوانسیون حقوق کودک توسط اسرائیل خبیث است که خود به یک نماد از فاجعهای عمیق و غمبار تبدیل شده است. در هر دور از بمبارانها، صدها کودک بیگناه قربانی میشوند و این پرسش در ذهنها باقی میماند که چگونه دنیای امروز میتواند نسبت به این جنایات دهشتبار بیتفاوت بماند؟ مطابق با کنوانسیونهای بینالمللی، بهویژه کنوانسیون حقوق کودک ملل متحد و پروتکلهای مربوط به جنگ، هدف قرار دادن غیرنظامیان بهویژه کودکان مظلوم یک جنایت جنگی محسوب میشود. کشتار کودکان مظلوم در ایران عزیزمان، نقض بارز این قوانین است و جامعه جهانی را به چالش میکشد.
آمارها نشان میدهند که در هر دور از درگیری، درصد نسبتا بالایی از قربانیان زیر سن ۱۸ سال هستند. این وضعیت نه تنها نشان دهنده بحران انسانی است بلکه نشانهای از ناتوانی جامعه بینالمللی در حفظ صلح و امنیت است. سازمانهای بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد، تاکنون نتوانستهاند اقدامات موثری جهت جلوگیری از تکرار این فجایع انجام دهند. این سکوت و عدم واکنش، به نوعی تأیید ضمنی و نقض حقوق بشر محسوب میشود. هر کودک که جان خود را از دست میدهد یک داستان ناتمام از امید و آرزوهاست. والدین این کودکان، نه تنها فرزندان خود را از دست میدهند بلکه به دلیل فقدان آیندهای روشن، دچار بحرانهای عمیق روحی و روانی میشوند.
در ایران عزیزتر از جانمان، فرزندان نه تنها قربانیان جنگ بلکه شاهدان فجایعی هستند که زندگیشان را تحت تأثیر قرار میدهد. کودکان، با تروماهایی عمیق مواجهاند که به راحتی قابل جبران نیست. تجربه ثابت کرده که بسیاری از این کودکان دچار اختلالات روانی و مشکلات عاطفی میشوند که زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. این مسئله میتواند نسلهای آینده را نیز دچار بحرانهای روحی و روانی کند. سکوت در برابر این جنایات به معنای تأیید آنهاست و موجب تداوم این چرخه خشونت و کشتار خواهد شد. دنیای امروز نمیتواند نسبت به فریادهای خاموش این کودکان بیتفاوت بماند؛ میبایست صدای این قربانیان بیصدا را بشنویم و با اقداماتی موثر از آثار و تبعات این فجایع بکاهیم.
در نهایت زمان آن فرا رسیده است که به این پرسش بنیادین پاسخ داده شود که آیا کودکان بیدفاع حق زندگی، عشق و آیندهای روشن ندارند؟»