پخش زنده
امروز: -
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی با تاکید بر اینکه هیچ اختلاف نظری در کشور یا در تیم مذاکرهکننده وجود ندارد گفت: همه در جمهوری اسلامی ایران متفق القول هستند که از همه ابزارها برای تأمین منافع ملی ایران، امنیت و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی استفاده کنند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، آقای دهقانی فیروزآبادی، در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تحلیل اخبار و مسائل مرتبط با جنگ پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: مهمترین خبری که الان بحث آن داغ هم است، بحث سفر آقای عراقچی به اسلام آباد پاکستان است که بعد از آن به مسقط و عمان و بعد به مسکو در روسیه خواهد رفت. فارغ از اینکه رسانههای مختلف چه تحلیلهایی راجع به این سفر دارند انجام میدهند، به نظر میرسد یک سفر منطقهای ازپیش برنامه ریزی شده است که دارد اتفاق میافتد. به صورت کلی اهداف سفر هم مطرح شده است، تحلیل شما از این سفر در این مقطع چه است؟
دهقانی فیروزآبادی: همانطور که اشاره کردید قبل از سفر آقای دکتر عراقچی به اسلام آباد هم خود ایشان هدف از این سفر را اعلام کردند و هم سخنگوی وزارت امور خارجه، که این سفر در چارچوب رایزنیهای دوجانبه بخصوص با همسایههای کشور ما صورت میگیرد. با توجه به اینکه اسلام آباد هم میزبان دور اول مذاکرات ایران و امریکا بوده است، گمانه زنیها و خبرسازیهایی از طرف امریکاییها دارد صورت میگیرد که خلاف اهدافی است که اعلام شده است. این بیشتر در چارچوب تبادل نظر درخصوص مسائل دوجانبه منطقه و البته طبعاً جنگ و منطقه و آتش بس و اینها هم با طرف پاکستانی مطرح میشود. در این گفتوگوها با توجه به اینکه میانجی است و ممکن است فهم و دریافت خودش از مذاکره دوجانبه را به اطلاع طرف امریکایی برساند، ما نمیدانیم و احتمال آن است، اما اینکه بگوییم ادامه مذاکرات قبلی است و قبل از آن هم خبرسازی های کذبی شده بود.
در خصوص اختلاف نظر در کشور و در تیم مذاکره کننده، این با قاطعیت تکذیب شد که اصلاً اینطور نبوده است. الحمدالله ایران با زبان و دست واحد در همه امور چه در میدان جنگ و چه در میدان دیپلماسی عمل میکند، تحت فرماندهی واحد و هیچ اختلاف نظری وجود ندارد، همه در جمهوری اسلامی ایران متفق القول هستند که از همه ابزارها برای تأمین منافع ملی ایران و امنیت و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی استفاده میکنند؛ بنابراین آن بیشتر برای رایزنیهای دوجانبه و منطقهای است و همچنین بعد از این سفر، سفر به مسقط و مسکو است؛ بنابراین اینکه مسائل منطقهای که مهمترین آن جنگ و آتش بس است مورد تبادل نظر قرار میگیرد، طبیعی است و احتمالاً در مسقط در مورد تنگه هرمز رایزنی و مشورت خواهد شد برای اینکه ما پیشنهادهایی به طرف عمانی دادهایم. درخصوص روابط ما با روسیه و مسکو که یک روابط راهبردی همیشه بوده و است. فضاسازیها و خبرسازیهای کذبی شده است و میشود ولی به نظر من در چارچوب همان تعاملات متعارفی است که در زمانهای بحران و جنگ ضرورت آن بیشتر است.
