• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۵۷۵۸۹۵۲
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۲:۱۶
سیاسی » امنیتی و دفاعی
صفارهرندی:

دنیا تنظیم‌گری ایران و عمان بر تنگه هرمز را پذیرفته است

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اعمال حاکمیت و تنظیم‌گری ایران بر تنگه هرمز با پذیرش شریک منطقه‌ای خود (عمان) یک موضوع طبیعی، همراه با پذیرش جهانی است و با وجود ظرفیت‌های قدرت، از مشروعیت بین‌المللی نیز بهره می‌برد.

***اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز در معادلات جدید امنیتی تثبیت شد
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای محمدحسین صفارهرندی در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تشریح ابعاد مختلف «جنگ تحمیلی سوم» پرداخت و به پرسش‌ها در این‌باره پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: 

سوال: تحلیل شما از اتفاقی که بامداد چهارشنبه افتاد، مبنی بر توقف جنگ و آتش بس دو هفته‌ای که شکل گرفت و شروط دهگانه‌ای که جمهوری اسلامی ایران مطرح کرد و به‌عنوان مبنای مذاکره، بنا است که درباره آن صحبت شود، چیست؟

صفارهرندی: بدون تردید آنچه که آدم از واکنش‌ها دارد، مشاهده می‌کند. به‌خصوص واکنش چهره‌های تحلیلگر و یا مقامات پیشین و موجود آمریکا و همچنین اسرائیل قضاوت اولیه و ابتدایی قطعا این است که این ماجرا به ضرر ایالات متحده و شرکای او و به سود جمهوری اسلامی رقم خورده است. البته این چیز استثنایی هم به نظر نمی‌رسد که یعنی خیلی غیرمترقبه باشد، ما توقع یک چنین اتفاقی را داشتیم، برآورد‌ها و مسیری که داشت طی می‌شد همه همین را گواهی می‌داد. در حقیقت آن کسی که به ناحق به نظرم در جایگاهی که ریاست بر یک کشور ۳۰۰ میلیونی است ولی وقتی افراد کارشناس می‌خواهند راجع به او قضاوت کنند مثلا او را تخفیفش می‌دهند تا حد یک انسان دیوانه، مجنون و یا یک کودک که رفتار‌های کودکانه می‌کند یا یک آدم روانی به تعبیر یکی از چهره‌های رسانه‌ای بود یا شخصیت دیگری که وقتی از او پرسیدند که راجع به این فرد مثلا قضاوت شما چیست؟ گفت من روانشناسی کودک نخواندم که بتوانم راجع به این حرف بزنم، یک چیز قریب به این مضمون، بهرحال آنچه که از رفتار این آدم مشاهده می‌شد.

طبیعی بود که کار را به یک جا‌های اینجوری می‌کشاند، این در آن سمتش، در سمت خود ما به لطف خدا این مهیا بودن ما، این که ما غافلگیر نشدیم از ابتدای واقعه، درست است که ضربه سنگینی که در شهادت حضرت آقا بعضی از فرماندهان ما در آن روز نخست وارد شد این غیرقابل نادیده گرفته شدن است، یک چیزی است که همچنان الان هر وقت بخاطر می‌آوریم این ضربه را روی گرده خودمان، روی احساس خودمان، روی اندیشه خودمان احساس می‌کنیم همچنان؛ ولی این که ما به فاصله شاید مثلا کمتر از یک ساعت بعد از آن واکنش نشان دادیم آن هم واکنش قدرتمند به این معنی است که ما غافلگیر نشدیم ما مهیا بودیم، خود حضرت آقا مهیا بودند البته این تحیع ایشان برای استقبال از شهادت را در بیان عمومی شان هم ما بار‌ها دیدیم، آرزو می‌کردند از سال‌ها قبل که خداکند ما هم مثل فرزندان شما به خانواده شهدا می‌گفتند یا مثلا در آن نمازی که برای عزیزمان شهید حاج قاسم خواندند آنجا یک تضرعی به درگاه خدا برای این که مدال شهادت نصیب ایشان هم بشود داشتند، واقعا می‌توان گفت به تعبیر حاج قاسم ایشان شهید بود که شهید شد انصافا این طور بود بهرحال جدای از آن ما همه چیز‌ها را برای یک چنین اتفاقی آماده کرده بودیم، شاهدش هم این است که در چهلمین روز از جنگی که جنگی است که یک جورایی جنگ جهانی است و ما یک طرف هستیم و در مقابل ما یک مجموعه‌ای از شیاطین و شیطان چه‌ها و آدمک‌های ساخته و پرداخته دشمنان ما در آن فعال هستند.

