پخش زنده
امروز: -
تحلیلگر مسائل سیاسی: حمله اخیر به ایران، بخشی از نقشه راهبردی آمریکا و اسرائیل برای تغییر نظام و تجزیه ایران است.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما مرکز قزوین، جعفری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی در گفتگوی ویژه خبری شبکه قزوین، حمله اخیر به ایران را بخشی از یک طرح جامع و اتاق جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل توصیف کرد که اهداف تاکتیکی و راهبردی مشخصی را دنبال میکند.
وی با اشاره به حملات بامداد ۲۳ خرداد، این اقدامات را گام اول در مسیری چند مرحلهای دانست که شامل وقایع ۱۸-۱۹ دی ماه و همچنین انتقال تجهیزات نظامی اخیر به منطقه میشود.
به گفته جعفری، اهداف تاکتیکی اعلام شده از سوی آمریکا و اسرائیل در قبال ایران شامل برچیده شدن برنامه هستهای ایران، کاهش توان موشکی به برد ۴۸۰ کیلومتر و تغییر سیاستهای منطقهای از جمله پایان دادن به حمایت ایران از نیروهای مقاومت است. این اهداف تاکتیکی در راستای سه هدف راهبردی کلانتر تعریف شدهاند که در سه گام عملیاتی؛ تغییر نظام در ایران، تجزیه سرزمینی ایران و ایجاد یک نظم نوین منطقهای با محوریت منافع آمریکا و اسرائیل دنبال میشوند.
جعفری معتقد است که هدف دوم، یعنی تجزیه ایران، موضوعی بسیار خطرناک است و با استناد به وقایع سوریه، این امر را الگویی احتمالی برای ایران دانست.
وی همچنین به نقل از مقامات عالیرتبه، هدف اصلی را “بلعیدن ایران” توصیف کرد.
جعفری تاکید کرد : موقعیت ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و همچنین توان نیروی انسانی ایران، چشم طمع قدرتهای جهانی را به خود دوخته و این عوامل، در کنار اهداف فوق، منجر به تشدید تنشها و اقدامات اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران شده است.
کارشناس سیاسی: آمریکا در برابر مقاومت، استراتژیهای چهارگانه را برای جبران هیمنه از دست رفته به کار گرفته است
جعفری، کارشناس مسائل سیاسی، در ادامه تحلیلهای خود، استراتژیهای اصلی ایالات متحده در تحولات اخیر منطقه را چهار رکن اساسی دانست که هدف نهایی آنها جبران “هیمنه پوشالی” آمریکاست که به گفته او، در سالهای گذشته توسط جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت از بین رفته است.
وی به تشریح این چهار استراتژی پرداخت:
استراتژی ابهام: ایجاد عدم قطعیت برای گیج کردن طرف مقابل و حفظ مانور در سایه.
استراتژی تئوری هزینه-فایده: سنجش دقیق میزان هزینهای که طرف مقابل (ایران و نیروهای مقاومت) متقبل میشود و تطبیق آن با منافع خود.
استراتژی جنگ پاک: تلاشی برای رسیدن به اهداف با کمترین تلفات و کشته از سوی نیروهای خودی.
استراتژی بزرگنمایی با عملیات محدود: استفاده از جنگ ترکیبی، شامل عملیات نظامی محدود با پوشش رسانهای وسیع و تصویرسازیهای بزرگ برای القای قدرت.
شکست هیمنه آمریکا در برابر مقاومت:
جعفری با تکیه بر نمونههای عینی، شکست هیمنه آمریکا را یک واقعیت انکارناپذیر در اذهان جهانی دانست.
وی به خروج چهار ناو هواپیمابر آمریکایی از منطقه دریای سرخ در فاصله تیر تا دی ماه ۱۴۰۳ اشاره و تاکید کرد که این عقبنشینیها، که با پوشش رسانهای شدید برای پنهان کردن مشکلات ناوها همراه بود، نشاندهنده ایستادگی موفقیتآمیز گروههای مقاومت در برابر نظام سلطه است.
جعفری، با اشاره به توانمندیهای اعلامی جمهوری اسلامی ایران، یادآور شد که پاسخ مسئولین ایران صریح و قاطع بوده است: در مقابل عملیات محدود، پاسخ ایران قطعاً قاطع، بیسابقه، فوری و فراگیر خواهد بود و این امر میتواند لطمه سختی به طرف مقابل وارد کند.
ایران جزیره ثبات آمریکا و اسرائیل را برهم زد
امیری نژاد، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، معتقد است که مواضع جمهوری اسلامی ایران، حتی در مقطع پیش از انقلاب، موجب برهم زدن ثبات فکری و روانی آمریکا و اسرائیل شده است.