قاعدتاً انتظار میرود که دیپلماسی ما در زمان بحران و جنگ به طور کلی فعال شود، ابتکاری و خلاق باشد. نکته اینکه تا صحبت از دیپلماسی میشود خیلیها ممکن است فکر کنند فقط مذاکره آن هم فقط با امریکا یعنی دیپلماسی، در صورتی که اصلاً تعریف دیپلماسی این نیست اتفاقاً دیپلماسی یعنی اینکه سبد دیپلماسی را بتوانیم گسترده تعریف کنیم که شامل یک کشور و عده خاصی نشود؛ بنابراین کاملاً طبیعی است که وزیر امور خارجه به عنوان مسئول دستگاه دیپلماسی در یک شرایطی که ایجاب میکند ما مسئولیت و رایزنی و تبادل نظر داشته باشیم، براساس همسایگی و هم مسائل منطقهای که برای ایران خیلی مهم است؛ بنابراین ما باید از همه ابزارهایی که داریم استفاده کنیم برای اعمال حاکمیت سرزمینی مان به تأمین منافع ملی مان که بخش عمده آن به روابط دوجانبهای که وجود دارد مربوط میشود.
سؤال: هم اکنون که این آتش بس از سمت امریکاییها تمدید شده است، امریکاییها در این مدت دو اتفاق را رقم زدهاند که تعبیر خیلیها این بود که این یک نوع عقب نشینی است. چه آتش بس اولیهای که اتفاق افتاد و چه این آتش بسی که تمدید شد. در این شرایط که نه شرایط جنگی است و نه شرایط صلح است، برنامه امریکاییها چه است. برخی این را مطرح میکنند که امریکاییها نه اینکه ما بگوییم، الان رسانههای امریکایی هم مطرح میکنند که به نظر میرسد که نه راه پس دارند و نه راه پیش. فکر میکنید الان جلوی پای امریکاییها راه پس و پیشی نیست و به همین دلیل راهبرد ایجاد تفرقه و نفاق را دنبال میکنند؟
دهقانی فیروزآبادی: درخصوص تمدید آتش بس، به طور کلی جنگ تجاوزکارانهای که علیه ما شروع شد، خیلی از تحلیلگران امریکایی و غربی مهمترین انتقادی که به ترامپ میکردند و الان هم میکنم اینکه اساساً برای این حمله نظامی هدفی مشخص نشده بود یا اگر هدفگذاریهایی هم بوده است به آن نرسیدهاند. انتقاد این است که راهبرد مشخصی برای جنگ وجود نداشته باشد و مهمتر از آن راهبرد خروجی ترامپ ندارد و دنبال این است که دستاوردسازی از این جنگ کند که بتواند به افکار عمومی امریکا بگوید که ما جنگی را آغاز کردهایم و با این دستاوردها پایان دادهایم. آتش بسی را اعلام کردند و آن را تمدید کردند نکته مهم اینکه آن ناکارآمدی و ناکامی که امریکاییها در هدفگذاری جنگ داشتند را میخواهند به ایران منتقل کنند.
یعنی ناکامی و عدم راهبردی که داشتند حداقل الان تحلیل و فرضیه این است که ترامپ راه خروجی ندارد و میخواهد آبرومندانه از این بحران و اقدام ناموفقی که به نظر من داشته است خارج شود و میگوید در ایران ما نمیدانیم با چه کسی باید مذاکره کنیم و من وقت میدهم که آنها به جمع بندی برسند. درحالی که اگر ما بخواهیم واقع بینانه صحبت کنیم در ایران کاملاً مشخص است. چون ما هم وحدت رهبری و وحدت فرماندهی و همه ارکان نظام متفق القول هستند، چه در زمان جنگ و چه در زمان دیپلماسی. اگر قرار باشد مذاکرهای باشد کاملاً هم زبان و همدل و همکاری صورت میگیرد، اگر قرار باشد نشود هم که اینگونه است؛ بنابراین سطح مذاکره کننده اگر ما تشخیص میدهیم در چه سطحی باشد ما اعلام میکنیم؛ بنابراین یک بحث اینکه ترامپ میخواهد ناکارآمدی خودش را به ما منتقل کند. یک بحث دیگر که الان وجود دارد این است که براساس قطعنامه اختیارات جنگی که کنگره باید به رئیس جمهور امریکا بدهد ۶۰ روز بیشتر نیست که این ۶۰ روز تا سه شنبه پایان پیدا میکند.
