• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۵۷۵۶۲۵۸
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۷
علمی و فرهنگی » کتاب و مطبوعات

دل نوشته هایی که به مردم قوت قلب می دهد

حمید داودآبادی نویسنده، در روز‌های جنگ رمضان در پیام‌رسان‌های مختلف متن‌هایی نوشته که هم شرایط این روز‌ها را ثبت می‌کند و هم به مخاطبان خود قوت‌قلب و دلگرمی می‌دهد.

دل نوشته هایی که به مردم  قوت قلب می دهد

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، حمید داودآبادی نویسنده و جانباز که سه کتابش مورد توجه رهبر شهید قرار گرفت و برای آن تقریظ نوشته شد، در روز‌های جنگ رمضان بی‌کار ننشسته و در پیام‌رسان‌های مختلف متن‌هایی نوشته و منتشر می‌کند. او با این کار هم شرایط و احوال این روز‌ها را ثبت می‌کند و هم به مخاطبان خود قوت‌قلب و دلگرمی می‌دهد.

در این گزارش به چند متن آخری که تا به امروز منتشر کرده است، نگاهی می‌اندازیم.

سربازان کالسکه‌ای!

خرداد ۱۳۴۲، محمدرضا پهلوی، بابای رضا ربع پهلوی که به حمایت آمریکا و غرب از خودش مغرور بود، باتکبر، به امام خمینی گفت: «من این همه لشکر و ارتش دارم، تو با کدام ارتش می‌خواهی من را از حکومت به زیر بکشی؟!»

امام خمینی، تبسمی کرد و فرمود: «سربازان من که بخواهند تو را از مملکت بیرون کنند، امروز در گهواره هستند و شیر می‌خورند.»

و شاه، خنده مستانه سر داد و تمسخر کرد.

۱۵ سال بعد، بهمن ۱۳۵۷، همان کودکان شیرخواره، بزرگ شدند و با انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، شاه و خاندان فاسدش را از قدرت به زیر کشیدند، از ایران اخراج کردند و جمهوری اسلامی ایران را برپا ساختند.

۴۷ سال، کودکان خرداد ۴۲، که حالا جوانانی غیور بودند، کشور را در برابر همه قدرت‌های استعماری حفظ کردند و اجازه ندادند وجبی از خاک ایران عزیز، به‌دست متجاوزین و اشغالگران از صدام حسین تا آمریکا و اسرائیل بیفتد.

امروز نیز، کودکان شیرخواره، سربازان امروز خامنه‌ای عزیز، نشسته در کالسکه، زیر بمب و موشک، به میدان دفاع از وطن آمده و دشمنان ایران اسلامی را حداقل برای ۵۰ سال آینده، ناکام خواهند گذاشت.

چهل و ششمین سالگرد برقراری جمهوری اسلامی ایران

برگه سونوگرافی و عروسک صورتی

‌روایت تلخ امدادگر هلال‌احمر از یک صحنه حادثه:

وقتی به محل حمله هوایی رسیدیم، چند برگه آزمایش، سونوگرافی و یک عروسک صورتی را کنار پیکر یک خانم پیدا کردیم، عکس‌هایی که نشان می‌دادند یک فرزندی در راه است.

آخ که «پیام» سوسول بود!

سوسول اون‌جوری که نه، ولی از بس تَروتمیز و خوش تیپ بود، امثال من که «هَپَلی» بودیم و یقه لباس‌مون از چِرک شده بود عینهو چَرم، به اون‌که همیشه موهاش شونه کرده و لباساشم اتوکرده بود، می‌گفتیم سوسول.

خُب اون سال‌ها رسم نبود اون‌قدر خوش تیپ بیان مسجد!

نه بابا شوخی کردم. مثل همون شوخی‌هایی که با پیام می‌کردم.

آخ که بچه مودّب، باتربیت، باشعور و در یک کلمه، نازی بود پیام.

خیلی دوستش داشتم، ولی هیچ‌وقت روم نشد بهش بگم. شاید ازش خجالت می‌کشیدم. از حُجب و حیا، از اخلاق و رفتار قشنگش.

اون‌قدر بهش گیر دادیم که:

ـ حتی اسمت هم سوسولی‌یه ... آخه پیام هم شد اسم؟

آخر اسمش رو عوض کرد و گذاشت «حسین».