در یک چنین موقعیتی ما کم نیاوردیم در چهلمین روز ما ابتکار‌های جدید جنگی خودمان را نشان دادیم مثلا همین لانچر دوقلو و معلوم بود که تازه چیز‌های دیگری هم هست که هنوز باز آنها را رونمایی نکردیم حتما این طور است؛ بنابراین میشد حدس زد که سرنوشت یک چنین مصافی منجر به یک چیزی از این جنس می‌شود که اتفاق افتاده است یعنی طرف مقابل ما که عادت کرده بود همیشه با قلدری حرف خودش را به کرسی بنشاند، به یک در بسته خورد که هر چه عربده می‌کشید واکنش طرف مقابل از جنس هراس نبود و این را اظهار می‌کرد، ترامپ یکی دو بار گفته بود که من که خیلی با این‌ها محکم حرف زدم این‌ها چطور مثلا جا نمی‌زنند؟ از قول او ویتکاف یک بار آمد گفت که مثلا ترامپ تعجب می‌کند که ایرانیان چطور مثلا، فکر می‌کرد که مثلا یک چیزی شبیه فیلم‌های سینمایی است که یک نفر بیاید و عربده‌ای بکشد و بقیه بترسند و ... یا در فیلم‌های تگزاسی و این حرف‌ها که دیده و ... الان دنیا هم قضاوتش مبتنی است بر همه این سیر طی شده، این سیری که شاید در بدو امر تصور دنیا این نبود که ایران تاب آوری اینگونه داشته باشد ایرانی که می‌گوییم یک بخشی از آن نیرو‌های مسلح ما هستند بخش عمده اش، یک بخش دیگر آن مسئولین و زمامداران هستند که بخشی از آنها در این مسیر با زده شدن توسط دشمن به شهادت رسیدند از دور خارج شدند و جایگزین شدن نفرات بعدی آنها بدون این که کم و کاستی در مسیر در سیر امور ایجاد شود و شاید مهم‌ترین بخش آن تاب آوری مردم بود، که دشمن ابدا روی تاب آوری مردم محاسبه اش چنین نبود که اتفاق افتاد و روی هم رفته می‌شود گفت که ایران برآمده از این ۴۰ روز مقاومت و دفاعی که البته جنس آن آفند است.

یعنی ما دفاع نکردیم فقط ما هجوم می‌بردیم هجوم موثر و طرف مقابل مان را به دفاع واداشتیم یک جا‌هایی؛ حاصل این جز پیروزی نمی‌توانست برای ما باشد منتها خود ما هم می‌دانستیم که برای دشمن ما خیلی سخت است که بیاید اعتراف به پیروزمند شدن ما بکند، دنبال یک مسیری برای عبور و خارج شدن آبرومندانه می‌گشت شاید اگر آن ترفند شیطانی که به کار بردند که امروز تقریبا ارزیابی‌ها اول برآورد و گمانه بود الان تقریبا محقق شده که این حمله‌ای که این‌ها به جنوب اصفهان داشتند و ارتفاعات کذا و کذا این قطعا هدفش رها سازی خلبان گمشده شان نبود و یک دستاورد دیگری می‌خواستند داشته باشند آن دستاورد احتمالا یک ربایش گرانقیمتی بود مثلا آن هسته‌ای اورانیوم غنی شده ما را بربایند و بروند روی این مانور کنند و بعد از موضع برتر بیایند پای میز مذاکره بنشینند دنبال یک چنین فرصتی بودند یا یک چیزی مشابه این مثلا این که همان چیزی که روز‌های اول فکر می‌کردند که یک قیام مردمی علیه جمهوری اسلامی شکل بگیرد که این به عکس شد برعکس واقعا پیش آمد و یا اختلافات بین مقامات و مسئولین بر سر این که چگونه این داستان را پیش ببرند این یکپارچگی و انسجام مسئولین هم در مواجهه با دشمن این هم باز آنها را مات کرد و در مجموع می‌شود گفت که آنچه که دیشب اتفاق افتاد صرفنظر از این تحلیل‌هایی که ما بالاخره با نگاه بشری خودمان می‌کنیم دست عنایت الهی هم پشت آن بود و حتما از آن ناحیه یک هدایتی صورت گرفته است.

سوال: پس شما معتقد نیستید که یک اتفاق غیر مترقبه‌ای بوده که ظرف چند ساعت در بامداد امروز روی داده و منجر به این آتش بس شده است؟

صفارهرندی: نه، خیر، من معتقدم که این گزینه تسلیم شدن در برابر خواست معقول و منطقی ما، خواست برحق ما، این گزینه در جیب ترامپ بوده از اول، منتها سعی می‌کرد که این برگ را تا جایی که ممکن است رو نکند بگذارد آخر آخر و از برگ‌های دیگری که می‌شود با عملیات روانی آنها را به ملت ما و به حکومت و به رزمندگان ما تحمیل کند آن برگ‌ها را رو کند همه آن برگ‌ها رو شد و هیچکدام از آن گزینه‌ها اثرگذار نبود دست آخر برای جلوگیری کردن از فاجعه‌ای که در کمین او بوده، حالا ما شاید بخشی از آن را هنوز خبر نداریم، ولی آنچه که در تحلیل‌ها آمده، شرایطی برای هم شخص ترامپ به عنوان رئیس جمهوری که ارزیابی بعضی‌ها این است که بدترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا به لحاظ سرمایه سوزی، به لحاظ از بین بردن هیمنه آمریکا، به لحاظ آبروریزی برای آمریکا، یعنی ادبیات چارواداری او بی سابقه است در طول تاریخ آمریکا، از این حیث می‌شود گفت که شاید کسی فکر نمی‌کرد این داستان شکل خروج آمریکا از این ماجرا در حالی که آن جور عربده کشی‌ها قبلا می‌کرد و آن جور اولتیماتوم‌ها می‌داد شکل خروج او چنین باشد، اما برای ما محرز بود که وقتی ما ایستادگی مان را نمی‌توانیم فدای چیز دیگری بکنیم دو تا تجربه در واقع یک جور کلاه گذاری‌های او بر سر خودمان را و بلکه بیشتر از دو تا تجربه هم، این هم در کارنامه ما بود این بار حقیقا جنس مواجهه ما یک جنس حساب شده و سنجیده تری بود و نتیجه اش هم طبیعتا باید همین میشد البته ما همه قبول داریم مسئولین هم دارند می‌گویند مکرر که ما در میانه راه هستیم، به این معنی که پایان یافتن راه نیست ولی همین که شرط‌های ما که هر یکی آنها در گذشته با مقاومت سخت آمریکا مواجه می‌شده نه در دوره ترامپ، در دوره دموکرات‌ها هم چنین بوده، در دوره کسانی که خیلی با نزاکتتر برخورد می‌کردند ابدا حاضر نبودند زیر بار این خواسته‌های ما بروند حتی در قصه برجام شما نگاه کنید بسیاری از این خواسته‌های ما خلافش را آنها به آن تاکید داشتند. الان اگر صورت مسئله این شده که آنچه که ما گفتیم حرف‌های قابل شنیدن برای آمریکا است و میشود محل مذاکره باشد، این تا همین جایش یک پیروزی بزرگ است. عکس العمل‌ها هم که عرض کردم.