آن هم الان یک شرایط بحرانی برای امریکا ایجاد کرده است که یا باید مجوز کنگره را بگیرد، یا پایان جنگ را اعلام کند، یا یک ۳۰ روز دیگری اعلام کند برای اینکه خروج امن داشته باشد. ما باید این را مدنظر داشته باشیم که در این فرصتی که ایجاد میکند تحلیل من این است که فکر میکند در این فرصت ایران به توافقی که او میخواهد تن میدهد یا او یک دستاوردسازی برای خودش ایجاد میکند که بتواند در این ۳۰ روز اعلام خروج امن کند؛ بنابراین حداقل براساس اصولی که ما در روابط بین الملل داریم اینکه ترامپ در این شرایط محاصره دریایی و شرایطی که وجود دارد، مثلاً اعلام خروج امن نیروهایش را کند، این یک سناریویی است که میتوانیم بگوییم خوش بینانه است، چون الان دارد روی محاصره مانور میدهد. یک سناریوی بدبینانهای که میشود تصور کرد که باید مواظب این باشیم و باید آمادگی کامل داشته باشیم، اینکه تا این سه روزی که تا روز سه شنبه مانده است دست به اقدامات ترکیبی بزند. یعنی وقتی میخواهد اعلام پیروزی برای خودش بکند مثلاً خطر این وجود دارد که دست به ترور رهبران سیاسی و فرماندهها بزند یا به سواحل جنوبی ما حمله کند و برخی از زیرساختها را بزند که باید این را مدنظر کرد.
او اعلام آتش بس کرده است و ما اعلام آتش بس نکردهایم، یعنی ما الان در شرایط جنگی هستیم و اصل هم بر این است حالا او برای خودش طراحی میکند و ما هم برای خودمان طراحی میکنیم. من فکر میکنم ما الان باید در پس ذهن مان این گزینه را داشته باشیم و آمادگی داشته باشیم که داریم و تردیدی نداریم که نیروهای مدافع ایران اصل را بر این گذاشتهاند و همانطور که در ۴۰ روز جنگ نشان دادند با تمام قدرت و انگشت روی ماشه عمل میکنند، بنابراین این را حتماً باید مدنظر داشته باشیم فارغ از اینکه ترامپ چه مواضعی میگیرد. نکته دیگر اینکه اساساً محاصره دریایی یک عمل تجاوزکارانه است، یعنی این خودش نقض آتش بس است و اصل تجاوز است. طبق بند جیم ماده ۳ قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل، صراحتاً محاصره دریایی و بنادر کشورها جزء عمل تجاوز تعریف میشود؛ بنابراین این هم براساس ماده ۵۱ منشور ما حق دفاع از خود را داریم حتی تا الان هم اگر عمل متقابلی انجام ندادهایم، خویشتنداری کردهایم وگرنه این خودش یک عمل تجاوزکارانه است، نه براساس تفسیری که ما داریم تصریح قطعنامه است پس باید به این هم توجه داشته باشیم که یک گزینه خوش بینانه داشته باشیم، استمرار وضع موجود یا یک گزینهای که ممکن است، چون یکی از ویژگیهای امریکا و به ویژه ترامپ این است که دیگران را توصیه به رعایت حقوق بین الملل میکنند ولی خودشان همه موازین حقوقی را زیرپا میگذارند که برای نظام بین الملل جالب است.
سؤال: طبق این اعلامی که این سایتهای رصد راجع به تردد شناورها در نقاط مختلف دنیا ارائه میکنند اشاره میکند که شناورهای تحت مالکیت یا وابسته به ایران تا الان حداقل از آغاز محاصره ۱۰ میلیون بشکه نفت را از آنجا عبور دادهاند. حتی عبور از آبهای سرزمینی هند و پاکستان که شناورها باید از آن محدوده آبهای سرزمینی عبور کند کسی نمیتواند به آن تعرض کند این پیوسته است به آبهای سرزمینی ایران؟
دهقانی فیروزآبادی: اینکه محاصره چقدر عملی است و چقدر میتوانند اعمال کنند، چون شناورهایشان به حوزه دریای عمان و خلیج فارس که نمیتوانند نزدیک شوند، چون خودشان در معرض خطر قرار میگیرند. اینکه چقدر این موفق بوده است یک بحث است، اینکه به لحاظ حقوق بین المللی و منشور ملل متحد یک عمل متجاوزانه است یک بحث دیگری است. تردیدی وجود ندارد که موفق نبوده است ولی اینکه خودش صراحتاً اعلام میکند که محاصره دریایی انجام میدهیم خودش یک عمل تجاوزکارانه است. یا همین که اعلام کردهاند که زیرساختهای ایران را میخواهیم بزنیم، زدن اعلام اینکه ما میخواهیم زیرساختها و نیروگاهها را بزنیم خودش یک جنایت جنگی محسوب میشود؛ بنابراین کاملاً عرض من این بود که نه اینکه موفق بودهاند، بنده میگویم حتی اعلامی که شما بگویید من محاصره میکنم خودش یک عمل تجاوزگرانه محسوب میشود و خیلی به آتش بس خودخوانده و خوداعلامی هم که کردهاند پایبند نبودهاند. از این کشورها و از این افراد انتظار بیشتر از این هم نیست.