هیچ‌وقت ندیدم گوشه لب‌هاش، رو به پایین متمایل باشند. همیشه لب‌هاش به تبسمی نمکین باز بودند. زیبا و دل‌نشین.

چند سال پیش، رفتم بقّالی سر کوچه تا شکلات و پفک بخرم واسه بچه‌ام. اصلا نمی‌دونم چی شد حرفم با آقا مهدی ـ بقّال محل ـ رفت روی خاطرات قدیمی و بچه محل‌هایی که دیگه نیستند. همین‌که گفت با پیام رفیق بوده، گل از گلم شکفت و داغ دلم تازه شد. اون‌قدر که انگار همین دیروز بود خبر شهادتش رو دادند.

نه. انگار هنوز وایساده جلوم و داره می‌خنده.

نه نه. قشنگ‌تر از اون.

آقا مهدی دو سه تا خاطره معمولی از پیام گفت، ولی هیچ‌کدوم اونی که از قول باباش تعریف کرد، نمی‌شه. آقا مهدی گفت:

ـ بابای پیام چندروز پیش اومد این‌جا خرید کنه که حرف پیام اومد وسط. اون‌که داشت گریه‌اش می‌گرفت، گفت:

ـ اون روزای جنگ که همه چی کوپنی بود از جمله شکر که آزادش گیر هیشکی نمی‌اومد، پیام هر روز صبح که می‌خواست بره مدرسه، چاییش رو تلخ می‌خورد. یکی دو روز دقت کردم دیدم یه کیسه مشما آورد و چند قاشق شکری که واسه شیرین کردن چاییش بود، ریخت توی اون و گذاشت توی کمد خودش.

یه روز بهش گفتم:

ـ پیام ... باباجون، چرا این‌کار رو می‌کنی؟ چرا چاییت رو تلخ می‌خوری؟ تو که چایی شیرین خیلی دوست داری؛ که گفت:

ـ بابا ... من چاییم رو تلخ می‌خورم، عوضش سهمیه شکر خودم رو جمع می‌کنم، زیاد که شد می‌دم برای جبهه‌ها.

با تعجب گفتم:

ـ خب باباجون تو چاییت رو شیرین بخور، من هرجوری شده، چندکیلو شکر گیر میارم و از طرف تو می‌دم واسه جبهه. اصلا می‌دم خودت برو بده واسه رزمنده‌ها؛ که پیام با همون احترام همیشگی گفت:

ـ نه باباجون. من فقط می‌خوام سهم خودم رو بدم واسه جبهه.

انگار فروردین سال شصت و هفت و چندروز قبل از شهادتشه، توی «اردوگاه آناهیتا» در اطراف شهر کرمانشاه.

امان از دست پیام. از خونه که دور شده بود، زبون بازکرده بود! اصلا مگه پیام توی تهران و توی مسجد این‌جوری بود؟

آتیش می‌سوزوند. ولی قشنگ و دل‌نشین. بدون این‌که به کسی بد کنه، یا کسی از دستش ناراحت بشه.

نه خداییش! دروغ نگم، یک نفر بدجوری از دستش شاکی بود. اون‌قدر که از دستش عصبانی می‌شد و سرش داد می‌زد. کی بود؟ خب همین مسعود ده‌نمکی!

آره مسعود.

نفهمیدم چرا، پیام، راه می‌افتاد توی راه‌روی ساختمون گردان سلمان، و برای این‌که حال مسعود رو بگیره، به سبکِ نوحه‌خونی مداح‌هایی که اون روز‌ها مُد بود، شروع می‌کرد با صدای بلند خوندن:

کنارِ نعشِ ده‌نمکی

گریه می‌کنیم ما، الکی

گریه می‌کنیم ما، الکی

واویلا واویلا ... واویلا

واویلا واویلا ... واویلا

جیغ مسعود درمی‌اومد. نمی‌دونم چرا پیام حال می‌کرد حال مسعود رو بگیره!

مسعود اون‌قدر بَداخم و زُمُخت بود که برعکس پیام، گوشه لباش همیشه پایین بودند و اخم‌هاش توی هم. ولی پیام این چیزا حالیش نمی‌شد.