سوال: درباره آن ۱۰ شرطی که مبنای مذاکره بود، شما نظری دارید؟

صفارهرندی: من فکر می‌کنم آن ۱۰ شرط همان معقول و محق بودن ما را در همه سابقه‌ای که ما داشتیم، آن را اثبات می‌کرده که ما واقعا آن چیز‌هایی را که داریم می‌گوییم این که این آبراه آبراهی است که ما مشرف به آن هستیم البته شریک هم داریم عمان هم مثل ما بالای سر است مشابه این آبراه در جا‌های دیگری هم هست با یک تفاوت‌هایی که بالاخره این محدوده سرزمینی ما و یک بخشی خارج از سرزمین هم این جزء حقوق طبیعی ما است در حقوق بین الملل و حقوق دریا‌ها و این‌ها مصرح است، بالاخره ما مشرف به این جا هستیم و باید که تنظیمات این آبراه به دست ما باشد، ما کلا شراکت کشور مجاور و نزدیکمان؛ عمان را پذیرفتیم، آنها هم قبول دارند که ما برادر بزرگتری هستیم که اینجا این تنظیمات را بهتر اعمال کنیم. پس این چیز غیرطبیعی نبود، برای همین هم دنیا وقتی راجع به این می‌خواهد حرف بزند، اگرچه واکنش ابتدایی کسانی که تصور می‌کردند تنگه هرمز را با قدرت و زورگویی می‌توانند بیایند خارج از نگاه ما بگشایند و بعد ما را هم سرکوب کنند، این چیزی که اتفاق افتاده برای آنها خیلی سنگین است، اما خودشان هم قبول دارند که چیز استثنایی نیست، در دنیا مشابه دارد.

سؤال: الآن مطلب همین است، چون این موضوع، یعنی حفظ وضع فعلی تنگه هرمز هم در پیام نوروزی رهبر انقلاب بود و هم جزو شروطی است که شما اشاره کردید. ممکن است برخی تصور کنند، این دو هفته‌ای که آتش‌بس است و ایران گفته من تأمین امنیت شناور‌ها را عهده‌دار خواهم بود، نگران باشند از اینکه وضع تنگه هرمز چه خواهد شد، نکند این شرطی که از پیش هم درباره آن صحبت شده است و رهبری هم بر آن تأکید کردند، از دست بدهیم. یک نگرانی‌هایی ممکن است از این جنس داشته باشند؟

صفارهرندی: آن‌قدری که ما می‌دانیم؛ در بیان مسئولین ما آمده، در خود آن چیزی که به عنوان توضیحات شورای امنیت ملی هم که برای ما سندیت دارد، حرف شورای عالی امنیت ملی در آن‌جا هم به آن تصریح شده، این گشایش یک نوع لطفی است که جمهوری اسلامی ایران می‌کند و یک نوع کرامتی است از ناحیه ما، دو هفته یک گشایشی آن هم کنترل شده، آن هم با ضوابط؛ ان‌جا تصریح شده طبق ضوابط، یک نوعی، ضوابط آن این است که بالأخره ما برای تأمین امنیت و تنظیمات اینجا، هزینه خواهیم داشت، آن هزینه را شما باید بپردازید، آنها هم پذیرفتند. از قبل هم بزرگترین آنها آمدند وقتی رد شدند هزینه آن را پرداختند. طبیعی است که از این به بعد هم قصه هزینه سر جای خودش است، خود این نشان می‌دهد اعمال حاکمیت ما برای ابد محفوظ است از این حیث؛ یعنی حتی مثلاً مثل آتش‌بس منجر شود به یک قرار صلح همیشگی هم باز این سیادت ما بر تنگه دستخوش تلاطمی نمی‌شود.

