به گزارش سرویس بین الملل
خبرگزاری صداوسیما؛ سردبیر روزنامه اینترنتی رای الیوم با اشاره به تغییر قواعد درگیری در جنگ یمن به نفع جنبش انصارالله، تقویت محور مقاومت، شکست تحریمهای آمریکا علیه ایران، فروپاشی ائتلاف متجاوز سعودی، اکنون محور مقاومت در عرصههای سیاسی و نظامی، برتری دارد از این رو عربستان باید در ارزیابیهای خود همه تحولات را مد نظر قرار دهد و دست از سیاستهای خود بردارد.
عبدالباری عطوان در یادداشتی در روزنامه اینترنتی رای الیوم که از لندن به روز میشود نوشت: بدون در نظر گرفتن صحت اطلاعات به دست آمده در این روزها مبنی بر وجود تماسهای مستقیم میان شاهزاده خالد بن سلمان معاون وزیر دفاع عربستان با مهدی المشاط رئیس شورای عالی سیاسی یمن در جنبش انصارالله و همپیمانان آن باید بگوییم که پس از تغییرات بزرگ در موازنات قدرت در زمین و آسمان به ویژه در یک سال اخیر عربستان دیگر نمیتواند با همان انگیزه قبل به جنگ یمن ادامه دهد. از این رو گفتگو با دشمنی که ایستادگی کرده، گزینه مفیدتری برای نجات یافتن از این تله پُر هزینه است.
توئیت شاهزاده خالد بن سلمان که در آن گفته بود عربستان به پیشنهاد آتش بسی که المشاط اعلام کرد با دید مثبت مینگرد، نتیجه بازنگریهای مسئولان سعودی بود که پس از آنکه متوجه شدند آمریکا و اسرائیل نمیتوانند امنیت را برای عربستان فراهم و از آن محافظت کنند و در این جنگ کفه ترازو به نفع عربستان نیست، به این باور رسیدند که باید از یک سو با مسئولان جنبش انصارالله و از سوی دیگر با ایران مذاکره کنند.
نگرانی اصلی مسئولان سعودی فقط مسئله پیروزی یا شکست در جنگ یمن نیست بلکه نگرانی اصلی آنها در وهله نخست آینده حکومت آل سعود و تداوم آن است که خبرگزاری بین المللی رویترز این خشم را در گزارشهای موثق خود بیان کرد. در این گزارش به خشم گسترده محافل این خاندان از سیاستهای شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد سعودی و حاکم فعلی عربستان نه تنها در یمن بلکه در بسیاری از پروندههای منطقهای اشاره شد که در رأس این سیاستها اغراق در دشمنی با ایران و محور آن با تحریکهای آمریکا قرار دارد.
جنبش انصارالله خیلی زود متوجه این نگرانی سعودیها در همه سطوح شدند و خودشان خواستند یا چه بسا نصیحت دو همپیمان خود در تهران و بیروت یا برخی طرفهای غربی نزدیک به ریاض را مد نظر قرار دادند؛ مبنی بر اینکه با ارائه پیشنهاد آتش بس یکطرفه به شاهزاده بن سلمان نردبانی برای پایین آمدن از درخت بحران یمن تقدیم و از برخی تلاشهای احتمالی داخلی برای سرنگونی وی جلوگیری کنند تا نخست، حملات هوایی سعودی متوقف شود، دوم قانونی بودن حکومت آنها در صنعا به رسمیت شناخته شود و سوم اینکه میان عربستان و دیگر گروههای یمنی تحت حمایت آن به ویژه دولت (مستعفی) عبد ربه منصور هادی و حامیان او اختلاف و تفرقه ایجاد شود. به نظر میآید آنها (انصارالله) با هماهنگی به راه خود برای تحقق یکجای همه این اهداف ادامه میدهند.
مذاکره مستقیم مقامات سعودی با جنبش انصارالله برای دستیابی به آتش بس به معنای سقوط دولت (مستعفی) یمن به ریاست هادی و خارج شدن آن از معادله سیاسی در یمن و چه بسا در منطقه و همچنین به معنای تثبیت به رسمیت شناختن مشروعیت حوثیها (انصارالله) است که پس از حدود پنج سال استقامت در این جنگ پیروز شده اند.
در مقایسه با بیشتر تجربههای گذشته، مذاکرات برای پایان دادن به جنگها بر اساس چگونگی تثبیت آتش بس در میدانهای نبرد آغاز میشود و پس از آن مرحله دوم یعنی گامهای عادی سازی روابط و اعتماد سازی میان دو طرف جنگ آغاز میشود و در مرحله سوم راهکارهای نهایی سیاسی و اقتصادی (غرامتهای جنگی) , برقراری روابط دیپلماتیک و به رسمیت شناختن متقابل انجام میشود.