سؤال: ماجرای تنگه هرمز ماجرای عجیبی است، یعنی شاید پیش از کنترل هوشمند تنگه هرمزی که ایران اعلام کرد و پیش از آغاز جنگ که به ترامپ گفته میشد که لقمه ایران لقمه بزرگتر از دهانت است که میخواهید بردارید، شاید تصور این بود که این لقمه را صرفاً در نبرد و میدان و موازنه قدرت نظامی دارند میگویند که خیلی او به ارتش خودش مینازد ولی الان متوجه شده است که ممکن است یک جایی گلوی تو گرفته شود که اصلاً فکرش را نمیکردی و آن تنگه هرمز است. برای تنگه هرمز الان به تعبیر خیلیها اعتقاد بر این است الان بمب هستهای و اتمی ایران که دنیا راجع به آن اظهار نگرانی میکرد، تنگه هرمز است. یعنی کارایی و کاربرد آن از دهها بمب اتم برای ایران بیشتر است و با این تنگه میتواند روابط اش را با کشورهای منطقه و اروپا تنظیم کند و حتی میتواند تحریم هایش را با تنگه هرمز بردارد و یکی از بحثهایی که گفته میشد ایران نیازی نمیبیند که بخواهد راجع به موضوع هسته مذاکره کند، الان با تنگه هرمز در روابط دوجانبه با کشورهایی که به تحریم امریکاییها تمکین میکنند، میتواند تحریم هایش را بردارد. یعنی هر کشوری که ایران را تحریم میکند، ایران میگوید من هم اجازه تردد به تو را نمیدهم و اگر بخواهید تردد داشته باشید تحریمها را بردارید. تنگه هرمز مؤلفه پربرکتی است و همه مردم راجع به قضیه تنگه هرمز حساسیت عجیبی پیدا کردهاند. حفظ این تنگه برای ما بسیار ارزشمند است، این ارزش تنگه هرمز چقدر است و نگه داشتن آن برای ما چقدر ارزشمند است؟
دهقانی فیروزآبادی: حداقل یکی دو بار وقتی از ترامپ سؤال کردند که چه چیزهایی در این جنگ شگفتی بود، یکی از موارد این بود که ما فکر نمیکردیم ایران تنگه هرمز را ببندد و یک جا هم گفته بود کسی به من نگفته است، حداقل ما گفته بودیم. صراحتاً ما اعلام کرده بودیم که اگر جنگ رخ بدهد به صورت طبیعی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران میرود، این را توجه داشته باشیم، من دیدم دوستان عرب ما در کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس، در مناظراتی که دارند میگویند ایران به همسایگانش حمله کرده است. وقتی شما در یک انبار پنبهای آتش میاندازید، آنجایی که فکر میکنید باقی نمیماند، بخصوص اگر باد و طوفان هم باشد. جنگی که شما علیه ما راه میاندازید و شواهد هم نشان میدهد که در این جنگ مشارکت داشتهاند.
