پخش زنده
امروز: -
معاون سیاستگذاری اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی گفت: با حذف ارز ترجیحی بخشی از ذخایر ارزی از دست رفته بانک مرکزی جبران و در تالار ارز تجاری یک آرامشی حاکم شد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما آقای مرتضی زمانیان، معاون سیاستگذاری اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی با حضور در استودیو گفتگوی ویژه خبری با تشریح " تازهترین تصمیمات اقتصادی دولت " ، به پرسشها در این باره پاسخ داد. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:
سؤال: در گزارشی که مشاهده کردید، اقتصاددانان و شخصیتهای اقتصادی از طیفها و جریانهای مختلف حتی سیاسی بودند که متفقاً موافق اجرای این سیاست دولت بودند و بعضاً کسانی هستند که در ادوار مختلف دولت وزیر بودند. نکته مهم اینکه همه این دوستانی که الان نگرش شان را درباره اصلاح سیاستها پخش کردیم، همه گفتند که باید این اتفاق باید میافتد. برخی هم معتقد هستند که با اقتضائات خاص خودش اگر اتفاق بیفتد میتواند موفق باشد. الان زمانی است که طرح اجرا شده است، الان به نظر دولت آیا این طرح همانطور که انتظار میرفته، پیش رفته است، استقبال چگونه بوده است؟
زمانیان: به نظر من کشور ما یکی از مهمترین و ویژهترین برهههای اقتصادی خودش را پشت سر گذاشت. یعنی دورهای که در یکی دو ماه اخیر بر اقتصاد ایران گذشت دورهای مهم و درس آموزی بود. دورهای که بود شدیدترین فشارهای دشمن در کشور و نظام اقتصادی کشور وارد میشد و به گواهی خیلی از کسانی که دورههای ابتدای انقلاب را تجربه کرده بودند و حضور داشتند، هیچ وقت چنین فشاری بر کشور ما وارد نشده است. به هر حال صهیونیستها و ترامپ دست به دست هم دادند و شدیدترین محدودیتها را اعمال کردهاند. دومین مسئله اینکه به دلیل اینها نا آرامیهایی در کشور شکل گرفته بود که بخشی از آن اعتراضات به حقی بود که مردم و بازاریان داشتند و بعداً با یکسری از اغتشاشات حاد و خشن دنبال شد که در مورد آن بحث شده است و درکنار اینها جهش جدی که در نرخ ارز اتفاق افتاده بود و ما در چنین شرایطی وارد انجام چنین اصلاحاتی شدیم و این شرایط شرایط معمولی برای انجام تغییرات رادیکال اقتصادی نیست.
سؤال: خیلیها هم گفتند که دولت بدترین زمان را انتخاب کرده است؟
زمانیان: بله اگر قرار بر انتخاب بود کسی چنین زمانی را انتخاب نمیکرد. باضافه اینکه این برنامه اصلاح اقتصادی از قبل تدوین شده بود و قرار بود در یکی دو ماه آینده انجام شود. یعنی در بازه بین یک تا دو ماه قرار بود مسئله تالار اول ارزی را حل کنیم و در فرآیند چند ماهه و شاید تا اواخر بهار مسئله نرخ ارز تدریجی را کالا به کالا حذف کنیم و این فرآیند اصلاحات اتفاق بیفتد. مجموعه عواملی دست به دست هم داد و در دولت این اجماع را ایجاد کرد که این تصمیم باید گرفته شود. این تصمیم را عرض کنم، نمیخواهم بگویم که تک تک آحاد حاکمیت با این تصمیم و این زمانبندی حتماً موافق بودهاند، نه منظور من این نیست، اما حتماً تصمیم و درک این شرایط محدود به قوه مجریه نبوده است. در قوه قضائیه این مسئله به جد پیگیری میشد که شرایط کشور شرایط خاصی است و باید تصمیم گرفته شود. بعضی از دوستان مجلس شورای اسلامی، دوستانی که در بخشهای اقتصادی مجلس هستند پیگیر بودهاند. حتی به نظر من این اواخر اجماع قابل قبولی در مورد زمانبندی هم شکل گرفته بود. مستحضرید آن تفاهم ۱۷ بندی که معروف شد بین تصمیم گیران اقتصادی و منوط شد به تفاهم ۲۰ بندی که بعداً شکل گرفت، بر مبنای همه آنها این بسته اصلاحی شکل گرفت. اینها چیزهایی بود که از چند هفته قبل پیش بینی شده بود و همه روی آن اجماع کرده بودند میدانستند که ما نمیتوانیم به آن شرایط بیش از این در سیستم تجاری کشور و نظام اقتصادی کشور را در فشار قرار بدهیم. من گفتم این دوره دوره مهمی است بیش از هر چیزی منظور من این است که باید از این دوره درس بگیریم، یعنی اگر قرار باشد ما دوباره بعد از مدتی همان چرخههای گذشته را تکرار کنیم باید بگوییم این هزینهها همه هدر رفته بوده است.
