پخش زنده
امروز: -
دبیر علمی ادواری جشنواره بینالمللی شعر با تاکید بر لزوم برگزاری جشنواره استانی شعر فجر گفت: برای اثرگذاری بیشتر باید جشنواره شعر فجر ابتدا در استانها برگزار شود و برگزیدگان استانها به جشنواره ملی برسند.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، محمود اکرامیفر دبیر علمی ادواری جشنواره بینالمللی شعر فجر افزود : یکی از تعاریف نزدیک به معنای فرهنگ، کشاورزی است. کار فرهنگی دقیقا مثل کار کشاورزی مراحل کاشت، داشت و برداشت دارد. کشاورز باید زمین را به خوبی شخم بزند، بذر با کیفیتی را انتخاب کند و بعد از روی اصول آن را روی زمین بپاشد و زمان مناسب آبیاری کند و به محافظت از کشت بپردازد؛ یعنی در زمان مناسب وجین کند و علف هرزها را بچیند و... در نهایت هم میتواند ادعا کند که این خرمن از آن من است. اگر نیک بنگریم در جشنوارههای فرهنگی مانند جشنواره شعر هم روند کار به همین صورت است، یعنی باید مثل یک کشاورز خوب از ایدهپردازی تا تولید و توزیع و سنجش را مدیریت کرد.
وی اظهار داشت: ما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به توزیعکنندگان محتوا بیشتر از تولید کنندگان آن بها میدهیم و هزینهای که برای چاپ، نشر و توزیع میشود به مراتب بیشتر از هزینههای تولید کتاب است. کتاب را شاعر تولید میکند و بعضا هم با سرمایهگذاری خودش آن را منتشر کند، اما حتی اگر درآمدی هم به او برسد، هشت تا ۱۰ درصد از قیمت پشت جلد کتاب است. این در صورتی است که توزیع کننده و فروشنده کتاب هرکدام ۲۰ درصد از پشت جلد سود میکنند. وقتی تولید کننده محتوا سود اقتصادی، اجتماعی و عاطفی کمتری ببرد، دیگر کار خوبی تولید نمیکند، آنگاه اگر بهترین جشنواره را هم برگزار کنیم، به جایی نمیرسیم.
این پژوهشگر ادبیات و مدرس دانشگاه گفت: در گذشته که گاهی من دبیر جشنواره شعر فجر بودم، یکبار جشنواره شعر فجر، شعر را داوری میکرد و جایزه کتاب سال، کتاب شعر را داوری میکرد و جوایز این دو رویداد هم متفاوت بود. سی رویداد استانی برگزار میشد که منتخبان آنها به جشنواره شعر فجر میآمدند، اما اکنون دیگر روند برگزاری متفاوت شده است.
صاحب مجموعه شعر «این کتاب اسم ندارد» بر ضرورت فرآیند بودن جشنواره بینالمللی شعر فجر تاکید کرد و افزود: این جشنواره باید یک فرآیند باشد نه یک رخداد؛ به عبارتی وقتی اختتامیه یک دورهای کلید خورد، از همان روز باید به جشنواره بعدی فکر کرد نه اینکه یازده ماه سال را به کار خود مشغول باشیم و بعد یک نفر را فوری به عنوان دبیر علمی جشنواره انتخاب کنیم. دبیر جشنواره شعر فجر باید ۱۰ ماه قبل از شروع جشنواره انتخاب شده باشد نه ۱۰ روز قبل از جشنواره. به نظرم جشنواره شعر فجر را چندان جدی نمیگیرند. پیشنهاد من این است که آیین اختتامیه جشنواره امسال باید در اصل افتتاحیه جشنواره سال آینده باشد. چه اشکالی دارد که در آیین اختتامیه امسال دبیر علمی و اعضای هیات علمی دوره آینده جشنواره معرفی شوند؟
وی گفت: هیات علمی باید در فرایند جشنواره مدیریت و نظارت داشته باشد، نه اینکه صرفا داوران را انتخاب کند و بعد به دنبال کار خود برود. کار هیات علمی مدیریت و نظارت در فرآیند جشنواره است و تا روز اختتامیه بازوی دبیر به شمار میرود. جشنواره بینالمللی شعر فجر ظرفیت و قابلیت تبدیل شدن به بزرگترین جریان ادبی کشور در حوزه شعر را دارد، اما به شرطی به صورت فرآیندی به آن نگاه شود و طی آن شعر مورد داوری قرار گیرد. زمانی که سعید بیابانکی پیشنهاد داد که در جشنواره کتاب مورد داوری قرار گیرد، من اعتراض کردم و گفتم این باعث میشود که جشنواره تجمیع شده و بدل به بخشی از جایزه کتاب سال شود.
