پخش زنده
امروز: -
ایوب آقاخانی، بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر باور دارد که میزان تعصب و تعهد ملیگرایانه جنگ رمضان آنقدر بالا، ارزنده، غرورآفرین، درجه یک، ویژه و تکرارنشدنی است که باید بدون شتابزدگی به طرف نوشتن و ثبت آن در عرصه ادبیات یا هنرهای نمایشی برویم.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما ،ایوب آقاخانی، بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر با تاکید بر اهمیت پایبندی به خاک وطن در شرایط بحرانی، باور دارد که جنگ در همه جای جهان، منشا خلق آثار چشمگیر، قابل اعتنا و مورد نظر برای تمام کسانی است که به دنبال شاهکارهای ادبی و دراماتیک بودهاند.
ما در بهترین کشور جهان زندگی میکنیم
آقاخانی در ابتدای سخنانش با بیان اینکه هیچ چیزی به اندازه پایبندی به خاک وطن نمیتواند برای ما راهگشا باشد، گفت: «این خاک، خاک زرخیزی است که با تعصب به آن میتوانیم به دستاوردهای بیشماری برسیم. دستاوردهایی که بسیاری از ملاحظات و مناسبات سیاسی، عقیدتی، فکری و استراتژیک، ما را به آنها نمیرساند.»
او ادامه داد: «اینکه بخواهیم ایران را نقد کنیم یا نکنیم بحث بعدی است. البته که نباید فکر کنیم وقتی به ایران تعصب داریم از کاستیهایش نمیگوییم. ولی بدانیم -به نظر من- به دلایل متعدد در بهترین کشور جهان زندگی میکنیم و بنابراین باید آن را به اندازهای که از آن حرف میزنیم و ادعایش را داریم به بهتر بودن ذاتی خودش نزدیک کنیم.»
این هنرمند در واکنش به سوالی درباره مسئولیت ما در قبال وطن پاسخ داد: «مسئولیت ذاتی من و شما به عنوان شهروند در قبال وطن این است که روی این بهتر بودن و بهتر شدن به اندازه و قواره خودمان تاکید و تلاش کنیم. جوری عمل کنیم که دیگران هم بدانند در بزنگاههای مختلف اگر پای کشور بایستند به مراتب برندهتر خواهند بود. رسیدن به هر جایگاهی بدون انس و الفت به وطن سرابی است که باید بعد از این جنگ به آن رسیده باشیم و اگر چنین اتفاقی نیفتاده است، ما هنرمندان و اهالی رسانه باید آن را برای مردم مکشوف کنیم. این رسالت ماست که امیدوارم هر کدام به اندازه خودمان به آن به درستی عمل کنیم.»
استادندارهای دوگانه مانع از حفظ شانیت آثار دراماتیک با محوریت جنگ است
آقاخانی با بیان اینکه جنگ در همه جای جهان، منشا خلق آثار چشمگیر، قابل اعتنا و مورد نظر برای تمام کسانی است که به دنبال شاهکار ادبی و دراماتیک بودهاند، گفت: «جنگ در جهان و همیشه به دلیل ماهیت ذاتی نبرد دو نیرو منشا خلق آثار ادبی و دراماتیک است اما مسئله مهمی که آن را پیچیده میکند، برخورد یا استانداردهای دوگانه ما در ادبیات دراماتیک ایران نسبت به این موضوع است. استانداردهایی که در اجرا عموما دارای وحدت لحن نبودند و لزوما شانیت ادبی را آنگونه که باید کسب نکردهاند. ما جنگهای بسیار ویژهتری را به نسبت جهان تجربه کردیم. حتی اگر جنگ هشت سالهمان را با جنگ جهانی دوم مقایسه کنید، شاخصههایی را در آن خواهید دید که از همه جنگها خاصتر جلوه خواهد کرد. اما برخورد دوگانهای که ما همیشه با جنگ داشتیم باعث شده تا شانی که چنین کاری با چنین ابعادی میتوانست در تاریخ ادبیات نمایشی کشورمان داشته باشد به نتیجه نرسد.»
او ادامه داد: «این برخوردهای دوگانه با آثار جنگ باعث شد که برخی از آنها به اتهام شعاری و تبلیغی بودن با وجود ارزشهایی که داشتند کنار گذاشته شوند و یکسری از آنها با وجود ضعف ساختاری به خاطر ذات و روحیه انتقادیشان ستوده شوند. با این توضیح، ما اکنون به یک جنگ بزرگ، حیرتانگیز و باورنکردنی رسیدیم یعنی جنگ ایران به صورت علنی با چندین کشور در مقام دفاع. در اینجا سوال حیاتی این است: «چه باید کرد تا بلایی که سر آثار ادبی و دراماتیک جنگ هشت ساله آمد؛ سر آثار این دوران نیاید؟» این سوالی است که من آن را به یک سوژه پژوهشی تبدیل کردهام. ما باید ابتدا معدل معقولی از رویکردهای انتقادی، تاریخ نگارانه و تبلیغی داشته باشیم و به این چندمحور اجازه ظهور و بروز بدهیم و از آنها برای خلق درام به درستی میانگین بگیریم.»
آثار شتابزده به حکم ضرورت ساختاری فراموش میشوند
این هنرمند و مدرس تئاتر با بیان اینکه ما اکنون آبستن تولید آثار شتابزده در حوزه جنگ تحمیلی سوم یا همان جنگ رمضان هستیم، گفت: «اگر بخواهیم بلافاصله با هیجان و زردبازیهایی که انگار در یک محفل کافهای در حال بحث درباره وقایع اخیر هستیم، دست به تولید بزنیم قطعا محصول چشمگیری نخواهیم داشت. یک درام مثل یک غذای سنتی خوب، ترشی یا مثل یک خمیر باید فرصت استراحت با زمان فرآوری داشته باشد. اگر شتابزده باشد نمیتوان گفت درام نیست ولی قطع به یقین، در تاریخ به حکم ضرورت ساختاری فراموش خواهد شد. ما نمیخواهیم خامه قلم را صرف کارهایی کنیم که قرار است، فراموش شوند.»
او ادامه داد: «میزان تعصب و تعهد ملیگرایانه این جنگ آنقدر بالا، ارزنده، غرورآفرین، درجه یک، ویژه و تکرارنشدنی است که باید به اندازه احترامی که برای چنین جنگی قائلیم به طرف نوشتن و ثبت آن در عرصه ادبیات یا هنرهای نمایشی برویم. کمی کمتر از این، شان ماجرا را آنگونه که باید به جا نخواهد آورد. ما به زعم دنیا در ضعیفترین دوران آمادگی خودمان به لحاظ مسائل مختلفی که آناتومی این مملکت را فرا گرفته بود وارد جنگی نابرابر، خصمانه، پر از فریب، نیرنگ، دروغ و بازیهای کثیف شدیم و طبیعتا تن رنجورمان میتوانست در برابر آن دوام نیاورد ولی اینگونه مقتدارنه، عجیب و به قول جهانیان الهامبخش جلوی آن ظاهر شدیم.»