پخش زنده
امروز: -
پاول باشارین گفت: آنچه امروز علیه ایران جریان دارد، هدف قرار دادن فرهنگ و تمدنی چندهزار ساله است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما ، پاول باشارین؛ مدیر مرکز مطالعات ایران (مرکز بینالمللی روسی ـ ایرانی) در دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه و استادیار گروه شرق معاصر و آفریقا در دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه در مسکو و نویسنده حدود ۲۰۰ مقاله درباره تصوف، دیوشناسی اسلامی و ایرانی، نسخههای خطی شرقی، زبانهای ایرانی و زبانشناسی تطبیقی، تازهترین یادداشت خود در محکومیت جنگ علیه ایران را برای انتشار در اختیار روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران گذاشته است. متن این یادداشت را در ادامه بخوانید:
برای من، ایران پیش از هر چیز کشوری با گذشتهای عظیم و تاریخی است. من گذشته ایران را مطالعه میکنم. شاید برای پژوهشگران تاریخ معاصر، ایران امروز در مرکز توجه قرار داشته باشد، اما برای من ایران پیش از هر چیز سرزمینی با میراثی چند هزار ساله است.
پژوهشگران معاصر که درباره ایران کار میکنند باید تا حد امکان فعال باشند. ضروری است مردمان عادی در کشورهای مختلف بدانند که این جنگ نه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران که علیه فرهنگی چند هزار ساله است، چرا که آثار باستانی و میراث فرهنگی نیز در این جنگ هدف قرار گرفتهاند. این پژوهشگران برای نمونه باید توضیح دهند که یونانیان باستان مانند هرودوت و گزنفون چگونه درباره ایران سخن گفتهاند. گزنفون ایرانیان را نمونهای از بهترین ویژگیهای انسانی میدانست. در کنار این، لازم است درباره ایران معاصر و مردم آن نیز اطلاعرسانی و دستاوردهای فرهنگ و علم ایران امروز معرفی شود؛ از جمله میراث مکتوب ایران که در ایران معاصر با دقت حفظ و مطالعه میشود.
من در اتحاد جماهیر شوروی متولد شدم؛ جایی که نوعی شیفتگی نسبت به فرهنگ ایرانی ــ در کنار فرهنگ سراسر مشرقزمین ــ وجود داشت. از کودکی در داستانهای افسانهای فارسی و در کنار آن در افسانههای عربی غرق بودیم و به صفحههای گرامافونی گوش میدادیم که در آنها بهترین بازیگران شوروی، ما را به دنیای افسونگر ایران میبردند. سالها بعد حتی زمانی که دانشجو بودم این داستانها همچنان در گوشم طنین داشت. اگرچه مردم عادی از مراحل اصلی تاریخ ایران آگاهی چندانی نداشتند، اما نامهایی، چون حافظ، سعدی و خیام برای بسیاری آشنا بود. نزدیک کردن فرهنگ ایران و به طور کلی فرهنگ شرق به جامعه کاری دشوار است و به دههها تلاش نیاز دارد؛ با این حال امروز نیاز فوری وجود دارد که پژوهشگران با فرهنگ ایران آشنایی بیشتری پیدا کنند.
پژوهشگران وظیفه دارند با نامههای سرگشاده به دولتهای خود مراجعه کنند. روشن است که برای چنین اقداماتی ایرانشناسان آمریکایی نمیتوانند به ترامپ دسترسی پیدا کنند؛ کسی که احتمالاً هیچ چیز نمیخواند. با این حال پژوهشگران موظفاند چنین مسئولیتی را بر عهده بگیرند.
برخی پژوهشگران غربی اشاره کردهاند که ترامپ تهدید کرده بود به ۵۲ نقطه در ایران، از جمله مکانهایی با ارزش میراث فرهنگی که در فهرست یونسکو ثبت شدهاند، حمله میکند. این در صورتی است که حتی بمباران کشوری که هیچ بنای باستانی بزرگی هم نداشته باشد، همچنان جنایتی بزرگ است. این مسئله واکنشها به قتل وحشیانه دختران ایرانی از مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب را نیز توضیح میدهد.
من دانشمند علوم سیاسی نیستم و نمیتوانم تصور کنم فعالان حقوق بشر ایرانی و سازمانهای بشردوستانه باید از چه سازوکارهایی برای اعتراض به این حمله وحشیانه استفاده کنند. در گذشته میگفتیم اسناد و مدارک مستند باید به سازمان ملل ارائه شود، اما امروز سازمان ملل چه تصمیمی میگیرد؟ تقریباً هیچ. آیا ممکن است این اسناد به دست خوانندگان یا بینندگان تلویزیونی در آمریکا برسد؟ طبیعتا چنین مطالبی پخش نخواهد شد.
از این رو مردم ایران و دوستداران فرهنگ ایرانی در سراسر جهان باید متحد شوند و سکوت نکنند. ایرانیان خارج از کشور، بهویژه روزنامهنگاران، باید تلاش کنند صدای فرهنگ ایرانی هرچه بلندتر شنیده شود؛ صدایی که فقط معطوف به سیاستهای تعیینکننده قیمت نفت نباشد، بلکه به متخصصان تاریخ، فرهنگ، هنر، ادبیات و ادیان این کشور شگفتانگیز نیز مجال سخن بدهد. در پایان باید باور داشت که نیروهای خیر بر شر پیروز خواهند شد.