تفاوت آن این است که در این شرایط ما برای اعمال حاکمیت‌مان از امکانات قدرت خودمان استفاده کردیم، آن موقع از مشروعیت‌مان استفاده می‌کنیم، مشروعیتی که البته متأثر از اعمال قدرت بوده؛ یعنی یک کاری کردند که ما، امام یک وقتی می‌فرمود نگذارید من آن کاری که باید کنم، یعنی ما به این‌ها فرصت دادیم، ما از همان دوره حضرت امام بار‌ها به این کشور‌های همسایه خود گفتیم. امام فرمودند ما برای شما نقش یک رفیق، دوست و برادر را می‌خواهیم داشته باشیم، البته ما برادر بزرگتر شما هستیم، زورمان بیشتر است، کمک می‌توانیم به شما کنیم، ولی پای اجنبی را به این منطقه نکشید، کسانی که هیچ نقشی؛ ۱۲ هزار کیلومتر، ۱۵ هزار کیلومتر آن طرف مرز‌های ما هستند، برای چه اینجا بیایند و حضور شرورانه پیدا کنند. حالا آنها نفهمیدند، اشتباه کردند، ان‌شاءالله این اشتباه را بعد‌ها تکرار نمی‌کنند، ولی به هر حال ما روی این مشروعیت بهره‌مندی خود از این موضع سیادت و نگاهبانی که بر این آبراه داریم، از این به هیچ وجه کوتاه نخواهیم آمد.

سؤال: الآن صحبت از این است که آمریکایی‌ها پذیرفتند تا شروط ایران به عنوان مبنای مذاکره باشد و این تعهد را انجام دادند که این شروط ۱۰ گانه مبنای مذاکره قرار بگیرد، برخی این پرسش جدی را مطرح می‌کنند که آیا آمریکا و صهیونیست‌ها قابل اعتماد هستند؟

صفارهرندی: در یک کلمه؛ نه قابل اعتماد نیستند، چون تجربه‌های متعدد داشتیم، حتی نه دوره ترامپ، همان دوره اوباما این تعهداتی که آنها در قالب برجام داشتند در همان زمان اوباما خلاف آن عمل شد، قبل‌تر در دوره مثلاً ریگان، آمریکایی‌ها بر سر آزادسازی برخی از گروگان‌های خود از ما کمک خواستند، گروگان‌هایی که در منطقه غرب آسیا اسیر مثلاً گروه‌های لبنانی شده بودند، از ما کمک خواستند به امید این که ما که زمان مرحوم هاشمی آمدیم رفتیم کمک کردیم برای این بود که آنها هم یک رفتار انسانی‌تری در قبال ما داشته باشند، منتها وقتی خرشان از پل گذشت، ابداً به تعهد خود عمل نکردند و برخلاف آن؛ یعنی ناسپاسی کردند. پس ما حق داریم که بدبینانه به رفتار آمریکایی‌ها نگاه کنیم.

به قرار‌ها و تعهدات آنها، منتها طبیعتاً جایی که زیر پای ما سست باشد هم قرار نمی‌گیریم. ما با داشتن آن تجربه‌ها، حتماً در این مسیر مذاکرات از تضمین‌هایی که این تضمین‌ها برای ما یک احساس امنیت بیشتری را بیاورد، از این تضمین‌ها بهره‌مند خواهیم شد. بخشی از این تضمین‌ها، می‌شود مساعدت و مثلاً میانجی‌گری کشور‌های بزرگ باشد، مثلاً گفته می‌شود که کشوری مثل چین می‌تواد نوعی بخشی از این ضمانت را به عهده بگیرد، خود کشور‌های منطقه و دیگران همه بیایند کمک کنند، سازمان ملل به نوعی الان مداخله می‌کند که نقش بپذیرد در این زمینه، باز کفایت نمی‌کند. مهمترین چیزی که این ضمانت را برای ما جدی می‌کند، این است که ما سر آن چهارراهی که قرار داشتیم، قرار داریم، آن روز ما اگر کسی می‌خواست بدون توجه به فرمان ما عبور کند، به تیر غیب گرفتار می‌شد، امروز قرار نیست که با تیر بزنیم به او می‌گوییم بیا برو این اداره کارهایت را انجام بده؛ یعنی مؤدبانه هزینه‌اش را بپرداز، اجازه‌ات را بگیر. آنها الان پذیرفتند، فرانسوی‌ها در اوج جنگ پذیرفتند، گفتند بسیار خب، من خودم بررسی نکردم، ولی دیدم در پیامک‌ها و خبر‌ها بود که کشتی آلمانی وقتی می‌خواهد بیاید عبور کند، آن‌جا به احترام نگاهبانان این طرف؛ پاسداران و ... بوق و سوت کشتی را به صدا درمی‌آورد مثلاً احترام می‌گذارد؛ شنیدم، ندیدم خودم. معنی‌اش این است که پذیرفته شده است. این قصه دیگر رد‌خور ندارد، منتها در کم و کیف آن بحث است که این اعمال حاکمیت چگونه باشد، ما با عمان چگونه باهم قرار بگذاریم؟ فکر می‌کنم خیلی مشکلی با کشور همسایه خود نخواهیم داشت، بقیه هم می‌توانند خودشان را با شرایطی که اعلام خواهد شد، وفق دهند.