سؤال: معنی حرف شما این است که ممکن است دوباره این اتفاق بیفتد و برگردیم؟
زمانیان: برگردیم به این معنا که با سیاستهای نادرستی که در سالهای گذشته پیش گرفته بودیم، کشور را در چنین فشاری قرار دادهایم. به طور خاص من نمیخواهم همه سیاستهای چند سال اخیر را بحث کنم یا نقد کنم، اما من مشخصاً میخواهم در مورد سیاستهای ارزی کشور بحث کنم. باز کردن سیاستهای ارزی هم در اینجا نمیگنجد، اما نکته مهم اینکه ما به این دید که کشور دچار تحریم است و همه میدانیم و قبول داریم که در دوره تحریم به هر حال ارز یک پدیده با نرخهای مختلفی در دست مردم مبادله شود. به هر حال کنترل خروج سرمایه داریم، یک بخشی از ارز ممکن است در بازار غیررسمی تری معامله شود، اینکه قابل قبول است، اما واقعاً دچار یک بازار چند پاره ارزی شده بودیم. ما یک کانال ارزی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی داشتیم، یک کانال ارزی به نام تالار اول با قیمت حدود ۷۰ هزار تومان داشتیم، یک تالار سومی داشتیم به نام تالار توافقی با نرخ حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان بالاتر که این اواخر خیلی هم بیشتر سبقت گرفت و یک بازار آزادی که کف خیابان بود اگر کسی میخواست سفر خارجی برود آنجا میرفت و ارز میگرفت. سیاست ارزی ما دو ویژگی داشت، چند پاره بودن بازار ارز یعنی این مدلی که عرض کردم، نتیجه این مدل این است که شما میگویید ارزی دارم با قیمت ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، مثلاً رانت این ارز نیست، رانت آن قابل گفتوگو است، این کم ثمر بودن این سیاست نیست که ما این سیاست را اجرا میکردیم و تورم ماهانه ۲ رقمی در مورد همان کالاهایی داشتیم که داشتیم ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی میدادیم. مسئله من این نیست که اصابت این بیشتر به دهکهای بالا و ثروتمندان جامعه بود، این نظام چند بخشی ارزی یک ویژگی داشت که این ویژگی سهم مهلکی برای کشورهایی مثل ایران است که در فشار تحریمی قرار دارند. وقتی میآییم این بخش بندی را انجام میدهیم، میگوییم در تالار اول که نرخ آن ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی است، دلارهای نفتی را میآوریم، نفت را که صادر میکنیم، منظور من از دلار انواع ارزهایی است که میآید و صرفاً دلار نیست، ارزهای حاصل از فروش نفت بعد از اینکه بخشهای مختلفی از آن برداشته میشود، یک بخشی میماند و میشود ارزی که برای کالاهای اساسی است و این را به واردکنندگان کالاهای اساسی میدهیم، قیمت این کمتر از ۳۰ هزار تومان است. میآییم تالار دیگری ایجاد میکنیم، یک تعداد از صادرکنندهها ارزشان را آنجا میآورند و به واردکنندگان دیگری به قیمت ۷۰ هزار تومان میدهند. آیا بین این دو دالان ارزی ارتباطی وجود دارد، حتماً ارتباطی وجود ندارد. چون کسی که اینجا دلار ۲۸ هزار تومانی میگیرد، حاضر نیست برود آنجا ۷۰ هزار تومانی بخرد و هیچ فروشنده ۷۰ تومانی ۲۸ تومانی نمیفروشد. درنظر بگیرید کشوری که تحت تحریم است، میآید منبع به مصرف اینها را به هم میخکوب میکند، چه اتفاقی میافتد، اگر فروش نفت پایین بیاید، کالای اساسی دچار مشکل میشود، اگر تقاضای کالای اساسی بالا برود، فروش نفت کفاف این را نمیدهد و نظام