پخش زنده
امروز: -
اردیبهشت ۵۹ آمریکاییها برای حمله نظامی به ایران عملیاتی به نام «پنچه عقاب» تدارک دیده بودند، اما هیمنه و ابهت پوشالی آنان زیر شنهای طبس دفن شد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز یزد، حادثه طبس در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ که منجر به زمینگیر شدن نیروهای نظامی ایالات متحده و ناکامی عملیات نجات گروگانهای امریکایی شد برگ دیگری از شکستهای امریکاست. حادثه روزهای اخیر ارتش آمریکا در جنوب اصفهان و ساقط شدن و انهدام هواپیماها و هواگردهای آمریکایی بار دیگر حادثه همچون طبس را برای جهانیان متبادر ساخت.
تحلیل مجله تایم از شکست امریکا در طبس
مجله هفتگی تایم در می ۱۹۸۰، در مقالهای تحت عنوان «شکست در صحرا»، با اشاره به شکست خفتبار امریکا در ویتنام، شکست امریکا در طبس را نمونهای دیگر از زبونی ارتش امریکا دانست و نوشت: برای کارتر به طور اخص و برای امریکا به طور اعم، ماجرایی که در صحرای طبس اتفاق افتاد یک شکست نظامی، دیپلماتیک و سیاسی بود. یک بار ارتش مسلط و پرقدرتش در ویتنام، درحالی که از پای میافتاد و به خود میپیچید، به زبونی و بیچارگی افتاد و حالا به نظر میرسد که قادر نیست حتی زمانی که هیچ دشمنی نمیداند آنها در آنجا هستند و علیرغم چهارماه تمرین مداوم، حتی هواپیماها را از برخورد با یکدیگر حفظ کند.»
فرودگاه مخفی امریکاییها در خاک ایران
نقشه این فرودگاه دور افتاده در کاغذهای محمود جعفریان ـ از طرفداران و استراتژیستهای شاه ـ پیدا شده بود. محمود جعفریان یکسال پیش از عملیات نجات گروگانها، توسط نیروهای انقلابی اعدام شد. زمانی که او توسط نیروهای انقلابی دستگیر میشد، تلاش میکرد که نقشهها را بسوزاند. جعفریان به کسانی که او را دستگیر کرده بودند، گفت: «این محل توسط سازمان سیا و با نظارت شاه برای استفادههای ضروری و لازم ساخته شده است».
نیروی هوایی ایران قصد تخریب این محل را داشته است؛ اما به علت مسائل پیچیده درون کشور هیچ اقدامی نسبت به این فرودگاه مخفی انجام نشد. وقتی که یک افسر ایرانی در تصمیمش مبنی بر تخریب آن پافشاری کرد، یکی از مقامات ارشد به او گفت: «آمریکاییها باید بدانند که چنین محلی کشف شده است و بنابراین نباید به فکر استفاده از آن باشند».
وقتی کارتر به یاد خلیج خوکها افتاد
نجاتدهندگان میبایست در مرحله اول خود را نجات میدادند؛ آنها سوار هواپیماهای سی ـ ۱۳۰ باقی مانده شدند و پا به فرار گذاشتند؛ اما در ساعت ۲۱/ ۶ (به وقت واشنگتن) بود که کارتر از حادثه وجزییات آن با خبر شد. در ساعت ۷/۳۰ دقیقه بعدازظهر (به وقت واشنگتن) کلمه «رسید» دریافت شد؛ یعنی تیم عملیات در خارج از ایران در حال پرواز بودند.
در ساعت ۲ بامداد جمعه (به وقت واشنگتن) کارتر از کارمندانش تقاضای تهیهی یک کپی از اظهارات «جان ـ اف ـ کندی» دربارهی اشغال نافرجام خلیج خوکها (در کوبا) را کرد.