وی با اشاره به دیدار کارتر و شاه در دهم دی ۱۳۵۶، تأکید کرد که ایران پیش از انقلاب نیز هدفی برای مهار مقاومت منطقهای و تحمیل “راهبرد صفر بودن” بود، اما امروز ایران با ارائه “اتحاد مقدس” پس از “دفاع مقدس”، الگویی گرانبها ارائه داده است.
امیری نژاد نقطه عطف تحولات اخیر را “طوفان الاقصی” دانست و تصریح کرد که راهبرد ایالات متحده و اسرائیل در قبال ایران و محور مقاومت، پس از این عملیات دچار تغییر بنیادین شده است.
به گفته این کارشناس، پیش از طوفان الاقصی، استراتژی غرب “کنترل تهدید” بود، اما پس از آن، این راهبرد به “حذف تهدید” علیه محور مقاومت (شامل حماس، لبنان و ایران) ارتقا یافت.
این استاد دانشگاه پیش از تحلیل ابعاد نظامی، بر اهمیت “جنگ ادراکی و جنگ اجتماعی” تأکید کرد.
وی افشا ساخت که آمریکا و اسرائیل پیش از شروع درگیری نظامی اخیر، تلاش گستردهای برای ایجاد آشوب داخلی از طریق سناریوهایی مانند تحصنها و اعتراضات داشتند.
امیری نژاد همچنین حوادث ۱۸ دی را صرفاً “اغتشاشات” ندانست، بلکه آن را “جنگ شهری” و مقدمهای بر حمله دوم توصیف کرد که توسط “اتحاد مقدس” خنثی شد.
این کارشناس با اشاره به حضور ناوهای آمریکایی در منطقه، این اقدامات را ابزاری برای ایجاد “ترس ذهنی” دانست و حضور ناوها را پادگان شناور جدیدی در منطقه ندانست.
امیری نژاد بیان کرد: جنگ ۱۲ روزه اخیر، در حقیقت، “جنگ غلبه ارادههای پولادین بر برادههای آهنی” بود و هدف اصلی آن، شکستن اراده طرف مقابل بوده است.
وی افزود: ائتلاف جهانی در هشت سال جنگ، برای حذف ایران جنگید، اما در جنگ اخیر، هدف، صرفاً عدم حذف شدن خودشان بود که این امر نشاندهنده برتری اطلاعاتی و امنیتی محور مقاومت در شش روز اول پدافند بود.
جنگ روایتها؛ کلید پیروزی است/ موشکهای ایران، تئوری “صلح از طریق قدرت” آمریکا را نقض کرد
در ادامه تحلیل تحولات منطقهای، امیری نژاد، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی، تأکید کرد : نبرد کنونی اساساً یک “جنگ روایتها” است و پیروزی در آن منوط به کنترل روایت اول و عدم ترس از روایتهای دشمن است.
به گفته وی، استراتژی سیاست خارجی آمریکا، به ویژه در دوره ترامپ، بر پایه دو تئوری “صلح از طریق قدرت” (حفظ برتری اقتصادی و نظامی برای بازدارندگی) و تئوری “مرد دیوانه” (ایجاد رفتارهای غیرقابل پیشبینی برای ترک میدان توسط طرف مقابل) استوار بود.
امیری نژاد با استناد به اظهارات تحلیلگرانی مانند جان مرشایمر، ادعا کرد : فروپاشی تئوری “صلح از طریق قدرت” آمریکا در جنگ ۱۲ روزه اخیر مشهود بود، چرا که “موشکهای ایران” مانع توقف جنگ اسرائیل شدند، نه تصمیمات واشنگتن.
این کارشناس سه نقطه ضعف اصلی آمریکا را در عرصه قدرت و جنگهای آتی مورد شناسایی قرار داد.
وی افزود: آمریکا به دنبال جنگهای طولانیمدت نیست و تنها یک درگیری سریع و دو سه روزه برای حفظ پرستیژ خود را ترجیح میدهد. تلفات انسانی در استراتژی نظامی آمریکا از اهمیت بالایی برخوردار است.
به گفته این کارشناس؛ ایران با ارسال نامههای رسمی به کشورهای همسایه مبنی بر هدف قرار دادن هر پایگاهی که از آن حملهای علیه ایران صورت گیرد (مانند ۱۲ نقطه هدف اسرائیل در جمهوری آذربایجان در جنگ گذشته)، استراتژی اجتناب از کشیده شدن جنگ به همسایگان آمریکا را خنثی کرده است.
امیری نژاد در جمعبندی سخنان خود، حضور ناوهای آمریکایی را عاملی برای ایجاد رعب و وحشت دانست و مهمترین وظیفه فعلی را “جهاد تبیین” معرفی کرد.
وی تأکید کرد: “ما باید واقعیتها را بگوییم و سلامت روحی و روانی جامعه را آرامش دهیم. مهم این است که نتوانیم اجازه دهیم روایت دشمن، روایت اول جامعه باشد. باید هم میدان و هم روایت را به دست بگیریم و پیروز میدان باشیم.”