وقتی رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا رسماً اعلام میکند و از ۵ کشوری که در جنگ مشارکت داشتهاند تشکر میکند، شما چطور میگویید مشارکت نداشتهایم، یا حداقل یکی از آنها تکذیب میکرد؛ بنابراین اینها شگفتیهایی بود که خیلی شگفتی نبود و طبیعی بود. اگر ما تا الان خویشتنداری میکردیم یعنی از یک پایگاه نظامی که خود شهروندان و دولت آن کشور مطبوع حق ندارد وارد آنجا شود به ما حمله میشود، شما نمیتوانید بگویید، الان این بخشی از حاکمیت شما است، وقتی شما حاکمیت دارید حداقل این است که نگذارید. حاکمیت یعنی اینکه اقتداری بالاتر از دولت نباشد پس به دولت متجاوز میتوانید بگویید از خاک شما استفاده نکند؛ بنابراین تنگه هرمز در این جنگ ژئوپلتیک ایران حداقل در مقابل تکنولوژی دشمن موازنه ایجاد کرد و آن ظرفیتهای استراتژیک یا عمق استراتژیکی که ما داشتیم که تاریخ و فرهنگ و جغرافیای ما هم درهم تنیده شد، شگفتی دیگری بود هم برای ما و هم برای دشمن، دشمنی که فکر میکرد عمق استراتژیک ایران عمق استراتژیک محور مقاومت است که هست، ولی مهمتر از آن ایران به لحاظ ژئوپلتیک عمق استراتژیک دارد و این فعال شد که بالقوه بود و بالفعل شد.
اما باید توجه داشته باشیم که از ذخایر استراتژیک و ژئوپلتیک به هنگام، به موقع، به جا و بهینه استفاده کرد، نه کم، نه بیش؛ بسیار مهم است. تا کنون از آن هوشمندانه استفاده کردیم، از این به بعد هم باید تلاش کنیم که این را کماکان به عنوان یک عامل مهم قدرت ملی حفظ کنیم و اتفاقاً آنجا کار دیپلماسی شروع میشود که چگونه ما این ظرفیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک را به دستاوردهای سیاسی و اقتصادی تبدیل کنیم. یک بخشی از آن از طریق دیپلماسی است؛ به خصوص دیپلماسی حقوق بینالمللی که واقعاً برای جمهوری اسلامی ایران حیاتی و ضروری است که چگونه ما میتوانیم شرایط موجودی که الان در شرایط جنگ است، به یک دستاورد و سرمایه ملی پایدار تبدیل کنیم که آن از طریق دیپلماسی حقوق بینالملل امکانپذیر است. به لحاظ حقوق بینالمللی، الان اختلاف وجود دارد، ما یک تفسیری از وضعیت تنگه هرمز داریم، آمریکا و کشورهای غربی تفسیر دیگری دارند. تفسیر ما این است که بر اساس دو کنوانسیون حقوق دریاها؛ ۱۹۵۸ و ۱۹۸۲ ژنو؛ ۱۹۵۸ بر اساس عبور بیضرر است، ۱۹۸۲ بر اساس عبور ترانزیت است.
ما هر دوی اینها را امضا کردیم، هیچ کدام را تصویب نکردیم، حتی آن یکی هم قبل از انقلاب بوده، به خاطر حق تحفظها یا تفسیری که داشتیم مبنی بر این که اگر عبور بیضرر باشد که تردیدی نیست،، چون ۱۹۸۲ آمده یک تفسیر دیگری کرده، عبور ترانزیت را جایگزین کرده، بر اساس عبور بیضرر که طبیعتاً کسانی که میخواهند از اینجا (تردد کنند) حتی اگر تنگه بینالمللی هم باشد باید ضرر و زیان به ما نرسانند، طبیعتاً دشمن که اصلش، ضرر و زیان است. در مورد عبور ترانزیت هم غربیها میگویند عرفی شده، ما معتقدیم قراردادی است، عرفی نشده. در همه مواضع، تفسیرها و بیانیههایی هم که دادیم به این اذعان کردیم، حتی بر اساس کنوانسیون ۱۹۸۲ هم ما آنجا طبق مفاد آن، میتوانیم برای تأمین امنیت، حفظ محیط زیست، ارائه خدمات و تأمین امنیت از کسانی که از آنجا عبور میکنند وجهی را دریافت کنیم.
