• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
خبر فوری
  • عراقچی: مذاکرات پیشرفت خوبی داشت
  • پایان دور سوم گفت‌و‌گو‌های ایران و آمریکا در ژنو
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۲۷۲۸۶۰۹
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۱۷
صفحه نخست » عمومی

عبد صالح | انقلاب قرآن

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در پنجمین قسمت از مجموعه چندرسانه‌ای عبدصالح، خاطره‌ای از اولین روز‌های بازگشت حضرت امام خمینی رحمه‌الله در سال ۱۳۵۷ به کشور و ماجرایی درباره‌ی انس ایشان با کلام‌الله مجید را منتشر کرد.

متن خاطره‌ی رهبر انقلاب اسلامی:
بیانات در جلسه درس تفسیر قرآن کریم ۱۳۶۰/۱۱/۰۹
امام که آمده بودند ایران - سال ۵۷ - خب ما اوّل یک نظر امام را دیدیم، روزی که ایشان وارد شدند آن‌جا زیارت کردیم امام را بعد هم شب که آمدند مدرسه‌ی رفاه یک نظر دیدیم، نزدیک هم نرفتم که مبادا مزاحمشان بشویم که همه‌ی دورشان را گرفته بودند، می‌بوسیدند، من گفتم، من یک نفر حداقل اذیت نکنم امام را، نرفتم، [گفتم] بعد می‌رویم خدمت امام. فردا شبش بود ظاهراً، یا یکی دو شب بود که آن مدرسه‌ی علوی بودند، فرستادند ما را خواستند، بنده و بقیه‌ی برادرانی که عضو شورای انقلاب بودیم ما‌ها را خواستند. من وارد اتاق شدم، سر شب بود دیدم امام نشستند پشت قرآن دارند قرآن می‌خوانند. حالا کِی است؟ دو سه روز بعد از ورود امام، آن روز‌هایی که شما‌ها لابد یادتان هست در خیابان ایران و آن محوطه‌ی اطراف چه خبر بود از جمعیت و ولوله‌ی جمعیت. امام مراجعات به او شده، آمده‌اند، رفته‌اند. حالا غیر از این‌که مردم آمده‌اند مراجعه کردند، افراد خصوصی، سیاستمداران، روحانیون، نمی‌دانم - دوستان قدیمی، افراد متفرقه آمدند خدمت امام، یکی پیشنهاد کرده، یکی پرسیده، یکی چیزی گفته، مرتب مشغول بود امام. سرشب ایشان در این همه غوغا که حالا بعدش هم باز یک عدّه‌ای بخواهند ملاقات کنند، یک عدّه‌ای کار دارند، تا آخر شب باز امام کار داشت، در همه‌ی این غوغا‌ها بعد از نماز مغرب و عشا ایشان نشسته بودند در یک اتاق تنها انگار که در این دنیا هیچ خبری نیست قرآن را باز کرده بودند، مشغول قرآن خواندن بودند. یعنی امام یک روز هم قرآن خواندن یادشان نمی‌رفت؛ مرتب قرآن می‌خواند. ببینید این دل با قرآن آشناست که این‌جوری است.
 