اکرامیفر در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که محافل و شب شعرهای مرتبط با جشنواره فجر اندک است، افزود: برای داشتن برنامههای جنبی باید پیش از جشنواره ملی شعر فجر، جشنواره استانی شعر فجر را داشته باشیم و طی آن ۳۰ استان کشور فعال شوند و هر ماهی دو یا سه استان برنامه داشته باشند و لازمه این کار هم انتخاب اعضای هیات علمی و دبیر جشنواره ۱۰ ماه قبل از اختتامیه است. در این صورت است که میتوان برنامههای جنبی مفید داشت. برنامههای جنبی هم در چه گفتن و چگونه گفتن میتواند اتفاق بیفتد. دهانی که حرفی برای گفتن نداشته باشد، اگر باز شود به خمیازه منتهی میشود؛ دهان زیباست! خمیازه زیباتری میکشد، حرف تازهتری که نمیزند.
وی اظهار داشت: متاسفانه در جریانهای ادبی پس از انقلاب فقط چگونه گفتن آموزش داده شده و به «چه گفتن» توجهی نشده است. ما باید نیازهای ملی و جهانی بشری را در حوزه فرهنگ و محتوا احصا کنیم و آنها را از تولیدکنندگان محتوا بخواهیم یا اینکه آموزش بدهیم تا به آنها بپردازند. کار خوب باید ایده، تفکر، محتوا و فرم خوبی داشته باشد تا خوب ارائه شود. به نظرم کارهای جنبی جشنواره شعر فجر صرفا نباید به برگزاری شبهای شعر محدود شود، باید نشستهای نقد و بررسی و معرفی کتابهای و حتی معرفی و توزیع محتواهای خوب را هم دربر بگیرد. نقد هم به معنای عیبجویی نیست، بلکه برجسته سازی نکات مثبت کتابهاست و درستنمایی و بیان درستیهای حوزه شعر است. نقد جدا کردن سره از ناسره است و بیان خوبیهای یک اثر نه بیان بدیها. نقد در واقع امر به معروف است و نهی از منکر نیست، در صورتی که ما پس از انقلاب در جریان نقد ادبی بیشتر نهی از منکر کردیم و نه امر به معروف. بیشتر گفتیم که اینها بد است، حال یا سختمان بود، یا بلد نبودیم و یا نخواستیم بگوییم که اینها خوب است؛ بنابراین یکی از برنامههای جنبی خوب میتواند پرورش منتقدان و فعال کردن نقد علمی است.
صاحب مجموعه شعر «اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟» دیگر ایدههای خود برای برگزاری برنامههای جنبی مطلوب در ذیل جشنواره بینالمللی شعر فجر را به این شرح بیان کرد: گاهی اوقات نشستن دور همدیگر، درددل کردن، حرف زدن و حال همدیگر را پرسیدن میتواند خیلی خوب باشد. گاهی اوقات هم ندانستن حق آدمهاست و ما نباید آدمها را بمباران اطلاعاتی کنیم. به نظرم در جریان رسانهای امروز با توجه به وجود رسانههای تعاملی و با توجه به سواد رسانهای شاعران، پدیده شاعر رسانه بودن را میشود به طور علمی برنامهریزی و کلام را بالدار و سوار امواج کرد و به مخاطبان رساند. گاهی اوقات به قول گابریل تارد همگان جمعی پراکنده یا جمعی معنویاند تا فیزیکی و بر همین اصل میشود با توجه به رسانههای کنونی و رسانههای مدرن و نو در سپهر رسانهای امروز حتی اگر جشنوارههای استانی را به معنای فیزیکی هم اجرا نکنیم، در عوض با کارهای رسانهای خوب و دادن آموزشهای درست، فرصت به دیگرانی از همه جای ایران برای ارائه کارهایشان داده شود.
