• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۴۲۸۴۰۷۲
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۴۰۳ - ۰۷:۴۳
آبادان » اجتماعی

روز تاسوعا در کربلا چه شد؟

نهم محرم مصادف با تاسوعای حسینی در روزشمار واقعه کربلا به نام حضرت ابوالفضل(ع) نام گذاری شده است.

روز تاسوعا در کربلا چه شد؟

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما آبادان، روز نهم ماه محرم که معروف به تاسوعاست، آخرین روزی بود که امام حسین علیه السلام و یارانش شبانگاه آن را درک کرده بودند و این روز به شب عاشورا، پیوند خورد و بدین جهت نزد مسلمانان و محبان اهل بیت علیه السلام از اهمیت بالایی برخوردار است.
ورود شمر به کربلا و یورش سپاه ابن سعد
شمر نخستین شخصی بود که پس از سخنرانی ابن زیاد در مسجدجامع کوفه، برای جنگ با حسین بن علی علیه السلام اعلام آمادگی کرد و در رأس چهار هزار نفر، روز چهارم محرم وارد کربلا شد؛ اما برای جاسوسی و کار‌های دیگر، بین کوفه و کربلا در رفت و آمد بود و هنگامی که نامه آشتی جویانه عمرسعد به ابن زیاد رسید و او قبول کرد که با حسین بن علی علیه السلام صلح کند، شمر نظر او را عوض کرد و زمینه شهادت امام حسین علیه السلام را فراهم ساخت.
هنگامی که شمر با فرمان جنگ به کربلا آمد و نامه عبیداللَّه را برای عمر سعد قرائت کرد، او گفت: این کار به تو مربوط نیست، خداوند، روی تو را سیاه گرداند. من یقین دارم که تو با تملّق، نظر ابن زیاد را عوض کردی و او را از پذیرفتن پیشنهاد من، باز داشتی. تو کاری را که نزدیک به صلح بود، تباه ساخته، به فساد کشاندی! سوگند به خدا! حسین (علیه السلام) زیر بار ذلّت نمی‌رود، اوفرزند شجاع و نفوذناپذیر علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.
شمر گفت: این حرف‌ها را رها کن؛ حالا بگو ببینم چه تصمیم می‌گیری؛ جنگ یا صلح؟ عمرسعد گفت: من آماده نبرد هستم؛ تو امیر پیادگان باش و من فرماندهی کل را در دست می‌گیرم. عمرسعد برای این که چهره مذهبی به خود گیرد و با نقاب تزویر و دینداری در برابر امام حسین علیه السلام حرکت کند، نماز عصر را به جای آورد و بعد از آن، بی درنگ، فرمان حمله را صادر کرد و بعد سی هزار لشکر، یک باره به سوی خیمه گاه حسینی روی آوردند واین در حالی بود که عمرسعد فریاد برمی آورد: «ای سربازان خدا! سوار شوید و بر شما باد بهشت برین»!
امان نامه برای ابوالفضل العباس (ع)
روز تاسوعا چه اتفاقی افتاد؟ در شب نهم محرّم، دیداری بین امام حسین علیه السلام و عمر سعد صورت گرفت. در این دیدار، برخلاف ملاقات قبلی که آن‌ها با نارضایتی از همدیگر دور شدند، این بار عمرسعد از سخنان امام حسین علیه السلام، متأثّر شد و به دنبال این دیدار، برای ابن زیاد نامه‌ای نوشت و خواستار صلح با حسین علیه السلام شد. بر اثر آن نامه، ابن مرجانه منفعل شد و به حاضران گفت: این نامه حاکی است که نویسنده آن خیرخواه حکومت و دل سوز خویشاوندانش می‌باشد. بنابراین، درخواست او را می‌پذیرم.
شمر که در مجلس حاضر بود، گفت: آیا چنین درخواستی را از حسین (علیه السلام) می‌پذیری که فعلاً گرفتار چنگال شماست؟ سوگند به خدا! اگر او از این محاصره آزاد شود و دست در دست شما نگذارد، او از شما قوی‌تر خواهد شد. صلاح در این است که هم اکنون از او و پیروانش بیعت بگیری و آن گاه می‌خواهی آزاد کن و می‌خواهی به کیفر برسان و این را بدان که حسین (علیه السلام) و ابن سعد، تمام شب را با هم ملاقات می‌کنند و با هم به گفتگو می‌پردازند. ابن مرجانه، وسوسه شمر را پذیرفت و گفت: چه پیشنهاد خوبی دادی؛ من نیز بااین پیشنهاد موافقم.