کد ویدیو
دانلود
فیلم اصلی
 ۱۳۷۶/۱۱/۱۴
یکی از خاطرات خیلی جالب من، آن شب اوّلی است که امام وارد تهران شدند؛ یعنی روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیده‌اید که امام، وقتی آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانی کردند، بعد با هلی‌کوپتر بلند شدند و رفتند.
تا چند ساعت کسی خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلی‌کوپتر، امام را در جایی که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر می‌خواسشت جایی بنشیند که جمعیت باشد، مردم می‌ریختند و اصلاً اجازه نمی‌دادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. می‌خواستند دور امام را بگیرند.
من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آن‌جا در یک قسمت، کار‌هایی را که من عهده‌دار بودم، انجام می‌گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر می‌کردیم. در همان روز‌های انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّه‌ای آن‌جا بودیم که کار‌های مربوط به خودمان را انجام می‌دادیم.
آخر شب - حدود ساعت نه‌ونیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختی را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقی که کار می‌کردم، نشسته بودم و مشغول کاری بودم؛ ناگهان دیدم مثل این که صدایی از داخل حیاط می‌آید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صدای گفتگویی می‌آید؛ مثل این‌که کسی آمد، کسی رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان می‌آیند! برای من خیلی جالب و هیجان‌انگیز بود که بعد از سال‌ها ایشان را می‌بینم - پانزده سال بود، از وقتی که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاق‌های متعدّد - شاید حدود بیست، سی نفر آدم، آن‌جا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضی‌ها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خسته‌اند.
برای ایشان در طبقه بالا اتاقی معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سال‌ها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته‌اند و ایام دوازده بهمن، گرامی می‌دارند - به نحوی طرف پله‌ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پای پله‌ها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه می‌کردیم. روی پله‌ها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمی‌آید که این بیست، سی نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روی پله‌ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. به‌هرحال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.
البته فردای آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علویِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوی شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمد‌ها و کارها، همه آن‌جا بود. این خاطره به یادم مانده است.
بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
تعامل با جوامع محلی؛ محور توسعه پایدار در صنعت مس
آغاز پایش و مبارزه با آفت شپشک سیاه زیتون در باغات طارم
تقویم روز و اوقات شرعی گیلان، ۸ اسفند ۱۴۰۴
تقویم و اوقات شرعی جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴ به افق قم
آموزش و پرورش حیاتی‌ترین حوزه کشور
رعایت ایمنی در محیط زندگی تدبیری برای حفظ سلامت مردان
رشد ۱۵ درصدی تولید فولاد ایران در ژانویه ۲۰۲۶
اهدای زمین به مدال‌آوران ورزشی در هوراند
هشدار صریح سخنگوی ارشد نیرو‌های مسلح به آمریکا
افزایش غلظت غبار در سمنان
صندوق‌های حمایت از کشاورزی زنان گامی موثر در توسعه مشارکت اقتصادی
رسیدگی به درخواست ۳۲ مراجعه‌کننده در دیدار مردمی دادستان مرکز خوزستان
دیدار سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در لبنان با وزیر امور خارجه
اوقات شرعی اهواز، ۸ اسفند ۱۴۰۴
تأکید بر رفع تعهدات ارزی و تقویت انگیزه‌های صادراتی در استان قم
عراقچی: مذاکرات پیشرفت خوبی داشت
دعای هر روز و روز نهم ماه مبارک رمضان
رویداد ایران جان رویدادی برای معرفی ظرفیت‌های معدنی کهگیلویه و بویراحمد
بسته خبر‌های کوتاه ۷ اسفند چهارمحال و بختیاری در یک نگاه
برد تراکتور مقابل گل‌گهر
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
وقفه در مذاکرات ژنو؛ ادامه گفت‌و‌گو‌ها از ساعاتی دیگر
عمان: مذاکره‌کنندگان به راه‌حل‌های نوآورانه نزدیک شدند
پایان دور سوم گفت‌و‌گو‌های ایران و آمریکا در ژنو
دعای هر روز و روز هشتم ماه مبارک رمضان
نمایندگان ایران طلایی شدند
بقایی: دو هیئت‌ نیاز داشتند با پایتخت‌ها مشورت کنند
فراخوان سومین رویداد ملی فناورانه میکروالکترونیک
کاهش دما در استان یزد
میلیون‌ها ربات در خدمت عملیات رسانه‌ای غرب
برپایی محفل انس با قرآن کریم در شهر بهمن
منافع و آرمان‌های ملی، خط قرمز مشترک همه ما است
آغاز بکار اتوبوس ویژه بانوان
پخش زنده دیدار تراکتور و گل گهر از شبکه ورزش
هشدار نارنجی هواشناسی برای مناطق شمال غرب کشور
عراقچی: مذاکرات پیشرفت خوبی داشت
زیرساخت سامانه هوشمند سوخت در سیستان بلوچستان در حال به‌روزرسانی است  (۸ نظر)
ثریا آقایی به کشور بازگشت  (۱ نظر)
امروز؛ آغاز فروش فوق العاده محصولات سایپا  (۱ نظر)
زمان ثبت نام آزمون‌های ورودی سمپاد اعلام شد  (۱ نظر)
آماده‌باش نیرو‌های عملیاتی در پی هشدار هواشناسی درباره بارش‌ها  (۱ نظر)
سامانه آنلاین برگزاری تجمعات راه‌اندازی می‌شود  (۱ نظر)
مرگ روزانه ۶۰ نفر در تصادفات جاده‌ای  (۱ نظر)
توقیف خودرو با سرعت بالاتر از ۵۰ کیلومتر از حدمجاز در نوروز  (۱ نظر)
آیین بهره‌برداری از گلخانه سلولزی شهرداری کرمان  (۱ نظر)
آمادگی ایران برای هر دو گزینه صلح و جنگ  (۱ نظر)
ثبت درخواست‌های مردم مازندران از رئیس‌جمهور از طریق سامانه سامد  (۱ نظر)
دعوت مربی چهارمحال و بختیاری با بوکسور‌های نونهال به اردوی تیم ملی  (۱ نظر)
تأکید اژه ای بر تسریع رسیدگی به پرونده‌های اغتشاشات  (۱ نظر)
ونس: رئیس جمهور آمریکا خواهان حل دیپلماتیک برنامه هسته‌ای ایران است  (۱ نظر)
مهلت ۵ روزه برای ترخیص کالا‌های اساسی ابلاغ شد  (۱ نظر)
خبر فوری
  • عراقچی: مذاکرات پیشرفت خوبی داشت
  • پایان دور سوم گفت‌و‌گو‌های ایران و آمریکا در ژنو