تجاری کشور قفل میشود. درحالی که در کشوری مثل ایران که به دلیل فشارهای تحریمی ممکن است هر بخش از درآمدهای ارزی اش در یک دورهای کاهش پیدا کند، منطق ایجاب میکند که همه منابع ارزی را در یک استخری بریزید و همه مصارف ارزی را از آن استخر بردارید. چرا، چون اگر دشمن فشاری آورد مثلاً فروش نفت کم شد، بتوانیم از یک منبع دیگری نیازهای مربوط به کالاهای اساسی را جبران کنیم، اگر یک جایی مصرف زیاد شد بتوانیم از کاهش مصرف دیگری این را جبران کنید. اگر مصرف همه این کالاها کفاف نکرد، بگوییم فعلاً مثلاً یک کالایی مثل خودرو یا موبایل که اولویت شان کمتر است آن را کنار بگذاریم و با این استخر نیازها را پوشش بدهیم. وقتی شما میآیید اینطور این کالاها را به هم میخکوب میکنید، ولو اینکه در کل شما نظام ارزی تراز باشد، یکی از اینها کمبود بیاید، آن طرف شما با یک بحران مواجه میشوید، این مشکل اساسی بود که کشور را دچار کرد. علاوه بر این وقتی اصلیترین منابع دلاری را به قیمت مشخص برای کالاهای مشخص هزینه میکنیم، چه اتفاقی میافتد. خواهش من این است که دوستانی که اهل پژوهش و سیاستگذاری در اقتصاد هستند به این جمله من دقت کنند که جمله مهمی است، شما میآیید تمام منابع ارزی تان را بخش بندی میکنید آخرش چیزی به نام بازار آزاد میماند، بازار کف خیابانی میماند، آیا چیزی دارید که در آن مداخله کنید، آیا چیزی برای کنترل آن بازار دارید، ندارید، چون همه منابع ارزی تان را به قیمتهای مشخص تخصیص دادهاید و رفته است. آن بازار میشود یک بازار رهای بی حضور دولت سرکشی که هر اتفاقی در آن میافتد. با چند تقاضای تلگرامی و با چهار خبر آن بازار ممکن است دچار تلاطم شود. چه اتفاقی میافتد آیا مردم آن را نمیبینند، آن را میبینند، آیا آن بی تأثیر است، خیر کاملاً تأثیرگذار است، اتفاقاً آن نرخی که دارد بعنوان نرخ دلار در جامعه است و آن بازار را رها میکنیم، اما چون هیچ کاری در مورد آن نمیتوانیم کنیم، چون منبع ارزی برای مداخله ندارید، لاجرم میآییم یک اسمهایی روی آن میگذاریم که آن بازار بازار قاچاق است و آن بازار را ما قبول نداریم. قبول نداشتن بنده سیاستگذار به این معنی نیست که آن بازار وجود ندارد. نتیجه این میشود که یک بازار رهای بدون مداخله دولت باقی میماند و بازار ارز، چون خودش را با آن نرخ همیشه میبیند و به جامعه پالس میدهد و سیگنال میدهد، چون همه تولیدکنندهها و واردکنندههایی که میخواهند سیگنال بگیرند از آن سیگنال میگیرند، میبینید که با یک نوسانی در آن بازار و بدون حضور دولت یا با حضور خیلی ضعیف دولت که منظورم بانک مرکزی است، این بازار رها شده کل کشور را درمی نوردد.
سؤال: به نظر شما بازار کف خیابانی که اشاره میکنید با این سیاست دولت روی آن ابراز کنترلی دارد؟
زمانیان: حتماً وقتی شما بعنوان حاکمیت و دولت همه بازارها را یکپارچه میکنید، حتماً نمیتوانید یک بازار کاملاً یکپارچه ایجاد کنید به دلایل شرایط تحریمی، اما قدرت کنترل شما در بازار بالا میرود یعنی نمیآیید فقط همه ارز را صرفاً محدود به عرضه در یک کالای خاص کنید.
سؤال: الان دولت قدرت کنترل روی این بازار را دارد؟
زمانیان: قطعاً وقتی بانک مرکزی بازارهایش را یکپارچه میکند قدرت کنترلی بیشتری پیدا میکند.
