پخش زنده
امروز: -
میان روایتهای متعدد از جنگ، برخی صداها کمتر شنیده شدهاند؛ صداهایی که از دل زندگی برمیآمدند که کتاب «همسفر آتش و برف» یکی از همین روایتهاست؛ روایتی از زیستن در سایه جنگ که با تقریظ قائد شهید امت دیده شد و اکنون از حاشیه به متن آمده است.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، گاهی یک جمله کوتاه، مسیر یک کتاب را تغییر میدهد؛ جملهای که بجز تایید است، نشانهای از دیدهشدن نوعی خاص از روایت هم به شمار میرود.
آثاری که هر سال در حوزه ادبیات دفاع مقدس منتشر میشوند، همه در یک سطح نیستند؛ برخی بهواسطه صداقت روایت، جزئیاتی که زندگی را لمسپذیر میکنند و نگاهی که از کلیشه فاصله میگیرد، برجسته میشوند
تقریظهای رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی خامنهای (قدس سره) بر این آثار نشانه انتخاب همین جنس روایتهاست؛ روایتهایی که تجربهای انسانی، دقیق و ماندگار از یک دوره تاریخی را پیش روی مخاطب میگذارند.
این گزارش نخستین بخش از پروندهای است درباره کتابهایی که مورد تقریظ قائد شهید امت قرار گرفتهاند؛ آثاری که هر یک از زاویهای متفاوت بخشی از حافظه جنگ را بازسازی میکنند. این پرونده تلاشی است برای پاسخ به این پرسش که چه چیزی یک روایت را از میان دهها اثر مشابه متمایز میکند؟ و چرا برخی کتابها «دیده» میشوند و در حافظه فرهنگی باقی میمانند.
نخستین ایستگاه این مسیر، «همسفر آتش و برف» است؛ روایتی از فرحناز رسولی، همسر شهید سعید قهاری که جنگ را از زاویهای متفاوت، از دل یک زندگی مشترک روایت میکند؛ از جایی که عشق و اضطراب درهم تنیدهاند و تصمیمهای ساده به انتخابهایی سرنوشتساز بدل میشوند.
روایت یک زندگی؛ از روستا تا میدان انتخاب
«همسفر آتش و برف» با کودکی فرحناز رسولی در روستای میخوران آغاز میشود؛ در دل خانوادهای سنتی و پرجمعیت، جایی که فقدان مادر، حضور مادرخوانده و تجربههای تلخ و شیرین نوجوانی بهتدریج شخصیتی مستقل و مقاوم در او شکل میدهد. این مسیر با تجربه فضای پرالتهاب انقلاب ۱۳۵۷ ادامه مییابد و با آشنایی با سعید قهاریسعید به نقطه عطف زندگی او تبدیل میشود.
سعید قهاریسعید از فرماندهان برجسته سپاه در سالهای جنگ ایران و عراق است؛ شخصیتی که با پیشینهای مذهبی و فعالیتهای انقلابی پس از پیوستن به سپاه در سال ۱۳۵۸، مسئولیتهای مهمی در مناطق عملیاتی غرب کشور بر عهده میگیرد و سالها در شرایطی پرخطر به فعالیت میپردازد.
اما آنچه این کتاب را متمایز میکند تصویر «زیستن در کنار او» است؛ از دل خواستگاری، تردیدها و آغاز زندگی مشترک تا سالهایی که میان خانه و میدان، میان حضور و غیبت، تقسیم شدهاند. فرحناز، بیش از دو دهه زندگی در مناطق عملیاتی را تجربه میکند؛ زیستی که در آن عشق، مسئولیت، ترس و امید بهطور همزمان جریان دارد تا سرانجامی که به شهادت سعید قهاریسعید در سال ۱۳۸۵ میانجامد.
جنگی که به خانه میآید
در بسیاری از روایتها، جنگ در جبهه معنا پیدا میکند؛ اما این اثر نشان میدهد که جنگ چگونه به درون زندگی نفوذ میکند. هر رفتن با اضطراب همراه است و هر بازگشت با امیدی شکننده. اینجا، زندگی در وضعیتی معلق جریان دارد؛ میان بودن و نبودن و میان خبر و بیخبری.
در چنین شرایطی نقش همسر نوعی ایستادگی است. او باید در غیاب مداوم همسر، زندگی را حفظ کند، تصمیم بگیرد و ادامه دهد. همین نگاه، روایت جنگ را از سطحی بیرونی به تجربهای درونی و انسانی تبدیل میکند.
یک نقلقول، بهمثابه یک جهان
در دل این روایت، لحظههایی وجود دارد که میتواند عصاره کل کتاب باشد:
«شادی و هراس به دلت چنگ میزند و نمیدانی چه بگویی. این اولین بار است که سعید از تو میخواهد با او به مأموریت جنگی بروی؛ اولین بار است که همراه او از خانه، از بچهها و از حریم این شهر دور میشوی...»
این جمله، نقطه تلاقی دو جهان است؛ یکی آرامش خانه و دیگری مخاطره جنگ؛ جایی که همراهی به معنای ورود آگاهانه به دل خطر است.
روایتی زنده و باورپذیر
بر برجستگی «همسفر آتش و برف» شیوه روایت نیز دخیل است؛ تجربهای که معمولاً در حاشیه میماند. این کتاب با فاصلهگرفتن از قهرمانسازیهای مرسوم سراغ لحظههای واقعی و انسانی میرود؛ جایی که راوی در میانه تردید و اضطراب و میان ماندن و رفتن قرار میگیرد. روایت، بهجای تمرکز بر رخدادها، بر تجربه زیسته استوار است و از دل جزئیات روزمره، روابط و احساسات، زندگی را بازسازی میکند. زاویه دید زنانه، جنگ را از سطح رسمی به سطح فردی و ملموس میآورد و لایههایی را آشکار میکند که کمتر روایت شدهاند. همین توجه به جزئیاتی، چون خواستگاری، سفرها، ترسها و لحظههای عاطفی است که به متن جان میبخشد و آن را به روایتی زنده و باورپذیر تبدیل میکند.
کاری مبتکرانه در نگارش زندگی شهید و همسر شهید
متن تقریظ رهبر شهید انقلاب بر این کتاب چنین است:
«بسمه تعالی
ــ این، کارِ نو و مبتکرانهئی در نگارش زندگی شهید و همسر شهید است؛ جذاب و اثرگذار .. در ترکیب زیبا و شیرینِ آن یقیناً ذهن و زبان شیرین راوی مؤثر بوده، ولی بیشک هنر نویسنده و خلاقیت و نوآوری او نیز نقش مهمّی داشته است. سلام خدا بر شهید قهاری و همسر صبور و دانا و شجاع او، و درود بر نویسنده خوش ذوق و هنرمند کتاب.
فروردین ۱۴۰۳»
چنین آثاری بخشی از حافظه فرهنگی ما را شکل میدهند؛ حافظهای که بدون ثبت این تجربهها، ناقص میماند. توجه امام خامنهای (ره) به این اثر، نشاندهنده اهمیت روایتهایی است که از دل زندگی به فهمی عمیقتر از جنگ میرسند.
