پخش زنده
امروز: -
گلنوش ناصری، معلم مدرسه شجره طیبه میناب و از بازماندگان حادثه تلخ حمله به این مدرسه، جزئیاتی از لحظه وقوع حادثه و وضعیت دانشآموزان را روایت کرد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، به نقل از روابط عمومی رادیو صبا، گلنوش ناصری، معلم مدرسه شجره طیبه میناب و از بازماندگان حادثه تلخ حمله به این مدرسه، در گفتوگویی تلفنی با برنامه «دوباره بهار، دوباره ایران» رادیو صبا، جزئیاتی از لحظه وقوع حادثه و وضعیت دانشآموزان را روایت کرد؛ روایتهایی سرشار از رنج، هراس و در عین حال مادرانگی و ایستادگی.
ناصری در ابتدای گفتوگو با اشاره به حال و هوای متفاوت صبح حادثه گفت: که دانشآموزان حالتی پرشور و نورانی داشتند و هیچکس تصور نمیکرد دقایقی بعد با یکی از تلخترین صحنههای عمر خود روبهرو شود.
او توضیح داد : در مدرسه جلسهای فوری با موضوع آغاز درگیریها برگزار شده بود و قرار بود والدین در فضایی آرام فرزندان را تحویل بگیرند که نخستین انفجار رخ داد.
او با یادآوری لحظه اصابت انفجارها گفت: بچهها دورم را گرفته بودند، جیغ میکشیدند و نمیدانستند چه اتفاقی افتاده است ، من هم نمیفهمیدم چه میشود؛ فقط حس کردم ضربهای به شکمم خورد و لحظهای فکر کردم دیگر در این دنیا نیستم.
این معلم مینابی با بغض افزود: بچهها او را «مامان» صدا میزدند و پس از یکی از انفجارها یکی از دختران با گریه از او کمک خواسته است: وقتی گفت مامان کمکمون کن، تازه به خودم آمدم و بچهها را محکم در آغوش گرفتم.
ناصری ادامه داد: وقتی یکی از والدین درِ کلاس را شکست و وارد شد، تازه فهمیدیم که شدت تخریب چقدر زیاد است.
گرد و خاک اجازه نمیداد چیزی ببینیم. وقتی بچهها را بیرون بردم، دیدم هیچچیز از مدرسه باقی نمانده.
این معلم داغدار با اشاره به شدت حادثه یادآور شد: وقتی ساختمان دخترانه روی طبقه پسرانه فرو ریخت، خیلی از پسران شهید شدند.
روزی بود که هیچ جملهای نمیتواند توصیفش کند.
ناصری همچنین با اشاره به پیامهای متعدد مردم از سراسر کشور گفت: دل مردم ایران برای بچههای شجره طیبه شکست. همه میگفتند در کنار ما هستند و انتقام این خونهای پاک را میگیرند.
او در پاسخ به پرسشی درباره حرفش با عاملان این حمله گفت: دشمن بداند که بچههای ما را از آرزوهایشان محروم کرد، اما آنها الان در جایگاهی نورانی هستند. ما هم قول دادهایم نسل آینده را چنان تربیت کنیم که خار چشم دشمنان باشند. ما همین حالا هم پیروزیم.
ناصری در پایان چند بیت شعر که ویژه دوستان و دانشآموزان شهیدش سروده بود، خواند:
«این حال و هوا حال و هوای دیگریست
این عشق و صفا عشق و صفا دگریست
گر هست مرا عشق به دیدار شماست
من هر نفسم در گرو راه شماست»
برنامه «دوباره بهار، دوباره ایران» با اجرای زنده و ارتباط با بازماندگان این حادثه، روایتهایی انسانی و عاطفی از روز سخت مدرسه شجره طیبه میناب را برای شنوندگان به تصویر می کشد.