مطمئنم اگه الان هم مسعود این رو بخونه، باز قاط می‌زنه. خب بزنه. زورش می‌رسه، بره سر قبر پیام عربده بزنه. به من چه. من دارم خاطره اون رو می‌گم.

حسین (پیام) حاجی بابایی متولد اول فروردین ۱۳۴۸ که می‌خواست با همون «مال» اندک خودش جهاد کنه، ۲۱ فروردین ۱۳۶۷ در ارتفاعات «شاخ شمیران» غرب کشور، جان شیرینش را هم داد به راه خدا و جاودانه شد.

اگه رفتید بهشت‌زهرا (س) قطعه‌ی ۲۷ ردیف ۱۶ شماره‌ی ج، کنار مزار شهید مجید پازوکی مزار پیام رو هم زیارت کنید و ازش بخوایید دعا کنه ما هم «عاقبت به‌خیر» بشیم.

جمهوری اسلامی ایران، قائم به شخص نیست!

هر پرچمی از دست توانای سرداری بیفتد، سردار دیگری آن را برداشته و به میدان می‌شتابد. حضرت امام خمینی (ره)

یکی از اصول مهم جمهوری اسلامی ایران، از سال ۱۳۵۷ تا امروز، این است که به هیچ‌وجه قائم به شخص نبوده و نیست.

مهم‌ترین و بارزترین نمونه آن، خرداد ۱۳۶۸ است که با ارتحال امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، رهبری جوان، شجاع و مصمم، چون حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پرچم را به دست گرفت و جایگزین ایشان شد.

بدون شک، هر کشوری اگر رهبر، فرمانده کل قوا و فرماندهان ارشدش را در یک روز از دست بدهد، با شکست مواجه می‌شود و پرچم سفید تسلیم بالا خواهد برد.

پس از ترور جنایتکارانه و شهادت رهبر انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد توسط آمریکا و اسرائیل، حدود ۱۰ روز، ایران درحالی که فرماندهان نظامی خود را از دست داده بود، قویتر ازپیش، بر دشمن تاخت و میدان نبرد را به نفع خود تغییر داد.

دفاع مقدس هشت ساله، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و جنگ رمضان، به‌خوبی این موضوع را اثبات کرده‌اند، چون فرماندهان نظامی آرزوی شهادت دارند، همواره تمام توان، دانش، تجربه، تخصص و اندوخته خویش را به نیرو‌های جوان خود منتقل کرده‌اند.

به‌قولی، هر فرمانده از روی خود چند نمونه ساخته است که با شهادت او، کوچکترین خللی در ادامه مقاومت و جنگ با دشمن پیش نیاید.

این، اصلی است که حاکمان غربی و صهیونیست همواره آن را تجربه کرده‌اند ولی، چون از این اصل الهی و اسلامی غافلند، ضربات سنگین‌تری دریافت می‌کنند و نقشه‌هایشان نقش بر آب می‌شود.

به امید پیروزی جبهه اسلام بر کفر و نفاق جهانی

آتش بس یعنی چه؟!

صدام حسین حاکم بعث عراق، با خیال فتح سه روزه تهران، در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به خاک ایران تجاوز کرد و همه تخیلاتش بر باد رفت.

یک هفته بیشتر از ناکامی صدام نگذشته بود که هیاتی از کنفرانس اسلامی به ریاست حبیب شطی به ایران آمدند. وقتی آنان خدمت حضرت امام خمینی رسیدند، از ایشان خواستند تا آتش بس را بپذیرد.

امام خیلی محکم به آنان پاسخ داد و گفت: «آتش بس نه، پایان جنگ و تجاوز»

ولی آنان همچنان اصرار بر آتش بس داشتند.

امام به آنان فرمود: «اگر شما همین الان از این اتاق بروید بیرون و در مقابل دوربین‌های تلویزیون اعلام کنید که صدام متجاوز و آغازگر جنگ بوده و باید از خاک ما عقب نشینی کند، ما پایان جنگ را اعلام می‌کنیم.»

ولی آنها به هیچ‌وجه چنین کاری را نپذیرفتند و انجام ندادند.

چرا امام خمینی آتش بس را نپذیرفت؟!

