مدیر کل راهبردی وزارت امور خارجه گفت: جنگ آمریکا و رژیم صهیونی در سطح عرفی، بین المللی و در قوانین داخلی آمریکا هم غیرقانونی است و این موضوع سرآغاز شکست آمریکا شده است.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای رضایی مدیر کل راهبردی وزارت امور خارجه در گفتگوی تلویزیونی غیرقانونی بودن حمله آمریکا به ایران و نقش همسایگان جمهوری اسلامی ایران در کمک به آمریکا برای حمله به ایران را بررسی کرد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است.
سؤال: درباره وضعیت موجود جنگ آغاز کنیم؟
رضایی: نکته این است که این جنگ به شکل غیرقانونی شروع شد و از هر جنبهای که به آن نگاه شود، در سطح بینالمللی، عرفی، حتی قوانین داخلی آمریکا این جنگ غیرقانونی بود و همین جا نقطه شروع شکست آمریکا و دردسرهایی شده که الان با آن مواجه هستند. این جنگ میتوانست مشروعیت پیدا کند به شرط این که پشتوانه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل داشته باشد و ما مخل امنیت بینالملل به شمار آمده باشیم که این گونه نشد. میتوانست به لحاظ قوانین داخلی آمریکا این گونه تلقی شود که ما تهدید فوری و جدی برای آمریکا هستیم و از منظر خودشان در داخل آمریکا به عنوان یک اقدام پیشدستانه این حق را برای خود قائل هستند که در این شرایطی وارد جنگ شوند و رئیس جمهور این حق را دارد که جنگ را راه بیندازد و در این مورد هم حتی خودشان معترفند که تهدیدی از طرف ما به شکل جدی و فوری مطرح نبوده. نکته سوم این است که گفته میشود اگر اقدام تحریکآمیزی صورت بگیرد از یک طرف کشور، میتواند باعث جنگ شود و آن جنگ با توجه به آن اقدام تحریکآمیز از طرف شروع کننده، مشروعیت میدهد به طرف مقابل که بتواند پاسخ دهد و جنگ را ادامه دهد که این هم با توجه به این که ما در رفتار سیاست خارجی و راهبرد سیاست خارجی بر اساس عقل سرد استراتژیک مدتهاست که عمل میکنیم، بسیار دقت داریم که بهانهای دست دشمنان ندهیم، هیچگونه اقدام تحریکآمیزی از طرف ما صورت نگرفته و از این جهت هم دوباره دست آمریکا خالی است. بنابراین از هیچ جنبهای نتوانسته ثابت کند که این جنگ مشروعیت دارد. به خاطر همین مسأله، حتی در داخل آمریکا، حمایتی که از این جنگ میشود؛ در بین تمام جنگهایی که تا الان مرتکب شده، در پایین سطح ممکن است. کمتر از ۴۰ درصد از جامعه آمریکا همراهی دارند که در نوع خود، عدد بسیار پایینی است و در جنگهای گذشته مثلاً عراق و افغانستان؛ ۷۰ تا ۸۰ درصد جامعه آمریکا از رئیس جمهور حمایت میکردند. به هر حال این جنگ؛ جنگی است که کاملاً غیرقانونی است.
این جنگ غیرقانونی را آمریکا تلاش میکند با کسب موفقیت روی آن سرپوش بگذارد و به پیش ببرد با دستاوردسازی. دستاوردسازی را از ابتدا با تشدید حملات و یک سری اقداماتی که با عنوان شوک درمانی میتوانیم از آن یاد کنیم، شروع کرده. اول از همه رهبر عزیزمان به شهادت رسیدند، بعد مدرسه میناب مورد حمله و تجاوز قرار گرفته و تعداد قابل توجهی از دانشآموزان ما به شهادت رسیدند و بعد از آن حتی ناو جنگی ما که برای مانور رفته بود و به شکلی غیرنظامی در محل حضور داشت، به شکل ناجوانمردانهای هدف قرار گرفت. هدف این بود که سلسله اعصاب حاکمیتی ما مختل شود و تلاش میکرد که با شوکدرمانی ما را وارد وضعیتی کند که آنچه در مذاکره نتوانسته بود به آن برسد، الان به آن دسترسی داشته باشد.