سؤال: پس چرا قدرت را اعمال نمیکنید؟
زمانیان: درخصوص این در بخش جلوتری صحبت میکنم که این اتفاقات که میافتد به چه شکلی است، اما نکته مهم اینکه این بازار بسیار با فاصله از لحاظ نرخ با بازارهای پایینی میشود یک بازار رها شده. اما گزارهای که داشتیم و طی مدتها بارها گفته شده بود اینکه اتفاقاً منابع ارزی مان را باید صرف این کنیم که در بازارهای مختلف مداخله کنیم. به هر حال من میپذیرم که ما نمیتوانیم کاملاً تک بازاره شویم، به دلایلی، این عبارت هم گاهی گفته میشود تک نرخی، منظور این است که تا حد ممکن یکپارچه کنیم و حتماً دقیق نیست و ما کاملاً از این قضیه آسیب دیدهایم. این است که در ماههای گذشته هم گفتهایم که بازار را نباید رها کرد، اما این تصور غلط وجود داشت که رها کردن بازار یعنی اینکه بگذاریم نرخ شناور باشد. برآوری شناوری و رهایی بازار اشتباهی بود که بسیاری از افراد در جامعه ما میکردند. درحالی که وقتی ارزها را میخکوب به هم میکنیم اتفاقاً بازار رها شده ایجاد میشود و نتیجه اش میشود که اگر دشمن بخواهد فشاری بیاورد میداند که اگر کجا را محدود کند شما در کجا آسیب خواهید دید، چون قدرت انعطاف را از خودمان گرفتهایم. این است که اگر واقعاً یک اقتصاد مقاوم میخواهیم در مقابل تحریمها و یک اقتصاد مدل اقتصاد مقاومتی میخواهیم، اولین شرط آن این است که به اقتصادمان درجه آزادی بدهیم. اینطور نباشد که اقتصاد را اصطلاحاً به یک معنا حساس کنیم به یک نرخ خاص، به یک عدد خاص، به یک کانال ارزی خاص که دشمن بداند که اگر دقیقاً روی آن پافشاری کند، مشکل کالای اساسی پیدا میکنیم. این اتفاقی بود که در چند ماه اخیر افتاد و نتیجه آن هم، چون دوستان گفتهاند و من فقط مرور میکنیم این است که وقتی ما یک مقدار با افت درآمدهای نفتی در یکی دو ماه اخیر مواجه شدیم و به دلیل خشکسالیهای اول سال نیازهای ارزی ما برای کالاهای اساسی بالا رفت، این دو که قرار بود با هم برابر باشند، درآمدهای نفتی افت کرد و نیاز برای کالاهای اساسی افزایش پیدا کرد. این بازار و تالاری که نهادههای اساسی در آن تأمین میشوند، دچار مشکل و ناترازی شد و به یکباره سیستم تجاری ما به هم ریخت و فعالان بازار سیگنال گرفتند که ظاهراً دولت برای کالاهای اساسی دیگر ارز ندارد، واردات نهادهها یک مقدار با مشکل مواجه شد، نگرانی ایجاد شد، درحالی که اینقدر ما مشکل نداشتیم، یعنی میزان افت فروش نفت اینقدر نبود و میزان افزایش نیاز ما به واردات کالاهای اساسی هم اینقدر نبود. اما همین ناترازی کوچک اقتصاد ما را شکننده کرد، پالسهای بسیار منفی به فعالین تجاری ما داد، یک عده که داشتند واردات میکردند و تولید میکردند دست نگه داشتند و یک عده که میخواستند خرید کنند تسریع در خرید کردند و واقعاً سیاستگذار نگران شد که ادامه این وضع چقدر میتواند سیستم تجاری ما را با ایراد و اشکال مواجه کند. به این شکل بود که علی رغم همه نگرانیها و شرایطی که گفتم، فشار دشمنف نا آرامیها و اعتراضهایی که بود، اغتشاشاتی که به دنبال آن اتفاق افتاد و مسئله جهش نرخ ارز قبل دولت تصمیم گرفت با یک اجماعی که ما بیش از این نمیتوانیم کشور را در مقابل اینطور نوسات نرخ دلار شرطی کنیم و باید زودتر این اصلاحات انجام شود.
سؤال: دولت به اندازه کافی ابزار کنترلی روی بازار کف خیابان دارد؟
زمانیان: وقتی که دولت در بازارهایی که تحت کنترل خودش است، یعنی تالارهای رسمی ارز که الان رسمی ارز شده است، اصطلاحاً بازار ارز تجاری شده است، قدرت خرید ارز پیدا میکند، چون آن یک بازاری است که بعضی از وقتها در آن تقاضا کم است که در آنجا بانک مرکزی میتوان ذخایر خودش را تأمین کند، آن زمان ابزارهایی دراختیار دارد که اگر نیاز شد در بازار آزاد مداخله کند بتواند مداخله کند. به هر دولت نیاز دارد، این مهمترین رکن این است که بانک مرکزی ذخایر کافی برای مدیریت بازار داشته باشد.
سؤال: یعنی الان دولت برنامهای برای مداخله ندارد؟
زمانیان: من در مورد سیاستهای خاص این چند روزه بانک مرکزی اظهارنظر نکنم، چون خود آن نهاد باید اظهارنظر کند هرچند در گفتوگو هستیم ولی، چون موضع رسمی بانک مرکزی است، اجازه بدهید من صحبت نکنم و به این چند جمله بسنده کنم که در این مدت اخیر بانک مرکزی توانست حجم عرضه ارز را در بازار به شدت، چون از مرز بازار بالاتر رفت، بخشی از ذخایر از دست رفته خودش را جبران کند و در تالار ارز تجاری یک سکون و آرامشی حاکم شود. این به نظر من مهمترین دستاوردی بود که ما از لحاظ ارزی در این چند مدت داشتیم.