آتش بس یعنی فرصت دادن به دشمن برای نفس تازه کردن، تجدید قوا و بروز کردن تجهیزات و بمب‌های خود.

اسرائیل و سوریه قریب ۶۰ سال درحال آتش بس بودند. در آن مدت، اسرائیل مدام سوریه را بمباران می‌کرد ولی سوریه حق هیچ‌گونه عکس‌العملی نداشت.

چرا؟!

چون آتش بس را پذیرفته بود.

یک سال ونیم از آتش بس دولت مسیحی لبنان با اسرائیل می‌گذرد. بیش از ۱۵۰۰ بار اسرائیل نقض آتش بس کرده و صد‌ها نفر لبنانی را کشته است. دولت لبنان، فقط اجازه دارد به سازمان ملل شکایت کند و حق هیچ عکس‌العمل و برخورد نظامی حتی با واحد‌های ارتش متجاوز اسرائیل که در برخی روستا‌های مرزی لبنان وارد شده‌اند، ندارد.

مردم غزه هم که این روز‌ها همچنان زیر آتش و بمباران کودک‌کشان صهیونیست قرار دارد، حق شلیک حتی یک گلوله سبک به سمت متجاوزین را ندارند. چون آتش بس ترامپ را پذیرفته‌اند!

این یعنی آتش بس!

تجدید قوای متجاوز، برای حملات مجدد!

حمید داودآبادی ۵ فروردین ۱۴۰۵

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۱۱۴-۱۹:۰۵

حمید داودآبادی متولد ۲۵ مهر ۱۳۴۴ در شهر تهران است، اصالت او به شهر داودآباد اراک استان مرکزی بر می‌گردد. او پس از پایان جنگ تحمیلی در سال ۱۳۶۷ ازدواج کرد و صاحب دو فرزند پسر شد. در بهمن ۱۳۵۷ برای مقابله با اعتراضات سیاسی و فرهنگی سازمان‌ها و گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی به همراه گروهی از جوانان با عنوان حزب الله در مکانی به نام چادر وحدت فعالیت می‌کردند.

داودآبادی در سال ۱۳۶۰ در سن ۱۶ سالگی به منطقه سومارکرمانشاه اعزام شد و تا پایان چنگ تحمیلی در عملیات‌هایی، چون بیت المقدس، رمضان، والفجر۸، کربلای ۱، کربلای ۵، کربلای ۸ حضور داشت. داودآبادی با حضور ۵۰ ماهه‌اش در دوران جنگ تحمیلی بار‌ها مجروح شد، ۱۴ تیر و ترکش بر بدنش اصابت کرد که همچنان به دلیل آن مصدومیت‌ها هر از چندگاه در بیمارستان بستری شده و تحت درمان قرار می‌گیرد.

او از سال ۱۳۶۶ اقدام به نوشتن و انتشار مطالب سیاسی در روزنامه کیهان و ثبت خاطرات جنگ در روزنامه جمهوری اسلامی کرد. سال ۱۳۷۰ اولین کتاب خود را با نام «یاد یاران» منتشر کرد. سه کتاب او به نام‌های «یاد یاران»، «یاد ایام»، «سید عزیز» توسط مقام معظم رهبری مورد توجه و تقریظ قرار گرفته است. از جمله آثار او می‌توان به «آسمان زیر خاک»، «از معراج برگشتگان»، «۳۷ سال»، «چادر وحدت»، «حماسه ذوالفقار»، «خاطرات انقلاب اسلامی»، «خاطرات شکنجه»، «ناگفته‌ها»، «دیدم که جانم می‌رود»، «عباس برادرم» و... اشاره کرد.