آن گاه نامه‌ای بدین مضمون به عمرسعد نوشت: من تو را به کربلا نفرستاده ام که از حسین (علیه السلام) شفاعت کنی و در پی سلامتی او تلاش نمایی. اینک یا از حسین (علیه السلام) و یاران او بیعت بگیر و یا با حمله بی درنگ او را به قتل برسان و اعضایش را قطع کن و پس از کشتن، سینه و بدن او را با سم اسب‌ها نرم کن.
ابن زیاد نامه را به شمر داد و به او چنین تأکید کرد: اگر عمرسعد آماده نبرد نباشد، سر او را از تن جدا کن و خود فرماندهی لشکر را به دست گیر. در این حال، شمر و «عبداللَّه بن ابی المحل بن حزام» که مادر حضرت ابوالفضل علیه السلام عمّه او بود، از عبیداللَّه درخواست کردند که برای فرزندان «امّ البنین»، امان نامه‌ای دهد و او نیز این درخواست را پذیرفت.
«عبداللَّه بن ابی المحل» امان نامه را توسّط غلامش، «کُزمان»، به کربلا فرستاد و خواستار آزادی «ابوالفضل، عبداللَّه، جعفر و عثمان» شد. چون حضرت ابوالفضل علیه السلام و برادران وی، آن نامه را دیدند، اظهار داشتند: سلام ما را به دایی مان برسان و بگو: ما نیازی به این امان نامه نداریم؛ امان خدا از امان ابن مرجانه بهتر است.
شمر، عصر روز تاسوعا به سراغ فرزندان ام البنین رفت و گفت: فرزندان خواهر من! کجایید؟ حضرت عبّاس علیه السلام به همراه برادران خود (بعد از آن که امام حسین علیه السلام ایشان را به جواب دادن به شمر توصیه کرد)، گفتند: چه می‌گویی؟ شمر گفت: شما چهار برادر، در امان هستید؛ خود را به کشتن ندهید. آنان گفتند: خداوند تو و امانت را لعنت کند! اگر تو دایی ما بودی، حسین علیه السلام را در نظر می‌گرفتی! آیا سزاوار است ما برادران، در امان باشیم؛ ولی فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله بدون امان؟
درخواست امام حسین علیه السلام از دشمن
عصر روز نهم محرم، صدای خروش لشگر برخاست. ابن سعد فرمان حمله به طرف خیمه‌های ابی عبدالله علیه السلام را صادر کرد. در آن وقت، سیدالشهداء علیه السلام در برابر خیمه، شمشیر خود را آماده می‌کرد و در این حال، به خواب سبکی فرو رفته بود. خواهرش زینب علیهاالسلام، وقتی صدای لشکریان را شنید، مضطرب شده، نزد برادر آمد و فرمود:‌ای جان برادر! مگر صدای دشمنان و شیهه اسبان ایشان را نمی‌شنوی که نزدیک رسیده اند؟‌ای برادر! دشمنان رسیدند و طناب خیمه‌ها را بریدند.
آن حضرت بیدار شد؛ سربرداشت و فرمود: در خواب، جد بزرگوارم را دیدم که به من فرمود:‌ای حسین! تو به زودی نزد ما خواهی آمد و از ذلت دنیا خلاص خواهی شد.
چون خواهر دل سوخته اش این سخن را شنید، بی تابی کرد و زار زار گریست. امام فرمود:‌ای خواهر! آرام باش! دشمنان ما را به شماتت درنیاور. خدا تو را رحمت کند.
پس از آن، امام علیه السلام به برادرش ابوالفضل العباس علیه السلام فرمود: فدایت شوم برادر جان! سوار شو و از اینان سؤال کن که هدفشان از این حمله چیست؟ حضرت ابوالفضل علیه السلام سوار بر اسب، به همراه بیست نفر دیگر، مثل زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر به سمت لشگر دشمن آمدند و از هدفشان سؤال کردند. آنان در جواب گفتند: امیر دستور داده، تسلیم فرمان او باشید وگرنه، هم اکنون با شما می‌جنگیم.
حضرت ابوالفضل علیه السلام برگشت؛ تا جریان را به امام اطلاع دهد و همراهان وی در آن جا ماندند و مشغول موعظه شدند. او پیام لشگر دشمن را به امام علیه السلام رسانید. حضرت فرمود: برادر جان! برگرد و از آنان، امشب را مهلت بگیر؛ تا بتوانم به نیایش و استغفار بپردازم؛ خدا می‌داند من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را بسیار دوست دارم.
حضرت ابوالفضل علیه السلام برگشت و سخن امام را به اطلاع رسانید. عمرسعد جوابی نداد؛ اما یکی از همراهان او به نام عمرو بن حجاج، رو به عمرسعد کرد و گفت: سبحان الله! اگر اینان اولاد پیامبر]صلی الله علیه وآله هم نبودند و از ترک و دیلم بودند و از تو چنین درخواستی می‌کردند، باید اجابت می‌کردی. تو چگونه درخواست اینان را رد می‌کنی؟
قیس ابن اشعث گفت: با در خواستشان موافقت کن؛ ولی به خدا سوگند! اینان فردا از جنگ استقبال می‌کنند.