سؤال: الان در اوضاع به لحاظ ارزی و به لحاظ اجرای طرح کالابرگ اوضاع رضایت بخش است؟
زمانیان: امروز و در یکی دو روز اخیر نرخ ارز جهش داشتیم نرخ ارز بازار آزاد داشتیم. اجازه بدهید این پدیده را واقعاً من توضیح بدهم با حجم شدید نا اطمینانی که این روزها دارد به کشور ما پمپاژ میشود. شرایط شرایط خاصی است، همه مستحضر هستند، حجم اتفاقاتی که میافتد، اخباری که میآید و نگرانیهایی که وجود دارد و اینها چیزهایی نیست که از همه جامعه و آحاد اقتصادی پوشیده باشد. واقعاً فضا فضایی نیست که من صرفاً بخواهم با عرضه و تقاضای یک تالار این پدیده را توضیح بدهم. من این را بیش از هر چیز دیگری به نا آرامیها میتوانم نسبت بدهم و امیدوارم انشاءالله با دفع این اخبار منفی و شر دشمن، انشاءالله به یک شرایط پایداری برسیم. این را جدا بگذاریم؛ یعنی این اتفاقات یکی دو روزه، اما در مورد خود بازار ارزی که در اختیار بانک مرکزی است؛ یعنی تالار ارز تجاری، عرضه ارز در این بازار بعد از اجرای این طرح، چند برابر شد؛ یعنی کاملاً در عرض یکی دو روز، یک جهش جدی داشت.
سؤال: طبیعی یا با فشار؟
زمانیان: این به شکل طبیعی بود، ما فشار را از قبل هم وارد میکردیم.
سؤال: چرا فشار قبلاً جواب نمیداد، الان ناگهان جواب داد؟
زمانیان: این نکته مهمی است؛ از اواخر پاییز که کشور یک مقدار از لحاظ ارزی با مشکل مواجه شد، به تبع، فشارهای نظارتی بر صادرکنندگان کالا؛ یعنی کسانی که قرار است ارز بیاورند، تشدید شد. در حالت عادی یک صادرکننده یک زمانی باید ارز خود را بیاورد، حالا اگر نیاورد یک مهلتی به او داده میشود، یک فرایندی است، وقتی شرایط یک مقدار خاص میشود، فشار نظارتی بیشتر میشود و حتی ما در وزارت اقتصاد چندین جلسه با خیلی از شرکتهای دولتی داشتیم؛ مشخصاً آنهایی که خود وزارت اقتصاد در آنها قدرت تصمیمگیری دارد.
سؤال: خیلی از آنها دولتی بودند؛ درست است؟
زمانیان: نه واقعاً خیلی از اینها دولتی نبودند، بخش زیادی همین چیزی است که به عنوان کارتهای اجارهای مرسوم است؛ خرده صادرکنندگانی که خیلی از اینها در سالهای اخیر با کارتهای اجارهای کار میکردند.
سؤال: الان خودتان فرمودید که با شرکتهای دولتی؛ بیشتر؟
زمانیان: آن چیزی که به وزارت امور اقتصادی و دارایی مربوط بود که اعمال قانون میشود و حتی در یک مورد مشخصاً توسط وزیر اقتصاد، برکناری اتفاق افتاد. به هر حال این فشار چه از سمت دولت، چه وزارت اقتصاد و چه بقیه دستگاهها بر صادرکنندگان بود که شما باید ارزتان را بیاورید، اصلاً در این شکی نیست.
سؤال: ولی نمیآوردند؟
زمانیان: نه، این را میآوردند، اما بازار این قدر شکننده بود و این قدر نگرانی وجود داشت در مورد این که این نظام ارزی چندنرخی شکست خواهد خورد، که شما در این شرایط هر چقدر هم عرضه به بازار داشته باشید، افرادی هستند که سر این را میگیرند. ما چندده میلیارد دلار تقاضا پشت صف تالارهای ارزی ما وجود داشت؛ عدد این قدر بالا بود که شما هر قدر هم ارز تزریق میکردید، این ارز مکیده میشد. آیا به دلایل غیرضرور؟ نه خیلیها نیاز ارزی داشتند و از این جهت واقعاً این فشارها مطلقاً نمیتوانست مسأله را حل کند. این فشارها وجود داشت و به هر حال خیلی از صادرکنندگان ما، یک کالایی را که صادر میکنند، با هزار مشقت باید ارز این را بیاورند، این نیست که تصور کنیم اگر یک صادرکنندهای حالا مثلاً چند هفته، یک ماه، دو ماه ارز خود را دیر آورد، ما باید به چشم یک مجرم و کسی که دزدی کرده از مال عمومی با او مواجه شویم، به هر حال باید با او گفتوگو شود، کارش تسهیل شود، خود این یک فرایند به شدت زمانبری است، خیلی از اینها کسانی هستند که میخواهند با ارز خود نیازهای صنعتی خود را تأمین کنند. طرف خط تولید دارد، مواد اولیه و نیازهایی دارد، مسأله این طور نیست که بعضیها تصور میکنند شما صرفاً با یک داغ و درفشی بشود همه را مجبور کنی که به همان اندازه ارز بدهیم.