سؤال: در این چهل روز و اربعینی که پشت سر گذاشتیم، یک اتفاق بسیار بزرگ که می‌شود گفت مهم‌ترین دستاورد و عامل موفقیت و پیروزی ما در این جنگ بود، اتحاد و انسجامی بود که بین مردم شکل گرفت. حالا ممکن است برخی نظرهای متفاوتی داشته باشند درباره اتفاقی که افتاده، مهم این است که این اتحاد و انسجام حفظ شود. چه باید کرد که این انسجام ارزشمند و وحدتی که شکل گرفته است، خدای ناکرده مخدوش و دچار خدشه نشود؟

صفارهرندی: حضرت آقا؛ امام شهید ما در بعضی از پیام‌های خود وقتی از تمدن این نظام می‌خواستند صحبت کنند، گاهی می‌فرمودند تمدن اسلامی- ایرانی، گاهی می‌فرمودند تمدن ایرانی- اسلامی، من خودم حساس بودم، فکر می‌کردم که ایشان یک مزیت رکنی برای یکی از آنها بر دیگری قائل هستند، وقتی دیدم نه گاهی این طور است، گاهی آن‌طور، فهمیدم که این تلازم و تلاعُم این دو عبارت و دو حقیقت کنار هم، این قدر مهم است و این قدر جدی و اساسی است که واقعاً بدون یکی از آنها، آن دیگری نمی‌تواند پیش برود و کار را پیش ببرد. واقعاً اوج هنرمندی ایشان بود که در شب عاشورا به ذاکر اهل بیت بگویند که الان از ایران بخوان. خیلی چیز عجیبی است، اصلاً قابل فهم ابتدایی نیست، ولی چه ایشان می‌دید؟ به نظرم یک چیزی می‌دید که ما نمی‌دیدیم، بعضی‌ها همان موقع، من با اطلاع می‌گویم؛ می‌خواستند یک طوری جمع و جور کنند و بگویند حالا در آن مجلس آن اتفاق افتاد، دیگر بیرون نیاید، یعنی بیرون نگویند که مثلاً آقا گفته از ایران بخوان، می‌خواستند آن را جمع و جور کنند، نفهمیده بودند که اصلاً این یک توجهی دارد، آن توجه این است که ما داریم بخشی از افراد را که حسگر‌های آنها در قبال کلمه ایران، زودتر متأثر شود تا در قبال کلمه اسلام، اشکالی هم ندارد، ممکن است اسلام رتبه دوم از دید آنها دارد.

در بعضی نظرسنجی‌ها هم دیده شده، کسانی هستند که می‌گویند اول من ایرانی هستم، بعد مسلمان هستم، یک عده زیادی هم هستند که می‌گویند نه من اول مسلمانم، بعد ایرانی هستم. این که رهبری و بزرگ جامعه این درایت را داشته باشد که آن جایی که ببیند یک عده‌ای حساسیت‌های آنها در مورد ایران چنان است که اگر در حالی که با نظام زاویه دارند، اما اگر خدشه‌ای بخواهد به چارچوب‌های استقلال، آزادی و این چیز‌ها در مورد ایران وارد شود، آنها دیگر تحمل نمی‌کنند. آقا در انتخابات فرمودند کسی حالا مرا هم قبول ندارد، می‌خواستند بگویند که یعنی اصلاً نظام و هیچ چیز را قبول ندارد، ولی دلش برای ایران که می‌سوزد، به خاطر ایران بیاید. به نظرم خیلی از کسانی که امروز و این شب‌ها با ظواهر متفاوت می‌بینیم که در صحنه حاضر هستند، اینها نقطه اتصالشان با حقیقت رهبری انقلاب و این شهید بزرگوار، از ایران بوده؛ نقطه اتصال از ایران بوده، ولی متوقف در ایران نماندند، برای این که می‌آیند شعار‌های اسلامی و دینی می‌دهند، شعار‌های جانم فدای رهبر می‌دهند.

این کسی است که خودش مورد زیاد داشته است؛ که آمدند گفتند ما آمدیم که تلافی کنیم جسارت‌هایی که قبلاً به ایشان کرده بودیم، ایشان را نمی‌شناختیم، اشتباه کرده بودیم، آمدیم جبران کنیم. پس آن فهم درست، آن هدایت الهی، خود ایشان البته می‌فرمودند ما در زمان حضرت امام، بار‌ها از ایشان شنیدیم؛ می‌فرمودند یک دست هدایت الهی پشت این انقلاب است که آن را پیش می‌برد. ایشان می‌فرمودند من هم آن دست هدایت را می‌بینم. تعبیر من این است که این دست هدایت؛ همان الهاماتی است که خداوند به دل این کسی که نایب امام زمان است، وارد می‌کند، رها نمی‌کنند که. یک جمله‌ای از امام عصر است که ما شما را همین طور به حال خود رها نمی‌کنیم. رعایت حال ما را می‌کنند. اگر بخواهند به یک جایی الهامی کنند و یک نکته‌ای را اشاره کنند، قاعدتاً به بزرگ این قبیله می‌گویند. ایشان گاهی وقت‌ها چنان با اطمینان حرف می‌زد، من مطمئن هستم چنین؛ امام هم همچنین بود که بار‌ها فرمودند من با قاطعیت می‌گویم که اسلام ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت خواهد نشاند. من معتقدم بخشی از اینها همان الهاماتی است که به آنها می‌شد که شما با خیال راحت این حرف را بزنید و بروید. آقا با اطمینان می‌گفتند که ما به قله نزدیک شدیم، در حالی که ظواهر این را نشان نمی‌داد.