روزی که امریکا فرو ریخت
در ساعت ۱ بامداد ۲۵ آوریل کاخ سفید بیانیهای صادر کرد و کارتر نیز با ظاهر شدن در دوربین تلویزیون شخصاً مسئولیت شکست عملیات را برعهده گرفت. متعاقب این شکست مفتضحانه بود که؛ گروگانها در نقاط مختلف ایران پراکنده شدند تا از دسترس آمریکاییها دور بمانند هشت تفنگدار آمریکایی کشته شد و پنج نفر زخمی شدند. متحدان آمریکایی که در مجازات اقتصادی ایران، با آمریکاییها همکاری کرده بودند به شرط اینکه اقدام نظامی صورت نگیرد، به آمریکاییها بیاعتماد شدند. شهرت نظامی آمریکا صدمه ویرانکنندهای دید. مهمتر از همه شکست سیاسی کارتر بود که شانس هرگونه پیروزی در انتخابات بعدی را از دست داد، و روحیهی ملی آمریکاییها تحقیر شد.
خدای آنها قویتر از هلیکوپترهای ما بود
روزی ادواردو آنیلی (مهدی) برای بازدید از یک کارخانه هلیکوپترسازی به آمریکا رفته بود. مقامات کارخانه و ژنرالهای ارتش ایالات متحده برایش توضیح میدادند تا به هلیکوپتری رسیدند که در موردش گفته شد: «همه فنآوریهای برتر دنیا در آن جمع است و پیشرفتهتر از آن ساخته نشده و از همان گونهای است که در جریان واقعه طبس به کار رفت.»
مهدی با طعنه گفت: «در طبس که این هلیکوپترهای آمریکایی شکست خوردند و زمینگیر شدند!» ژنرال آمریکایی با سرشکستگی پاسخ داد: «خدای آنها قویتر از هلیکوپترهای ما بود!» مهدی بعدها به دوستانش گفته بود: «با تمام سختیها و مسائلی که بر من وارد میشود، گاهی که با چنین صحنهها و جملههایی مواجه میشوم برای ادامه راه نیرو میگیرم.»
همکاران ایرانی و جاسوسهای میدانی
برژینسکی درباره همکاری عوامل ایرانی در مسأله گروگانها مینویسد: «ایالات متحده برای انجام این اقدام نظامی نیاز به همکاری عوامل ایرانی خود در ایران داشت که با سازماندهی ترنر و همکاران او در سازمان سیا فراهم شد. همکاری آنها که شناخت کاملی از لانه جاسوسی داشتند، اطلاعات مهمی از محل دقیق هر کدام از گروگانها، تعداد محافظان و خصوصیات آنها و برنامه روزانه گروگانها و محافظان را در اختیار آمریکا میگذارد» >
عوامل غیر ایرانی هم که قبلاً به عناوین مختلفی نظیر بازرگانی و خبرنگاری به ایران رفت و آمد میکردند؛ اطلاعات دقیقی در زمینه محافظان گروگانها در اختیار دولت آمریکا گذاشته بودند.
عملیات نجات یا حمله نظامی
چند ماه پس از افتضاح آمریکا در دشت کویر (طبس)، عدهای از ایرانیان نظامی و غیر نظامی که موفق شده بودند از کشور خود بگریزند و به هم میهنان سرگردان خویش (در خارج) بپیوندند، به تدریج آغاز به سخن کردند... آنها میگفتند در بیشتر عملیاتی که به واقعهی صحرای طبس منتهی شده بود؛ شرکت داشتند... به گفتۀ آنان پیاده شدن آمریکاییها در طبس برای نجات گروگانها نبود، بلکه برای انجام یک شورش بود. چون حمله (مستقیم و گستردهی) نظامی آمریکا به ایران در آن زمان به صلاح نبود؛ میبایست از درون کشور انفجاری رخ دهد. هواپیماهای سی ـ ۱۳۰ و هلی کوپترهای آر. اچ.۵۳ برای تهیهی چنین انفجاری در دشت کویر ایران بر زمین نشسته بودند. هدف تحویل تسلیحات فوق مدرن برای یک جنگ چریکی وسیع و سراسری به گروهی از افسران وفادار به شاه بود.