در مذاکره تلاشمان این بود که در توازن منطق در مذاکره حاضر شویم. یعنی استنباط ما این بود که مذاکره جایی است که ما منطقمان را عرضه کنیم. بنابراین منطق خود را عرضه کردیم و هنوز شاهد هستید که در همه دنیا در محافل مختلف حتی در داخل آمریکا به شدت روی این تأکید میکنند که استدلالها و استنباطی که ایران از این مذاکره داشته، واقعاً قابل قبول بوده و میتوانست راهگشا باشد و طرف مقابل یا نخواسته، یا ندانسته، یا نتوانسته، به هر شکل همراهی نکرده و ما به این وضعیت رسیدیم. در ادامه مسیر، کاری که آمریکا و ترامپ انجام میدهد، این است که بیاید دستاوردسازی کند. این دستاوردسازی یا از طریق تشدید اقدامات نظامی است که تا الان انجام داده، همچنان دنبال این است که بتواند مسیرهای جدیدی پیدا کند، یا از طریق وارد کردن شوک یا از مسیر باز کردن جبهههای جدید در صحنه نبرد و یا این که به طور موازی تلاش کند دستاوردسازی داشته باشد از این جهت که بگوید من الان دارم به توافق جدیدی با ایران میرسم که قبلاً نمیرسیدیم و در نتیجه این توافق، بگوید من این جنگی که مشروعیت نداشته، با توجه به این دستاورد، الان دیگر مشروعیت دارد و خودش را نجات دهد که فکر میکنم در هر دو حالت با مشکل اساسی و جدی مواجه است. به علت این که همچنان صداقتی از آمریکا مشاهده نمیکنیم و تا زمانی که واقعبین نشوند و اعتراف نکنند به حقانیت ما و این که تجاوز کردن به کشور ما. فکر میکنم تا زمانی که این اقدام صورت نگیرد، همچنان در همین مسیر اشتباه قدم میزنند و راه به جایی نمیبرند.
سؤال: به قولی میگفت شاید شما در عالم سیاست بتوانید روایت خود را بگویید و روایت سازی کنید، ولی در میدان نبرد، این واقعیتهاست که حرف میزند، روایتسازی خیلی نمیتواند اثرگذار باشد. در مجموع فکر میکنید ما از این جنگ رمضان که از ابتدا تا الان آغاز شد چه درسهایی را میتوانیم به عنوان درسهای جنگ رمضان به آن اشاره کنیم؟
رضایی: یکی از درسهایی که گرفتیم این است و به این نتیجه رسیدیم که قدرت نظامی، قدرتی نیست که دارای تواناییهای مطلق باشد. اگر آمریکا تصور میکند که در بسیاری از حوزهها توانایی اش در مقایسه با دیگران فاصله زیادی دارد و به لحاظ قدرت نظامی به توانمندی مطلق رسیده، حالا از توانمندی هستهای گرفته تا فرض کنید سلاحهای سبک فردی، این مسأله برای ما به وضوح به اثبات رسید که قدرت لزوماً نباید به تواناییهای مطلق دسترسی داشته باشد. ما با توانمندیهای اختصاصی و مزیت نسبی در بعضی حوزهها وارد این نبرد شدیم و خوشبختانه توانستیم نتایج خیلی خوبی هم تا الان کسب کنیم. ما در زمینه مثلاً تولید موشک و استفاده از موشک و همچنین پهپاد و سلاحهایی که با اتکا بر تولید داخلی در این جنگ استفاده کردیم، پدافندی که داشتیم و بقیه تجهیزات، نشان دادیم میتوانیم بدون این که وارد عرصه رقابت توانمندی مطلق شویم که بسیار هزینهبر است و توان کشور را میگیرد، میتوانیم به شکل مزیت نسبی وارد شویم و به نتیجه برسیم. اما با دولت جدید در آمریکا شاهدیم که قدرت سخت به شدت مورد توجه قرار گرفته و برخورد نظامی در اولویت وصدر لیست قرارگرفته. ما در شصت سال گذشته در دنیا سطح به کارگیری سلاحهای جنگی و هزینههای نظامی تقریبا از ۶ و نیم تا ۷ درصد جی دی پی کل جهان رسیده بود به دو ونیم درصد که کاهش قابل توجهی است، ولی با روندی که شروع شده، همه نخبگان و اندیشمندان که ناظر این تحولات هستند، معتقدند که این وضعیت برمی گردد به همان حالتهای سابق و در نتیجه در سراسر دنیا رقابت تسلیحاتی شروع می شود. نتیجه این رقابت تسلیحاتی باید منتظر باشیم که درگیریهای نظامی بیشتر شود. الان حدود ۱۰ درگیری نظامی در دنیا وجود دارد. احتمالا با این روندی که پیش میرود، حتما درگیریهای بسیار فزایندهای خواهیم داشت و همه در نتیجه رفتاری است که آمریکا شروع کرده است.