شاید برای افراد تیزهوش می‌نشستند محاسبه می‌کردند، می‌گفتند این داده‌ها می‌خورد به این که ما را در یک جایگاهی قرار می‌دهد که امروز برگردند بگویند ایران را دیگر باید جزو چهارمین قدرت جهان به حساب بیاوریم. آنهایی که باهوش بودند این را می‌توانستند بفهمند، ولی عموم مردم می‌گفتند آقا کمر ما می‌شکند زیر بار سختی‌ها، این قله کجاست؟ حالا آن کسی که خداوند دل او را هدایت کرده به این سمت، موظف است که بیاید بگوید من دارم می‌بینم، روی چند موضوع ایشان گفتند من دارم می‌بینم، چه کار کنم دارم می‌بینم. دارم می‌بینم که یک دست‌هایی، به ایشان مثلاً طعنه می‌زدند، آدم‌های بعدی هم نبودند، بعضی از آنها؛ رفیق‌های خود ما. رفته بودند در یک جلسه‌ای بعضی هنرمندان می‌گفتند شما چقدر دشمن دشمن می‌کنید، ایشان می‌فرمودند من دارم می‌بینم، چطور شما نمی‌بینید؟ این نشانه‌ها، آن دشمن را حالا آن دوستان ما هم می‌بینند، می‌آیند بیانیه و اطلاعیه می‌دهند، می‌گویند دشمن؛ دشمن خطرناکی است که باید ایستاد. گناه ایشان این بود که یک ذره زودتر این چیز‌ها را می‌فهمید.

سؤال: حالا از این طرف ماجرا، آنان که اسلامیت‌ خود را مقدم بر ایرانیت‌ خود می‌دانند هم ممکن است که نظرهای متفاوتی داشته باشند؛ به نظرم در جهت تصمیم حاکمیت، باید این اتحاد و انسجام حفظ شود، همان‌طور که این ۴۰ شب، پشت این تصمیم قاطع برای مقاومت ایستادیم، این شب‌ها هم پشت تصمیمی که گرفته شده است، با همان صلابت بایستیم؟

صفارهرندی: خوشبختانه دیدم که نشانه‌های همین که شما خودتان امروز ظهر، من اخبار را دیدم، آقای سلامی رفته بود یک سری مصاحبه گرفته بود، انگار که مردم همین برداشتی که الان ما کردیم و نشستیم در تحلیل‌ها به آن، مردم به طور طبیعی همین‌طور خودشان به آن رسیدند؛ آقا این چیزی که تصمیم گرفته شده درست است. چند روز پیش در نماز جمعه بودم یک مؤمنی آمد گفت نظر شما راجع به این چیزی که در مورد دانشگاه‌ها گفتند که اگر دانشگاه را زدند ما تلافی می‌کنیم، بعضی‌ها خلاف آن را گفتند، گفتم من به این چیز‌ها کاری ندارم، هر چه نظام تصمیم گرفت، همان درست است. یادم هست زمان حضرت امام، برژنف، رئیس صدر هیئت عالی مدیریت شوروی آن موقع که آدم قدرتمندی بود و یک دوره طولانی دبیر کل و رهبر حزب کمونیست بود، درگذشت و از ایران، نمی‌دانستیم الآن ما در مرگ یک کسی که رهبر کمونیست‌های جهان است، ما که نظام اسلامی هستیم، مثلاً کسی باید شرکت کند؟ با بعضی دوستان ما صحبت بود، باهم بحث می‌کردیم، من آن موقع من با همه خامی خود در آن دوره، این به ذهنم رسید گفتم ما صبر می‌کنیم اگر امام گفت که مجازید که مثلاً آقای ولایتی که وزیرخارجه است برود، ما ۱۰ دلیل پیدا می‌کنیم که این کار درست است. اگر امام مخالفت کرد، ما ۱۰ دلیل پیدا می‌کنیم که این غلط است. این پیوستگی امت با امام در این روز‌ها به گونه‌ای شد که الان آقای آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای که مردم ایشان را ندیدند، هنوز مستقیم بیان ایشان را نشنیدند، گاهی غیرمستقیم چند کلمه، چند اطلاعیه یا بیانیه از ایشان که اتفاقاً خیلی هم ارزشمند بود، شنیدند، ولی نسبت‌شان با ایشان چنان شده که می‌گویند هر چه ایشان گفت درست است و همه مسئولین را با این تراز می‌سنجند. این همان چیزی است که جامعه ما را حفظ کرده و در این ایام انصافاً مردم امتحان خوبی پس دادند. تریبون‌دار‌های ما عموماً خوب جواب دادند به این نگرش، یک جا‌هایی اتفاق‌هایی در همین روز‌های اخیر می‌افتاد؛ یک آقایی مثلاً صاحب تریبون یا کسی که در دیپلماسی کشور سابقاً نقشی داشته، یک بیانی داشت که به نظر من هم بیان نادرستی بود، کسانی برای این که مبادا این حرف برود بماسد، آمدند واکنش نشان دادند. به نظرم نفس واکنش هم مادام که در محیط علمی باشد اشکالی ندارد، ولی اگر تبدیل شود به دعوا‌های حیدری، نعمتی و قبیله‌ای، آن همان آفتی است که می‌تواند انسجام ما را به هم بزند.

سؤال: شاخص، آن اتحاد است. هر جا که آن را مخدوش می‌کنند، رد است؟

صفارهرندی: احسنت، برای همین من خوشحال شدم که دیدم مثلاً دفعه اول یک عزیز ذاکر اهل بیت واکنش غیرتمندانه می‌خواست نشان دهد، حرف یک کم درشتی گفته بود، فردای آن روز ذاکران و تریبون‌داران میادین یکی یکی می‌گفتند آقا ما دعوا نداریم، این‌جا محیط انسجام و وحدت است. به هیچ وجه ما متعرض نمی‌شویم، آن ماجرا خودش حل می‌شود و انصافاً هم حل شد، چون خود آن فرد هم بعداً آمد گفت موضع من هم، همان است که شما می‌گویید.