ابن سعد گفت: به خدا سوگند! اگر می‌دانستم این چنین می‌خواهند، مهلت نمی‌دادم.
به هر حال، با اطمینانی که عمر سعد از نرسیدن نیروی کمکی به سپاه امام حسین علیه السلام داشت، تا فردا به ایشان فرصت داد و نهضت حسینی به شب عاشورا رسید و وارد مرحله‌ای دیگر شد.
تاسوعا و غربت
با این اتفاقات وبرخی رویداد‌های دیگرکه از روزهفتم محرم آغاز شده بودند، معلوم می‌شود که روز تاسوعا، امام علیه السلام کاملاً محاصره شده بود و دشمنان دانستند که دیگر به امام علیه السلام کمکی نمی‌رسد و اهل عراق او را یاری نمی‌کنند.
تا روز تاسوعا به ابن سعد کمک می‌رسید و در این روز نیرو‌های او به حد کافی رسیدند؛ نیرو‌هایی که هدفی غیر از تسلیم یا کشتن ابا عبدالله علیه السلام داشتند وآن، جلوگیری از کمک احتمالی مردم عراق بود.
در این روز، ابن سعد و ابن زیاد از زیادی لشکر خشنود شدند و دانستند که حسین علیه السلام یاوری ندارد و به سبب شخصیت و عظمت و محبوبیت فوق العاده امام علیه السلام، دشمن تا توانست نیرو جمع کرد و امام علیه السلام را محاصره کرد و عصر روز تاسوعا که اطمینان به قوت خود و ضعف امام علیه السلام پیدا کردند، آمادة جنگ شدند.
چرا دشمن تا عصر تاسوعا صبر کرد و از چه وحشت داشت؟
آن‌ها می‌خواستند خود را کاملاً مهیا و آماده کنند و، چون روز تاسوعا به هدف خودشان رسیدند، همان عصر می‌خواستند کار را یکسره کنند و جنگ را تمام کنند. از روز دوم تا نهم، از طرف ابن زیاد جنگ آغاز نشد و آنان مشغول تکمیل تدارکات و تجهیزات احتیاطی بودند.
همچنین یکی دیگر از اهداف آن‌ها از تأخیر جنگ، این بود که ببینند چه کسانی با آن‌ها مخالفت و به امام علیه السلام کمک می‌کنند. آن‌ها شهر‌های مهم از قبیل بصره، مدائن و کوفه را زیر نظر داشتند و، چون اطمینان حاصل کردند که امام حسین علیه السلام یار و یاوری ندارد و ضعیف شده، از جایی کمکی به او نمی‌رسد و انقلابی به پا نمی‌شود، جنگ را شروع کردند.
بنابراین، امام علیه السلام مدافع بود؛ نه مهاجم و اگر از روز دوم تا عصر روز نهم جنگ شروع نشد، از آن جهت بود که ابن سعد دستور نداشت و این هم برای تدارک و رسیدن کمک و لشکر بود و هدف دیگر از تأخیر، این بود که ببینند احساسات شیعیان چه اندازه است و در مقام یاری، چه اقدامی می‌کنند.
ابن زیاد می‌خواست ببیند آیا شورشی به پا می‌شود و شیعیان در مقام کمک به امام برمی آیند. او بیش از دیگران از عظمت امام علیه السلام خبر داشت و او را می‌شناخت. ابن زیاد به یاد داشت که وقتی وارد کوفه شد - به گمان این که او امام حسین علیه السلام است - چه اندازه مردم از او تجلیل کرده، به وی احترام گذاشتند. ابن زیاد به یاد داشت که هیجده هزار نفر با امام حسین علیه السلام بیعت کردند و همه از نزدیک شدن امام علیه السلام به کوفه باخبر شدند.
شاید ابن زیاد به سپاه خود خیلی هم اطمینان نداشت و احتمال می‌داد ممکن است در آنان شورشی پیدا شود و آنان به نفع امام حسین علیه السلام اقدامی انجام دهند.
بنابراین، کشتن امام حسین علیه السلام با آن عظمت، کار آسانی نبود که با سپاهی اندک و در اول وقت، او را از پا درآورند. به همین جهت، برای جلوگیری از احتمال بروز هر پیش آمد غیر منتظره، سپاه عظیمی آماده کرد و به همین دلیل، جنگ را به تأخیر انداخت؛ تا ببیند عکس العمل مردم چگونه است.