معمولا پس از آنکه دو طرف جنگ کاملا از پا درمی آیند و دیگر نمیتوانند خسارتهای جانی و مالی را تحمل کنند به این باور میرسند که حل و فصل نظامی دیگر امکان پذیر نیست و برای دستیابی به راهکارهای مسالمت آمیز نهایی از مرحله رویاروییهای نظامی وارد مرحله مذاکره میشوند. اما به نظر میآید در جنگ یمن وضعیت متفاوت است. چون طرفی که بیشتر فرسوده شده است و تمایل بیشتری برای پایان دادن به جنگ دارد، همان طرف تهاجم کننده یعنی ائتلاف (متجاوز) سعودی اماراتی است که جنگ را آغاز کرده بود. اما طرف مدافع یعنی ائتلاف جنبش حوثیها (انصارالله) قویتر و محکمتر است و با اینکه جنگ به پایان سال پنجم خود نزدیک شده است این ائتلاف توانایی غافلگیر کردن را دارد. این تحول در سه حمله موشکی و پهپادی اخیر به بزرگترین تاسیسات نفتی عربستان، پیروزی در آزادسازی بیشتر مناطق محور نجران، به اسارت گرفتن حدود ۳۰۰۰ نفر، تسلط بر صدها خودرو زرهی، کشتن و زخمی کردن ۵۰۰ سرباز سعودی و یمنی، تهدید به انجام حملات بیشتر در عربستان و امارات و انتقال از مرحله دفاع به مرحله حمله سرسخت آشکار شده است.
پاسخ رسمی عربستان مبنی بر برقراری آتش بس در برخی مناطق ابتدا با مخالفت (انصار الله) رو به رو شد. اما این مخالفت، قاطعانه نبود و بعدا آنها به ویژه جناح میانه رو جنبش حوثی (انصارالله) از این مخالفت عقب نشینی کرد. انصارالله متوجه ماهیت این پیشنهاد (آتش بس در برخی مناطق) شد که در چارچوب حرکت تدریجی و به عنوان مقدمهای برای آغاز گفت و گوی جدی و گسترش آن در همه جبههها بود تا از تحقیر دشمن جلوگیری و روند بازنگریهای او (دشمن) آسانتر شود.
بار دیگر میگوییم که قواعد درگیری نه تنها در جنگ یمن بلکه در سراسر منطقه خاورمیانه (غرب آسیا) تغییر کرده است. چون پس از شکست تحریمهای آمریکا برای به زانو درآوردن ایران، بی پاسخ ماندن حملات قوی انصارالله به عمق نفتی عربستان و فروپاشی ائتلاف سعودی در محور نجران، اکنون محور مقاومت در سیاست و عرصه نظامی، برتری دارد.
در سایه سرگرم بودن مصر به بحرانی که موجودیت آن را تهدید میکند و از جنوب، این کشور را فراگرفته است_ بحران پافشاری اتیوپی در راه اندازی سد النهضه و پُر کردن مخازن آن در طول سه سال که میلیونها کشاورز مصری را در معرض گرسنگی قرار میدهد_ و در سایه شکست بنیامین نتانیاهو در پیروزی قطعی در انتخابات اخیر اسرائیل، افزایش فشارها برای برکناری دونالد ترامپ و کاهش احتمال پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، افزایش قدرت ایران و محور نظامی آن و بازگشایی جاده ابریشم نظامی از چین تا ضاحیه جنوبی بیروت کنار دریای مدیترانه، باید عربستان در بازنگریهای خود همه این تحولات را مد نظر قرار دهد و اگر نگوییم همه سیاستهای قبلی خود که آن را در این وضع وخیم گرفتار کرده است، بیشتر آنها را کنار بگذارد.
امیدواریم ائتلاف (متجاوز) سعودی اماراتی دست از تبریک گفتن سال نو یهودیان بردارند و این تبریکها به مرحله تبریک گفتن به مناسبت سالگرد تشکیل اسرائیل یا به عبارت بهتر سالگرد اقدام اسرائیل به اشغال سرزمینهای عربی نرسد. آیا آروزهای ما گوش شنوایی دارد؟ امیدواریم چنین باشد. چون جایگزین آن یعنی ادامه این راه، فاجعه بار خواهد بود.