سؤال: میدانید چرا این ذهنیت شکل گرفت؟ علت آن این است که تا قبل از این ماجرا، میگفتند ارزهایی که باید حاصل از صادرات است، برگردانند، برنمیگردد و همین سیاست پیاده شد، مدام خبرها پشت سر هم این قدر ارز فلانجا برگشت، این قدر فلان جا برگشت. گفتند پس چرا اینها قبلاً نمیتوانست برگردد، الان چرا ناگهان برمیگردد؟
زمانیان: اتفاقاً نکته همین جاست؛ یک گزارهای را همه ما...
سؤال: مدام میگویند آن داغ و درفش ظاهراً جواب داده؟
زمانیان: نه، دو نکته است؛ علت عدم بازگشت به اندازه ارز به اقتصاد ما؛ چند پدیده است، که در مورد این چند پدیده میشود صحبت کرد؛ از مسائل تحریمی تا عدم تمایل صادرکنندگان به بازگشت ارز و همچنین یک سری فسادهایی که وجود دارد و بالأخره ممکن است همیشه پیش بیاید؛ در این شکی نیست. اما نکته مهمی که وجود دارد؛ این است که یک دورهای وجود دارد که منطق اقتصادی حکم میکند شما ارز خود را برگردانی؛ یعنی منطق اقتصادی ایجاب میکند به تالارهای رسمی کشور ارز خود را برگردانی. یک موقع شرایط طوری است که اگر شما این کار را کنی، متضرر میشوی، پس چه میکنی؟ از انواع ابزارهای حتی قانونی که داری استفاده میکنی که ارز کمتری را برگردانی. مثالی بزنم؛ یک صادرکننده مدت مشخصی فرصت دارد که ارز خود را برگرداند، اگر قیمت، یک قیمت منطقی باشد، همان اول برمیگرداند، چرا؟ چون میگوید من زودتر این را برگردانم، بفروشم و کالاهای مورد نیازم را تأمین کنم، اما اگر ببیند قیمت؛ قیمت مناسبی نیست، تا آخرین زمان مجاز صبر میکند. دوم این که خیلی از اینها ممکن است بخواهند به ازای صادراتی که دارند؛ خط تولیدی که دارند، نهاده و مواد اولیهای وارد کنند، این یک کار کاملاً مجاز است، بعضی از اینها ممکن است تهاتر کنند؛ اینها همه کانالهای قانونی است. وقتی شرایط مناسب است، شما میگویید من ارز خود را عرضه میکنم، دو تا چهار ماه بعد میروم آن مواد اولیه خود را دوباره ارز میخرم و وارد میکنم. اما وقتی میبینی نرخ ارز مناسب نیست و بازار شکننده است، میگویید رهایش کن، من کاری که سه ماه آینده میخواهم انجام دهم، همین الان انجام دهم. یعنی وقتی منطق ایجاب میکند که شما کمتر ارز برگردانی، حتی از روشهای قانونی؛ از زمان قانونی استفاده میکنی که ارز کمتری را برگردانی و همه اینها را، این که فکر کنیم ما باید دنبال صادرکنندهها بیفتیم و بخواهیم انواع و اقسام روشهای نظامی، انتظامی و امنیتی در مورد اینها....
سؤال: منطقاً خودش این کار را انجام میدهد؟
زمانیان: بله خودش این کار را انجام میدهد، فراموش نکنیم که شیوههای امنیتی و قضایی؛ برای موارد خاص است، نه این که ما با همه، این طور مواجه شویم و این نکته، نکته مهمی بود که علیرغم این تلاشها، وقتی دیدیم این بازارها، یکپارچه و اصلاح شد و از همه مهمتر؛ تعیین تکلیف شد، یعنی همه فهمیدند ما یک نظام یکپارچه ارزی انشاءالله خواهیم داشت، دیگر سیستم جریان واردات ارز به مسیر خود بازگشت و به نظر میرسد، الان ما در یک شرایط کاملاً پایداری قرار داریم. این مجزاست از این اتفاقات یکی دو روزهای که به خاطر این اخبار منفی آمده و شوکهایی که به بازار وارد شده است.