سؤال: ولی آن چه مسلم است این است که این تنگه تحت هیچ شرایطی، حتی برخی کارشناسان پشت همین میز وقتی صحبت میکنند، میگویند حتی اگر در مذاکراتی هم راجع به تنگه هرمز صحبت میشود، حتی اجازه تردد موقت بدون اعمال کنترل را هم ایران نباید بپذیرد، چون این باعث میشود که این رویه به هم بخورد؛ اصلا و ابدا تحت هیچ شرایطی. حتی ایران سر تنگه هرمز با محاصره هم کارتش را مقابل هم قرار نداد.
دهقانی فیروزآبادی: برای این باید مبنای حقوقی و مشروع ایجاد کنیم. کاری که ایران میکند؛ ۱- اصلاً خلاف قاعده بینالمللی حتی بر اساس کنوانسیونهای مذکور نیست، البته با تفسیری که عرض کردم؛ یعنی این که شما خدمات عرضه کنید، امنیت تأمین کنید، بگذارید و نکته مهم دیگر این که ما رژیم جدیدی را نمیخواهیم تعریف کنیم. این را هم باید توجه داشته باشیم؛ اصلاً بر اساس اصل تغییر و تحول بنیادین اوضاع و احوال، اساساً تفسیر خود غربیها هم که میگویند تنگه، یک تنگه بینالمللی است. میخواهم بگویم با توجه به این که از این تنگه به عنوان یک ممری برای تجاوز و حمله به ایران استفاده شده، اگر فرض کنیم که بینالمللی هم بوده، الان شرایط آن متفاوت شده که برای رفع تهدید و تجاوز و تأمین امنیت خود میتوانیم از آنجا یک مدیریتی اعمال کنیم.
سؤال: موضوع خیلی مهمی هم که در همان اوایل جنگ هم کم و بیش به آن پرداخته شد؛ بحث ماجرای اپستین بود که گفته میشد یکی از دلایلی که آمریکاییها وارد این ماجرا شدند برای این بود که اذهان دنیا را منحرف کنند از آن پرونده و جنگ ایران بالا بیاید که البته بماند همسر ترامپ وقتی آمد بعد از ماجرای آتشبس راجع به اپستین صحبت کرد، گفتند که آن قدر افتضاح آمریکاییها در جنگ با ایران بالا بوده که برای منحرف کردن افکار عمومی دنیا دوباره اپستین را مطرح میکنند. میشود راجع به جایگاه این پرونده در سیاست خارجی آمریکا صحبت کرد که چقدر نقش دارد؟
دهقانی فیروزآبادی: به صورت کلی؛ یکی از بحثهایی که در سیاست خارجی کشورها به ویژه آمریکا است این است که بعضی وقتها برای سرپوش گذاشتن روی مسائل سیاست داخلی، اقدام به یک عمل سیاست خارجی میکنند، بهخصوص جنگ، من قبل از این که حتی جنگ ۱۲ روزه هم شروع شود، حداقل در بعضی از جلسات که با دوستان صحبت میکردیم، اتفاقاً این بود و آنجا ما میگفتیم، حداقل من این فرضیه را مطرح کردم که بعید نیست ترامپ برای این که این افکار عمومی آمریکا را منحرف کند از آن قضایای اپستین، یک اقدام خارجی را انجام دهد که دوستان هم گفتند احتمال آن وجود دارد. اولاً یک اصلی در سیاست خارجی است وقتی یک رهبر و رئیس جمهوری با یک مشکلات داخلی مواجه میشود، یکی از کارهایی که معمولاً انجام میدهند؛ این است که یک اقدام خارجی انجام دهند در سیاست خارجی که آن تحتالشعاع قرار بگیرد.
سؤال: شما هم معتقدید پس در دیپلماسی و سیاست خارجی آمریکاییها این ماجرا نقش داشته است؟
دهقانی فیروزآبادی: بله، یک اصلی است معمولاً این طور است، یا گاهی گفته میشود بعضی از کشورها برای این که وحدت و انسجام ملی درست کنند اقدام به جنگ میکنند، در واقع حول یک پرچم جمع شوند. در آمریکا و سیاست خارجی آن، نه تنها بعید نیست، احتمال آن هم زیاد است.