پخش زنده
امروز: -
برمک بیات کارشناس رسانه، در یادداشتی به سوال «چرا انسجام ملی مهمترین پاسخ به ادعاهای ترامپ است؟» پاسخ داده است.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، متن یادداشت در زیر آمده است:
در روزهایی که فضای رسانهای تحتتأثیر ادعاهای پرحاشیه و بعضاً متناقض از سوی ترامپ دروغگو قرار گرفته، بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازگشت به یک اصل روشن احساس میشود: «تفکیک واقعیت از روایتسازی».
بخش قابل توجهی از این اظهارات، نه بر پایه تحولات عینی، بلکه در چارچوب رقابتهای سیاسی و نیاز به نمایش «دستاورد» شکل میگیرد. این در حالی است که واقعیتهای میدانی، مسیر خود را مستقل از این هیاهو طی میکنند؛ مسیری که در آن، *اقتدار ایران* بر پایه مؤلفههایی عمیقتر و ماندگارتر شکل گرفته است.
اقتدار جمهوری اسلامی ایران، حاصل یک پیوند زنده و پویاست؛ پیوند میان مردم، قدرت نیروهای مسلح و دیپلماسی هوشمند. حضور مردم، بهعنوان پشتوانه اصلی، در مقاطع حساس نشان داده که میتواند معادلات پیچیده را تغییر دهد. این سرمایه اجتماعی، زمانی به نتیجه میرسد که با آمادگی و هوشیاری نیروهای مسلح همراه شود؛ نیروهایی که با اشراف اطلاعاتی و آمادگی عملیاتی، سطح تهدیدها را در کنترل نگه داشتهاند.
در کنار این دو، دیپلماسی فعال نقش تکمیلکنندهای ایفا میکند؛ دیپلماسیای که نه جدا از میدان، بلکه در امتداد آن حرکت میکند و تلاش دارد دستاوردهای میدانی را به نتایج پایدار سیاسی تبدیل کند. این هماهنگی، یکی از نقاط قوتی است که در بسیاری از تحلیلهای بیرونی یا نادیده گرفته میشود یا عمداً کمرنگ جلوه داده میشود.
در این میان، جایگاه تنگه هرمز بهعنوان یک گذرگاه حیاتی انرژی، بهخوبی نشان میدهد که چگونه مؤلفههای مختلف قدرت میتوانند در کنار یکدیگر، نقشآفرینی راهبردی داشته باشند. هرگونه ادعا درباره این منطقه، بدون در نظر گرفتن این واقعیتها، بیشتر به یک روایت رسانهای شباهت دارد تا یک تصویر دقیق از صحنه.
آنچه این روزها اهمیت ویژهای دارد، توجه به هدف اصلی این فضاسازیهاست. تمرکز دشمن، بیش از آنکه بر تغییر واقعیتها باشد، بر تغییر برداشتها و ایجاد تردید در داخل است. ایجاد فاصله میان مردم و حاکمیت، القای دوگانگی میان میدان و دیپلماسی، و بزرگنمایی خطاهای محدود برای تضعیف اعتماد عمومی، بخشی از این راهبرد است.
در چنین شرایطی، واکنشهای شتابزده یا تحلیلهای مبتنی بر اطلاعات ناقص، میتواند ناخواسته در همان مسیری قرار گیرد که این فضاسازیها دنبال میکنند. در مقابل، آنچه میتواند این روند را خنثی کند، حفظ آرامش، دقت در تحلیل و تکیه بر اطلاعات معتبر است.
تجربه نشان داده هرجا انسجام داخلی حفظ شده، طرف مقابل در اوج فضاسازی رسانهای، ناچار به عقبنشینی از مواضع حداکثری خود شده است. امروز نیز این قاعده همچنان برقرار است. حفظ این انسجام، نه به معنای نادیده گرفتن نقد و مطالبه، بلکه به معنای هدایت آن در مسیر آگاهانه و مسئولانه است.
در نهایت، باید پذیرفت که نبرد امروز، بیش از هر چیز نبرد روایتهاست. در این نبرد، کشوری موفقتر است که هم در میدان عمل دست بالا را داشته باشد و هم بتواند روایت دقیق و قابل اتکایی از آن ارائه دهد. ایران، با اتکا به تجربه، ظرفیتهای درونی و هماهنگی میان ارکان مختلف خود، نشان داده که این مسیر را بهخوبی میشناسد؛ مسیری که تداوم آن، نیازمند هوشیاری و همدلی بیشتر در داخل است.
برمک بیات
*کارشناس ارشد رسانه*