داودآبادی در سال ۱۳۶۹ یک سال دوره کارگردانی و فیلمنامه نویسی را در انجمن سینمای جوان تهران گذراند. مشاور اصلی محتوایی فیلم سینمایی «اخراجی‌ها ۱» پیرامون دفاع مقدس ساخته مسعود ده‌نمکی، بازی در فیلم «قلاده‌های طلا» ساخته ابوالقاسم طالبی از جمله فعالیت‌های هنری حمید داود آبادی است. رتبه اول در نخستین دوره جشنواره مطبوعات در سال ۱۳۷۳ از سوی فرهنگ و ارشاد اسلامی برای مدیریت صفحه از معراج برگشتگان رتبه سوم در جشنواره کتاب دفاع مقدس بهمن ۱۳۸۰ در کتاب تفحص رتبه دوم در پانزدهمین جشنواره کتاب دفاع مقدس آذر ۱۳۹۰ در رشته خاطره خودنگاشته برای کتاب از معراج برگشتگان در هشتمین جشنواره سراسری ادبیات داستانی بسیج در مهر ۱۳۹۳، از داودآبادی به عنوان نویسنده دفاع مقدس تجلیل شد.

بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
مدیرکل صمت زنجان: اجازه توقف چرخ تولید حتی یک واحد را نخواهیم داد
تاکید اسپانیا بر لغو فوری توافق همکاری اتحادیه اروپا با رژیم صهیونیستی
افزایش خطر تب کریمه‌کنگو با آغاز فصل گرما
تقویم و اوقات شرعی زنجان ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵
سنندج میزبان جشنواره امتنان از کارگران نمونه
اوقات شرعی اهواز، ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
سفارتخانه‌های ایران با هشتگ «پرشین گلف» از تاریخ خلیج فارس نوشتند
مخالفت دوباره سنای آمریکا با توقف جنگ علیه ایران
روشن ماندن چراغ آموزش در روستای خرمتا با همت معلم سقزی
دعوت هیئت دولت از مردم برای شرکت در مراسم چهلم شهید لاریجانی
تقویم روز و اوقات شرعی گیلان، ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
قدردانی از وزارت جهاد کشاورزی برای مدیریت خوب بازار در شرایط جنگ
دستگیری سارق حرفه ای در تبریز
تلفات نظامیان صهیونیست در حملات پهپادی حزب الله لبنان
برگزاری همایش نقاشی رنگین کمان تاریخ در تبریز
سیل خروشان غیرت و مقاومت در آذربایجان غربی
تأکید بر اصالت تاریخی و ابدی نام خلیج فارس در فضای مجازی
پیام قدردانی نماینده ولی فقیه در لرستان از حضور حماسی مردم در رزمایش «جانفدا برای ایران امام رضایی»
شهادت ۱۴ شهروند لبنانی در حملات رژیم صهیونیستی
افتتاح چمن مصنوعی در هادیشهر
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
بهای نفت خام به بیشترین میزان در چهار سال گذشته رسید
پرچم‌گردانی دو ملی پوش فوتبال در میدان ولیعصر (عج)
مخالفت دوباره سنای آمریکا با توقف جنگ علیه ایران
بازگشت به جنگ آثار مخربی بر غیرنظامیان خواهد داشت
«کادر فنی» و «پویش پرچم»، از شبکه ورزش
تهدید خودکفایی با احتمال مصرف گندم برای دام و طیور
تهران با دیپلماسی فعال، آمریکا را به عقب راند
دبستان شجره‌ طیبه، نماد مظلومیت و عزت ملت ایران
فراخوان مسابقه عکس خط مقدم مرهم
حتی در بدترین شرایط جنگی و اقتصادی تعدیل نیرو نخواهیم کرد
پزشکیان: ادامه محاصره دریایی غیرقابل تحمل است
پیوند‌های عمیق فرهنگی ایران و هندوستان
امارات برای گذران زندگی طلا‌های خود را حراج کرد
پیکر عبدالحمید نقره کار پیشکسوت معماری ایرانی- اسلامی به خاک سپرده شد
واکنش قالیباف به ادعای ترامپ وگنده‌گویی وزیرخزانه‌داری آمریکا
اعتماد ۸۹/۹ درصدی مردم به توان نیروهای مسلح  (۱ نظر)
ایران در آستانه پاسخ عملی به «راهزنی دریایی» آمریکا؟  (۱ نظر)
جان فدا به وسعت تاریخ  (۱ نظر)
ادامه افزایش قیمت جهانی نفت  (۱ نظر)
تاخیر در تحویل خودروی سهند اس مشتریان را سردرگم کرد  (۱ نظر)
ارائه خدمات رایگان ۷۰ مرکز مشاوره و روانشناسی به همدانی‌ها  (۱ نظر)