نکته دیگری که ما در این جنگ به آن رسیدیم این است که سیاست همسایگی که در پیش گرفتیم با کشورهای همسایه مان، این سیاست نه تنها ضروری است، بلکه حیاتی است برای کشور. سیاست همسایگی، تامین کننده امنیت ملی ماست. ما این سیاست را تعمدی انتخاب کردیم و برای آن خیلی سرمایه گذاری کردیم. سعی کردیم با حکمرانی خویشتندارانه، با همسایگان مان وارد تعامل جدی شویم و این نکته جدی را به آنها بگوییم که اگر ما بتوانیم درآمدها، سرزمین مرزها را تقسیم کنیم، نمیتوانیم امنیت را تقسیم کنیم. امنیت را باید دسته جمعی وارد عرصه شویم و تامین کنیم.
گفتمان خیلی سازندهای با همسایگان مان شروع کردیم و قبل از جنگ چشم انداز برای ما روشن بود که وارد درگیری نظامی خواهیم شد و مجبور میشویم وارد نزاع شویم. از همسایگان مان خواستیم این فضا را برای متجاوزین ما ایجاد نکنند و همه این قول را دادند به ما که این کار را انجام دهند، ولی در عمل این اتفاق رخ نداد. تعدادی از همسایگان به وعدههایی که داده بودند عمل نکردند و براساس گزارشاتی که ما داریم اگر همسایگان ما همه بلاتفاق براساس آن چه که به ما قول میدادند عمل میکردند، نباید شاهد حتی پرتاب یک گلوله به سمت کشورمان میبودیم ولی متاسفانه حملات متعددی به ما صورت میگیرد و از سرزمین و فضای کشورهای همسایه این اقدامات صورت میگیرد.
سرمایه گذاری که برای سیاست همسایگی کردیم به خاطراین که مورد غفلت همسایگان مان قرارگرفته لطمه خورده است. حتما باید آسیب شناسی کنیم و ببینیم کجای مسیر را اشتباه رفتیم و این گفتمان را دوباره احیا کنیم با همسایگان مان. ما متوجهایم که همچنان همسایگان تلاش میکنند جانب احتیاط رعایت کنند و امیدواریم هرچه سریعتر رفتارشان آن کشورهایی که یک مقدار دور شدند از ماهیت سیاست همسایگی و این که اجازه ندهند متجاوزین از امکانات آنها استفاده کنند به خود بیایند و اهمیت این که ما باید در نهایت در این منطقه با هم زندگی کنیم با هم درک کنند. همسایه امری قطعی، حتمی و جذمی است. ما مجبوریم با همدیگر زندگی کنیم. ما تصمیم مان را گرفتیم، در فضای مسالمت آمیز و حسن همجواری با همسایگان زندگی کنیم و این مسیر را با خویشتنداری لازم ادامه دهیم. بنابراین درخواست مان از همسایگان این است که به این سرمایه گذاری توجه کنند و باعث نشوند دستاوردهای مان تخریب شود.