سؤال: انتقال ارز ترجیحی از زنجیره اول به انتها بپرسم؛ همیشه صحبت از این بود که ارز ترجیحی ما اصطلاحاً به هدف اصابت نکرده، ما این قدر ارز بابت فلان کالای اساسی دادیم، ولی در بازار انگار ارز ترجیحی به آن اختصاص داده نشده و مردم با آن قیمت خرید میکنند. زمانی که آمدیم این را از ابتدای زنجیره حذف کردیم، خود دولت میگوید مثلاً یک گپ ۷۰۰ هزار تومانی روی هر کالای اساسی را ما محاسبه کردیم که اتفاق بیفتد، این اگر از اول اصابت نکرده، الان که حذف میشود، چرا باید روی قیمت نهایی تأثیر بگذارد؟ چون قیمت نهایی انگار بدون اصابت و تخصیص ارز ترجیحی در بازار عرضه میشد. الان که حذف میشود، چرا باید روی آن تأثیر بگذارد؟
زمانیان: چند نکته را عرض کنم؛ ما به هر حال معتقد بودیم سیستم ارز ترجیحی، سیستم مناسبی نیست و بارها هم گفته میشد، به مجموعهای از دلایل، اصابت نکردن معانی مختلفی دارد؛ ۱- ما چرا یارانه میدهیم؟ برای فقرا، در بهترین حالت؛ برای همه. سیستم ارز ترجیحی، چون بیشترین میزان اصابت آن به مصرف کننده است، عملاً ثروتمندان بیشترین استفاده را میکنند. آمارها داده شده؛ در بعضی از کالاها ثروتمندان و دهک ثروتمند ۱۰ تا ۱۱ برابر دهک فقیر استفاده میکند، پس ولو این ارز ترجیحی، منجر به کنترل قیمت، شود، باز اصابت درستی نمیکند؛ یعنی ۷۰ تا ۸۰ درصد آن جایی میرود که اصلاً آن آدم ممکن است نیاز نداشته باشد، پس یک معنای عدم اصابت؛ این است، لزوماً به معنای این نیست که روی قیمتها اثر ندارد. ۲- بخشی از این واقعاً قیمتها را هم کنترل نمیکند، البته در بخشهایی هم کنترل میکند؛ مثلاً در مورد روغن، همه از اول میدانستند، بارها هم گفته شده بود که روغن با توجه به این که واردات آن با قفسه فروشگاه، فاصلهای ندارد و تعداد تولیدکنندگان آن هم محدود است، روغن خامی که میآید با یک فرایندی که روی آن انجام میشود، توسط چند شرکت در قفسه فروشگاه میرود، روی اینها برچسب قیمت زده میشود، در روغن ما کنترل قیمتی تقریباً داشتیم. در کالاهای دیگر که زنجیره آن طولانی بود، این را نداشتیم. باز اصابت، نسبی بود و در نهایت یک رانتی در این وجود داشت که بالأخره کسانی از این رانت منتفع بودند، این به این معنی نیست که همه ارز ترجیحی کشور نشت میکرد یا خدای ناکرده دچار فساد بود، چون بعضاً در مورد اینها اغراق هم میشود، واقعاً این طور نبود. اما یک بخشی هم آنجا هدر رفته بود. همه اینها را در کنار این قرار دهید؛ من یک آماری میگویم؛ این آمار مهم است. وقتی شما ارز ترجیحی میدهید، به شدت کنترلهای دستوری شما بالا میرود. آماری که دوستان ما داشتند؛ حدود ۱۶ تا ۱۷ درصد کالاهای کشور در بندر شهید رجایی، متروکه اولیه میشد؛ یعنی اینها این قدر آنجا میماند، به خاطر این که بیاید نظارت کنیم؛ از کدام منبع، منشأ و منشأ ارز تو کدام بود، از چه کسی تخصیص گرفتی؟ این فرایند زمانبر است، بیش از ۵۰ درصد این رسوب؛ حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آن، مربوط به همین فرایندهای ارزی بود. در کشور ما با این همه محدویت، شما بروید این فرایندها را طی کنید، صادر کنید، ارز آن را خرج واردات کنید، بیایید و بعد فرض کنید ۷۰ درصد ۱۶ تا ۱۷ درصد چه عددی از کالاهای ما میشود که متروکه میشود یا وقتی کالایی متروکه میشود، شما بعداً آن را برگردانید، به هر حال کیفیت خود را از دست داده؛ اینها همه ترجمه هزینهای دارد و کشور ما چه هزینه بالایی تحمیل میکرد به خاطر این که نظام ارزی نامناسبی را پیاده کردیم. واقعاً امیدوارم اولاً انشاءالله با گذر زمان؛ اعداد، ارقام و اطلاعات خیلی دقیقتری از این دورهها گفته شود و همگان بدانند که این سیستم ارزی چرا سیستم ناموفقی بود و چه اجماعی در دولت شکل گرفت که همه پذیرفتند که این سیستم، دیگر سیستمی نیست که بتواند کار کند و امیدوارم اساتید اقتصاد، پژوهشگران و سیاست پژوهان ما، این برهه تاریخی را فراموش نکنند، اجازه ندهند که دوباره بعد از یک مدتی که منابع ارزی آمد، دوباره یک مقدار حال ما بهتر شد....