سؤال: در میان مهمل‌ها و حرف‌های نامربوطی که رئیس‌جمهور آمریکا در این روزها مطرح می‌کرد، یک اعترافی هم کرد درباره مسلح کردن کسانی که مخالفت با جمهوری اسلامی ایران داشتند و اتفاق‌های دی که روی داد. به هر حال الآن چند ماهی است که از آن رویداد می‌گذرد که رهبری هم از آن به عنوان جنگ تحمیلی دوم یاد کردند، در این چند دقیقه می‌شود گفت الآن چه روایتی می‌شود از دی‌ ارائه کرد؛ از فاصله‌ای که گرفتیم؟

صفارهرندی: بین آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها بر سر این که چطور می‌شود کار جمهوری اسلامی را کرد، یک مقدار مناقشه بود، یعنی دو سلیقه بود؛ نه این که اختلاف مبنایی داشته باشند. سلیقه اسرائیلی‌ها این بود که ما باید با یک ضربه قاطع و غافلگیرکننده؛ قصه قبل از جنگ ۱۲ روزه را عرض می‌کنم؛ ما باید با یک ضربه قاطع چنان سیستم عصبی جمهوری اسلامی را مختل کنیم؛ با زدن سران، فرماندهان و رؤسا که خود به خود بدنه اجتماعی حرکت کند به سمت ما و ما را به عنوان منجی تحویل بگیرد. آمریکایی‌ها تردید داشتند، آنها می‌گفتند ما برآورد‌هایی که داریم این را نشان نمی‌دهد که جامعه ایران مستعد چنین چیزی است، اما اصرار‌های نتانیاهو و شواهدی که برده بود و یک مقدار...، خدا لعنت کند این خائنان وطنی را، این‌هایی که به عنوان مشاوران آن طرف، این نقشه‌ها را می‌برند تسهیل و آسان‌سازی می‌کنند، جلوی آنها می‌گذارند، فریبشان می‌دهند، البته از این جهت به نفع ما هم هست که این‌ها دچار خطای محاسباتی می‌شوند، به ضرر آن‌ها است بیشتر. این طور شد که حرف اسرائیلی‌ها به کرسی نشست در جنگ ۱۲ روزه، آمریکایی‌ها گفتند دیدید که نتیجه نداد، ما به شما گفتیم، حالا ما که در آن جلسه نبودیم، ولی از قرائن این طور برمی‌آمد. این بار آمریکایی‌ها همان ایده خود را دنبال کردند، گفتند اول باید محیط داخلی را متشنج کنیم، بعد ضربه نهایی را بزنیم؛ پروژه دی ماه این بود؛ پروژه دی ماه را خیلی‌ها نفهمیدند که این مقدمه جنگ است، خیال می‌کردند این برای جلوگیری از جنگ است؛ این مقدمه جنگ بود؛ یعنی این وسیله‌ای بود برای این که ایران اشغال شود و توسط دشمنی تصاحب شود که الان می‌گوید من نفت این‌جا را می‌خواستم، من می‌خواستم نفت آن را به آمریکایی‌ها بدهم، گله می‌کند از جامعه آمریکایی، می‌گوید حیف که اینها مدام می‌گویند برو زودتر تمامش کن؛ یکی از دلایلی که دیشب او آمد این را پذیرفت، خودش قبل آن گفته جامعه آمریکایی به او فشار می‌آورد که زودتر تمامش کن. پس در حقیقت اگر کسی نفهمد که داستان دی ماه این بود؛ بخشی از نقشه جنگ بود و خدا نیامرزد آن کسانی که به عنوان اصلی‌ترین شاخه‌های هدایت این ماجرا پا پیش گذاشتند، خدا هدایت کند آن کسانی را که کمک کردند به این ماجرا در حالی که از آن جنس نبودند. حالا خدا روح مطهر امام شهید ما را با شهدای صدر اسلام و کربلا و پیامبر محشور کند، ایشان آمدند و گفتند که این‌هایی که اشتباه کرده بودند فریب خورده بودند این‌ها از خود ما هستند به این‌ها سخت نگیرید حتی بعضی از آنها را مشمول آن عنایت و لطفی که اصلا در زمره شهدا به حساب بیایند آوردند و احیانا یک خطایی هم کرده ولی این اینطور نبوده که جزو عمله آن داستان بخواهد باشد یک اشتباه کرده، اما آن سردمداران و دست اندرکاران اصلی آن خائنانی که الان هم هنوز همین هفته پیش یکی از آنها گفته بود چرا ترامپ بمب اتمی نمی‌زند این جا؟ آن یکی می‌گفت چرا این جمعیت‌هایی که به میادین می‌آیند نمی‌روید بمباران کنید؟ این موجوداتی که واقعا انسان شرم می‌کند که بخواهد نام حیوان به این‌ها بگذارد، چون حیوان هم برای خودش یک چارچوب غریزی دارد طبق غرایزش عمل می‌کند و هیچ وقت تجاوز از این ... این‌ها حتی به غریزه حیوانی شان هم عمل می‌کردند این حرف را نباید می‌زدند، بهرحال آن قصه به نظر من بخش زیادی از آن در اذهان کسانی که شبهه داشتند حل شد. خیلی‌ها بودند که در آن داستان دچار یک تحیری شده بودند الان به نظر من این قصه جنگ اخیر که البته فدیه آن و خون بهای آن خیلی سنگین بود، شهادت رهبر به نظرم آن فدیه بزرگی بود که ما پرداختیم.