سوال: در ارتباط با اروپاییها وضعیت چطورست؟
رضایی: مدتی است اروپا به علل مختلف که خودشان میگویند عمدتا به خاطر جنگ اوکراین، تمرکزشان را در سیاست خارجی از دست داده اند. قبل از این که جنگ شروع شود، در مورد خود ما مشاهده میکردیم که آن رویه سابق را ادامه ندادند، وارد فضای جدیدی شدند که با تشتت و اختلاف نظر همراه بود، این تشتت و اختلاف نظر همچنان مشاهده میشود. البته این اقدام تجاوزکارانه آمریکا و رژِیم صهیونیستی بدون پشتوانه قانونی و حقوقی است و میدانند محکوم به شکست است و تا الان وارد همکاری جدی نشده اند با این دو متجاوز، برای ما قابل توجه است. بعضی کشورها در اروپا خیلی بهتر عمل کردند، مستقیم محکوم کردند اقدامات این دو را. بعضیها یک خورده هنوز مردد هستند، ما صداهای خوب و سازندهای از کشورهای اروپایی کما بیش میشنویم ولی همچنان مردد هستند. امیدواریم که کشورهای اروپایی هر چه زودتر بر این تردیدشان غلبه کنند و با صدای واحد در برابر این تجاوز کاری وارد شوند. ما با اروپا قبلا تجربه بسیار خوبی داشتیم و شکل گیری برجام را تا حد زیادی مرهون کشورهای اروپایی بودیم و در نتیجه تفاهم بنیادین و اساسی در مورد اصول کلی توانستیم، مسیر بسیار سازندهای را طی کنیم که متاسفانه کج فهمی و زیاده خواهی آمریکا بر این روند مترتب شد و در وضعیتی که قرار داریم وضعیت جنگی است و امیدواریم در این شرایط اروپا به خودش بیاید و فراتر از صداهای تک تک، صدای واحدی داشته باشد و در برابر این تجاوزکاری مقاومت کند و در قسمت درست تاریخ قرار بگیرد.
سوال: اروپاییها از بابت خودشان نگرانیهایی دارند، سر ماجرای گرینلند نگرانی دارند که آمریکا گوشه چشمی به آن جا دارد و اگر در ایران بخواهند به آن همکاری کنند، آن جا ممکن است بعدها خودشان دچار اتفاق مشابهی شوند، درست است؟
رضایی: صد در صد مسئلهای که الان مورد انتقاد نخبگان در غرب وجود دارد این است که آمریکا در دولت جدید، موضوع بسیار مسلم در صحنه بین المللی را کنار گذاشته و آن قابل پیش بینی بودن رفتار قدرت هاست. آمریکا تعمدا از این اصل دارد عدول میکند و همین باعث شده لطمه بزرگی نه به دشمنانش، به دوستان و متحدینش بزند. اگر کشوری رفتاری داشته باشد که نتواند برای دیگران پیش بینی پذیر باشد، دیگران را وارد فاز دفاعی میکند و اگر همه کشورها وارد دفاعی شوند، این دفعه ما شاهد نظامی شدن صحنه بین المللی و وارد تنازعات به جای رقابت و همکاری خواهیم شد که بسیار مخرب است و الان این وضعیت و فضا را داریم بین اروپا و آمریکا که متحدین سنتی بودند مشاهده میکنیم. نگرانیهایی که اروپا از آمریکا و رفتارش دارد، الان اگر بیشتر از کشورهای دیگر نباشد، کمتر نیست.
آخرین وضعیتی که آمریکا مطرح کرده و پیشنهادی که ارائه شده برای مذاکره و این که مواردی را که مطرح کردند شاید مناسب باشد به این نکته اشاره کنم که ما در وضعیتی که قرار داریم اولویت مان همچنان دفاع از کشورست و هیچ چیز قرار نیست توجه ما را از دفاع از کشور عزیزمان دور کند و ما با جدیت دفاع مان را ادامه میدهیم و تا زمانی که مطمئن نشویم که کشور مقابل پشیمان شده است از رفتارش و اصلاح کند رویکرد و نگاهش را به مسئله، قرار نیست توجه و جدیت مان را کم بگذاریم.