اکرامیفر افزود: ما رسانه ملی را هم چندان جدی نگرفتهایم، در صورتی که میتواند ظرفیت خوبی برای برگزاری برنامههای جنبی جشنواره شعر فجر داشته باشد. باید ببینیم اینکه این رسانه ۱۰ روز را تمام قد به جشنواره فیلم فجر میپردازد، آیا حاضر است ۱۰ دقیقه به جشنواره شعر فجر تمام قد و در همه شبکهها بپردازد؟ بنابراین به طور کل در دو یا سه حوزه میتوان مسئله آموزش را به جریان انداخت که یکی از آنها در حوزه «چه گفتن» است. باید بحث مهندسی پیام را جدی بگیریم. مهندسی پیام در حوزههای تعیین، تولید، دروازهبانی و توزیع پیام است و در نهایت سنجش و بازخورد آن. همانطور که گفتم ما فقط آموزش را در حوزه تولید پیام و آن هم فقط از نظر فرم کار کردهایم و «چه گفتن» و «تعیین پیام»را فراموش کردهایم و نتوانستیم به اولویتهای جهان امروز و ایران از نظر پیام بپردازیم.
این شاعر و منتقد ادبی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه مهندسی پیام در جشنواره بینالمللی شعر فجر به حوزههای «چه گفتن» و تعیین پیام ارتباط دارد، گفت: در حوزه تولید پیام با توجه به شرایط انسان رسانه و شاعر رسانه بودن میتوان به تولید چند رسانهای و تولید بستههای رسانهای خوب و ارسال آنها به جای جای نقاط کشور فکر کرد. میتوان از طریق سازمان صدا و سیما بحث آموزش را به صورت غیرمستقیم انجام داد. یکی از نکاتی که امروزه دانستنش برای هر شاعری لازم است، بحث دروازهبانی محتوا، تولید و توزیع است. شاعر خود هم تعیین محتوا میکند و هم تولید و توزیع آن را هم برعهده دارد و هم بازخورد را میسنجد؛ بنابراین شاعر باید سواد رسانهای لازم را داشته باشد و بداند که چه محتوایی را چگونه و با رعایت چه خط قرمزهایی تولید کند.
وی همچنین با اشاره به اینکه باید رسانه را هم به شاعران آموزش داد، تصریح کرد : همانطور که در موسیقی امروزه عصر تک اثرهاست، در شعر هم عصر تک شعرهایی است که در فضای مجازی حرکت میکنند. شاعر گاهی کتاب چاپ میکند که دروازهبانی میشود، کتابی که ۳۰۰ نسخه چاپ میشود و نهایتا هم ممکن است ۲۰۰ نسخه آن به دست مخاطب برسد که آن هم معلوم نیست خوانده میشود یا خیر، اما پست کردن یک شعر در فضای مجازی حتی هزاران نفر مخاطب و خواننده دارد. پس یکی از برنامهها در حوزه آموزش باید یاد دادن سواد رسانهای باشد. شاعر در عصر امروز خود یک رسانهای است که آتش به اختیاری دارد. شعر میگوید و آن را منتشر میسازد و منتظر ناشر و مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نمیماند؛ بنابراین باید آموزش داد تا شاعر امروز فریب فالوئرهای بیشتر را نخورد.
جشنواره بینالمللی شعر فجر با هدف تعالی و ارتقای شعر امروز، از سال ۱۳۸۵ تاکنون هر سال میزبان کاروان شعر پارسی بوده و بیستمین دوره آن نیز زمستان امسال برگزار میشود.