ابن زیاد در این چند روز، هم نیرو‌های سپاه را افزایش می‌داد، هم نیرو‌های کمکی تهیه می‌کرد و هم مراقب دوست و دشمن خود بود و اوضاع را کاملا زیر نظر گرفته بود. او نه فقط کوفه، بلکه دیگر شهر‌های شیعه نشین را نیز زیر نظر داشت.

بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
ملکشاهی تماشایی از قاب پنجره قطار انقلاب
آسمان چهارمحال و بختیاری ابری
بهبود ارائه خدمات به مشترکان آب با پرداخت به موقع قبوض
حضور وزیر راه و شهرسازی در مراسم افتتاح طرح‌ها در دهه مبارک فجر
طرح ملی هوش مصنوعی دوباره به صحن مجلس می‌رود
تسهیل صادرات تخم‌مرغ برای حمایت از تولیدکنندگان
توقیف بیش از یک تن تاغ قاچاق در سمنان
برگزاری رژه‌ای خودرویی در مهاباد
تشییع مادر شهید در فارسان
مصاف خیبر و فولاد خوزستان فردا در خرم آباد
اعزام ۵ هزار دانشجوی اصفهانی به اردوی راهیان نور
دیدار معاون بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور با خانواده شهیده فاطمه تاجیان
اخبار گوناگون از مناطق مختلف کردستان
اطلاعیه قطع گاز در کوی فرهنگیان اهواز
روایتی از توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، از کوره راه‌های خاکی تا کریدور بزرگراهی و ریل
بازدید سعید جلیلی از بازار آسیب دیده رشت
گشایش چهارمین دوره نمایشگاه مدرسه انقلاب در خوزستان
۱۲ بهمن ۱۳۵۷؛ نقطه عطف انقلاب و بازگشت تاریخی رهبر
تشییع پیکر پاک مادر شهیدان میرقائد در مسجدسلیمان
فعالیت ۹۰۰ سازمان مردم نهاد در خراسان رضوی
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
دبیر شورای امنیت ملی با پوتین دیدار کرد
پرداخت کالابرگ برای حداقل ۷ دهک درآمدی در بودجه
خبر مثبت علی لاریجانی از پیشرفت مذاکرات
شنیده شدن صدای مهیبی در بندرعباس
نمایندگان مجلس در حمایت از سپاه پاسداران سبزپوش شدند
اختصاص بودجه به واحد‌های نهضت ملی مسکن در کهگیلویه و بویراحمد
خبر ترور فرمانده نیروی دریایی سپاه کذب است
ساترا تحریم شد
اتصال چابهار و اردبیل به شبکه ریلی کشور
آمریکا اگر جنگی راه بیندازد، این‌بار جنگ منطقه‌ای خواهد بود
فوت قهرمان کشتی آسیا بر اثر انفجار گاز
برگزاری مسابقات قرآن کمیته روستایی و عشایری آذربایجان شرقی
هیچ ایرانی نباید از خرداد ۱۴۰۵ بدون بیمه باشد
حضور رهبر انقلاب در حرم امام خمینی (ره)
اقدام اروپا علیه‌ ایران برای‌‌ جبران تحقیر از سوی آمریکا و روسیه
سپاه از قوی‌ترین و مؤثرترین نیرو‌های ضد تروریستی در دنیاست  (۳ نظر)
جابه‌جایی بیش از ۳۰ میلیون تن کالا در محورهای برون‌شهری استان فارس  (۱ نظر)
خبر مثبت علی لاریجانی از پیشرفت مذاکرات  (۱ نظر)
هفت توصیه کلیدی برای داشتن خواب شبانه بهتر  (۱ نظر)
اتصال چابهار و اردبیل به شبکه ریلی کشور  (۱ نظر)
آمریکا اگر جنگی راه بیندازد، این‌بار جنگ منطقه‌ای خواهد بود  (۱ نظر)
فوت قهرمان کشتی آسیا بر اثر انفجار گاز  (۱ نظر)
هیچ ایرانی نباید از خرداد ۱۴۰۵ بدون بیمه باشد  (۱ نظر)
اقدام سیاسی و غیرقانونی اتحادیه اروپا علیه سپاه  (۱ نظر)
جشن هلهله فرشتگان در شهرکرد  (۱ نظر)
اقدام اروپا علیه سپاه، خللی در اراده ملی ایجاد نخواهد کرد  (۱ نظر)
افتتاح بیش از ۲ هزار طرح عمرانی در دهه فجر  (۱ نظر)
به دلیل ارتکاب جنایات بین‌المللی آمریکا  (۱ نظر)
حضور رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر امام خمینی (ره)  (۱ نظر)
هشتگ سپاه ضدتروریسم پربازدید شد  (۱ نظر)