سؤال: شما نگرانید دوباره برگردیم؟ چون چند بار اشاره کردید؟
زمانیان: این خیلی مهم است، چون من نگاه میکنم؛ از اوایل دوره رضاخان؛ این خبط را ما تکرار کردیم، تاریخ اقتصادی ایران را ببینید؛ این اشتباه را انجام دادیم، از بعد از دهه ۹۰ دفعه چندم است این خبط را انجام میدهیم؟ یعنی یک موقع؛ اوایل دهه ۹۰ بود، بعد رفتیم ارز ۴۲۰۰ سال ۹۷ آمد، بعد این را حذف کردیم، ۱۴۰۱ دوباره ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی آوردیم، واقعاً سیستم اداری کشور خسته میشود که دوباره بخواهیم فکر کنیم خدای ناکرده در سالهای آینده دوباره وارد چنین مسیری شویم، خوشبختانه امروز مسیر بانک مرکزی؛ مسیری است که واقعاً به سمت این یکپارچهسازی حرت کرده و ولی به هر حال میشنوم افرادی که در رسانهها مینویسند؛ دوباره شروع کردند گفتوگوهای آن را که دیدید این اصلاح نرخ، کار مناسبی نبود، این جهشهای قیمتی که در این ایام اتفاق افتاد، دلایل مختلفی داشت؛ همه اینها قابل پیشبینی بود. ما در زمانی که ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی میدادیم، چندین ماه متوالی بود که در مورد کالاهای اساسی، تورم دو رقمی داشتیم، تورم دو رقمی برای کشور در سال عدد بالایی است، ما در ماه؛ به کالایی که ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی میدادیم و اکثر هزینههای آن، همین نهادهها بود، تورم دو رقمی را تجربه میکردیم. بعضی از همین کالاها در چند ماهه، رشد ۵۰ درصدی قیمت را داشتند.
سؤال: یعنی معتقدید، چون قبل از این که این سیاست اجرا شود، یکی از نگرانیها این بود که مثلاً تورم سنگینی ایجاد خواهد کرد، به نسبت اجرای طرح، آن انتظار تورمی که برخی روی برخی کالاها داشتند، الان اتفاق نیفتاده است؟
زمانیان: تورم اینها روز به روز بالاتر میرفت، ما در زمان اجرای طرح، اولاً این پیشبینی را میکردیم، چون دفعی اتفاق افتاد، احتمالاً تا چند هفته، یک ماه و حتی کم و بیش، ما تلاطمات جدی در بازار کالاهای اساسی داشته باشیم. به هر حال سیاست، دفعی اجرا شد، در اوج دوره تورمی و شوک ارزی اجرا شد. پس اولاً باید زمانی بگذرد که بتوانیم با آمارها و ارقام، دقیقتر صحبت کنیم. چون من علاقهای ندارم چیزی را که هنوز آمارهای بعد از این دوره توسط نهادهای رسمی اعلام نشده را اعلام کنم، اما پیش بینیهای ما برای دوره پس از این اتفاق، تورم ماهانه حدود هفت تا هشت درصد بود که آمار دی ماه هم که اعلام شد؛ تقریباً چیزی شبیه همین بود. در نظر داشته باشیم که شوک ارزی، حذف تالار اول و حذف ارز ترجیحی، همزمان اتفاق افتاده بود، پس به هر حال قابل انتظار بود که ما یک افزایش قیمتی داشته باشیم، اما همان اتفاقی که آمارهای آن خواهد آمد؛ در دوره شهید رئیسی هم آمارهای آن، بعد از چندین ماه آمد و مشخص شد که حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی علیرغم این که ما تجربه آن دوره را داشتیم، و آن دوره شاید با تجربهای کمتری هم انجام شد، در نهایت به چند دهک پایین، کاملاً افزایش سطح رفاه داده بود، کاملاً شاخص نابرابری را کمتر کرده بود و شاخص فقر هم در ماههای پس از آن، کاهش پیدا کرده بود؛ اینها آمارهایی است که ما هنوز از آن نگذشتیم؛ دو تا سه سال گذشته است و این دوره به نظرم میآید که در ماههای آینده آمارهای دقیقتری میتوانیم بدهیم، اما وضعیت واردات کالاهای و نهادههای اساسی در گمرکات کشور به شدت بهبود پیدا کرده، عرضه ارز در بازار تجاری به شدت رشد کرده و اینها اخبار خیلی خوبی است که نشان میدهد کشور در شرایط پایداری است. هرچند به هر حال محیط ناامن بیرونی ممکن است در کوتاهمدت ما را با تلاطمهایی مواجه کند.