پخش زنده
امروز: -
«هنوز» عنوان مستند یک ساعتهای است که محمدصادق اسماعیلی درباره شهیدان محمدطاها جعفری و ماکان نصیری، دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب به تصویر کشیده است.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما در پی حملات آمریکایی- صهیونی به مدرسه شجره طیبه میناب در نخستین روز از جنگ تحمیلی سوم (نهم اسفند) به شهادت رسیدند که در این میان پیکر دو دانشآموز به نامهای ماکان نصیری و محمدطاها جعفری در بین پیکر دیگر شهدا نبود. سی و سه روز بعد از این حملات اگرچه پیکر محمدطاها به واسطه آزمایش دیانای شناسایی میشود، اما از ماکان ...؛ و پدر ماکان هنوز مرگ فرزندش را باور ندارد.
محمدصادق اسماعیلی مستندساز درباره این مستند گفت: بعد از اتفاقی که در مدرسه شجره طیبه میناب افتاد، تصمیم گرفتیم مستندی را در میناب کار کنیم. در ابتدای امر، سوژهای نداشتیم و پژوهشی را شروع کردیم. عمق فاجعه خیلی زیاد بود. با شهری مواجه بودیم که تمامی آن درگیر این مساله بودند و هر کسی را در مسیر میدیدی و سوال میکردی، با بغض جواب میداد. چیزی در عمل برای گفتن و قابل توصیف نداشت.
او خاطرنشان کرد: دنبال سوژهای بودیم که وجوه سینماتیکی هم داشته باشد. این اتفاق، به خودی خود اتفاق ویژهای بود.
این مستندساز گفت: پیکر بیشتر دانشآموزان شهید تشییع شده بودند. ما هم روز چهارم فروردین سمت میناب رفتیم و مدتی از این اتفاق گذشته بود. متوجه شدیم پیکر دو نفر از دانشآموزان پیدا نشده و خانوادههای آنان خیلی بلاتکلیف بودند؛ ماکان نصیری و محمدطاها جعفری که چیزی از پیکرشان پیدا نشده بود.
او اظهار کرد: تصمیم گرفتیم پژوهش گستردهای در مورد خانوادههای این دو دانشآموز انجام دهیم. نزدیک شدن به این خانوادهها خیلی سخت بود؛ از نظر روانی که در وضعیت مناسبی نبودند و نیز با توجه به شرایط حاکم، آنگونه که باید نمیتوانستیم به این خانوادهها ورود کنیم.
وی افزود: از آنجایی که میخواستیم مستندی بسازیم که در آن قرار نیست مانند یک گزارشگر برخورد کنیم، نیاز به یک تجربه زیستی جدیتری داشتیم و این بزرگترین چالش ما بود. زمان زیادی از ما گرفته شد تا این خانوادهها اعتماد کنند که وارد حریمشان شویم. خیلی زود فیلمبرداری را شروع کردیم و قصه مستند ما، قصه پیدا نشدن ماکان و محمدطاها است.
او عنوان کنونی این مستند را «هنوز» اعلام کرد و گفت: ممکن است نام این اثر تغییر کند.
این مستندساز با بیاناینکه چیزی که بسیار برای خودم تکاندهنده بود، پذیرفتن مرگ است، خاطرنشان کرد: با بسیاری از خانوادهها وقتی صحبت میکردیم انگاز هنوز نمیتوانستند این فاجعه و اتفاق را بپذیرند.
اسماعیلی تصریح کرد: خانوادههای ماکان و محمدطاها اینگونه بودند که، چون چیزی از پیکر فرزندانشان پیدا نشده بود نمیتوانستند مرگشان را قبول کنند. پدر و مادر ماکان، شبها و روزها آرام و قرار نداشتند. پدر ماکان هر روز اطراف مدرسه و جاهایی که احساس میکرد ممکن است ماکان به آنجاها رفته باشد میگشت تا بتواند نشانهای از او پیدا کند. در همین مدت زمان بیقراریهای پدر، با دوربین همراه او بودم تا بتوانم تمامی این صحنهها را به تصویر بکشم.