من همیشه پیش خودم می‌گفتم که قصه اول انقلاب و آن داستان منافقین و و گروهک‌ها همیشه ما را مضطرب می‌کرد هر وقت من فکر می‌کردم می‌دیدم بسیاری از این‌ها رفیق‌های همکلاسی‌های خود ما هستند ما این‌ها را چه کار می‌خواهیم بکنیم؟ ولی داستان هفت تیر که پیش آمد و آن شهادت‌ها، آن سبب شد که یک خونب‌های سنگینی ما پرداختیم تا بعد از آن اصلا داستان عوض شد، من همیشه نگران بودم و می‌گفتم فدیه‌ای که قرار است ما بپردازیم که دومرتبه آن داستان برگردد به جای اصلی خودش، کیست و چیست؟ معلوم شد که این عبد صالح خدا و این کسی است که خداوند او را انتخاب کرده بود برای همسایگی خودش و مجاورت پیش خودش و برای این که ایران رها بشود از تحیر و توهم و اشتباهات الحمدالله که ایشان روحش خرسند است از این که مردم امروز این طور یکپارچه همه دارند برای موجودیت ایران، برای استقلال ایران، برای اسلامی ماندن ایران همه دارند یکپارچه، یک کلمه می‌شوند. یک جمله من آماده کرده بودم بگویم، من در این تشکر‌هایی که از نیرو‌های مسلح می‌شود مثل قوای سه گانه، هوایی، دریایی، از نیروی قدس، از ارتش عزیزمان، از نیروی انتظامی، از همه این‌ها یاد می‌شود، از یک گروه خیلی تاثیرگذار که آن‌ها در حقیقت تامین کننده و تولید کننده قدرت برای این مجموعه‌ها هستند، وزارت دفاع و صنایع دفاع ما، این‌ها مجاهدان گمنام ما هستند. حتما باید قدردانی، لااقل در همین بیان‌هایی که می‌شود از این عزیزان هم بشود.

 

بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
نمایش تصاویر کودکان میناب در دانشگاه برکلی آمریکا
واکنش قالیباف به ادعای ترامپ و گنده‌گویی وزیر خزانه‌داری آمریکا
ترامپ: به نتانیاهو گفتم در حمله به لبنان دقت کند!
ایندیپندنت: طوفان جنگ علیه ایران دو هفته دیگر به انگلیس می‌رسد
برنامه حرکت شناور‌های مسافربری و حمل خودرو کیش، پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت
رژیم اشغالگر به تعهداتش در آتش‌بس در نوارغزه عمل نمی‌کند
تخریب کامل ۳۵ واحد تجاری و مسکونی بروجرد در جنگ
نفت رکورد ۱۲۲ دلار را زد
هلاکت ۲ شرور مسلح در جنوب سیستان و بلوچستان
یورش رژیم صهیونیستی به ناوگان جهانی الصمود
انتقاد ایران از بی‌عملی نهاد‌های بین‌المللی در قبال حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی
رمز پیروزی ایران، وجود رهبری و میدان‌داری مردم است
خسارت ۳۰۰ میلیارد تومانی سیل به جاده‌های دلفان
کامیونداران استان زنجان؛ همراه و همدل با وطن
تقویم روز و اوقات شرعی گیلان، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
تقویم و اوقات شرعی زنجان ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵
رایزنی تلفنی عراقچی و نبیه بری  
بانگ اتحاد و همدلی در شصتمین شب حضور مردم ارومیه در خیابان
تقویم و اوقات شرعی پنج شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ به افق قم
زمین نه؛ تکه‌ای از خاکِ آسمان است این...
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
اعتماد ۸۹/۹ درصدی مردم به توان نیروهای مسلح
افزایش قیمت جهانی نفت و فشار هم‌زمان بر اقتصاد اندونزی
مسابقه «حروف دانش» از شبکه آموزش
استفاده از ظرفیت نیرو‌های عملیاتی برای مدیریت مصرف گاز
ارائه خدمات نوین قضایی به شهروندان
کشف سلاح در مرز‌های سیستان و بلوچستان
عارف: حیدرعباسی از شخصیت‌های اثرگذار در پاسداشت فرهنگ غنی آذربایجان و ایران بود
واکنش قالیباف به ادعای ترامپ و گنده‌گویی وزیر خزانه‌داری آمریکا
برخورد قاطع دستگاه قضا با اخلالگران در حوزه مایحتاج مردم
پنجاه و نهمین حضور شبانه شهروندان منطقه ۱۸ در میدان معلم
نمایش تصاویر کودکان میناب در دانشگاه برکلی آمریکا
ملت متحد و ولایتمدار بار دیگر دشمن را تحقیر کرد
خسارت ۳۰۰ میلیارد تومانی سیل به جاده‌های دلفان
ساخت نخستین تیمچه ساماندهی خدمات در مشهد مقدس
تمهیدات ترافیکی اجتماع بزرگ امام رضایی‌ها در پایتخت
پرچم متبرک حرم رضوی در مناطق مختلف خراسان شمالی  (۱ نظر)